Annamorphin
24.6K subscribers
2.29K photos
34 videos
1 file
1.3K links
زیباییِ تن‌های تنها.






تبلیغات؛
@anamorphynads
Download Telegram
Man Ray/ Self-Portrait, 1935.

“It has never been my object to record my dreams, just the determination to realize them.”
― Man Ray
Burning Bridges
Chromatics
When your tears fall down
On the cold, cold ground
And you walk to the edge of this town
When you burned all your bridges
And vanished in the mist
When the road is long and your heart is sick.

-Annamorphyn
Mira Nedyalkova, In tune with the infinite, 2016.
-Annamorphyn
گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می‌شود. می‌شوراند. منقلب می‌کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می‌دارد. می‌گریاند. می‌چزاند. می‌کوباند و می‌دواند.

جای خالی سلوچ|محمود دولت آبادی
The Kiss by Erich Hartmann.

-Annamorphin
در دست‌های چه کسی اسراف می‌شوی تو اکنون که من به ذره ذره‌ات محتاجم.

-ییلماز اردوغان
"Lovers" By Laura Makabresku, 2017.
هیلما آف کلینت/ Hilma af Klint

۲۶ اکتبر ۱۸۶۲ - ۲۱ اکتبر ۱۹۴۴
یکی از نقاشان معروف سوئدی و پیشگام هنر آبستراک می‌باشد.
او پیشروی رادیکال هنری است که خود را از حصار واقعیت‌های ملموس و عینی خارج می‌سازد و از رنگ و فرم‌های تمثیلی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گرفت.
او چندین سال قبل از واسیلی کاندینسکی، پیت موندریان و کازیمیر مالوویچ که هنوز به عنوان پیشگامان هنر آبستراک معرفی می‌شوند دست به خلق آثار هنری آبستراک زده.
هیلما آف کلینت تحصیلات هنری خود را در بخش هنری دانشگاه تکنیک استکهلم که امروز به دانشگاه هنر نامیده می‌شود به انجام رساند.
بعد از اتمام تحصیلات تا سال ۱۹۰۸ نقاشی‌های او از صورت و یا مناظر طبیعی بود.
اما بعد از مدتی او نقاشی از طبیعت را رها کرد. زیرا او معتقد بود که یک بُعد روحانی در زندگی انسان وجود دارد و می‌خواست موقعیت‌های از وجود انسانی که عینی و ملموس نیست به تصویر بکشد.
او همانند بسیاری از معاصران خود از جریان‌های معنوی آن زمان همچون اعتقاد به عالم ارواح و عرفان متاثر بود.
او معتقد بود که زمانی که او نقاشی می‌کند به خودآگاهی بیشتری می‌رسد و از این طریق برای ایجاد کار خود الهام و پیام می‌گیرد.
او تابلوهائی که موضوع آن منظره و پرتره بود در زمان حیاتش به نمایش گذاشته اما نقاشی‌های آبستراک خود را در زمان حیاتش هرگز به نمایش نگذاشت. او در وصیت خود قید کرده بود که نقاشی‌های آبستراک او را بیست سال بعد از مرگ او می‌توانند در معرض دید عموم قرار دهند.
او مطمئن بود که در این زمان مردم کارهای او را خواهند فهمید.
-Annamorphyn