باستان شناسان #قدیمی_ترین شعر عاشقانه جهان را برروی یک لوح گلى كشف کردند که احتمالا در وصف "شوسین" پادشاه سومر که بین سالها ٢٠٣٧ تا ٢٠٢٩ ق.م حکومت می کرده بیان شده!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
آزمایش ادرار برای اولین بار توسط جالینوس در قرن دوم مطرح شد. اولین تصویر از آنالیز ادرار مربوط به فلاسک شیشه ای است که در ان ادرار جمع آوری میشد.
@ancientworld ™
@ancientworld ™
برای نخستین بار از چوگان در کتاب "کارنامه اردشیر بابکان" نام برده شده و در روایت های طبری و #شاهنامه چنین آمده که اردشیر بابکان و پسرش شاهپور در بازی چوگان مهارت بسیارى داشتند.
🏑🏇
@ancientworld
🏑🏇
@ancientworld
موزاییک بانویی چنگ نواز كه در ويرانه هاى شهر بيشابور بدست آمده و اکنون در موزه ی لوور پاريس قرار دارد. هر موزاییک شامل صدها قطعه کوچک است که مانند پازل در کنار یکدیگر قرار می گیرند!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
سياستمدار كسي است كه حوادث فردا و يك ماه و يكسال بعد را پيش بيني كند و سپس بتواند دلايلي بياورد كه چرا اتفاق نيفتاد.
👤 #وينستون_چرچيل
@ancientworld ™
👤 #وينستون_چرچيل
@ancientworld ™
در جنگ جهانی اول رئیس جمهور آمریکا 48 گوسفند را برای جلوگیری استخدام باغبان برای چمن زنی به کاخ سفید برد آن ها در 4 سال به ارزش 52 هزار دلار پشم برای صلیب سرخ تولید کردند!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
کاپادوکیه جزء سه روستای صخره ای و باستانى جهان محصوب می شود که دو روستای دیگر، کندوان در ایران و داکوتا در آمریکا می باشد.
@ancientworld ™
@ancientworld ™
روزی بازرگانی خرش را که دو گونی بزرگ بر دوش داشت به زور ميكشيد، تا به مرد حکیمی رسيد. حکیم پرسيد چه بر دوش خَر داری كه سنگين است و راه نمی رود؟
پاسخ داد يك طرف گندم و طرف ديگر سنگ.
حکیم پرسيد به جايی كه ميروی سنگ كمياب است؟
پاسخ داد خير، به منظور حفظ تعادل طرف ديگر سنگ ريختم.
حکیم دانا سنگ را خالی كرد و گندم را به دوقسمت تقسيم نمود و به گفت حال خود نيز سوار شو و برو به سلامت.
مرد کاسب وقتی چند قدمی به راحتی با خَر خود رفت، برگشت و پرسيد با اين همه دانش چقدر ثروت داری؟
حکیم گفت هيچ.
مرد کاسب فورا از خر پیاده شد و شرايط را به شكل اول باز گرداند و گفت من با این نادانی خيلی بيشتر از تو دارم، پس علم تو مال خودت و شروع كرد به كشيدن خَر کرد و رفت...
*ثروت ربطى به علم و عقل ندارد، هر نادانى ميتواند ثروتمند شود؛
همانگونه #تلگرام و فضاى مجازى هر خرى را به درامد رساند :)
@ancientworld ™
پاسخ داد يك طرف گندم و طرف ديگر سنگ.
حکیم پرسيد به جايی كه ميروی سنگ كمياب است؟
پاسخ داد خير، به منظور حفظ تعادل طرف ديگر سنگ ريختم.
حکیم دانا سنگ را خالی كرد و گندم را به دوقسمت تقسيم نمود و به گفت حال خود نيز سوار شو و برو به سلامت.
مرد کاسب وقتی چند قدمی به راحتی با خَر خود رفت، برگشت و پرسيد با اين همه دانش چقدر ثروت داری؟
حکیم گفت هيچ.
مرد کاسب فورا از خر پیاده شد و شرايط را به شكل اول باز گرداند و گفت من با این نادانی خيلی بيشتر از تو دارم، پس علم تو مال خودت و شروع كرد به كشيدن خَر کرد و رفت...
*ثروت ربطى به علم و عقل ندارد، هر نادانى ميتواند ثروتمند شود؛
همانگونه #تلگرام و فضاى مجازى هر خرى را به درامد رساند :)
@ancientworld ™
لوح طلايي مبارزه داريوش #هخامنشی با تيامات (اهريمن) از جنس طلا در ابعاد 10.8cm در 6.4cm. محل نگهداري: موزه بریتانیا
@ancientworld ™
@ancientworld ™
انسانها در سیاست همیشه قربانیان ساده و خود فریبی بوده اند و تا زمانی که نیاموزند منافع گروه ها را در پشت عبارتهای اخلاقی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی و وعده های آنها جستجو کنند، قربانی خواهند شد.
👤 #لينين
👤 #لينين
مراسم "Saturnalia" نام مراسمی در روم باستان بود که در آن بردگان و اربابان جای خود را عوض می کردند و جشن می گرفتند، یعنی اربابان برده بردگان خود می شدند و بردگان ارباب اربابان خود!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
پیشینه ضرب المثل "وعده سر خرمن"
می گویند روزی مالک یک آبادی به خانه کدخدا می رود. ساززن آبادی پیش مالک می آید و یک پنجه عالی ساز می زند. مالک که خوشش آمده بود، وعده می دهد، سر خرمن که شد، یک خروار گندم به ساززن بدهد. ساززن هم خوشحال شده و تا موعد خرمن روزشماری می کند. رفته رفته سر خرمن می رسد و مالک برای برداشت محصول به آبادی می آید و ساززن با خوشحالی پیش مالک می رود و بعد از عرض سلام به یادش می اندازد که: من همان ساززن هستم که وعده نمودید، سر خرمن یک خروار گندم می دهید لطف بفرمایید.
مالک خنده ای می کند و می گوید:« ساده دل، تو یک چیزی زدی، من خوشم آمد، من هم یک چیزی گفتم که تو خوشت بیاید. حوصله داری؟» و ساززن بیچاره را محروم می کند.
#انتخابات96
@ancientworld ™
می گویند روزی مالک یک آبادی به خانه کدخدا می رود. ساززن آبادی پیش مالک می آید و یک پنجه عالی ساز می زند. مالک که خوشش آمده بود، وعده می دهد، سر خرمن که شد، یک خروار گندم به ساززن بدهد. ساززن هم خوشحال شده و تا موعد خرمن روزشماری می کند. رفته رفته سر خرمن می رسد و مالک برای برداشت محصول به آبادی می آید و ساززن با خوشحالی پیش مالک می رود و بعد از عرض سلام به یادش می اندازد که: من همان ساززن هستم که وعده نمودید، سر خرمن یک خروار گندم می دهید لطف بفرمایید.
مالک خنده ای می کند و می گوید:« ساده دل، تو یک چیزی زدی، من خوشم آمد، من هم یک چیزی گفتم که تو خوشت بیاید. حوصله داری؟» و ساززن بیچاره را محروم می کند.
#انتخابات96
@ancientworld ™
در زمان های قدیم زنان چینی با بستن و تحت فشار قرار دادن چند ساله پاها، به مرور پاهایشان شبیه به کفش مجلسی می شد! این روش در میان زنان قشر ثروتمند چینی معمول بود!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
تنها رهبری که بعد از به قدرت رسيدن، به تمام وعده های كه داده بود عمل کرد، آدولف #هیتلر رهبر آلمان نازى بود!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
بزرگ ترین و پربیننده ترین مراسم قربانی انسان در تاریخ متعلق به آزتکها بود که در آن قلب 20000 شورشی را به "هوتزیلیو پوکتلی" (خدای جنگ) تقدیم کردند !
@ancientworld ™
@ancientworld ™
در زمان امپراطور چین حدود 300 هزار سرباز و 500 هزار نفر از مردم عادی درگیر ساخت دیوار اصلی چین بودهاند. بسیاری از کارگران در طول ساخت دیوار جان خود را از دست دادند!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
حکایت عطار نیشابوری
عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود میپرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابستهای، چگونه میخواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت...
@ancientworld ™
عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود میپرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابستهای، چگونه میخواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت...
@ancientworld ™
#قدیمی_ترین اثر مصور بر جای مانده از #شاهنامه، تکه ای از یک کاشی ستاره شکل لعاب دار متعلق به قرن 13، با نقاشی یکی از داستان های شاهنامه با عنوان "رفتن ایرانیان از دژ فرود" ميباشد!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
اولین مناظره انتخاباتی میان دو نامزد ریاست جمهوری در جهان، اولین بار در سال 1960 میلادی در آمریکا برگزار شد. جان اف کندی و ریچارد نیکسون در این مناظره اشرکت کردند.
@ancientworld ™
@ancientworld ™