اما به گمانم غیر طبیعی نبود. اصلا عشق اول همین است. آنچه اتفاق میافتد از این قرار است یکی را میبینی وعاشقش میشوی و فورا یک حفره درونت سرباز میکند و به دردت میآورد. این حفره همیشه آنجا میماند. اما متوجه آن نیستی تا آنکه یکی از راه میرسد و آن را پر میکند و بعد با محتویات حفره میزند به چاک.
استیو تولتز|جزء از کل
استیو تولتز|جزء از کل
Ey bi to man kharaab
Nosrat Rahmani
ای بیتو من سراب
دیگر شتاب، توان را شکسته است.
در من، منی بهپاست،
اما نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
جدایی، چه خیمهای
در شهر بسته است
اما... نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
ای بی تو من خراب|نصرت رحمانی
دیگر شتاب، توان را شکسته است.
در من، منی بهپاست،
اما نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
جدایی، چه خیمهای
در شهر بسته است
اما... نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
ای بی تو من خراب|نصرت رحمانی
میرفتم و آواز میخواندم، زیرا وقتی دلم خوش است حتمآ زیر لب ترانهای زمزمه میکنم، مثل همهٔ خوشحالانی که دوست یا آشنای مهربانی ندارند و وقتی شادند نمیتوانند او را در شادی خود سهیم کنند.
داستایفسکی|شب های روشن
داستایفسکی|شب های روشن
آنهایی که صد یا دویست سالِ دیگر پس از ما بیایند ما را بهخاطر اینکه این طور زندگیمان را احمقانه و این اندازه مبتذل گذراندهایم، نخواهند بخشید شاید آنها وسیلهیی برای خوشبختی بیابند ولی ما...
من و تو فقط به یک امید زندهایم و آن اینکه وقتی برای همیشه در تابوتمان خوابیدیم، اشباحی شاید خوشآیند به سراغمان بیایند.
آنتوان چخوف|دایی وانیا
من و تو فقط به یک امید زندهایم و آن اینکه وقتی برای همیشه در تابوتمان خوابیدیم، اشباحی شاید خوشآیند به سراغمان بیایند.
آنتوان چخوف|دایی وانیا