🏵مجسمه به شکل بز نشسته
جنس: نقره
اندازه: 28.5 در 36 سانتی متر، قدمت: سده ی هشتم تا ششم پیش از میلاد (دوره ی پیش-هخامنشی)
محل نگهداری: موزه ی میهو
🏺 @archteam2016
جنس: نقره
اندازه: 28.5 در 36 سانتی متر، قدمت: سده ی هشتم تا ششم پیش از میلاد (دوره ی پیش-هخامنشی)
محل نگهداری: موزه ی میهو
🏺 @archteam2016
🎗🎙گفتوگوی خواندنی با کاشف جام حسنلو (اين متن را از دست ندهيد)😍
آمریکاییها میخواستند «جام حسنلو» را مصادره کنند/ هر چقدر پول نشانم دادند، نه آوردم!
کمتر کسی پیدا می شود که "عمو امام قلی محمدی حسنلویی" را در شهر نقده نشناسد.به همت نوه اش محسن، که او هم از خانواده خبرنگاران استان می باشد، فرصتی پیش آمد که با کاشف جام حسنلوی معروف گفت و گویی داشته باشیم و داستان و جزئیات کشف جام زرین حسنلو را از زبان عمو امام قلی آن جویا شویم.
امام قلی که دیگر برف روزگار بر محاسنش نشسته و مردی سال خورده است در خصوص جزئیات کف جام حسنلو می گوید:
سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند.
تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند.
سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد. دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود.
اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند.
دوستم گیر داده بود که بیا برویم، بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها...
گفتم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم. دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود.
داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یک چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود.
جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود. رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد.
پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر. خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند. رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم. مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!
گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده.
گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند. برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین. ده برابرش را به تو میدهیم.
از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم.
فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد.
از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.بعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند.
امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد.
از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟
امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم.
امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...»
دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور...
🏺 @archteam2016
آمریکاییها میخواستند «جام حسنلو» را مصادره کنند/ هر چقدر پول نشانم دادند، نه آوردم!
کمتر کسی پیدا می شود که "عمو امام قلی محمدی حسنلویی" را در شهر نقده نشناسد.به همت نوه اش محسن، که او هم از خانواده خبرنگاران استان می باشد، فرصتی پیش آمد که با کاشف جام حسنلوی معروف گفت و گویی داشته باشیم و داستان و جزئیات کشف جام زرین حسنلو را از زبان عمو امام قلی آن جویا شویم.
امام قلی که دیگر برف روزگار بر محاسنش نشسته و مردی سال خورده است در خصوص جزئیات کف جام حسنلو می گوید:
سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند.
تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند.
سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد. دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود.
اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند.
دوستم گیر داده بود که بیا برویم، بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها...
گفتم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم. دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود.
داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یک چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود.
جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود. رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد.
پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر. خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند. رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم. مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!
گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده.
گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند. برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین. ده برابرش را به تو میدهیم.
از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم.
فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد.
از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.بعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند.
امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد.
از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟
امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم.
امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...»
دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور...
🏺 @archteam2016
🏆جام طلايي حسنلو😍
دوره: تمدنهاي پيش از ماد
تاريخ ساخت: ٣٢٠٠ سال قبل
محل كشف: تپه حسنلوي نقده
محل نگهداري: موزه ايران باستان
🏺 @archteam2016
دوره: تمدنهاي پيش از ماد
تاريخ ساخت: ٣٢٠٠ سال قبل
محل كشف: تپه حسنلوي نقده
محل نگهداري: موزه ايران باستان
🏺 @archteam2016
⚠️در تصویر فوق کتابچه ای از جنس چرم را مشاهده ميكنيد كه در آن به وسيله جوهر خطوط میخی درج شده است.
اما مشکلی که اینجا مد نظر است نوشته شدن خط میخی بر روی چرم است، همانطور که قبلا هم توضیح داده شد، خط میخی نوعی خط کوبه ای بوده كه قابل نوشتن با قلم و ابزار نوشتاری بر روی چرم نبوده است.✍🚫
🏺 @archteam2016
اما مشکلی که اینجا مد نظر است نوشته شدن خط میخی بر روی چرم است، همانطور که قبلا هم توضیح داده شد، خط میخی نوعی خط کوبه ای بوده كه قابل نوشتن با قلم و ابزار نوشتاری بر روی چرم نبوده است.✍🚫
🏺 @archteam2016
🎗ابوالهول طبیعی در ایران
پیکره سنگی بابا داوود عنبران در استان اردبیل معروف به ابوالهول ایران و نگهبان دریای مازندران ظرفیت گردشگری تاریخی و طبیعی بی نظیر با قابلیت جهانی است که تا اکنون به دلایل نامشخص، مهجور مانده و معرفی نشده است.
به گزارش خبرنگار مهر، پیکره سنگی بابا داوود عنبران در ۴۰ کیلومتری شهر اردبیل و در شهر عنبران از توابع شهرستان نمین واقع شدهاست. ارتفاع این پیکره بی نظیر حدود ۲۰ متر بوده و به شکل انسانی که به روبرو نظاره گر می باشد، تشکیل شده است.
این پیکره شبیه مجسمه ابوالهول در مصر بوده و برغم عدم معرفی و پرداخت در مولفه های گردشگری هر ساله پذیرای گردشگرانی است که به آثار باستانی، طبیعی و تاریخی علاقمند هستند.
🏺 @archteam2016
پیکره سنگی بابا داوود عنبران در استان اردبیل معروف به ابوالهول ایران و نگهبان دریای مازندران ظرفیت گردشگری تاریخی و طبیعی بی نظیر با قابلیت جهانی است که تا اکنون به دلایل نامشخص، مهجور مانده و معرفی نشده است.
به گزارش خبرنگار مهر، پیکره سنگی بابا داوود عنبران در ۴۰ کیلومتری شهر اردبیل و در شهر عنبران از توابع شهرستان نمین واقع شدهاست. ارتفاع این پیکره بی نظیر حدود ۲۰ متر بوده و به شکل انسانی که به روبرو نظاره گر می باشد، تشکیل شده است.
این پیکره شبیه مجسمه ابوالهول در مصر بوده و برغم عدم معرفی و پرداخت در مولفه های گردشگری هر ساله پذیرای گردشگرانی است که به آثار باستانی، طبیعی و تاریخی علاقمند هستند.
🏺 @archteam2016
🎗🔍شهرگمشده مایاها یا مزرعه ماریجوآنا/ نوجوان ۱۵ ساله کانادایی چه چیزی کشف کرده است؟🤔
کشف پسربچه ۱۵ ساله که با استفاده از تصاویر گوگل و تصاویر ماهوارهای موفق شده بود مکانی را کشف کند که آنرا چهارمین «شهرگمشده مایاها» میدانستند، توسط برخی دانشمندان به چالش کشیده شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم؛ روز سهشنبه(21 اردیبهشت) خبری با عنوان «شهر گمشده «مایاها» توسط پسربچه 15 ساله پیدا شد» توسط رسانههای مختلف جهان مخابره شد که خبر از کشف «شهر باستانی گمشده» مایاها میداد.
این خبر حاکی از این بود که «ویلیام گادوری»، یک پسربچه 15 ساله کانادایی موفق شده از طریق نرمافزار گوگل و مقایسه تصاویر ماهوارهای شهری را کشف کند که گفته میشود چهارمین شهر بزرگ مربوط به تمدن مایاها است.
این خبر زمانی جدیتر گرفته شد که آژانس فضایی کشور کانادا و پژوهشگران «دانشگاه برانزویک» نیز این خبر را تائید کرد.
بر اساس نظریه «ویلیام گادوری»، «مایاها»، محل شهرهایشان را با توجه به صور فلکی انتخاب میکردند و این شهر کشف شده در جنگلی در ناحیه مرزی بین مکزیک و «بلیز» واقع شده و در حال حاضر با رویش گیاهی متراکم پوشیده شده و قابل تشخیص نیست.
در نتیجه همکاری «گادوری» با یکی از اساتید دانشگاه «برانزویک» به نام «آرماند لاروکه» که این کشف را تائید کرده بود محل دقیق این شهر، جنگلهایی در شبهجزیره «یوکاتان» (Yucatan) در آمریکای مرکزی برآورد شد.
در روزهای بعد از انتشار این اخبار اما برخی دانشمندان نسبت به صحت این نظریه با شک و تردید صحبت کردند.
در این رابطه «دیوید استوارت» که در زمینه «تمدن مایاها» تخصص دارد گفت که "معیار انتخاب محل احداث شهرهای مایاها بر مبنای موقعیت ستارگان نبوده است و اشکال هندسی و ستارهها همه جا هستند".
«استوارت» مربع مشخص شده در تصاویر ماهوارهای را ساخت دست انسان دانست اما گفت که ممکن است مربوط به یک مزرعه ذرت باشد!
«استوارت» در این زمینه تنها نیست، چرا که یک مردمشناس از دانشگاه «سندیگو» به نام «جفری بروزل» شهر کشفشده توسط این پسربچه را یک مزرعه ماریجوآنا خوانده است!
قرار است گروهی متشکل از چند زمینشناس و باستانشناس برای تحقیقات بیشتر به محل بروند و صحت و سقم این نظریه را تشخیص دهند.
در حال حاضر نمیتوان به یقین گفت که کشف این نوجوان 15 ساله همان «شهرگمشده مایاها» است یا نه.
🏺 @archteam2016
کشف پسربچه ۱۵ ساله که با استفاده از تصاویر گوگل و تصاویر ماهوارهای موفق شده بود مکانی را کشف کند که آنرا چهارمین «شهرگمشده مایاها» میدانستند، توسط برخی دانشمندان به چالش کشیده شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم؛ روز سهشنبه(21 اردیبهشت) خبری با عنوان «شهر گمشده «مایاها» توسط پسربچه 15 ساله پیدا شد» توسط رسانههای مختلف جهان مخابره شد که خبر از کشف «شهر باستانی گمشده» مایاها میداد.
این خبر حاکی از این بود که «ویلیام گادوری»، یک پسربچه 15 ساله کانادایی موفق شده از طریق نرمافزار گوگل و مقایسه تصاویر ماهوارهای شهری را کشف کند که گفته میشود چهارمین شهر بزرگ مربوط به تمدن مایاها است.
این خبر زمانی جدیتر گرفته شد که آژانس فضایی کشور کانادا و پژوهشگران «دانشگاه برانزویک» نیز این خبر را تائید کرد.
بر اساس نظریه «ویلیام گادوری»، «مایاها»، محل شهرهایشان را با توجه به صور فلکی انتخاب میکردند و این شهر کشف شده در جنگلی در ناحیه مرزی بین مکزیک و «بلیز» واقع شده و در حال حاضر با رویش گیاهی متراکم پوشیده شده و قابل تشخیص نیست.
در نتیجه همکاری «گادوری» با یکی از اساتید دانشگاه «برانزویک» به نام «آرماند لاروکه» که این کشف را تائید کرده بود محل دقیق این شهر، جنگلهایی در شبهجزیره «یوکاتان» (Yucatan) در آمریکای مرکزی برآورد شد.
در روزهای بعد از انتشار این اخبار اما برخی دانشمندان نسبت به صحت این نظریه با شک و تردید صحبت کردند.
در این رابطه «دیوید استوارت» که در زمینه «تمدن مایاها» تخصص دارد گفت که "معیار انتخاب محل احداث شهرهای مایاها بر مبنای موقعیت ستارگان نبوده است و اشکال هندسی و ستارهها همه جا هستند".
«استوارت» مربع مشخص شده در تصاویر ماهوارهای را ساخت دست انسان دانست اما گفت که ممکن است مربوط به یک مزرعه ذرت باشد!
«استوارت» در این زمینه تنها نیست، چرا که یک مردمشناس از دانشگاه «سندیگو» به نام «جفری بروزل» شهر کشفشده توسط این پسربچه را یک مزرعه ماریجوآنا خوانده است!
قرار است گروهی متشکل از چند زمینشناس و باستانشناس برای تحقیقات بیشتر به محل بروند و صحت و سقم این نظریه را تشخیص دهند.
در حال حاضر نمیتوان به یقین گفت که کشف این نوجوان 15 ساله همان «شهرگمشده مایاها» است یا نه.
🏺 @archteam2016
🏵جام طلای 2800 ساله
ارتفاع: 10.2، قطر: 6.5 سانتیمتر
منطقهی جغرافیایی: جنوب غربی دریای خزر
محل نگهداری: موزهی اسمیتسونیان
🏺 @archteam2016
ارتفاع: 10.2، قطر: 6.5 سانتیمتر
منطقهی جغرافیایی: جنوب غربی دریای خزر
محل نگهداری: موزهی اسمیتسونیان
🏺 @archteam2016
🕴🎓تندیس 4 ستاره شناس ایرانی در مقابل سازمان ملل متحد
ابن سينا-ابوريحان بيرونى-خيام نيشابوري-زكرياي رازي
🏺 @archteam2016
ابن سينا-ابوريحان بيرونى-خيام نيشابوري-زكرياي رازي
🏺 @archteam2016