نیوشا توکلیان
زاده ۷ دی ۱۳۶۱ در تهران، خبرنگار و عکاس ایرانی است.
او عکاس خودآموختهای است که عکاسی حرفهای را در سن ۱۶ سالگی در نشریه زن آغاز کرد و در نشریات دیگر ادامه داد.
از سال ۲۰۰۲ عکسهای وی در نشریات معتبر بینالمللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیدهاست.
نام نخستین نمایشگاه انفرادی "نیوشا توکلیان"، "گوش کن" است.
نیوشا میگوید: اینها عکسهایی است که زنان خواننده آرزو داشتهاند که روی جلد لوح فشردهشان نقش ببندد. سیدیهایی هم به من در یک بستهبندی زیبا میدهند. سیدیهایی با طرح جلدهایی بر اساس همان عکسهای نیوشا. تعجب میکنم که بر رسم معمول نباید ما کاری از صدای این زنان بشنویم. حدسم درست از آب در میآید؛ قابهای سیدیها خالی هستند و چیزی در آنها نیست.
عباس کوثری، یکی دیگر از عکاسان برجستۀ ایرانی و دوست سالیان دراز نیوشا یادداشتی روی این نمایشگاه نوشته:
"با چشمانی بسته، دهانی باز، ایستاده، رو به ما، پشت به تاریکی، گویی در خیال میخوانند، بیصدا، برای خود. سالهاست که ایستادهاند. رو به روزهایی که روزمرگیست که میآیند و میروند و باز ایستادهاند رو به دنیایی که تاجی دروغین بر سرشان نهادهاند. ایستادهاند، در انتظار."
زاده ۷ دی ۱۳۶۱ در تهران، خبرنگار و عکاس ایرانی است.
او عکاس خودآموختهای است که عکاسی حرفهای را در سن ۱۶ سالگی در نشریه زن آغاز کرد و در نشریات دیگر ادامه داد.
از سال ۲۰۰۲ عکسهای وی در نشریات معتبر بینالمللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیدهاست.
نام نخستین نمایشگاه انفرادی "نیوشا توکلیان"، "گوش کن" است.
نیوشا میگوید: اینها عکسهایی است که زنان خواننده آرزو داشتهاند که روی جلد لوح فشردهشان نقش ببندد. سیدیهایی هم به من در یک بستهبندی زیبا میدهند. سیدیهایی با طرح جلدهایی بر اساس همان عکسهای نیوشا. تعجب میکنم که بر رسم معمول نباید ما کاری از صدای این زنان بشنویم. حدسم درست از آب در میآید؛ قابهای سیدیها خالی هستند و چیزی در آنها نیست.
عباس کوثری، یکی دیگر از عکاسان برجستۀ ایرانی و دوست سالیان دراز نیوشا یادداشتی روی این نمایشگاه نوشته:
"با چشمانی بسته، دهانی باز، ایستاده، رو به ما، پشت به تاریکی، گویی در خیال میخوانند، بیصدا، برای خود. سالهاست که ایستادهاند. رو به روزهایی که روزمرگیست که میآیند و میروند و باز ایستادهاند رو به دنیایی که تاجی دروغین بر سرشان نهادهاند. ایستادهاند، در انتظار."
حیران
آسیمه، آسیمه سر، بی قرار، خیره، درمانده، سرگردان، سرگشته، شیفته، فرومانده، گیج، مبهوت.
By AnnaMorphin.
آسیمه، آسیمه سر، بی قرار، خیره، درمانده، سرگردان، سرگشته، شیفته، فرومانده، گیج، مبهوت.
By AnnaMorphin.