و گمان میکردم
از افسون دروغهایت
نجات یافتهام
تا اینکه عصای جادویی دیدارت
چون پتکی بر سرم
فرود آمد
و دانستم که از
چاه و طوفانات
از سوختن و دیوانگیات
از حلاوت سرودههای دروغینات
مرا نجاتی نیست
پس ای شاعر دورغهای زیبا
اراده کن
تا مرا در آبهای زلال و غبارآلودهات
هزاران سال نوری فرو ببری
شاید دوباره زاده شوم
زایشی واقعی
میان دروغهای روشنی
به نام عشق تو.
-غاده اسمان
از افسون دروغهایت
نجات یافتهام
تا اینکه عصای جادویی دیدارت
چون پتکی بر سرم
فرود آمد
و دانستم که از
چاه و طوفانات
از سوختن و دیوانگیات
از حلاوت سرودههای دروغینات
مرا نجاتی نیست
پس ای شاعر دورغهای زیبا
اراده کن
تا مرا در آبهای زلال و غبارآلودهات
هزاران سال نوری فرو ببری
شاید دوباره زاده شوم
زایشی واقعی
میان دروغهای روشنی
به نام عشق تو.
-غاده اسمان
🍓2
سر جای اولم هستم. تلاش میکنم اما نمیرسم.
دارم دست و پا میزنم.
- از نامههای داستایفسکی به همسرش، آنا.
دارم دست و پا میزنم.
- از نامههای داستایفسکی به همسرش، آنا.
تصاویری کمتر دیدهشده از تظاهرات زنان به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن در اسفند سال ۱۳۵۷ در تهران، دو عکس نخست از خانم sophie keir است و تصاویر بعدی از آسوشیتدپرس
- از اینستاگرام "علی ملیحی"
- از اینستاگرام "علی ملیحی"
🕊8
و در روز ششم برای تنهایی انسان، زن را آفریدیم
زیبا، نجیب و شکوهمند
پس انسان گفت: ستایش و حمد، به راستی لایق اوست که زیباترین است.
و چنین شد که زن را به خاک افکندیم، در مرتبهای پستتر از انسان!
انسان را گفتیم بر او فرود آی و از او کام بگیر
و اما زن که خود را برابر میپنداشت، سر بلز زد
پس او را به دریای مردگان در مصر تبعید کردیم و بعدها
فرزندان انسان او را به این نام خواندند:
لیلیث؛ مادر شب، تباهی و طوفان!
زیبا، نجیب و شکوهمند
پس انسان گفت: ستایش و حمد، به راستی لایق اوست که زیباترین است.
و چنین شد که زن را به خاک افکندیم، در مرتبهای پستتر از انسان!
انسان را گفتیم بر او فرود آی و از او کام بگیر
و اما زن که خود را برابر میپنداشت، سر بلز زد
پس او را به دریای مردگان در مصر تبعید کردیم و بعدها
فرزندان انسان او را به این نام خواندند:
لیلیث؛ مادر شب، تباهی و طوفان!
🕊8
تو اشک ریختی اما آیا میدانی از کجا میآیند؟
اشکها پناهگاهی زودگذر هستند.
اشکها پناهگاهی زودگذر هستند.
تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست
غمِ تو هست ولی غمگسار باید و نیست.
-رهی معیری
غمِ تو هست ولی غمگسار باید و نیست.
-رهی معیری