Annamorphin
24.5K subscribers
2.28K photos
35 videos
1 file
1.3K links
زیباییِ تن‌های تنها.






تبلیغات؛
@anamorphynads
Download Telegram
‏«یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب به خیر گفتند و رفتند خوابیدند. مادربزرگ هم خوابش برد، اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر تلاش کرد، خوابش نبرد. شب تا صبح همه‌اش در فکر دریا بود...»

صمد بهرنگی|ماهی سیاه کوچولو
«صبحِ تابستانی، ۱۹۱۷»
اثر جووانی جاکومتی

Summer Morning, 1917
By Giovanni Giacometti
«شايد بايد نگويم كه اشک توی چشم‌های من چرخيد، ولی چرخيد. چرايش را نمی‌دانم. هنوز هم نمی‌دانم اما ديدم باز از آن وقت‌ها شد كه بی‌اختيار اشک می‌آيد. هرگز كتک مرا به گريه نينداخت، دردهای شديدِ تن و ناخوشی هم نه.
نزديكی‌ها و دوری‌های انسانی، چرا. زياد.»

_ابراهیم گلستان
• Damaged negatives
By Glen Luchford
Sepideh Dam
Kaveh M. Raad
که شهرزاد قصه‌گو منم؛
1
Untitled by Anka Zhuravleva
«تابستان، برهنه‌ترین فصلِ تن‌هاست. در آفتاب، هیچ دروغی نمی‌ماند... و هیچ خاطره‌ای پنهان نمی‌ماند.»

عباس نعلبندیان|نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگواره‌های دوره‌ی بیست‌وپنجم زمین‌شناسی»
In This Empty Room (feat. Gogo Melone)
Clouds, Gogo Melone
Please take my hand
And hold me
Take me away, away from this world
All of eternity, I could have spent with you
In this empty room with endless faith
«بر امواج عشق، ۱۸۹۹»
اثر ادوارد مونک
"On the Waves of Love, 1899"
By Edvard Munch
"عشق یعنی در لحظه‌ای که به تو فکر می‌کنم، جهان متوقف شود. یعنی در حضور تو، تمام رنج‌های جهان رنگ ببازند. یعنی وقتی تو هستی، دیگر نیازی به هیچ‌چیز نیست."

خانه‌ی ادریسی‌ها|غزاله علیزاده
Crying Girl on the Sofa, 1919
By Peder Knudsen
دختر گریان روی مبل، ۱۹۱۹
از پدر نودسن
Annamorphin
Crying Girl on the Sofa, 1919 By Peder Knudsen دختر گریان روی مبل، ۱۹۱۹ از پدر نودسن
"دیگر اشک‌هایم را پنهان نمی‌کنم،
بگذار بر صورت خسته‌ام جاری شوند،
مثل زنی که در دل شب،
در تنهایی خویش فرو می‌ریزد."

_غاده السمان
Blooms of Oblivion
Emma Ruth Rundle
And in all of your blooms of oblivion
I love you
I love you, see?
See?
“A Phone”, 1999
By Takashi Yasumuea
دوستت دارم. حس می‌کنم بیشتر از هرکس دیگری در این جهان دوستت دارم: تو همان چیزهایی را می‌گویی که دلم می‌خواهد بشنوم و همان سوالاتی را که دوست دارم جواب دهم…

کورت ونه‌گات|نامه به ووفی
تّشّدّیّدّ ِ عزیزم،
تولدت مبارک‌مون باشه.
با شدّت و مشدّد دوستت دارم،
با تکرار و مکرّر می‌خوامت.
آرزوهای خوب بسیار، محبت‌های بی‌نهایت
با شدّت و مکرّر، برای تو. 🩶
«کجا رها کنم این بار غم که بر دوش است؟»

_فریدون مشیری
Acquanetta with child, 1944
By Ruth Bernhard