Annamorphin
24.6K subscribers
2.29K photos
34 videos
1 file
1.3K links
زیباییِ تن‌های تنها.






تبلیغات؛
@anamorphynads
Download Telegram
مجموعه "ماهی بزرگ" از مرتضی نیک‌نهاد
"Big Fish" by Morteza Niknahad.

در یکى از شب هاى میانى دهه‌ى هفتاد مادرم خوابى دید که سرآغاز فصلى دشوار از زندگى‌مان بود، او دچار بیمارى مبهمى شد که ریشه‌اش بر اساس آنچه پزشکان مى‌گفتند ضایعات روحىِ باقى مانده از وقایع گذشته بود. بیش از یک دهه از آن شب گذشت تا مادر پرده از خوابى برداشت که تا پیش از آن پنهانش کرده بود، او از جاندار مجهول الهویه و رُعْب آورى سخن مى‌گفت که در خوابش بسرعت بزرگ شده، بگونه‌اى که او در وضعیتى برزخ گونه تلاش مى‌کند از خواب برخیزد. مادر در این سال‌ها تنها یک‌بار راضى شده درباره‌ى آن شب حرف بزند و هربار در مقابل پرسش‌هاى احتمالى از روایت آن شب پرهیز مى‌کند، هیولایى که على‌رغم خواستش همچنان با او بوده است. مجموعه‌ى ماهى بزرگ برداشت ذهنى‌ست از بیست سال زندگى و مشاهدات من از روزمره زنى که با یک هیولاى رام شده و زخمى زندگى مى‌کند.
و اگر تو را از دست بدهم، چیزهای زیادی در من ویران خواهد شد، و می‌دانم که غبار روزها بر زخم خواهد نشست، اما به همان اندازه می‌دانم که مانند سایر زخم‌های تنم خواهد بود: هر بار که باد بر آن بوزد ملتهب می‌شوند.

غسان کنفانی|تپش‌های شیدایی
The photo series “Ballerinas and Flowers"
By Yulia Artemyeva.
-‌‌‌‌‌ t.me/anamorphyn‌
Stumbled Beginnings...
Black Swan (Clint Mansell) 2010
بخاطر عکس‌های بالا بنظرم بد نیست این رو گوش کنیم.
-annamorphyn
رویا مخدر واقعیت است؛ زمانی که زندگی تیره‌ و تار شود، تخیل و رویاپردازی برای جلوگیری از فروپاشی ذهن به پا می‌خیزد تا کمی اوضاع را تلطیف کند.

آرتور میلر|مرگ فروشنده
مجموعه "نیم‌فاصله" از مریم سعیدپور.
"Semi-Distance" series by Maryam Saeidpoor.

اولین مواجهه ما با مفهوم رابطه، عموما نتیجه‌ی ادراک‌ رابطه‌ی والدینمان است. همان‌طور که آنان نیز این را از مادران و پدرانشان دریافته‌اند. ذهن ما، بی آنکه بدانیم یا بخواهیم از این غالب‌ها شکل می‌گیرد، هرچند متناقض و با سر و شکلی تازه که محصول مشترک فهم ابتدایی‌مان از ساز و کار جهان است و دریافت‌های فردی‌.
"نیم فاصله" مرور حسرت‌های ته‌نشین شده‌ای است‌ در فقدان وضعیت باشکوه.
قاب‌هایی از ناخودآگاه که با رشته‌هایی نازک به زندگی‌مان آویخته شده.
امکان سخت رضایتی که پیوسته سیال است میان ماندن و رفتن، ساختن و ویران کردن، داشتن و نداشتن."