«ببین چطور آرزوهای ما آب میروند تا در حصارِ تَنگِ کنونیمان جا شوند. امروز دیگر حتا نمیخواهم حالم بهتر شود؛ فقط همینطور که هست بماند.»
آلفونس دوده|در وادیِ درد
آلفونس دوده|در وادیِ درد
I'm Waiting Here
David Lynch & Lykke Li
when alone, look at the sky, my dear
i am not every fallen star
make a wish ever eternally
so we can love until infinity
i am not every fallen star
make a wish ever eternally
so we can love until infinity
«شما طردم کرده بودید، شما آدمها. با آن سکوت تحقیرآمیزتان من را راندید. درست در برههای که پرشورترین احساساتم را نثارشان میکردم، جواب اشتیاقم را با آزار دادید و تا آخر عمر رنجیدهخاطرم کردید. حالا من مسلما حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم.»
نازنین|داستایفسکی
نازنین|داستایفسکی
وزش ناگهانی باد یا بعد از هوکوسای
عکسی رنگیست که توسط جف وال در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است. این عکس نسخه عکسِ یک نقاشی با عنوان ایستگاه یجیری، استان سوروگا، ۱۸۳۲ توسط هنرمند ژاپنی کاتسوشیکا هوکوسای میباشد.
وال به مدت پنج ماه روی این عکس کار کرد. این فیلم شامل چهار بازیگر بود و در منظرهای در نزدیکی ونکوور، بریتیش کلمبیا، زمانی که شرایط آب و هوایی مناسب وجود داشت، فیلمبرداری شد و تمامی عناصر را برای نتیجه نهایی اصلاح و کلاژ کرد و توانست بازسازی نقاشی را به وجود بیاره.
1. Yejiri Station, Province of Suruga, 1832 by Katsushika Hokusai
2. A Sudden Gust of Wind also known as after Hokusai by Jeff Wall, 1993
-Annamorphin
عکسی رنگیست که توسط جف وال در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است. این عکس نسخه عکسِ یک نقاشی با عنوان ایستگاه یجیری، استان سوروگا، ۱۸۳۲ توسط هنرمند ژاپنی کاتسوشیکا هوکوسای میباشد.
وال به مدت پنج ماه روی این عکس کار کرد. این فیلم شامل چهار بازیگر بود و در منظرهای در نزدیکی ونکوور، بریتیش کلمبیا، زمانی که شرایط آب و هوایی مناسب وجود داشت، فیلمبرداری شد و تمامی عناصر را برای نتیجه نهایی اصلاح و کلاژ کرد و توانست بازسازی نقاشی را به وجود بیاره.
1. Yejiri Station, Province of Suruga, 1832 by Katsushika Hokusai
2. A Sudden Gust of Wind also known as after Hokusai by Jeff Wall, 1993
-Annamorphin
فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه میتوانی پیش او برگردی. روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و آنچه هستم را به تو بخشیدهام. تو قلبم را با خود خواهی داشت تا وقتی که من این جهان غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خستهام میکند. تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشتهام.
آلبر کامو|خطاب به عشق
آلبر کامو|خطاب به عشق
Daman
Babak Rajabi
ای دامنت آبی؛
چون رود گذشتی،
چه سلامی! چه علیکی!
ای آمدنت آبی و هم رفتنت آبی
چون رود گذشتی،
چه سلامی! چه علیکی!
ای آمدنت آبی و هم رفتنت آبی
«این مملکت هر شب
ما را با حس درماندگی و ناچاری خوابمان میکند
و هر صبح
با یک حس شرمساری که متعلق به ما نیست
بیدارمان میکند.»
اِجه تِمِلکوران|سیامک تقیزاده
ما را با حس درماندگی و ناچاری خوابمان میکند
و هر صبح
با یک حس شرمساری که متعلق به ما نیست
بیدارمان میکند.»
اِجه تِمِلکوران|سیامک تقیزاده
کتابفروشی گرام
خرید و فروش کتابهای دست دوم،قدیمی و نایاب
مجله و روزنامه شاهنشاهی
https://t.me/gerambook
خرید و فروش کتابهای دست دوم،قدیمی و نایاب
مجله و روزنامه شاهنشاهی
https://t.me/gerambook