🎗☠قبرستان تخت جمشید وآثاری ازتدفین مردگان در دوره هخامنشی
قبرستان چشمه در حاشيه شرقي دشت مرودشت و دامنه شيب دار کوه مهر (رحمت)در يک کيلومتري شمال غربي تخت جمشيد و درحاشيه راه تخت جمشيد به نقش رستم قرار گرفته است.
به علت نزديکي محل قبرستان به چشمه آبی درنزديکي تخت جمشيد اشميت این محل را قبرستان چشمه تخت جمشيد ناميد.قبرستان چشمه در حاشيه پاي کوه رحمت قرار گرفته است.
تابوت های بدست آمده دارای دوقسمت وهریک دارای 80 سانتی متر درازا و 18 تا 20 سانتی متر بلندا بودندو همچنین دارای درپوشی از جنس بدنه یعنی سفال ضمخت خاکستری روشن وقرمز قهوه ای با تمپر ماسه ای بودند. جهت گیری تابوت های بدست آمده که بالاتنه در جهت شمال غربی وپایین تنه جنوب شرقی را نشان می داد از جهت آیین تدفین در دوره هخامنشی حائز اهمیت است .
این اقدام پژوهشی منجر به کشف 31 تدفين شد که 24 مورد از آنها در تابوت هاي سفالي دوکپه اي انجام شده بودو9 جسد مرد و9 جسد زن در آنها قابل شناسایی بوده است . با توجه به سخن صريح کاوشگر قبرهاي بيشتري در خارج از محدوده کاوش قرار دارند. آنچه باعث اهميت اين گورستان مي شود تاريخ گذاري آن به اواخر دوره هخامنشي يا اوايل دوره فراهخامنشي است به اين معنا که اهميت ويژه اي از جهت کيفيت تدفين, مطالعات انسان شناسي واعتقاد و عقايد مردمان بومي ومحلي آن دوران دارا ست.
🏺 @archteam2016
قبرستان چشمه در حاشيه شرقي دشت مرودشت و دامنه شيب دار کوه مهر (رحمت)در يک کيلومتري شمال غربي تخت جمشيد و درحاشيه راه تخت جمشيد به نقش رستم قرار گرفته است.
به علت نزديکي محل قبرستان به چشمه آبی درنزديکي تخت جمشيد اشميت این محل را قبرستان چشمه تخت جمشيد ناميد.قبرستان چشمه در حاشيه پاي کوه رحمت قرار گرفته است.
تابوت های بدست آمده دارای دوقسمت وهریک دارای 80 سانتی متر درازا و 18 تا 20 سانتی متر بلندا بودندو همچنین دارای درپوشی از جنس بدنه یعنی سفال ضمخت خاکستری روشن وقرمز قهوه ای با تمپر ماسه ای بودند. جهت گیری تابوت های بدست آمده که بالاتنه در جهت شمال غربی وپایین تنه جنوب شرقی را نشان می داد از جهت آیین تدفین در دوره هخامنشی حائز اهمیت است .
این اقدام پژوهشی منجر به کشف 31 تدفين شد که 24 مورد از آنها در تابوت هاي سفالي دوکپه اي انجام شده بودو9 جسد مرد و9 جسد زن در آنها قابل شناسایی بوده است . با توجه به سخن صريح کاوشگر قبرهاي بيشتري در خارج از محدوده کاوش قرار دارند. آنچه باعث اهميت اين گورستان مي شود تاريخ گذاري آن به اواخر دوره هخامنشي يا اوايل دوره فراهخامنشي است به اين معنا که اهميت ويژه اي از جهت کيفيت تدفين, مطالعات انسان شناسي واعتقاد و عقايد مردمان بومي ومحلي آن دوران دارا ست.
🏺 @archteam2016
⚠️تصوير فوق تنديسي جعليست كه به تقليد از يكى از مفرغ هاي لرستان جعل شده است، كه تصوير نمونه اصلي آن را در زير مشاهده ميكنيد.
جاعل سعي نمونده كه با كمى خلاقيت(مانند شكستن شاخ و حذف شيرها) آن را از نمونه اصلي متمايز جلوه دهد.
از دلايل ديگر جعل بودن آن ميتوان به پاتين بندي ضعيف و ظاهر تازه آن و ... اشاره كرد.
🏺 @archteam2016
جاعل سعي نمونده كه با كمى خلاقيت(مانند شكستن شاخ و حذف شيرها) آن را از نمونه اصلي متمايز جلوه دهد.
از دلايل ديگر جعل بودن آن ميتوان به پاتين بندي ضعيف و ظاهر تازه آن و ... اشاره كرد.
🏺 @archteam2016
🏵پيكره دو بز كوهى
جنس:مفرغ
قدمت: هزاره اول قبل از ميلاد(مفرغ لرستان)
محل نگهداري: موزه تاريخى فلك الافلاك
🏺 @archteam2016
جنس:مفرغ
قدمت: هزاره اول قبل از ميلاد(مفرغ لرستان)
محل نگهداري: موزه تاريخى فلك الافلاك
🏺 @archteam2016
🎗🔍آشنایی با شهر زیر زمینی نوشآباد - اصفهان🤔
شهر زیرزمینی نوش آباد در 8 کیلومتری شمال کاشان در استان اصفهان قرار دارد
اسم محلیاش «اویی» است. یک شهر زیرزمینی دستکن که راهروها و اتاقهای متعددی دارد. این شهر یکی از منحصر به فردترین شهرهای زیرزمینی جهان است که پیشینهاش به دوران پیش از اسلام باز میگردد.
این شهر زیر زمینی که به صورت اتفاقی طی ساخت و ساز یکی از خانههای شهر نوشآباد کشف شد، به منظور حفاظت ساکنان شهر در جنگها و غارتهای محلی به ویژه به هنگام حمله ی مغول استفاده میشده.
این شهر در 3 طبقه در زیر زمین با عمق بین 4 تا 18 متر ساخته شده و در ابعاد هزاران متر مربع در زیر بافت کنونی شهر نوش آباد گسترده است.
رازهای دژ کویر
راههای ورودی به این پناهگاه در محل های پر رفت و آمد شهر مانند بازار، قنات، مساجد و بعضا خانه ها قرار داشته تا در صورت بروز خطری مردم بتوانند به سرعت از گزند نیروی مهاجم در امان بمانند.
ورودیهای در نظرگرفته شده به صورت هنرمندانه ای پس از عبور از آن پوشیده می شدند به گونه ای که هیچ اثری از آنها به چشم نخورد.
هر کدام از این طبقهها به وسیله چاههای عمودی به هم ارتباط دارند. برای ساخت این شهر زیرزمینی هیچ گونه مصالحی به کار نرفته است و به نظر میرسد تا اواخر دوره قاجار هم مورد استفاده قرار میگرفته.
فضای داخلی علاوه بر اتاقهای تو در تویی که به وسیله ی راهروهای خاص به یکدیگر متصل میشوند، شامل دستشوییها، محل هایی برای قراردادن چراغ به منظور تامین روشنایی و همچنین ساختارهایی برای به دام انداختن دشمن در صورت ورود به این پناهگاه است.
سفالهایی مربوط به قرن هفتم هجری قمری از نوشآباد به دست آمده ولی احتمالاً قدمت آن به قبل از اسلام برمیگردد. این شهر زیرزمینی محلی برای اختفا از دست دشمنان و ادامه زندگی در زمان محاصره بوده است.
چنانکه میگویند مردم نوشآباد در زمان قاجار از ترس راهزن معروفی به نام «نایب حسین» به آن پناه میبردند. همچنین در زمان حمله مغول مورد استفاده قرار گرفته و شاید در زمان ساسانیان محل مخفی شدن اقلیتهای مذهبی بوده است.
در نزدیکی این دالانهای تودرتوی زیرزمینی یک قلعه روی زمین قرار گرفته که به قلعه «سیزان» معروف است و به احتمال زیاد از درون این قلعه راهی به شهر زیرزمینی وجود دارد.
🏺 @archteam2016
شهر زیرزمینی نوش آباد در 8 کیلومتری شمال کاشان در استان اصفهان قرار دارد
اسم محلیاش «اویی» است. یک شهر زیرزمینی دستکن که راهروها و اتاقهای متعددی دارد. این شهر یکی از منحصر به فردترین شهرهای زیرزمینی جهان است که پیشینهاش به دوران پیش از اسلام باز میگردد.
این شهر زیر زمینی که به صورت اتفاقی طی ساخت و ساز یکی از خانههای شهر نوشآباد کشف شد، به منظور حفاظت ساکنان شهر در جنگها و غارتهای محلی به ویژه به هنگام حمله ی مغول استفاده میشده.
این شهر در 3 طبقه در زیر زمین با عمق بین 4 تا 18 متر ساخته شده و در ابعاد هزاران متر مربع در زیر بافت کنونی شهر نوش آباد گسترده است.
رازهای دژ کویر
راههای ورودی به این پناهگاه در محل های پر رفت و آمد شهر مانند بازار، قنات، مساجد و بعضا خانه ها قرار داشته تا در صورت بروز خطری مردم بتوانند به سرعت از گزند نیروی مهاجم در امان بمانند.
ورودیهای در نظرگرفته شده به صورت هنرمندانه ای پس از عبور از آن پوشیده می شدند به گونه ای که هیچ اثری از آنها به چشم نخورد.
هر کدام از این طبقهها به وسیله چاههای عمودی به هم ارتباط دارند. برای ساخت این شهر زیرزمینی هیچ گونه مصالحی به کار نرفته است و به نظر میرسد تا اواخر دوره قاجار هم مورد استفاده قرار میگرفته.
فضای داخلی علاوه بر اتاقهای تو در تویی که به وسیله ی راهروهای خاص به یکدیگر متصل میشوند، شامل دستشوییها، محل هایی برای قراردادن چراغ به منظور تامین روشنایی و همچنین ساختارهایی برای به دام انداختن دشمن در صورت ورود به این پناهگاه است.
سفالهایی مربوط به قرن هفتم هجری قمری از نوشآباد به دست آمده ولی احتمالاً قدمت آن به قبل از اسلام برمیگردد. این شهر زیرزمینی محلی برای اختفا از دست دشمنان و ادامه زندگی در زمان محاصره بوده است.
چنانکه میگویند مردم نوشآباد در زمان قاجار از ترس راهزن معروفی به نام «نایب حسین» به آن پناه میبردند. همچنین در زمان حمله مغول مورد استفاده قرار گرفته و شاید در زمان ساسانیان محل مخفی شدن اقلیتهای مذهبی بوده است.
در نزدیکی این دالانهای تودرتوی زیرزمینی یک قلعه روی زمین قرار گرفته که به قلعه «سیزان» معروف است و به احتمال زیاد از درون این قلعه راهی به شهر زیرزمینی وجود دارد.
🏺 @archteam2016
🎗🛠معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: بر اساس طرح جامع مدیریتی که تدوین شده، مرمت ارگ تاریخی بم تا سال 2017 به پایان می رسد.
خبرگزاری میراث فرهنگی – میراث فرهنگی - مسعود سلطانی فر که به همراه رئیس جمهوری به استان کرمان سفر کرده است، روند بازسازی این بنای کهن را رضایت بخش ارزیابی کرد و افزود: باید به گونه ای عمل کنیم که کار مرمت ارگ سرعت بیشتری بگیرد.
وی از تدوین طرح جامع مدیریتی منظر فرهنگی بم به کمک سازمان یونسکو خبر داد و گفت: بر اساس این طرح، بازسازی ارگ تا سال 2017 باید به پایان برسد و هم اکنون با در نظرگرفتن این طرح جامع، 80 درصد پیشرفت فیزیکی صورت گرفته است.
معاون رئیس جمهوری افزود: با در نظر گرفتن چهره قبل از زلزله ارگ بم، 65 درصد پیشرفت حاصل شده است.
وی بیان کرد: کار آواربرداری ارگ قدیم 6 سال به طول انجامید و بعد از آن، کار مرمت این بنا شروع شد.
سلطانیفر به ایرنا گفت: همکاری سایر دستگاههای مرتبط با دست اندرکاران مرمت ارگ در سرعت مرمت ارگ موثر است.
وی افزود: برای ثبت جهانی 11 قنات تاریخی کشور برنامه ریزی شده که از این تعداد قنات، 2 رشته متعلق به بروات بم است و امیدواریم پس از بررسی صورت گرفته از سوی کارشناسان، بتوانیم در اجلاس تیرماه کمیته میراث جهانی در استانبول، این 2 رشته قنات بروات را به ثبت جهانی برسانیم.
🏺 @archteam2016
خبرگزاری میراث فرهنگی – میراث فرهنگی - مسعود سلطانی فر که به همراه رئیس جمهوری به استان کرمان سفر کرده است، روند بازسازی این بنای کهن را رضایت بخش ارزیابی کرد و افزود: باید به گونه ای عمل کنیم که کار مرمت ارگ سرعت بیشتری بگیرد.
وی از تدوین طرح جامع مدیریتی منظر فرهنگی بم به کمک سازمان یونسکو خبر داد و گفت: بر اساس این طرح، بازسازی ارگ تا سال 2017 باید به پایان برسد و هم اکنون با در نظرگرفتن این طرح جامع، 80 درصد پیشرفت فیزیکی صورت گرفته است.
معاون رئیس جمهوری افزود: با در نظر گرفتن چهره قبل از زلزله ارگ بم، 65 درصد پیشرفت حاصل شده است.
وی بیان کرد: کار آواربرداری ارگ قدیم 6 سال به طول انجامید و بعد از آن، کار مرمت این بنا شروع شد.
سلطانیفر به ایرنا گفت: همکاری سایر دستگاههای مرتبط با دست اندرکاران مرمت ارگ در سرعت مرمت ارگ موثر است.
وی افزود: برای ثبت جهانی 11 قنات تاریخی کشور برنامه ریزی شده که از این تعداد قنات، 2 رشته متعلق به بروات بم است و امیدواریم پس از بررسی صورت گرفته از سوی کارشناسان، بتوانیم در اجلاس تیرماه کمیته میراث جهانی در استانبول، این 2 رشته قنات بروات را به ثبت جهانی برسانیم.
🏺 @archteam2016
🏵مجسمه به شکل بز نشسته
جنس: نقره
اندازه: 28.5 در 36 سانتی متر، قدمت: سده ی هشتم تا ششم پیش از میلاد (دوره ی پیش-هخامنشی)
محل نگهداری: موزه ی میهو
🏺 @archteam2016
جنس: نقره
اندازه: 28.5 در 36 سانتی متر، قدمت: سده ی هشتم تا ششم پیش از میلاد (دوره ی پیش-هخامنشی)
محل نگهداری: موزه ی میهو
🏺 @archteam2016
🎗🎙گفتوگوی خواندنی با کاشف جام حسنلو (اين متن را از دست ندهيد)😍
آمریکاییها میخواستند «جام حسنلو» را مصادره کنند/ هر چقدر پول نشانم دادند، نه آوردم!
کمتر کسی پیدا می شود که "عمو امام قلی محمدی حسنلویی" را در شهر نقده نشناسد.به همت نوه اش محسن، که او هم از خانواده خبرنگاران استان می باشد، فرصتی پیش آمد که با کاشف جام حسنلوی معروف گفت و گویی داشته باشیم و داستان و جزئیات کشف جام زرین حسنلو را از زبان عمو امام قلی آن جویا شویم.
امام قلی که دیگر برف روزگار بر محاسنش نشسته و مردی سال خورده است در خصوص جزئیات کف جام حسنلو می گوید:
سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند.
تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند.
سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد. دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود.
اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند.
دوستم گیر داده بود که بیا برویم، بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها...
گفتم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم. دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود.
داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یک چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود.
جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود. رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد.
پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر. خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند. رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم. مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!
گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده.
گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند. برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین. ده برابرش را به تو میدهیم.
از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم.
فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد.
از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.بعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند.
امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد.
از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟
امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم.
امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...»
دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور...
🏺 @archteam2016
آمریکاییها میخواستند «جام حسنلو» را مصادره کنند/ هر چقدر پول نشانم دادند، نه آوردم!
کمتر کسی پیدا می شود که "عمو امام قلی محمدی حسنلویی" را در شهر نقده نشناسد.به همت نوه اش محسن، که او هم از خانواده خبرنگاران استان می باشد، فرصتی پیش آمد که با کاشف جام حسنلوی معروف گفت و گویی داشته باشیم و داستان و جزئیات کشف جام زرین حسنلو را از زبان عمو امام قلی آن جویا شویم.
امام قلی که دیگر برف روزگار بر محاسنش نشسته و مردی سال خورده است در خصوص جزئیات کف جام حسنلو می گوید:
سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند.
تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند.
سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد. دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود.
اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند.
دوستم گیر داده بود که بیا برویم، بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها...
گفتم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم. دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود.
داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یک چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود.
جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود. رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد.
پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر. خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند. رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم. مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!
گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده.
گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند. برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین. ده برابرش را به تو میدهیم.
از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم.
فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد.
از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.بعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند.
امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد.
از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟
امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم.
امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...»
دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور...
🏺 @archteam2016
🏆جام طلايي حسنلو😍
دوره: تمدنهاي پيش از ماد
تاريخ ساخت: ٣٢٠٠ سال قبل
محل كشف: تپه حسنلوي نقده
محل نگهداري: موزه ايران باستان
🏺 @archteam2016
دوره: تمدنهاي پيش از ماد
تاريخ ساخت: ٣٢٠٠ سال قبل
محل كشف: تپه حسنلوي نقده
محل نگهداري: موزه ايران باستان
🏺 @archteam2016
⚠️در تصویر فوق کتابچه ای از جنس چرم را مشاهده ميكنيد كه در آن به وسيله جوهر خطوط میخی درج شده است.
اما مشکلی که اینجا مد نظر است نوشته شدن خط میخی بر روی چرم است، همانطور که قبلا هم توضیح داده شد، خط میخی نوعی خط کوبه ای بوده كه قابل نوشتن با قلم و ابزار نوشتاری بر روی چرم نبوده است.✍🚫
🏺 @archteam2016
اما مشکلی که اینجا مد نظر است نوشته شدن خط میخی بر روی چرم است، همانطور که قبلا هم توضیح داده شد، خط میخی نوعی خط کوبه ای بوده كه قابل نوشتن با قلم و ابزار نوشتاری بر روی چرم نبوده است.✍🚫
🏺 @archteam2016