چرا همیشه آدمهایی مثل من باید از خودگذشتگی نشان بدهند، چرا هروقت قرار است کاری صورت بگیرد ما باید کوتاه بیاییم، چرا همیشه من باید زبانم را گاز بگیرم، چرا؟ خوب، این دفعه دیگر مثل دفعههای قبل نیست. این دفعه میخواهم به خودم و آنچه احتیاج دارم فکر کنم. برای آنکه عدالت، اگر شده حتی یک دفعه، فقط یک دفعه، اجرا شود.
آریل دورفمان|مرگ و دوشیزه
آریل دورفمان|مرگ و دوشیزه
Tie up My Hands
Starsailor
Wanna hold you but my hands are tied
Wanna sleep here but I've been denied
Wanna lie here until the morning sun does rise
Wanna sleep here but I've been denied
Wanna lie here until the morning sun does rise
«من در حالت خوشی نیستم. مثل تاریخ، فرسوده و ملولم. انگار بار همهی رنجهای کهنه و قدیم بر دل من است.»
_شاهرخ مسکوب
_شاهرخ مسکوب
Drowned Divine
Angellore
Who will be there for me
To smile and dry my tears?
I’m like a withered rose
Alone eternally
No spark within the night
Nor moonlit sky to guide my way
It’s my end
I surrender to pain
To smile and dry my tears?
I’m like a withered rose
Alone eternally
No spark within the night
Nor moonlit sky to guide my way
It’s my end
I surrender to pain
«همه چیز برای من حول تو میچرخد. مدام به تو فکر میکنم و با تو حرف میزنم. سر غریبه و سیاه تو را میان دستانم میگیرم و دلم میخواهد سنگی که بر سینهات سنگینی میکند کنار بزنم....»
_نامه از اینگهبورگ باخمن به پل سلان
_نامه از اینگهبورگ باخمن به پل سلان
Dog Days
Ethel Cain
Cut me up and take me like the bread and blood at church
Love's never been more than pain, so baby, show me how bad you hurt
Love's never been more than pain, so baby, show me how bad you hurt
«مُرد دیگر، آدمها میمیرند، سکته میکنند یا زیر ماشین میروند، گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخرهای پرتشان میکند پایین. اینها البته مهم است، ولی مهمتر همان نبودن آنهاست، این که آدم بیدار شود و ببیند که نیستش، کنار تو خالی است. بعد دیگر جایشان خالی میماند، روی بالش، حتی روی صندلی که آدم بعد از مردنشان خریده است. آن وقت است که آدم حسابی گریهاش می گیرد، بیشتر برای خودش که چرا باید این چیزها را تحمل کند.»
آینههای دردار|هوشنگ گلشیری
آینههای دردار|هوشنگ گلشیری
«زیبایی را برای چه میخواهم؟ من فقط دلم میخواهد به آن مرحله از رشد روحی برسم که بتوانم هر موضوعی را در خودم حل کنم و برای من احتیاج به -کلمه- بیمعنی شود؛ بتوانم زندگی را مثلِ یک گیاهِ زهری میانِ انگشتهایم بفشارم و خرد کنم.»
• نامه از فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
• نامه از فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
You Know Me Too Well
Nothing But Thieves
I wanna give it to you
Oh, just to see what you'd do
'Cause I'm so drunk on you
Baby, you're all that I want
I want you all to myself
Oh, but you know me too well
Oh, just to see what you'd do
'Cause I'm so drunk on you
Baby, you're all that I want
I want you all to myself
Oh, but you know me too well