Annamorphin
24.5K subscribers
2.29K photos
34 videos
1 file
1.3K links
زیباییِ تن‌های تنها.






تبلیغات؛
@anamorphynads
Download Telegram
Untitled series by R J MUNA
«آینده‌ای ندارم و حتی نمی‌توانم حدس بزنم چه بر سرم خواهد آمد. به گذشته هم می‌ترسم نگاه کنم. گذشته چنان پر از بدبختی است که فقط یادش کافی است تا دلم را پاره پاره کند.»

_فئودور داستایوفسکی
Chesslove
Kwoon
Kiss me
For the last time
From your flowing tears, I shaped the sea
I will sail away from you
Goodbye
I'm on my boat
Keep your bags full of lies
I'm going home
Thanks for the wind
‏«شاید پتانسیل داشتن از هیچی نداشتن بدتر باشه. بدتر از اینکه از بیخ استعدادی نداشته باشی که بخوای هدرش بدی، دراز به دراز بیفتی بلُنبونی چون جرئت نداری...
من بدجوری ترسیده‌م. من خیلی می‌ترسم بمیرم و هیچ‌وقت واقعا دیده نشده باشم.»

مزاحِ بی‌پایان | دیوید فاستر والاس
Self Portrait by Ruth Bernhard, 1974
آه
خواب!
ای کاش مرا توانِ خفتن بود
که خفتن بِهْ ز بیداریِ پر درد!
به ژرفای خوابی بس بعید
چونان مرگی که نمی‌آید ز راه

_شارل بودلر
Double Vision, 1973
By Ruth Bernhard
از همه‌چیز خالی شده‌ام. نه خوشحالم نه بدحال. نه شاد نه غمگين و نه امیدوارم یا نومید. بی‌گذشته و آینده، سکونی بی‌زمان و مکان، معلق در هیچ، همراه با نوعی آگاهی خواب‌زده به وجود خود، خوابی بی‌رویا، با چشمان باز.

شاهرخ مسکوب|روزها در راه
Ruby
tweaker & Bonnie 'Prince' Billy
the color of my dreams, they would be you...ruby
and illness be or wellness thrive
my dream proves i am yet alive
هوای بی‌نظیری است؛ پاک و روشن و کمی خنک مثل هوای دم صبح بیابان. دلم می‌خواست دفتر نمی‌آمدم. دلم نمی‌خواهد کار کنم. خسته‌ شده‌ام. دلم می‌خواست بمیرم لااقل برای مدتی.

روزها در راه|شاهرخ مسکوب
Nude Playing with Cat, 1927
By Takahashi Hiroaki
«زن برهنه در حال بازی با گربه، ۱۹۲۷»
اثر تاکاهاشی هیروآکی
اگر بتوانیم کج‌خلقی‌های معشوقِ دلخور خود را همچون یک نوزاد در نظر بگیریم، بهترین لطف را در حق او کرده‌ایم. در این صورت نسبت به او بخشنده‌تر، مهربان‌تر و عاشق‌تر خواهیم بود. پشت نقابِ بزرگسالیِ همه‌ی ما، کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق، و ترسیده از تنهایی.

_آلن دوباتن
بدبختی، ۱۸۸۶
از کریستوبال روخاس
The Misery, 1886
By Cristóbal Rojas
«از زندگی‌ام که باخبری، هنوز همان است که بود؛ دوست داشتنِ تو.»

_پابلو نرودا
«دیگر نمی‌خواهم چیزی ببینم، ۲۰۰۸»
اثر چیکا اوساکا
I Don't Want to See Anymore, 2008
By Chika Osaka
He's My Man
Luvcat
He's my man, we're hand in hand
To hell and back
And I'll love him like nobody else can
He's my man, I've been damned
No, nobody has to understand
Me and my man
فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که من در وحشت‌انگیزترین شب‌ها
آفتاب را به دعایی نومیدوار
طلب می‌کرده‌ام...

خاطرات روسپیان اندوهگین من|گابریل گارسیا مارکز