🏵پارچ آب طلايي
ارتفاع: 16 سانتیمتر، قطر: 9.4 سانتیمتر
قدمت: نیمهی دوم سده ی دهم میلادی (آل بویه)
محل نگهداری: بنیاد آرتور سکلر
🏺 @archteam2016
ارتفاع: 16 سانتیمتر، قطر: 9.4 سانتیمتر
قدمت: نیمهی دوم سده ی دهم میلادی (آل بویه)
محل نگهداری: بنیاد آرتور سکلر
🏺 @archteam2016
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ريتون فوق نمونه اي از صدها جعليست كه به تقليد از ريتون طلاي هخامنشي جعل شده است كه نمونه اصلي را در زير مشاهده ميكنيد.
جنس ريتون فوق حتى طلا نيز نبوده و برنز ميباشد.
🏺 @archteam2016
جنس ريتون فوق حتى طلا نيز نبوده و برنز ميباشد.
🏺 @archteam2016
🎗🕴یکی از بناها و دستسازهای عجیب و ناشناختهای دنیا مجسمه بزرگ بودای «لیشان» است. این مجسمه، بزرگترین مجسمه بودا در جهان است که از سنگ تراشیده شده و در شهر “لیشان” در جنوب استان سیچوان کشور چین قرار دارد . این بنا در کوهستان امی در کنار یک رودخانه بنا شده و به عنوان بزرگترین بنای سنگی بودا و نخستین پرستشگاه بودایی در چین شناخته می شود و یکی از مهم ترین مکانهای مقدس بودائیسم است.
تندیس عظیمالجثه بودا ۷۱ متر ارتفاع دارد که به صورت نشسته ساختهشده شانههای بودا در این تندیس ۲۸ متر است و در روی پاهای که هر کدام ۸٫۵ متر طول است ۱۰۰ نفر جای میگیرند. گفتنی است که با زلزله ۲۰۰۸ میلادی در چین کوچکترین آسیبی به این مجسمه وارد نشده بود. این مجسمه در در دوران سلسله تانگ در سال های (۹۰۷-۶۱۸م) ساخته شده بود و تندیس بودا در سال ۱۹۶۹ به عنوان میراث جهانی در یونسکو به ثبت رسید.
تقریبا تمام مدت قرن هشتم میلادی صرف ساختن مجسمه بزرگ بودای «لیشان» شد. این مجسمه غول پیکر اگرچه دور از ذهن و دید بسیاری از مسافران و گردشگران قرار دارد اما هنوز هم به عنوان یکی از بزرگترین مجسمههای بودای جهان محسوب میشود. عظمت و بزرگی این مجسمه به قدری است که میتوان هر یک از اعضای بدن آن را با بناهایی بزرگ مقایسه کرد. به عنوان مثال؛ گوشهای مجسمه که هریک به تنهایی ۲۳ فوت طول داشته و به اندازه یک ساختمان دو طبقهاند و یا کوچکترین انگشت پای آن که مکانی کاملا مناسب برای نشستن و استراحت کردن است. گذشته از همه اینها باید به هزار و ۲۱ شبکه مویی پیچ در پیچ قسمت سر مجسمه اشاره کرد که شبکه آبیاری پنهان و مخفیای را برای حفاظت از مجسمه به وجود آورده است.
این تندیس که به آن سد هم گفته میشود، در محل تلاقی دو رودخانه و در دل رشته کوه شهر لیشان ساخته شده است و به کوه بودا نیز شهره است. بر همین اساس ضرب المثل محلی وجود دارد که میگوید: کوه یک بودا است و بودا یک کوه است.
🏺 @archteam2016
تندیس عظیمالجثه بودا ۷۱ متر ارتفاع دارد که به صورت نشسته ساختهشده شانههای بودا در این تندیس ۲۸ متر است و در روی پاهای که هر کدام ۸٫۵ متر طول است ۱۰۰ نفر جای میگیرند. گفتنی است که با زلزله ۲۰۰۸ میلادی در چین کوچکترین آسیبی به این مجسمه وارد نشده بود. این مجسمه در در دوران سلسله تانگ در سال های (۹۰۷-۶۱۸م) ساخته شده بود و تندیس بودا در سال ۱۹۶۹ به عنوان میراث جهانی در یونسکو به ثبت رسید.
تقریبا تمام مدت قرن هشتم میلادی صرف ساختن مجسمه بزرگ بودای «لیشان» شد. این مجسمه غول پیکر اگرچه دور از ذهن و دید بسیاری از مسافران و گردشگران قرار دارد اما هنوز هم به عنوان یکی از بزرگترین مجسمههای بودای جهان محسوب میشود. عظمت و بزرگی این مجسمه به قدری است که میتوان هر یک از اعضای بدن آن را با بناهایی بزرگ مقایسه کرد. به عنوان مثال؛ گوشهای مجسمه که هریک به تنهایی ۲۳ فوت طول داشته و به اندازه یک ساختمان دو طبقهاند و یا کوچکترین انگشت پای آن که مکانی کاملا مناسب برای نشستن و استراحت کردن است. گذشته از همه اینها باید به هزار و ۲۱ شبکه مویی پیچ در پیچ قسمت سر مجسمه اشاره کرد که شبکه آبیاری پنهان و مخفیای را برای حفاظت از مجسمه به وجود آورده است.
این تندیس که به آن سد هم گفته میشود، در محل تلاقی دو رودخانه و در دل رشته کوه شهر لیشان ساخته شده است و به کوه بودا نیز شهره است. بر همین اساس ضرب المثل محلی وجود دارد که میگوید: کوه یک بودا است و بودا یک کوه است.
🏺 @archteam2016
🎗🔍ژان کلود گینو، روزنامهنگار فرانسوی که به تازگی به ایران سفر کرده، اذعان میکند که میان ایران «به تصویر کشیده شده» و ایران «دید شده» در فرانسه، تفاوتهایی حیرتآوری وجود دارد.
خبرگزاری میراث فرهنگی – گردشگری- به تازگی ژان کلود گینو، روزنامهنگار فرانسوی به همراه یک گروه فرانسوی به ایران سفر کرده و مقاله کوتاهی با عنوان «Notre aveuglement sur l'Iran» در این زمینه به رشته تحریر درآورده است. ترجمه این مطلب که در خبرگزاری مهر منتشر شده است، در زیر میآید:
شرایطی دست داد تا من بتوانم در فاصله زمانی آوریل 2015 تا آوریل 2016 به ایران سفر کنم. بار دوم هم که با حدود 30 نفر از هموطنانم به ایران رفتم، همین شوک به من وارد شد. حتی استفاده از کلمه شوک هم نمیتواند برای بیان این احساس کافی باشد. کلمه حیرت شاید مناسبتر است.
یک نکتهای را هم اضافه کنم: گروهی که همراهی میکردم، همگی کاملاً - و از روی انتخاب خود - لائیک بودند. هیچکدام از ما کوچکترین خشنودی از روی کار آمدن حکومت اسلامی که سی و هفت سال از آن میگذرد، نداشتیم (از سال 1979). ولی با این حال در طی کیلومترها راه از تهران تا شیراز و عبور از کاشان، ابیانه، اصفهان، نایین، یزد و اردکان، شگفتیمان بیشتر شد. این مساله را از هر طرف که بنگریم به یک نکته میرسیم: ایران هیچ شباهتی با تصویری که در اروپا و مخصوصاً در فرانسه از آن ساختهایم، ندارد.
تمام کسانی که سفر میکنند میدانند که همیشه بین کشور «به تصویر کشیده شده» و کشور «دید شده» تفاوتهایی هست ولی این مساله در مورد ایران حیرتآور است. اشتباه محض در معرفی این کشور و کوری ما در این مورد یک نمونه کامل از «فریب» رسانهای است. در اکثر موارد، ایران یک کشور بسته و قفل شده در گذشته تداعی میشود با مردمی که در تاریکاندیشی زن ستیزانهای خفه شدهاند، ولی ما با یک واقعیت کاملاً متفاوت روبه رو میشویم. در واقع با یک مورد منحصر به فرد!
علیرغم تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای طولانی مدت، ایران برای یک بازدیدکننده، کشور بزرگی است (سه برابر فرانسه) که دارای 80 میلیون جمعیت و همچنین تحصیلکردهترین نیروی جوان در خاورمیانه است. تعداد زنان هیچ وقت تا به این اندازه در دانشگاه و حرفههایی در زمینه پزشکی، قانون، آموزش و پروش و غیره، زیاد نبوده است.
در طول راه، فرانسویهای گروه از مدرن بودن، تمیزی شهرهای بزرگ و نزدیکی با استاندارد زندگی در اروپا مانند نرخ سواد متعجب شده بودند (اصفهان با بیش از یک و نیم میلیون جمعیت و شیراز با جمعیت کمی بیشتر از اصفهان). به همه اینها ادب و مهمان نوازی ایرانیان را هم اضافه کنیم که در جهان نمونهاش کم دیده میشود.
ایران باستان، ردپا و ظرافت فرهنگی خودش را در این کشور بهجا گذاشته است تا آنجا که رانندگان تاکسی برای شما اشعار حافظ، سعدی و عمر خیام را بدون آمادگی از قبل میخوانند. شکافی که بین تصویر رسانه ای-سیاسی ایران و واقعیت پارسی این کشور است تا حدی گیج کننده است که آدم را به پرسش وا میدارد. این کوری از کجا میآید؟
با دانستن همه اینها باز هم میبینیم که ایرانیها فرانسویدوست هستند. در دوره هجوم گردشگران به ایران (با دو برابر توریست و ماشینهای کولردار در سال گذشته که خود شاهدش هستم) تعداد گردشگران فرانسوی از همه بیشتر است و بعد از آن آلمانیها و ایتالیاییها. برخلاف آنچه انتظار میرفت این ایرانی که مدتها مورد بیتوجهی قرار گرفته است، مقصد امروزی اروپاییهاست و به زودی آمریکاییها.
🏺 @archteam2016
خبرگزاری میراث فرهنگی – گردشگری- به تازگی ژان کلود گینو، روزنامهنگار فرانسوی به همراه یک گروه فرانسوی به ایران سفر کرده و مقاله کوتاهی با عنوان «Notre aveuglement sur l'Iran» در این زمینه به رشته تحریر درآورده است. ترجمه این مطلب که در خبرگزاری مهر منتشر شده است، در زیر میآید:
شرایطی دست داد تا من بتوانم در فاصله زمانی آوریل 2015 تا آوریل 2016 به ایران سفر کنم. بار دوم هم که با حدود 30 نفر از هموطنانم به ایران رفتم، همین شوک به من وارد شد. حتی استفاده از کلمه شوک هم نمیتواند برای بیان این احساس کافی باشد. کلمه حیرت شاید مناسبتر است.
یک نکتهای را هم اضافه کنم: گروهی که همراهی میکردم، همگی کاملاً - و از روی انتخاب خود - لائیک بودند. هیچکدام از ما کوچکترین خشنودی از روی کار آمدن حکومت اسلامی که سی و هفت سال از آن میگذرد، نداشتیم (از سال 1979). ولی با این حال در طی کیلومترها راه از تهران تا شیراز و عبور از کاشان، ابیانه، اصفهان، نایین، یزد و اردکان، شگفتیمان بیشتر شد. این مساله را از هر طرف که بنگریم به یک نکته میرسیم: ایران هیچ شباهتی با تصویری که در اروپا و مخصوصاً در فرانسه از آن ساختهایم، ندارد.
تمام کسانی که سفر میکنند میدانند که همیشه بین کشور «به تصویر کشیده شده» و کشور «دید شده» تفاوتهایی هست ولی این مساله در مورد ایران حیرتآور است. اشتباه محض در معرفی این کشور و کوری ما در این مورد یک نمونه کامل از «فریب» رسانهای است. در اکثر موارد، ایران یک کشور بسته و قفل شده در گذشته تداعی میشود با مردمی که در تاریکاندیشی زن ستیزانهای خفه شدهاند، ولی ما با یک واقعیت کاملاً متفاوت روبه رو میشویم. در واقع با یک مورد منحصر به فرد!
علیرغم تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای طولانی مدت، ایران برای یک بازدیدکننده، کشور بزرگی است (سه برابر فرانسه) که دارای 80 میلیون جمعیت و همچنین تحصیلکردهترین نیروی جوان در خاورمیانه است. تعداد زنان هیچ وقت تا به این اندازه در دانشگاه و حرفههایی در زمینه پزشکی، قانون، آموزش و پروش و غیره، زیاد نبوده است.
در طول راه، فرانسویهای گروه از مدرن بودن، تمیزی شهرهای بزرگ و نزدیکی با استاندارد زندگی در اروپا مانند نرخ سواد متعجب شده بودند (اصفهان با بیش از یک و نیم میلیون جمعیت و شیراز با جمعیت کمی بیشتر از اصفهان). به همه اینها ادب و مهمان نوازی ایرانیان را هم اضافه کنیم که در جهان نمونهاش کم دیده میشود.
ایران باستان، ردپا و ظرافت فرهنگی خودش را در این کشور بهجا گذاشته است تا آنجا که رانندگان تاکسی برای شما اشعار حافظ، سعدی و عمر خیام را بدون آمادگی از قبل میخوانند. شکافی که بین تصویر رسانه ای-سیاسی ایران و واقعیت پارسی این کشور است تا حدی گیج کننده است که آدم را به پرسش وا میدارد. این کوری از کجا میآید؟
با دانستن همه اینها باز هم میبینیم که ایرانیها فرانسویدوست هستند. در دوره هجوم گردشگران به ایران (با دو برابر توریست و ماشینهای کولردار در سال گذشته که خود شاهدش هستم) تعداد گردشگران فرانسوی از همه بیشتر است و بعد از آن آلمانیها و ایتالیاییها. برخلاف آنچه انتظار میرفت این ایرانی که مدتها مورد بیتوجهی قرار گرفته است، مقصد امروزی اروپاییهاست و به زودی آمریکاییها.
🏺 @archteam2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽آيا بر ما ننگ نيست كه تاريخ چندين هزار ساله خود را فقط به هخامنشيان محدود كنيم؟!(حتما ببينيد)🤔
🎙دكتر فريدون جنيدي
🏺 @archteam2016
🎙دكتر فريدون جنيدي
🏺 @archteam2016
⚠️نمونه اي از يك جعل تقليدي حرفه اي و نسبتا قوي از اجناس مكشوفه از غار كلماكره لرستان
(پاتين بندي،فرسايش و اكسايش دقيق و زيركانه كار شده است)
🏺 @archteam2016
(پاتين بندي،فرسايش و اكسايش دقيق و زيركانه كار شده است)
🏺 @archteam2016