باب دیلن، خواننده، آهنگساز، ترانهسرا، شاعر، نویسنده و برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۶، امروز ۷۹ ساله شد.
دیلن از تاثیرگذارترین افراد در موسیقی جهان و آمریکاست.
#ادبیات #موسیقی
@amoujacademy
دیلن از تاثیرگذارترین افراد در موسیقی جهان و آمریکاست.
#ادبیات #موسیقی
@amoujacademy
فیلم شاینینگ (یا درخشش) ۴۰ ساله شد.
شاینینگ (the shining) در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار در چنین روزهایی اکران شد. فیلم ساخته استنلی کوبریک، کارگران صاحب سبک آمریکایی است و فیلمنامه را هم خودش و دایان جانسون نوشتند. فیلم اقتباس از رمانی به همین نام نوشته استیفن کینگ است و به زعم بسیاری اصل رمان بسیار دلهرهآورتر از خود فیلم است ولی با این حال ساخت بینظیر و همراه با تصویربرداری فوقالعاده و بازی بسیار درخشان جک نیکلسون، فیلم را در یادها ماندگار کرده است.
در سال ۲۰۱۳ استیفن کینگ ادامه داستان درخشش را با عنوان دکتر اسلیپ نوشت که در سال ۲۰۱۹ فیلمی به کارگردانی مایک فلناگان از روی آن ساخته شد.
#سینما
https://www.instagram.com/p/CAj-Kz4ppat/?igshid=ezxz63h3doye
@amoujacademy
شاینینگ (the shining) در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار در چنین روزهایی اکران شد. فیلم ساخته استنلی کوبریک، کارگران صاحب سبک آمریکایی است و فیلمنامه را هم خودش و دایان جانسون نوشتند. فیلم اقتباس از رمانی به همین نام نوشته استیفن کینگ است و به زعم بسیاری اصل رمان بسیار دلهرهآورتر از خود فیلم است ولی با این حال ساخت بینظیر و همراه با تصویربرداری فوقالعاده و بازی بسیار درخشان جک نیکلسون، فیلم را در یادها ماندگار کرده است.
در سال ۲۰۱۳ استیفن کینگ ادامه داستان درخشش را با عنوان دکتر اسلیپ نوشت که در سال ۲۰۱۹ فیلمی به کارگردانی مایک فلناگان از روی آن ساخته شد.
#سینما
https://www.instagram.com/p/CAj-Kz4ppat/?igshid=ezxz63h3doye
@amoujacademy
۱۱۵ سال پیش در چنین روزی، میخائیل شولوخف، نویسنده نوبلسیت اهل روسیه به دنیا آمد.
شولوخف نویسنده شاهکار دن آرام است که در ایران هم سه ترجمه از آن وجود دارد. دن آرام را بسیاری با جنگ و صلح تالستوی قیاس میکنند و ۱۲ سال نوشتن آن طول کشیده است.
شولوخف در سال ۱۹۶۵ برنده نوبل ادبیات شد.
#ادبیات
@amoujacademy
شولوخف نویسنده شاهکار دن آرام است که در ایران هم سه ترجمه از آن وجود دارد. دن آرام را بسیاری با جنگ و صلح تالستوی قیاس میکنند و ۱۲ سال نوشتن آن طول کشیده است.
شولوخف در سال ۱۹۶۵ برنده نوبل ادبیات شد.
#ادبیات
@amoujacademy
روزنامه نیویورکتایمز با اشاره به مرگ نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر در اثر کرونا در آمریکا، در صفحه اول امروز خود اسامی ۱۰۰۰ نفر از آنها را منتشر کرد.
#آموژ
https://www.instagram.com/p/CAkctO_p271/?igshid=14wd5lmnjnrd9
@amoujacademy
#آموژ
https://www.instagram.com/p/CAkctO_p271/?igshid=14wd5lmnjnrd9
@amoujacademy
۴۳ سال قبل در چنین روزی فیلم star wars یا در اصطلاح فارسی جنگ ستارگان، به کارگردانی جرج لوکاس، در آمریکا و در ۳۶ سینما اکران شد و همان زمان رکورد فروش را زد. این فیلم بعدها به امیدی تازه تغییر نام داد و جزئی از سهگانه اصلی جنگ ستارگان شد. بعدتر دو سه گانه دیگر از این مجموعه ساخته شد که البته امتیاز آنها از سال ۲۰۱۲ از لوکاس به دیزنی منتقل شد و سهگانه دنباله را کمپانی دیزنی ساخت. غیر از این سه سهگانه، دو فیلم، یک انیمیشن و یک مجموعه تلویزیونی نیز تحت عنوان کلی جنگ ستارگان ساخته شده است.
جنگ ستارگان فیلمی با تاثیرات اجتماعی فراوان بود که هنوز هم درباره خود فیلم و آثار آن در محافل گوناگون سینمایی و فلسفی بحث میشود.
#آموزش_مجازی #آکادمی_آموژ #آموژ #سینما
https://www.instagram.com/p/CAmmFHKJ9Pq/?igshid=1p3o60z2e1ppg
@amoujacademy
جنگ ستارگان فیلمی با تاثیرات اجتماعی فراوان بود که هنوز هم درباره خود فیلم و آثار آن در محافل گوناگون سینمایی و فلسفی بحث میشود.
#آموزش_مجازی #آکادمی_آموژ #آموژ #سینما
https://www.instagram.com/p/CAmmFHKJ9Pq/?igshid=1p3o60z2e1ppg
@amoujacademy
مرغ مگس خوار
فرض بگویم تابستان و
بنویسم مرغ مگسخوار
بعد نوشته را بگذارم توی پاکت
ببرم پایین تپه و بیندازم توی صندوق پست
آن وقت نامهام را که باز کنی
یاد آن روزها میافتی و
یاد این که
چقدر، واقعا چقدر
دوستت دارم
امروز سالروز تولد ریموند کارور نویسنده و شاعر آمریکایی است.
#آموژ #ادبیات #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
فرض بگویم تابستان و
بنویسم مرغ مگسخوار
بعد نوشته را بگذارم توی پاکت
ببرم پایین تپه و بیندازم توی صندوق پست
آن وقت نامهام را که باز کنی
یاد آن روزها میافتی و
یاد این که
چقدر، واقعا چقدر
دوستت دارم
امروز سالروز تولد ریموند کارور نویسنده و شاعر آمریکایی است.
#آموژ #ادبیات #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
صدیقه کیانفر، بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون و گوینده رادیو، در ۸۸ سالگی درگذشت.
وی متولد آبادان بود و کار خود را از گویندگی رادیو آغاز کرد..
عکاس: بابک آببرین
#تئاتر #آموژ #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
وی متولد آبادان بود و کار خود را از گویندگی رادیو آغاز کرد..
عکاس: بابک آببرین
#تئاتر #آموژ #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
مهدی اخوان لنگرودی نویسنده و ترانهسرای آثاری چون «گل یخ» در سن ۷۵سالگی چشم از جهان فرو بست.
مهدی اخوان لنگرودی در سال ۱۳۲۴ در شهر لنگرود به دنیا آمد. او در سال ۱۳۵۱ از دانشگاه ملی ایران در رشته جامعهشناسی فارغالتحصیل و برای اخذ مدرک دکتری راهی وین شد.
#شعر #آکادمی_آموژ #آموژ
@amoujacademy
مهدی اخوان لنگرودی در سال ۱۳۲۴ در شهر لنگرود به دنیا آمد. او در سال ۱۳۵۱ از دانشگاه ملی ایران در رشته جامعهشناسی فارغالتحصیل و برای اخذ مدرک دکتری راهی وین شد.
#شعر #آکادمی_آموژ #آموژ
@amoujacademy
یه بار دیگه هم قسر در رفته بودم. هر روز غذا داشتم بخورم، روحیه پیدا کرده بودم و مینشستم یهریز کار میکردم. روی سه چهار مقاله کار میکردم و احساس میکردم هر جرقهای، هر فکری که به نظرم میرسه نیروی دماغی منو تحلیل میبره. در عین حال، به نظرم میرسید که دستم از هر وقت دیگه روانتر شده. اون مقالهای رو که اون همه به خاطرش رنج برده بودم و امید بهش بسته بودم، سردبیر برگردوند. من هم، بدون اینکه دوباره بخونمش، با احساس خشم و توهین، بیدرنگ پاره پارهاش کردم. قصد داشتم در آینده یه روزنامه دیگه رو هم زیر سر بذارم تا دستم بازتر باشه.
در صورتی که تموم درها به روم بسته میشد، به عنوان آخرین چاره، کار توی کشتی رو برای روز مبادا کنار گذاشته بودم. کشتی راهبه کنار بارانداز لنگر انداخته بود و آماده حرکت بود. بنابرین، میتونستم تو اونجا استخدام بشم و راه بیفتم برم آرخانگل یا هر جای دیگه که کشتی در اون لحظه میخواست راه بیفته بره. این بود که به خودم گفتم که تموم راهها هم مسدود نیست.
بلاهایی که به سرم اومده بود اثر خودشونو گذاشته بودن؛ خیلی از موهام داشت میریخت. سردردها هم ناراحتیهای زیادی برام درست میکرد، بهخصوص صبحها که از خواب بیدار میشدم. ناراحتی عصبی هم که از سابق داشتم سر جای خودش بود. روزها مینشستم و با دستهای کهنهپیچ مینوشتم؛ چون انقدر حساس شده بودن که نفسم بهشون میخورد احساس درد میکردم. وقتی ینس اولای تو طبقه پایین درها رو به هم میکوفت، یا سگ از دَرِ پشت وارد حیاط میشد و پارس میکرد، سر و صدا مثل سوزن تا اعماق استخوونهام فرو میرفت و تموم بدنم درد میگرفت. خلاصه، وضعم خیلی زار بود...
«گرسنه» نوشته کنوت هامسون(۱۹۵۲-۱۸۵۹)، نویسنده نروژی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۲۰.
#تکهای_از_کتاب #نوبل_خوانی #ادبیات #آموژ
@amoujacademy
در صورتی که تموم درها به روم بسته میشد، به عنوان آخرین چاره، کار توی کشتی رو برای روز مبادا کنار گذاشته بودم. کشتی راهبه کنار بارانداز لنگر انداخته بود و آماده حرکت بود. بنابرین، میتونستم تو اونجا استخدام بشم و راه بیفتم برم آرخانگل یا هر جای دیگه که کشتی در اون لحظه میخواست راه بیفته بره. این بود که به خودم گفتم که تموم راهها هم مسدود نیست.
بلاهایی که به سرم اومده بود اثر خودشونو گذاشته بودن؛ خیلی از موهام داشت میریخت. سردردها هم ناراحتیهای زیادی برام درست میکرد، بهخصوص صبحها که از خواب بیدار میشدم. ناراحتی عصبی هم که از سابق داشتم سر جای خودش بود. روزها مینشستم و با دستهای کهنهپیچ مینوشتم؛ چون انقدر حساس شده بودن که نفسم بهشون میخورد احساس درد میکردم. وقتی ینس اولای تو طبقه پایین درها رو به هم میکوفت، یا سگ از دَرِ پشت وارد حیاط میشد و پارس میکرد، سر و صدا مثل سوزن تا اعماق استخوونهام فرو میرفت و تموم بدنم درد میگرفت. خلاصه، وضعم خیلی زار بود...
«گرسنه» نوشته کنوت هامسون(۱۹۵۲-۱۸۵۹)، نویسنده نروژی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۲۰.
#تکهای_از_کتاب #نوبل_خوانی #ادبیات #آموژ
@amoujacademy
۲۶ مه، زادروز یکی از بزرگترین بازیگران فیبمهای وسترن و برنده اسکار بازیگری، جان وین است.
او در طول عمر حرفای خود ۱۷۰ فیلم بازی کرد و در سال ۱۹۶۹ برای بازی در فیلم True Grit برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد.
جان وین تهیهکننده و کارگردان سینما هم بود ولی عموم وی را به خاطر نقشآفرنیهای به یاد ماندنی در فیلمهای وسترن به یاد دارند.
ایرج دوستدار صداپیشه جان وین در عموم فیلمهایی بود که به فارسی دوبله شد.
#آموژ #آکادمی_آموژ #سینما
@amoujacademy
او در طول عمر حرفای خود ۱۷۰ فیلم بازی کرد و در سال ۱۹۶۹ برای بازی در فیلم True Grit برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد.
جان وین تهیهکننده و کارگردان سینما هم بود ولی عموم وی را به خاطر نقشآفرنیهای به یاد ماندنی در فیلمهای وسترن به یاد دارند.
ایرج دوستدار صداپیشه جان وین در عموم فیلمهایی بود که به فارسی دوبله شد.
#آموژ #آکادمی_آموژ #سینما
@amoujacademy
امروز موسوم است به روز جهانی دراکولا، به یاد انتشار کتاب دراکولا نوشته برام استوکر نویسنده ایرلندی در سال ۱۸۹۷.
افسانه دراکولا از کشور رومانی نشئت میگیرد که به دلیل هیجان و وحشت خاص این روایت به تمام نقاط دنیا منتقل شده است. کُنت دراکولای خشن و ستمگر فرمانروای قسمت جنوبی رومانی بوده است. برای فرمان بردن مردمانش قصر خود را قرمز رنگ آمیزی و با تمثالهای هولناک تخیلی مزین کرده بود. او حتی در زمان خودش هم به نام دراکولا – پسر اژدها - شناخته میشد. همیشه لباسهای تیره رنگ بر تن میکرد؛ آستر شنل خود را از مخمل قرمز دوخته بود و همیشه شراب سرخ مینوشید. به همین سبب مردم گمان میکردند که وی خونآشام است.
از دراکولا بیش از ۵۰ اقتباس سینمایی و تلویزیونی صورت گرفته است: دراکولا ساخته تاد براونینگ با بازی بلا لاگوسی در سال ۱۹۳۱ و نیز به همین اسم ساخته کریستوفر لی در سال ۱۹۵۸ با بازی خودش در نقش کنت دراکولا و همچنین دراکولای برام استوکر ساخته فرانسیس فورد کاپولا در سال ۱۹۹۲ با بازی گری اولدمن از شاخصترین آثار اقتباسی هستند.
#آموژ #آکادمی_آموژ #ادبیات
@amoujacademy
افسانه دراکولا از کشور رومانی نشئت میگیرد که به دلیل هیجان و وحشت خاص این روایت به تمام نقاط دنیا منتقل شده است. کُنت دراکولای خشن و ستمگر فرمانروای قسمت جنوبی رومانی بوده است. برای فرمان بردن مردمانش قصر خود را قرمز رنگ آمیزی و با تمثالهای هولناک تخیلی مزین کرده بود. او حتی در زمان خودش هم به نام دراکولا – پسر اژدها - شناخته میشد. همیشه لباسهای تیره رنگ بر تن میکرد؛ آستر شنل خود را از مخمل قرمز دوخته بود و همیشه شراب سرخ مینوشید. به همین سبب مردم گمان میکردند که وی خونآشام است.
از دراکولا بیش از ۵۰ اقتباس سینمایی و تلویزیونی صورت گرفته است: دراکولا ساخته تاد براونینگ با بازی بلا لاگوسی در سال ۱۹۳۱ و نیز به همین اسم ساخته کریستوفر لی در سال ۱۹۵۸ با بازی خودش در نقش کنت دراکولا و همچنین دراکولای برام استوکر ساخته فرانسیس فورد کاپولا در سال ۱۹۹۲ با بازی گری اولدمن از شاخصترین آثار اقتباسی هستند.
#آموژ #آکادمی_آموژ #ادبیات
@amoujacademy
ثبتنام دورههای آنلاین اکادمی آموژ به زودی آغاز خواهد شد.
#آموژ #ادبیات #سینما #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
#آموژ #ادبیات #سینما #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
در واقع گمان میکرد که مردم معمولی مثل خودش برای رنج کشیدن دنیا آمدهاند، کارشان در دنیا همین است و اگر اوضاع اخیر اینقدر بد است بیشترش لابد به خاطر این است که همین مردم، آلوده گناهانی شدهاند که روی هم انبار شده است. حتماً بدون اینکه بفهمند کارهای ناشایستی از آنها سر زده، اما به هر حال گناه کارند و همین خودش فرصت مناسبی است که با رنج بردن همه ننگهاشان را سبک کنند... واقعاً که با مادرم نمیشد حرف زد.
سفر به انتهای شب (لوئی فردینان سلین)
امروز زادروز سلین است. متولد ۱۸۹۴ در فرانسه.
نویسنده همیشه ناراضی که به سبب مواضع سیاسیاش مورد هجمه بسیار قرار داشت و زندانی و تبعید شد و کتابهایش جمعآوری شد.
سلین در هر دو جنگ جهانی حضور داشت و بسیاری از داستانهایش تجربیات شخصی است.
#آکادمی_آموژ #آموژ #ادبیات
@amoujacademy
سفر به انتهای شب (لوئی فردینان سلین)
امروز زادروز سلین است. متولد ۱۸۹۴ در فرانسه.
نویسنده همیشه ناراضی که به سبب مواضع سیاسیاش مورد هجمه بسیار قرار داشت و زندانی و تبعید شد و کتابهایش جمعآوری شد.
سلین در هر دو جنگ جهانی حضور داشت و بسیاری از داستانهایش تجربیات شخصی است.
#آکادمی_آموژ #آموژ #ادبیات
@amoujacademy
۲۷ مه سالروز تولد سر کریستوفر لی است.
بازیگر مشهور بریتانیایی به سبب بازیهای به یاد ماندنی در فیلمهای ژانر وحشت بخصوص نقش کنت دراکولا در فیلم دراکولا به کارگردانی خودش. سارومان سفید در سهگانه ارباب حلقهها و هابیت دیگر نقشی بود که بار دیگر نام او را در قرن بیست و یکم بر سر زبانها انداخت. کریستوفر لی با وجود پشت سر گذاشتن ۷ دهه فعالیت سینمایی، بازی در بیش از ۲۵۰ فیلم و سریال و دریافت جوایز گوناگون از جشنوارههای مختلف ملی و بینالمللی، تا زمان مرگ نامزد دریافت هیچ جایزه اسکاری نشد.
لی متولد ۱۹۲۲ بود و در ژوئن ۲۰۱۵ درگذشت.
#آکادمی_آموژ #سینما
@amoujacademy
بازیگر مشهور بریتانیایی به سبب بازیهای به یاد ماندنی در فیلمهای ژانر وحشت بخصوص نقش کنت دراکولا در فیلم دراکولا به کارگردانی خودش. سارومان سفید در سهگانه ارباب حلقهها و هابیت دیگر نقشی بود که بار دیگر نام او را در قرن بیست و یکم بر سر زبانها انداخت. کریستوفر لی با وجود پشت سر گذاشتن ۷ دهه فعالیت سینمایی، بازی در بیش از ۲۵۰ فیلم و سریال و دریافت جوایز گوناگون از جشنوارههای مختلف ملی و بینالمللی، تا زمان مرگ نامزد دریافت هیچ جایزه اسکاری نشد.
لی متولد ۱۹۲۲ بود و در ژوئن ۲۰۱۵ درگذشت.
#آکادمی_آموژ #سینما
@amoujacademy
گپ و گفتی درباره "دراکولا" در ادبیات و سینما.
امشب ساعت ۲۲
این نشست در فضای اسکایروم برگزار خواهد شد و عزیزان جهت حضور با استفاده از لینک زیر و انتخاب گزینه مهمان میتوانند وارد نشست شوند.
🔗 https://bit.ly/3d5MB3K
حضور در این نشست رایگان است.
https://www.instagram.com/p/CAsSRwwp8Vp/?igshid=119xfmvgmh0mg
#آموژ #آموزش_مجازی #ادبیات #سینما #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
امشب ساعت ۲۲
این نشست در فضای اسکایروم برگزار خواهد شد و عزیزان جهت حضور با استفاده از لینک زیر و انتخاب گزینه مهمان میتوانند وارد نشست شوند.
🔗 https://bit.ly/3d5MB3K
حضور در این نشست رایگان است.
https://www.instagram.com/p/CAsSRwwp8Vp/?igshid=119xfmvgmh0mg
#آموژ #آموزش_مجازی #ادبیات #سینما #آکادمی_آموژ
@amoujacademy
بخشی از یک کتاب
«...او را اواخر جنگ پیدا کردم. در میخانه ی هورکی چندتایی آبجو زده بودم و داشتم به خانه بر می گشتم که دخترک در راه به من پیوست. همیشه هم کمی عقب تر از من می آمد، طوری که وقتی می خواستم با او صحبت کنم باید سرم را به عقب بر می گرداندم. هیچ وقت از من جلو نمی افتاد. همان طور بی سر و صدا دنبالم می آمد. به اولین تقاطع که رسیدیم گفتم: «خب، خداحافظ. من دیگر باید بروم»، و دخترک گفت که راه او هم از همان طرف است. به آخر خیابان لودمیلا که رسیدیم گفتم: «خب، خداحافظ. من دیگر باید بروم خانه.» و دخترک گفت که راهش از همان طرف است. باز آمدیم و آمدیم و من مخصوصاً تمام راه را تا خیابان ژِرتووا طی کردم و در آخر خیابان دست به سوی او پیش بردم و گفتم: «خب، دیگر من باید بروم خانه»، ولی او گفت که راه او از همان طرف است، و آمدیم تا رسیدیم به خیابان هراز وی یه چنوستی، و من گفتم که دیگر به خانه رسیده ایم و باید خداحافظی کنیم و موقعی که زیر نور چراغ گازی جلوی در خانه ام ایستادم گفتم: «خداحافظ، من اینجا زندگی می کنم» و دخترک گفت که او هم اینجا زندگی می کند و من با کلید در را باز کردم و به او اشاره کردم که داخل شود، ولی او سر باز زد و گفت که من اول بروم، و چون هوا تاریک بود من جلوتر رفتم، و بعد از پله ها پایین رفتیم، رفتیم به حیاطی که درش سه خانوار زندگی می کردند، و بعد رفتم به طرف در اتاقم و در را با کلید باز کردم و رو به سوی او برگرداندم و گفتم: «خب، خداحافظ. اتاق من اینجاست»، و او گفت که اتاق او هم همانجاست و آمد تو و در بسترم با من شریک شد، و صبح که در رختخوابی که از تن او گرم بود بیدار شدم او رفته بود. ...خلاصه همین طور به زندگی ادامه دادیم. بدون آنکه من هیج وقت درست اسم او را بدانم، یا او بخواهد و لازم داشته باشد اسم مرا بداند...یک شب سر شب به خانه برگشتم دیدم که دخترک کولی در خانه نیست چراغ را روشن کردم و رفتم بیرون و تا صبح طول خیابان جلوی خانه را بالا و پایین رفتم، ولی اثری از او پیدا نشد، نه آن روز و نه روز بعدش و نه دیگر هیچ وقت... دخترک ساده بچه وارم ، دست نخورده مثل تکه ای چوب صاف، پاکیزه همچون نفس روح القدس، که از زندگی چیزی نمی خواست جز این که هیزم و الواری را که از خرابه ها صلیب وار بر پشت می کشید در بخاری بریزد... چیزی نمیخواست جز آنکه گولاش سیب زمینی و کالباس درست کند و در بخاری آتش بیفروزد و بادبادک پاییزی هوا کند ...بعدها فهمیدم که گشتاپو در گشت های خیابانی اش او را دستگیر کرده و با یک عده کولی دیگر به بازداشتگاه فرستاده و این دختر را یا در بازداشتگاه مایدانک یا در آشوویتس در کوره های آدم سوزی سوزانده یا در اتاق گاز خفه کرده بودند. دختر دیگر باز نگشت. آسمان عاطفه ندارد. ولی در آن زمان من هنوز عاطفه داشتم...»
تنهایی پرهیاهو- بهومیل هرابال
برگردان: پرویز دوائی
#آموژ #آکادمی_آموژ #آموزش_مجازی
@amoujacademy
«...او را اواخر جنگ پیدا کردم. در میخانه ی هورکی چندتایی آبجو زده بودم و داشتم به خانه بر می گشتم که دخترک در راه به من پیوست. همیشه هم کمی عقب تر از من می آمد، طوری که وقتی می خواستم با او صحبت کنم باید سرم را به عقب بر می گرداندم. هیچ وقت از من جلو نمی افتاد. همان طور بی سر و صدا دنبالم می آمد. به اولین تقاطع که رسیدیم گفتم: «خب، خداحافظ. من دیگر باید بروم»، و دخترک گفت که راه او هم از همان طرف است. به آخر خیابان لودمیلا که رسیدیم گفتم: «خب، خداحافظ. من دیگر باید بروم خانه.» و دخترک گفت که راهش از همان طرف است. باز آمدیم و آمدیم و من مخصوصاً تمام راه را تا خیابان ژِرتووا طی کردم و در آخر خیابان دست به سوی او پیش بردم و گفتم: «خب، دیگر من باید بروم خانه»، ولی او گفت که راه او از همان طرف است، و آمدیم تا رسیدیم به خیابان هراز وی یه چنوستی، و من گفتم که دیگر به خانه رسیده ایم و باید خداحافظی کنیم و موقعی که زیر نور چراغ گازی جلوی در خانه ام ایستادم گفتم: «خداحافظ، من اینجا زندگی می کنم» و دخترک گفت که او هم اینجا زندگی می کند و من با کلید در را باز کردم و به او اشاره کردم که داخل شود، ولی او سر باز زد و گفت که من اول بروم، و چون هوا تاریک بود من جلوتر رفتم، و بعد از پله ها پایین رفتیم، رفتیم به حیاطی که درش سه خانوار زندگی می کردند، و بعد رفتم به طرف در اتاقم و در را با کلید باز کردم و رو به سوی او برگرداندم و گفتم: «خب، خداحافظ. اتاق من اینجاست»، و او گفت که اتاق او هم همانجاست و آمد تو و در بسترم با من شریک شد، و صبح که در رختخوابی که از تن او گرم بود بیدار شدم او رفته بود. ...خلاصه همین طور به زندگی ادامه دادیم. بدون آنکه من هیج وقت درست اسم او را بدانم، یا او بخواهد و لازم داشته باشد اسم مرا بداند...یک شب سر شب به خانه برگشتم دیدم که دخترک کولی در خانه نیست چراغ را روشن کردم و رفتم بیرون و تا صبح طول خیابان جلوی خانه را بالا و پایین رفتم، ولی اثری از او پیدا نشد، نه آن روز و نه روز بعدش و نه دیگر هیچ وقت... دخترک ساده بچه وارم ، دست نخورده مثل تکه ای چوب صاف، پاکیزه همچون نفس روح القدس، که از زندگی چیزی نمی خواست جز این که هیزم و الواری را که از خرابه ها صلیب وار بر پشت می کشید در بخاری بریزد... چیزی نمیخواست جز آنکه گولاش سیب زمینی و کالباس درست کند و در بخاری آتش بیفروزد و بادبادک پاییزی هوا کند ...بعدها فهمیدم که گشتاپو در گشت های خیابانی اش او را دستگیر کرده و با یک عده کولی دیگر به بازداشتگاه فرستاده و این دختر را یا در بازداشتگاه مایدانک یا در آشوویتس در کوره های آدم سوزی سوزانده یا در اتاق گاز خفه کرده بودند. دختر دیگر باز نگشت. آسمان عاطفه ندارد. ولی در آن زمان من هنوز عاطفه داشتم...»
تنهایی پرهیاهو- بهومیل هرابال
برگردان: پرویز دوائی
#آموژ #آکادمی_آموژ #آموزش_مجازی
@amoujacademy
این طرحی از یکی از انواع شاه های پاسور، مثلاً شاه پیک نیست! این گراوری قدیمی از پادشاهی خونریز و سفاک و درندهخو به نام «ولاد دوم» است. پادشاه منطقه ترانسیلوانیا در رومانی کنونی، در قرن پانزدهم.
او در آن زمان درگیر جنگهایی با مسلمانان عثمانی و مسیحیان کاتولیک اروپا بود. شکنجه ها و کشتارهای وحشیانه او بر ضد عثمانیان مسلمان و حتی اسیران مسیحی آلمانی و رومانیای و مجار به فجیع ترین شکل رخ داده و در تاریخ ثبت شده است.
روشهای کشتار او بسیار بی رحمانه بوده: به سیخ کشیدن، به میخ کشیدن و مصلوب کردن، زنده زنده سوزاندن، مُثله کردن، زنده زنده پختن در دیگ آب جوش، انداختن در قفس حیوانات درنده، میخ در سر کوبیدن، زنده به گور کردن، واداشتن شوهران به کندن و خوردن گوشت همسر و...
لقب این پادشاه سفاک، «دراکولا» به معنای اژدها، شیطان یا دیو بوده است. بله، ولاد دوم ملقب به دراکولا شخصیتی تاریخی است و «برام استوکر» نویسنده ایرلندی خالق رمان سترگ «دراکولا» علاوه بر افسانه ها و باورهای مردم رومانی و اروپا- به خصوص اروپای شرقی، از این شخصیت تاریخی نیز الهام گرفته است!
🔗 به کانال آموژ بپیوندید:
@AmoujAcademy
او در آن زمان درگیر جنگهایی با مسلمانان عثمانی و مسیحیان کاتولیک اروپا بود. شکنجه ها و کشتارهای وحشیانه او بر ضد عثمانیان مسلمان و حتی اسیران مسیحی آلمانی و رومانیای و مجار به فجیع ترین شکل رخ داده و در تاریخ ثبت شده است.
روشهای کشتار او بسیار بی رحمانه بوده: به سیخ کشیدن، به میخ کشیدن و مصلوب کردن، زنده زنده سوزاندن، مُثله کردن، زنده زنده پختن در دیگ آب جوش، انداختن در قفس حیوانات درنده، میخ در سر کوبیدن، زنده به گور کردن، واداشتن شوهران به کندن و خوردن گوشت همسر و...
لقب این پادشاه سفاک، «دراکولا» به معنای اژدها، شیطان یا دیو بوده است. بله، ولاد دوم ملقب به دراکولا شخصیتی تاریخی است و «برام استوکر» نویسنده ایرلندی خالق رمان سترگ «دراکولا» علاوه بر افسانه ها و باورهای مردم رومانی و اروپا- به خصوص اروپای شرقی، از این شخصیت تاریخی نیز الهام گرفته است!
🔗 به کانال آموژ بپیوندید:
@AmoujAcademy