This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم تاریخی از مجلس شورای ملی در زمان پهلوى و غرش يك نماینده که با بُغض و اشک به واگذاری استان بحرین به انگلیس اعتراض میکند!
نماينده هم نماينده هاى قديم :)
@ancientworld ™
نماينده هم نماينده هاى قديم :)
@ancientworld ™
در فرهنگ فارسی اشعار و ابیاتی وجود دارند که به صورت ضرب المثل در آمده اند ولی مصرع اول آنها مشخص نیست و تنها مصرع دوم معروف شده. در ادامه تعدادی از مشهورترین این ابیات را برای شما قرار میدهیم.
گر دایره ی کوزه زگوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
(بابا افضل)
با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
(سعدی)
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
(فردوسی)
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان
(سعدی)
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
(سعدی)
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آن که گدا معتبر شود
(حافظ)
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
(قائم مقام)
مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است
(صائب اصفهانی)
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
(حافظ)
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی،
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
(صائب اصفهانی)
@ancientworld ™
گر دایره ی کوزه زگوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
(بابا افضل)
با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
(سعدی)
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
(فردوسی)
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان
(سعدی)
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
(سعدی)
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آن که گدا معتبر شود
(حافظ)
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
(قائم مقام)
مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است
(صائب اصفهانی)
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
(حافظ)
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی،
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
(صائب اصفهانی)
@ancientworld ™
يكى از تفاسيرى كه نسبت به كلمه "بيمار" ميشود اين است كه در افسانه هاى يونان باستان، مار نماد تندرستى و سلامتى محسوب ميشده، به همين دليل به كسى كه به مرضى مبتلا ميشد بي مار ميگفتند!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
میزان رای مردمی به رییس جمهور منتخب در ادوار مختلف انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب
@ancientworld ™
@ancientworld ™
اوراویل، شهری در هند است که در سال 1968 بنا شد و در آن مردمانی از تمام دنیا با صلح کامل در کنار هم زندگی می کنند. در این شهر هیچ گونه سیستم مالی یا مذهبی وجود ندارد!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
#مصر شناس فرانسوی یک مومیایی بیگانه در اتاقی مخفی در هرم بزرگ کشف کرد
*تمامى مطالبى كه به كشف موميايى و اجساد #بيگانگان_باستانى مربوط ميشود صرفا دروغ رسانه اى بوده و فاقداعتبار ميباشند
@ancientworld
*تمامى مطالبى كه به كشف موميايى و اجساد #بيگانگان_باستانى مربوط ميشود صرفا دروغ رسانه اى بوده و فاقداعتبار ميباشند
@ancientworld
می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت .
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.
وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.
چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد .
همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.
ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف میگی!!!
و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.
دیگی که می زاید حتما مردن ه دارد.
*این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
@ancientworld ™
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.
وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.
چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد .
همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.
ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف میگی!!!
و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.
دیگی که می زاید حتما مردن ه دارد.
*این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
@ancientworld ™
هوشنگ سیحون، پدر معماری نوین ایران؛ استاد معماری و رئیس سابق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران؛ مردی که برای فردوسی، نادرشاه، ابن سینا، کمال الملک و خیام آرامگاه ساخت.
@ancientworld ™
@ancientworld ™
جام هیولای دوسر و غزال يكى از آثار به جا مانده از فرهنگ و تمدن #مارلیک است. جنس این ظرف الکتروم (آلیاژ نقره و طلا) می باشد و اكنون در موزه لوور پاریس نگهداري ميشود.
@ancientworld ™
@ancientworld ™
این خیلی خوب است که مردم ما از سیستم بانکداری سر درنمی آورند؛ زیرا اگر به آن پی میبردند پیش از طلوع فردا انقلاب میکردند!
👤 #هنری_فورد
*البته او از سيستم بانكدارى ايران خبر نداشت :)
@ancientworld ™
👤 #هنری_فورد
*البته او از سيستم بانكدارى ايران خبر نداشت :)
@ancientworld ™
بزرگان و اشراف #روم_باستان به دنبال خود همراهانی داشتند که در هنگام نیاز به ادرار وسیله مخصوص را حمل میکردند تا رفع نیاز کنند حتی در هنگام سخنرانی!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
یادی کنیم از نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش که درواقع توسط فرجالله صبا در دهه ۵۰ در مجله روشنفکر نوشته شده؛
ماجرا برمیگردد به یک روز غروب در تحریریه مجله روشنفکر.
فرج الله صبا اینطور میگوید: "سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگیها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشتههای فانتزی به چاپ برسد. به هر حال میخواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی، هر هفته، نامه هایی فانتزی به چاپ میرسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن میکرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب به بچهها گفتم مطالب چرا اینقدر تکراریاند
گفتند: اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرتمان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجلهای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامهای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار میآورد که زود باش باید صفحهها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه "فانتزی" از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال. "
بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع میشه: " آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمهاش میکردند، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند، جلوی دانشگاه آن را میفروختند، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد.
حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من، ریشخندم کردند که چه میگویی؟ ما نسخه انگلیسیاش را هم دیدهایم!!!
@ancientworld ™
ماجرا برمیگردد به یک روز غروب در تحریریه مجله روشنفکر.
فرج الله صبا اینطور میگوید: "سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگیها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشتههای فانتزی به چاپ برسد. به هر حال میخواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی، هر هفته، نامه هایی فانتزی به چاپ میرسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن میکرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب به بچهها گفتم مطالب چرا اینقدر تکراریاند
گفتند: اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرتمان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجلهای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامهای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار میآورد که زود باش باید صفحهها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه "فانتزی" از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال. "
بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع میشه: " آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمهاش میکردند، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند، جلوی دانشگاه آن را میفروختند، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد.
حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من، ریشخندم کردند که چه میگویی؟ ما نسخه انگلیسیاش را هم دیدهایم!!!
@ancientworld ™
کلئوپاترا آخرين فرعون #مصر، رژ لب مخصوص خودش را داشت که برای ساخت آن از مورچه های له شده و سوسک های بسیار قرمز استفاده میشده است!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
وایکینگ ها جنازه های خود را در قایق دفن میکردند آنها عاشق قایق ها و کشتی هایشان بوده اند. به همین دلیل دفن شدن در کشتی یا قایق برای آن ها افتخار بسیار بزرگی بود.
@ancientworld ™
@ancientworld ™
مردی تلاش می کرد که قاطرش را وارد مسابقات اسب سواری کند.
مسئولین مسابقه به او گفتند: قاطر تو شانسی برای موفقیت ندارد.
مرد پاسخ داد: می دانم، اما همنشینی با اسب های اصیل می تواند برای او مفید باشد.
*هم نشینی با برندگان، از شما یک برنده می سازد.
@ancientworld ™
مسئولین مسابقه به او گفتند: قاطر تو شانسی برای موفقیت ندارد.
مرد پاسخ داد: می دانم، اما همنشینی با اسب های اصیل می تواند برای او مفید باشد.
*هم نشینی با برندگان، از شما یک برنده می سازد.
@ancientworld ™
سوسک سرگین غلتان در #مصر نماینده خورشید بر زمین بشمار ميرفت. مصریان آن را مقدس ميدانستند و تصویرش را در طلسمات و بر سینه و پیشانى تنديس پادشاهان ترسیم ميكردند و از آن برکت میخواستند!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
کوکاکولا در سال 1886 توسط یک داروساز آمريكايى به نام دکتر جان پمبرتون ابداع شد. او شربتی را كه در داروخانه اش تولیده کرده بود، دارويى مقوى براى بسيارى از بيمارى ها ميدانست!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
در مراکش نوعی خاص از بز وجود دارد که بهتر از میمون و سایر پستانداران از درخت بالا می رود! بز های درختی جاذبه توریستی مراکش هستند!
@ancientworld ™
@ancientworld ™
دستبند #هخامنشي از جنس طلاى ناب که در دو انتها به سر شیر ختم می شود
و در همدان كشف شده است. محل نگهداری: موزه باستانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا
@ancientworld ™
و در همدان كشف شده است. محل نگهداری: موزه باستانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا
@ancientworld ™