🌎 اوکراین بازنده طرح ۲۸ مادهای ترامپ
✍ نینا ال. خروشچووا
🔹 منبع: پروجکت سندیکت
🌿 زلنسکی در میانه یک رسوایی بزرگ فساد شاید بتواند رهبران اتحادیهی اروپا را قانع کند که تمرکز خود را بر «دشمن واقعی» یعنی روسیه نگه دارند. ولی افشاگریهای بیشتر جایگاه او را در مذاکره با دولت آمریکا که مشتاق یک پیروزی سریع در سیاست خارجی است تضعیف میکند و هزینهی آن را مردم عادی اوکراین خواهند پرداخت.
«طرح ۲۸ مادهای صلح اوکراین» که آمریکا ارائه کرده نه برای اوکراین است و نه حتی برای روسیه هرچند با سرخط روسیه نوشته شده.
این طرح فقط به یک نفر سود میرساند: ترامپ.
همانطور که طرح صلح او برای غزه نیز هدفش یک «پیروزی سریع» بود چارچوب اوکراین هم به او امکان میدهد خود را صلحساز معرفی کند و اعتبار یک آتشبس را به نام خود ثبت کند و سپس اجرای آن را نیز در اختیار خود بگیرد. صلح اوکراین نیز قرار است همانطور که آتشبس غزه با «هیئت صلح» به رهبری ترامپ اداره میشود با «شورای صلح» زیر نظر او «نظارت و تضمین» شود. این به معنی آن نیست که او به یک صلح پایدار متعهد است. طرح جزئیات کمی دارد و این یعنی احتمال ازسرگیری جنگ بسیار بالاست. اما آینده برای ترامپ اهمیت چندانی ندارد؛ آنچه برای او مهم است پرت کردن حواس رأیدهندگان آمریکایی از ارتباطش با جفری اپستین است.
این طرح همانطور که انتظار میرفت شدیداً به نفع روسیه بسیاری از خواستههای پوتین را برآورده میکند: کریمه لوهانسک و دونتسک رسماً به روسیه میرسند و اوکراین باید از بخشهایی از دونتسک خارج شود و عضویت این کشور در ناتو ممنوع خواهد بود. روسیه نیز دوباره در اقتصاد جهانی ادغام میشود. اما طرح ترامپ تحقق رؤیای پوتین هم نیست. روسیه باید قانون «عدم تجاوز» به اروپا و اوکراین را تصویب کند و حق عضویت اوکراین در اتحادیهی اروپا نیز به رسمیت شناخته میشود. صد میلیارد دلار از داراییهای منجمد روسیه برای بازسازی اوکراین سرمایهگذاری میشود و آمریکا ۵۰ درصد سود آن را دریافت میکند. تحریمها «مرحلهبهمرحله» و با صلاحدید ترامپ برداشته خواهد شد و روسیه برای احیای اقتصاد و نفت خود باید با آمریکا هماهنگی کند.
پوتین فعلاً از طرح بهعنوان مبنایی برای مذاکره استقبال کرده ولی گفته «روند فعلی جنگ» به نفع روسیه است و اگر اوکراین نپذیرد روسیه به جنگ ادامه میدهد. او میداند روسیه میتواند چند سال دیگر نیز بجنگد و مانند استالین حاضر است مردمش را قربانی کند.
دولت ترامپ با اوکراینیها برای «اصلاح» طرح همکاری میکند ولی قدرت چانهزنی اوکراین محدود است؛ این کشور کاملاً به غرب وابسته است و شرایط میدانی به نفع روسیه بوده و اوکراین با کمبود شدید نیروی انسانی روبهرو است. اوضاع با رسوایی فساد در دولت زلنسکی بدتر شده. اوکراین سالها با فساد دستوپنجه نرم کرده و گرچه پس از انقلاب ۲۰۱۴ پیشرفتهایی حاصل آمد ولی جنگ خصوصاً در حلقهی نزدیک زلنسکی فرصتهای تازهای برای رانت ایجاد کرد.
در تابستان وقتی بسیاری از نزدیکان زلنسکی توسط نهادهای ضدفساد اوکراین NABU و SAPO تحت تحقیقات بودند او قانونی را تصویب کرد که این نهادها را تضعیف میکرد. احتمالاً تصور میکرد جنگ مانع توجه مردم و اروپا میشود اما اشتباه کرد. اعتراضهای داخلی دولت را مجبور به عقبنشینی کرد. اکنون NABU و SAPO یک پروندهی اختلاس در شرکت دولتی «انرگواتوم» کشف کردهاند؛ شرکتی که نیروگاههای هستهای اوکراین را اداره میکند. این پرونده به تیمور میندیچ شریک سابق زلنسکی و چند مقام ارشد از جمله وزیر دادگستری برکنارشده یعنی هرمان گالوشچنکو و الکسی چرنیشوف و روستم اومروف مرتبط شده است. زلنسکی میگوید از این ماجرا بیخبر بوده.
بعد از افشای رسوایی برخی مقامهای اروپایی خواستار شفافیت بیشتر شدند اما رهبران اروپا از انتقاد تند خودداری کردهاند چون میترسند این پرونده بهانهای شود برای تحمیل شروط صلح غیرقابل قبول به اوکراین. اروپا اکنون روی طرحی جایگزین کار میکند که عضویت اوکراین در ناتو را رد نکرده و مذاکره دربارهی مرزها را به بعد از آتشبس موکول میکند.
تئوریهای توطئه نیز فعال شده. صدراعظم آلمان فردریش مرتس یک ماه پیش از طرح ترامپ خبر داشته و برخی این را نشانهی «توطئهی اروپایی» میدانند. گزارشی دیگر میگوید روستم اومروف ممکن است در گنجاندن بند «عفو کامل» برای همهی طرفهای جنگ در طرح آمریکا نقش داشته باشد.
زلنسکی شاید بتواند اروپاییها را قانع کند که تمرکز خود را بر روسیه نگه دارند. اما افشاگری بیشتر موقعیت او را در داخل که اعتراضها در آن رو به افزایش است و در مذاکرات با آمریکا تضعیف میکند. در نهایت این مردم اوکراین هستند که هزینه را میپردازند. پوتین بخش زیادی از خواستههایش را بهدست میآورد و ترامپ نیز اعلام خواهد کرد که او و فقط او بود که یک جنگ فرسایشی را پایان داد.
✍ نینا ال. خروشچووا
🔹 منبع: پروجکت سندیکت
🌿 زلنسکی در میانه یک رسوایی بزرگ فساد شاید بتواند رهبران اتحادیهی اروپا را قانع کند که تمرکز خود را بر «دشمن واقعی» یعنی روسیه نگه دارند. ولی افشاگریهای بیشتر جایگاه او را در مذاکره با دولت آمریکا که مشتاق یک پیروزی سریع در سیاست خارجی است تضعیف میکند و هزینهی آن را مردم عادی اوکراین خواهند پرداخت.
«طرح ۲۸ مادهای صلح اوکراین» که آمریکا ارائه کرده نه برای اوکراین است و نه حتی برای روسیه هرچند با سرخط روسیه نوشته شده.
این طرح فقط به یک نفر سود میرساند: ترامپ.
همانطور که طرح صلح او برای غزه نیز هدفش یک «پیروزی سریع» بود چارچوب اوکراین هم به او امکان میدهد خود را صلحساز معرفی کند و اعتبار یک آتشبس را به نام خود ثبت کند و سپس اجرای آن را نیز در اختیار خود بگیرد. صلح اوکراین نیز قرار است همانطور که آتشبس غزه با «هیئت صلح» به رهبری ترامپ اداره میشود با «شورای صلح» زیر نظر او «نظارت و تضمین» شود. این به معنی آن نیست که او به یک صلح پایدار متعهد است. طرح جزئیات کمی دارد و این یعنی احتمال ازسرگیری جنگ بسیار بالاست. اما آینده برای ترامپ اهمیت چندانی ندارد؛ آنچه برای او مهم است پرت کردن حواس رأیدهندگان آمریکایی از ارتباطش با جفری اپستین است.
این طرح همانطور که انتظار میرفت شدیداً به نفع روسیه بسیاری از خواستههای پوتین را برآورده میکند: کریمه لوهانسک و دونتسک رسماً به روسیه میرسند و اوکراین باید از بخشهایی از دونتسک خارج شود و عضویت این کشور در ناتو ممنوع خواهد بود. روسیه نیز دوباره در اقتصاد جهانی ادغام میشود. اما طرح ترامپ تحقق رؤیای پوتین هم نیست. روسیه باید قانون «عدم تجاوز» به اروپا و اوکراین را تصویب کند و حق عضویت اوکراین در اتحادیهی اروپا نیز به رسمیت شناخته میشود. صد میلیارد دلار از داراییهای منجمد روسیه برای بازسازی اوکراین سرمایهگذاری میشود و آمریکا ۵۰ درصد سود آن را دریافت میکند. تحریمها «مرحلهبهمرحله» و با صلاحدید ترامپ برداشته خواهد شد و روسیه برای احیای اقتصاد و نفت خود باید با آمریکا هماهنگی کند.
پوتین فعلاً از طرح بهعنوان مبنایی برای مذاکره استقبال کرده ولی گفته «روند فعلی جنگ» به نفع روسیه است و اگر اوکراین نپذیرد روسیه به جنگ ادامه میدهد. او میداند روسیه میتواند چند سال دیگر نیز بجنگد و مانند استالین حاضر است مردمش را قربانی کند.
دولت ترامپ با اوکراینیها برای «اصلاح» طرح همکاری میکند ولی قدرت چانهزنی اوکراین محدود است؛ این کشور کاملاً به غرب وابسته است و شرایط میدانی به نفع روسیه بوده و اوکراین با کمبود شدید نیروی انسانی روبهرو است. اوضاع با رسوایی فساد در دولت زلنسکی بدتر شده. اوکراین سالها با فساد دستوپنجه نرم کرده و گرچه پس از انقلاب ۲۰۱۴ پیشرفتهایی حاصل آمد ولی جنگ خصوصاً در حلقهی نزدیک زلنسکی فرصتهای تازهای برای رانت ایجاد کرد.
در تابستان وقتی بسیاری از نزدیکان زلنسکی توسط نهادهای ضدفساد اوکراین NABU و SAPO تحت تحقیقات بودند او قانونی را تصویب کرد که این نهادها را تضعیف میکرد. احتمالاً تصور میکرد جنگ مانع توجه مردم و اروپا میشود اما اشتباه کرد. اعتراضهای داخلی دولت را مجبور به عقبنشینی کرد. اکنون NABU و SAPO یک پروندهی اختلاس در شرکت دولتی «انرگواتوم» کشف کردهاند؛ شرکتی که نیروگاههای هستهای اوکراین را اداره میکند. این پرونده به تیمور میندیچ شریک سابق زلنسکی و چند مقام ارشد از جمله وزیر دادگستری برکنارشده یعنی هرمان گالوشچنکو و الکسی چرنیشوف و روستم اومروف مرتبط شده است. زلنسکی میگوید از این ماجرا بیخبر بوده.
بعد از افشای رسوایی برخی مقامهای اروپایی خواستار شفافیت بیشتر شدند اما رهبران اروپا از انتقاد تند خودداری کردهاند چون میترسند این پرونده بهانهای شود برای تحمیل شروط صلح غیرقابل قبول به اوکراین. اروپا اکنون روی طرحی جایگزین کار میکند که عضویت اوکراین در ناتو را رد نکرده و مذاکره دربارهی مرزها را به بعد از آتشبس موکول میکند.
تئوریهای توطئه نیز فعال شده. صدراعظم آلمان فردریش مرتس یک ماه پیش از طرح ترامپ خبر داشته و برخی این را نشانهی «توطئهی اروپایی» میدانند. گزارشی دیگر میگوید روستم اومروف ممکن است در گنجاندن بند «عفو کامل» برای همهی طرفهای جنگ در طرح آمریکا نقش داشته باشد.
زلنسکی شاید بتواند اروپاییها را قانع کند که تمرکز خود را بر روسیه نگه دارند. اما افشاگری بیشتر موقعیت او را در داخل که اعتراضها در آن رو به افزایش است و در مذاکرات با آمریکا تضعیف میکند. در نهایت این مردم اوکراین هستند که هزینه را میپردازند. پوتین بخش زیادی از خواستههایش را بهدست میآورد و ترامپ نیز اعلام خواهد کرد که او و فقط او بود که یک جنگ فرسایشی را پایان داد.
Telegram
چکیده ماندگار | خلاصه کتاب در ۱۰ دقیقه
خلاصه تحلیلی کتابهای بزرگ تاریخی و سیاسی در چند دقیقه، توسط دکتر اسفندیار خدایی در قالب چکیدههای صوتی و تصویری کوتاه چند دقیقهای چکیده ماندگار
ارتباط با ما: @Esfandiar_Khodaee
پذیرش حامی و اسپانسر با تبلیغ کالاها و خدمات شما در چکیدههای صوتی و تصویری
ارتباط با ما: @Esfandiar_Khodaee
پذیرش حامی و اسپانسر با تبلیغ کالاها و خدمات شما در چکیدههای صوتی و تصویری
❤15👍9👎2
ژئوپلتیک جنگ
Karaneh_mag
🎙 فایل صوتی
آمریکا
💢ژئوپلیتیک جنگ💢
▫️«فشار بر ونزوئلا به مثابه جنگ ترکیبی علیه روسیه و چین»
Strategic Culture
◀️ دانلود رایگان مجله در کانال کرانه
🎧 اسپاتیفای | کستباکس
📍@karaneh_mag
آمریکا
💢ژئوپلیتیک جنگ💢
▫️«فشار بر ونزوئلا به مثابه جنگ ترکیبی علیه روسیه و چین»
Strategic Culture
◀️ دانلود رایگان مجله در کانال کرانه
🎧 اسپاتیفای | کستباکس
📍@karaneh_mag
👍6❤3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترامپ درباره هوش مصنوعی:
من کلمه هوش مصنوعی AI را دوست ندارم. این اسم باید تغییر کنه
Trump on AI:
"I’ve never liked the word artificial. I don’t know what artificials are. I think they ought to change the name. I’ve always said that’s a lousy name to have. Artificial anything."
@EsfandiarKhodaee
من کلمه هوش مصنوعی AI را دوست ندارم. این اسم باید تغییر کنه
Trump on AI:
"I’ve never liked the word artificial. I don’t know what artificials are. I think they ought to change the name. I’ve always said that’s a lousy name to have. Artificial anything."
@EsfandiarKhodaee
👎16❤5😱1
Forwarded from اندیشکده تهران | Tehran Institute
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ
🔹مهرماه امسال، تایمز آف اسرائیل به نقل از منابعی اعلام کرد که ویتکاف به دنبال نهاییشدن توافق آتشبس حماس با اسرائیل کابینه ترامپ را در پایان سال میلادی ترک خواهد کرد. اگرچه این خبر توسط ویتکاف تکذیب شد؛ اما پرسشی را به میان آورد: ویتکاف به چه میزان در عمکلرد خود موفق بوده است و تا چه زمانی مأموریتهای دیپلماتیک ترامپ برعهده خواهد گرفت؟ ویتکاف تاکنون برجستهترین چهره سیاست خارجی ترامپ بوده است؛ اما نقاط ضعف شخصی در کنار پیچیدگیهای سیاستورزی در واشنگتن دی. سی. خروج زودهنگام او از دولت را امری بسیار محتمل میکند.
🔸ویتکاف در بدو ورودش به تیم سیاست خارجی ترامپ، سه پرونده چالشبرانگیز را به طور همزمان هدایت کرد: ۱. مذاکرات هستهای با ایران ۲. جنگ میان حماس و اسرائیل ۳. جنگ میان اوکراین و روسیه. در دو پرونده نخست او نتوانست به موفقیت دیپلماتیک چندانی برسد؛ چراکه مذاکرات هستهای به شکست و جنگ ۱۲روزه منتهی شد و سپس آتشبس غزه نیز سرانجام با بازگشت جارد کوشنر به نتیجه رسید. او هنوز پرونده سوم را در اختیار دارد؛ اما به سرانجامرساندن آن دشواری بسیاری دارد. درست است که ویتکاف تجربه دیپلماتیک نداشته است؛ با این وجود علت ناکامیهای او نه لزوماً در توانمندیهای شخصیاش، بلکه بیشتر ریشه در پیچیدگیهای این سه پرونده و موانع سیاسی در داخل و بیرون کابینه ترامپ داشت.
🔸ویتکاف در هر سه پرونده رویکردی را اتخاذ کرد که مخالفان متعدد و قدرتمندی داشت. در پرونده مذاکرات هستهای، موضعگیری نخست او توافقی مشابه برجام بود که با انتقادات شدید نخبگان حزب جمهوریخواه مواجه شد. در نهایت نیز نتوانست به توافقی با ایران برسد. مواضع او نشان میداد ویتکاف شخصاً آمادگی بالقوهای برای مصالحه هستهای با ایران دارد، اما جریان اصلی حزب جمهوریخواه و لابی اسرائیل اجازه موفقیت به مذاکرات عراقچی-ویتکاف را نداد. به عبارت دیگر، او نتوانست به درستی ایدههای جمهوریخواهان برای برنامه هستهای ایران را حین مذاکرات دنبال کند. به همین دلیل، اگر مذاکره مجددی میان دو کشور صورت گیرد، این احتمال وجود دارد که دیگر ویتکاف طرف مذاکرهکننده آمریکایی نباشد.
🔸در پرونده حماس، رویکرد او در ماه نخست دولت ترامپ جهت فشار به نتانیاهو برای پذیرش آتشبس به روابطش با اسرائیل آسیب زد و مجدداً انتقاد همحزبیها را برانگیخت. افزون بر این، همانطور که در یادداشت دیگری اشاره شد، نهاییکردن آتشبس در غزه نیازمند همراهکردن همزمان اسرائیل و کشورهای عرب، از جمله عربستان و امارات و همچنین داشتن تجربه درگیربودن با مسئله فلسطین-اسرائیل بود. ویتکاف برخلاف کوشنر، این ویژگیها را نداشت و به همین دلیل در پرونده جنگ غزه نیز ناموفق بود.
🔸عملکرد ویتکاف در این دو پرونده یک نقطه ضعف مشترک دارد و آن هم نداشتن پایگاه در حزب جمهوریخواه است. وضعیت او برخلاف کسانی همچون ونس، معاون ترامپ است که رویکرد نسبتاً مشابهی در سیاست خارجی دارد، اما نه تنها دارای سوابق سیاسی در حزب است، بلکه به عنوان گزینه انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز محسوب میشود. ونس، رسانهها و حامیان مالی حزبی نزدیک به خود را دارد و میتواند آینده جنبش ماگا باشد. ویتکاف سابقه فعالیت سیاسی چندانی ندارد. به نظر هم نمیرسد چشمانداز بلندمدتی در سیاست آمریکا داشته باشد و تنها به دلیل روابط شخصی نزدیک با ترامپ به چنین جایگاهی رسیده است.
🔸پرونده همچنان باز روسیه-اوکراین به مراتب در دو پرونده دیگر پیچیدهتر است. ویتکاف به مانند ترامپ علاقهمند به همگرایی با روسیه و پایان هرچه زودتر جنگ است و در سفر آتی خود به این کشور میخواهد صلح را نهایی کند. با این وجود، صلح در اوکراین معادلهای چندمجهولی و رسیدن به آن دشوار است؛ زیرا نه تنها در داخل واشنگتن و حزب مخالفان سرسختی دارد و ویتکاف متهم به نوعی همکاری با پوتین است؛ بلکه قدرتهای اروپایی نیز صلح مدنظر ترامپ را نمیپذیرند. شاید پرونده جنگ اوکراین آخرین تلاش ویتکاف برای کسب یک موفقیت دیپلماتیک باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/742
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍9👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه کتاب در ۸ دقیقه
📘 صلحی که همه صلحها را بر باد داد
🎤 اسفندیار خدایی
این کتاب روند فروپاشی امپراتوری عثمانی و نقش قدرتهای اروپایی در شکلگیری ساختار سیاسی خاورمیانه بین ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲ را ترسیم میکند. با شکست عثمانی، خلا قدرت بزرگی پدید آمد و بریتانیا و فرانسه بدون شناخت کافی از واقعیتهای قومی و مذهبی منطقه، نقشهای تازه برای سرزمینها طراحی کردند. وعدههای متناقض به اعراب، صهیونیستها و تقسیم محرمانه نفوذ میان دو قدرت در توافق سایکس–پیکو، پایه بسیاری از بحرانهای بعدی شد. شورش عربی و تلاش هاشمیون برای تشکیل پادشاهی واحد با سیاستهای متغیر بریتانیا ناکام ماند. مرزبندیهای جدید کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان بدون توجه به بافت جمعیتی انجام شد و دولتهای جدید با مشروعیت ضعیف شکل گرفتند. اعلامیه بالفور نیز با دادن وعدههای موازی به یهودیان و عربها زمینه منازعه فلسطین را ایجاد کرد. تنها ترکیه با رهبری آتاتورک توانست ساختاری مستقل بنا کند. کتاب نشان میدهد این تصمیمات مبنای بیثباتیهای امروز منطقه شد.
👇لینک در یوتیوب
https://youtu.be/SID5Rn22PHU?si=5hcYiJurMYfZECUO
📘 صلحی که همه صلحها را بر باد داد
🎤 اسفندیار خدایی
این کتاب روند فروپاشی امپراتوری عثمانی و نقش قدرتهای اروپایی در شکلگیری ساختار سیاسی خاورمیانه بین ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲ را ترسیم میکند. با شکست عثمانی، خلا قدرت بزرگی پدید آمد و بریتانیا و فرانسه بدون شناخت کافی از واقعیتهای قومی و مذهبی منطقه، نقشهای تازه برای سرزمینها طراحی کردند. وعدههای متناقض به اعراب، صهیونیستها و تقسیم محرمانه نفوذ میان دو قدرت در توافق سایکس–پیکو، پایه بسیاری از بحرانهای بعدی شد. شورش عربی و تلاش هاشمیون برای تشکیل پادشاهی واحد با سیاستهای متغیر بریتانیا ناکام ماند. مرزبندیهای جدید کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان بدون توجه به بافت جمعیتی انجام شد و دولتهای جدید با مشروعیت ضعیف شکل گرفتند. اعلامیه بالفور نیز با دادن وعدههای موازی به یهودیان و عربها زمینه منازعه فلسطین را ایجاد کرد. تنها ترکیه با رهبری آتاتورک توانست ساختاری مستقل بنا کند. کتاب نشان میدهد این تصمیمات مبنای بیثباتیهای امروز منطقه شد.
👇لینک در یوتیوب
https://youtu.be/SID5Rn22PHU?si=5hcYiJurMYfZECUO
❤10👍9👎1
🛑یک مقام ارشد آمریکایی: جنگ 12 روزه و عملکرد اسرائیل در ایران به پرزیدنت ترامپ شجاعت و شهامت باورنکردنی داد او پس از این جنگ تصمیم به سرنگونی مادورو در ونزوئلا گرفته است!
او عملکرد نتانیاهو در ایران را تحسین و تمجید میکند.
🛑 اردوغان: عضویت در اتحادیه اروپا همچنان اولویت ما است!
🛑 المیادین: فرستادهٔ ترامپ پیامی دربارهٔ حزبالله برای نخستوزیر عراق نداشته است!
🔷 المیادین به نقل از منابع سیاسی عراق گزارش کرد: ادعاهای مطرحشده مبنی بر انتقال هشدارهایی از سوی باراک به دولت عراق دربارهٔ حملهٔ اسرائیل به حزبالله و حمله به عراق در صورت حمایت هر طرف عراقی از حزبالله، صحت ندارد.
🛑 بلومبرگ: اپوزیسیون ونزوئلا در حال برنامهریزی است تا در صورت آغاز حملات هوایی آمریکا، از مردم بخواهند که ساختمانهای دولتی را تسخیر کنند.
🛑 اوکراین مدعی شد روس ها بر روی پهپاد گران-۲ یا همان شاهد-۱۳۶ ایرانی، موشک هوا به هوای R-60 آفید نصب کرده اند.
🛑 نیویورک تایمز: همگروهی ایران و آمریکا جنجال بزرگی خواهد بود!
🔵 نیویورکتایمز در آستانه قرعهکشی جام جهانی ۲۰۲۶، تیم ملی ایران را به عنوان تیمی که «بیشترین حواشی سیاسی» را با خود حمل میکند، معرفی کرده و همگروهی ایران و آمریکا را جنجال بزرگی میداند.
🛑 سردار سفیدچیان، فرمانده جدید قرارگاه مدینه منوره سپاه پاسداران: خلیج فارس را به گورستان دشمنان تبدیل می کنیم.
🛑 درخواست مادورو از ترامپ: من و خانواده ام را عفو کن!
🔷 خبرگزاری رویترز در خبری به نقل از برخی منابع مدعی شد نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا در تماس تلفنی خود با ترامپ از او خواسته بود تا به وی و خانوادهاش عفو کامل داده شود و تمامی تحریمهای آمریکا علیه وی برداشته شود.
🔷 طبق گزارش رویترز، ترامپ بیشتر درخواستهای مادورو را در این تماس تلفنی که کمتر از ۱۵ دقیقه به طول انجامید رد کرد و به او گفت که تنها یک هفته مهلت داری تا همراه اعضای خانوادهات به مقصدی که دوست داری بروی.
🛑 جروزالم پست: اسرائیل در حال کار بر روی فناوریهای جدید برای حمله بعدی به ایران است.
🛑 رویترز: جنگ احتمالی آتی میان ایران و اسرائیل شاید بیش از ۱۲ روز طول بکشد!
t.me/InternationalAcademic
او عملکرد نتانیاهو در ایران را تحسین و تمجید میکند.
🛑 اردوغان: عضویت در اتحادیه اروپا همچنان اولویت ما است!
🛑 المیادین: فرستادهٔ ترامپ پیامی دربارهٔ حزبالله برای نخستوزیر عراق نداشته است!
🔷 المیادین به نقل از منابع سیاسی عراق گزارش کرد: ادعاهای مطرحشده مبنی بر انتقال هشدارهایی از سوی باراک به دولت عراق دربارهٔ حملهٔ اسرائیل به حزبالله و حمله به عراق در صورت حمایت هر طرف عراقی از حزبالله، صحت ندارد.
🛑 بلومبرگ: اپوزیسیون ونزوئلا در حال برنامهریزی است تا در صورت آغاز حملات هوایی آمریکا، از مردم بخواهند که ساختمانهای دولتی را تسخیر کنند.
🛑 اوکراین مدعی شد روس ها بر روی پهپاد گران-۲ یا همان شاهد-۱۳۶ ایرانی، موشک هوا به هوای R-60 آفید نصب کرده اند.
🛑 نیویورک تایمز: همگروهی ایران و آمریکا جنجال بزرگی خواهد بود!
🔵 نیویورکتایمز در آستانه قرعهکشی جام جهانی ۲۰۲۶، تیم ملی ایران را به عنوان تیمی که «بیشترین حواشی سیاسی» را با خود حمل میکند، معرفی کرده و همگروهی ایران و آمریکا را جنجال بزرگی میداند.
🛑 سردار سفیدچیان، فرمانده جدید قرارگاه مدینه منوره سپاه پاسداران: خلیج فارس را به گورستان دشمنان تبدیل می کنیم.
🛑 درخواست مادورو از ترامپ: من و خانواده ام را عفو کن!
🔷 خبرگزاری رویترز در خبری به نقل از برخی منابع مدعی شد نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا در تماس تلفنی خود با ترامپ از او خواسته بود تا به وی و خانوادهاش عفو کامل داده شود و تمامی تحریمهای آمریکا علیه وی برداشته شود.
🔷 طبق گزارش رویترز، ترامپ بیشتر درخواستهای مادورو را در این تماس تلفنی که کمتر از ۱۵ دقیقه به طول انجامید رد کرد و به او گفت که تنها یک هفته مهلت داری تا همراه اعضای خانوادهات به مقصدی که دوست داری بروی.
🛑 جروزالم پست: اسرائیل در حال کار بر روی فناوریهای جدید برای حمله بعدی به ایران است.
🛑 رویترز: جنگ احتمالی آتی میان ایران و اسرائیل شاید بیش از ۱۲ روز طول بکشد!
t.me/InternationalAcademic
Telegram
آکادمی تخصصی جهان بین الملل
https://t.me/InternationalAcademic
آموزش کاربردی ترین اصطلاحات زبان انگلیسی ، مفاهیم کلیدی روابط و حقوق بین الملل و بسته خبری از تمام رسانه های دنیا
#بامدیریت دکتررضاصولت کارشناس مسائل ترکیه وسازمانهای بین المللی
ارتباط با ادمین:
@international_10
آموزش کاربردی ترین اصطلاحات زبان انگلیسی ، مفاهیم کلیدی روابط و حقوق بین الملل و بسته خبری از تمام رسانه های دنیا
#بامدیریت دکتررضاصولت کارشناس مسائل ترکیه وسازمانهای بین المللی
ارتباط با ادمین:
@international_10
👍14❤11👎9💔1
مطالعات راهبردی آمریکا
خلاصه کتاب در ۸ دقیقه 📘 صلحی که همه صلحها را بر باد داد 🎤 اسفندیار خدایی این کتاب روند فروپاشی امپراتوری عثمانی و نقش قدرتهای اروپایی در شکلگیری ساختار سیاسی خاورمیانه بین ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲ را ترسیم میکند. با شکست عثمانی، خلا قدرت بزرگی پدید آمد و بریتانیا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چکیده یکدقیقهای کتاب
صلحی که همه صلحها را بر باد داد
https://youtu.be/SID5Rn22PHU?si=5hcYiJurMYfZECUO
صلحی که همه صلحها را بر باد داد
https://youtu.be/SID5Rn22PHU?si=5hcYiJurMYfZECUO
👍16❤5🙏2
مطالعات راهبردی آمریکا
چکیده یکدقیقهای کتاب صلحی که همه صلحها را بر باد داد https://youtu.be/SID5Rn22PHU?si=5hcYiJurMYfZECUO
نظر شما درباره انتشار چکیده یک یا چند دقیقهای کتاب. آیا این کار ادامه پیدا کنه؟
Anonymous Poll
71%
عالی، موافقم
20%
بد نیست. حرفی ندارم
9%
مخالفم. برام جالب نیست
👍4
Forwarded from صنعت و اقتصاد
🔴 ادامه جنگ تجاری آمریکا و چین
👈 طبق دادههای PIIE تا نوامبر 2025، تعرفههای آمریکا بر روی محصولات چینی هنوز هم بالاست و در حدود 47.5 درصد میباشد.
تعرفههای چین نیز بر روی محصولات آمریکایی در حدود 31.9 درصد است و با اینکه در توافق پاییز بخشی از تعرفههای متقابل پایین آمد، ولی میانگین تعرفهها همچنان بالا است.
#اقتصادجهان
@industromy
👈 طبق دادههای PIIE تا نوامبر 2025، تعرفههای آمریکا بر روی محصولات چینی هنوز هم بالاست و در حدود 47.5 درصد میباشد.
تعرفههای چین نیز بر روی محصولات آمریکایی در حدود 31.9 درصد است و با اینکه در توافق پاییز بخشی از تعرفههای متقابل پایین آمد، ولی میانگین تعرفهها همچنان بالا است.
#اقتصادجهان
@industromy
👍8
🌎 ونزوئلا در لحظه سرنوشت؛ چرا آمریکا اکنون دست به اقدام میزند؟
✍ مرتضی بنانژاد کارشناس ارشد مطالعات امریکا از دانشگاه علامه
🌿 رابطه پرتنش میان ایالات متحده و ونزوئلا سالهاست که در مرکز توجه سیاست بینالمللی قرار دارد، اما پرسش اصلی این روزها نه درباره گذشته، بلکه درباره اکنون است: چرا واشنگتن دقیقاً در این مقطع زمانی تصمیم گرفته فشار برای کنار رفتن نیکلاس مادورو را تشدید کند؟ چه چیزی تغییر کرده که این پرونده قدیمی، دوباره به اولویتهای راهبردی آمریکا بازگشته است؟
🌿 باید از نقطه آغاز شروع کنیم؛ از این واقعیت که ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفت اثباتشده جهان را در اختیار دارد و موقعیت جغرافیایی آن درست در آستانه جنوبی ایالات متحده قرار گرفته است. نفت برای آمریکا بهعنوان کالای فیزیکی دیگر اهمیت حیاتی ندارد؛ واشنگتن خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز دنیاست. اما نظم انرژی و سازوکار بازار جهانی برای این کشور یک ستون حیاتی قدرت است. حضور دولتی که با روسیه و چین همپیمان است، بازی انرژی را از مدار دلار و از چارچوب نظم آمریکایی خارج میکند. از نگاه واشنگتن، مادورو نه بهخاطر چپگرا بودن، بلکه بهخاطر بر هم زدن این «معماری قدرت» مسئله است.
🌿 در کنار این، ونزوئلا طی دو دهه گذشته سکوی ورود چین و روسیه به آمریکای لاتین شده است؛ منطقهای که از زمان دکترین مونرو، حیاط خلوت سنتی آمریکا محسوب میشود. سرمایهگذاریهای کلان پکن، روابط امنیتی کاراکاس با مسکو و حضور اطلاعاتی این دو قدرت در نزدیکی مرزهای جنوبی آمریکا، برای واشنگتن بهمعنای خط قرمز ژئوپلیتیکی است. مادورو در واقع دروازهای است که نفوذ دو رقیب اصلی آمریکا را به نیمکره غربی باز میکند. همین عامل کافی است تا واشنگتن بهدنبال تغییر هندسه قدرت در کاراکاس باشد.
🌿 اما چرا همین حالا؟ تغییر در شرایط بینالمللی پاسخ روشن این پرسش است. روسیه درگیر جنگ اوکراین است و توان مالی و امنیتی لازم برای حمایت از کاراکاس را ندارد. چین با رکود داخلی و بحران بدهی مواجه است و حاضر نیست مثل گذشته در ونزوئلا هزینه کند. این ضعف همپیمانان مادورو، برای آمریکا یک «پنجره استراتژیک» ایجاد کرده است؛ فرصتی که شاید چند سال بعد وجود نداشته باشد. در داخل ونزوئلا نیز بحران اجتماعی و اقتصادی بیسابقه، ساختار حمایتی مادورو را فرسوده کرده است. مهاجرت میلیونی، تورم افسارگسیخته و شکاف در میان نخبگان، کشور را در وضعیتی قرار داده که فشار خارجی میتواند بیش از گذشته تاثیرگذار باشد.
🌿 عامل دیگری که در این زمانبندی نقش دارد، تحول در نظم انرژی جهانی است. جنگ اوکراین و کاهش عرضه روسیه، بازار نفت را وارد دورهای از بیثباتی کرده است؛ دورهای که آمریکا تلاش میکند با مدیریت منابع جایگزین، از قدرت گرفتن کشورهای خارج از نفوذ خود جلوگیری کند. ونزوئلا با ذخایر عظیم و ظرفیت تولید بالا، در بازآرایی این نظم نقش کلیدی دارد. یک ونزوئلای همسو میتواند در کنترل قیمتها، کاهش نفوذ روسیه، و حتی مدیریت بازار به نفع اروپا نقشآفرینی کند.
🌿 انتخابات اخیر ونزوئلا نیز بهعنوان یک فرصت سیاسی عمل کرده است. آمریکا ترجیح میدهد تغییر در کاراکاس از طریق سازوکارهای انتخاباتی و انتقال قدرت مدیریتشده صورت گیرد تا هزینههای بینالمللی مداخله کاهش یابد. شکلگیری فضای انتخاباتی، شکافهای داخلی و مطالبه جامعه برای تغییر، واشنگتن را به این نتیجه رسانده که اکنون بهترین زمان برای فشار هماهنگ سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک است.
🌿 اما آمریکا چه تصویری از آینده ونزوئلا دارد؟ هدف واشنگتن، ایجاد یک «ونزوئلای بازسازیشده و ادغامشده در نظم منطقهای» است؛ کشوری باثبات که صنعت نفت آن با همکاری شرکتهای غربی نوسازی شود، در نظام مالی جهانی فعالیت کند، از دادن امتیازات امنیتی به پکن و مسکو خودداری نماید، و بتواند موج مهاجرت و بیثباتی را کنترل کند. این مدل تاحدی شبیه تجربه کلمبیاست: دولتی نه لزوماً راستگرا، بلکه میانهرو و قابل تعامل با غرب که همزمان مشروعیت داخلی داشته باشد. اجرای چنین سناریویی به معنای دورهای از دولت انتقالی، اصلاحات سریع اقتصادی، بازسازی شرکت ملی نفت ونزوئلا و بازگشت سرمایه خارجی خواهد بود.
🌿 اقدام امروز آمریکا تنها درباره ونزوئلا نیست؛ پیام آن برای کل آمریکای لاتین است. واشنگتن تلاش دارد روشن کند که مخالفت با آمریکا هزینه دارد، اما چپگراییِ غیرضدآمریکایی قابل تحمل است. این پیام نهفقط به ونزوئلا، بلکه به مکزیک، برزیل، بولیوی و دیگر دولتهای منطقه نیز ارسال میشود.
🌿 پرونده ونزوئلا در نقطهای قرار گرفته که تغییرات داخلی، ضعف همپیمانان جهانی مادورو، تحولات بازار انرژی و تغییر راهبردی آمریکا همگی در یک نقطه تلاقی کردهاند. از نگاه واشنگتن، اکنون «لحظه سرنوشت» است؛ لحظهای که باید نظم نیمکره غربی بازتعریف شود.
t.me/EsfandiarKhodaee
✍ مرتضی بنانژاد کارشناس ارشد مطالعات امریکا از دانشگاه علامه
🌿 رابطه پرتنش میان ایالات متحده و ونزوئلا سالهاست که در مرکز توجه سیاست بینالمللی قرار دارد، اما پرسش اصلی این روزها نه درباره گذشته، بلکه درباره اکنون است: چرا واشنگتن دقیقاً در این مقطع زمانی تصمیم گرفته فشار برای کنار رفتن نیکلاس مادورو را تشدید کند؟ چه چیزی تغییر کرده که این پرونده قدیمی، دوباره به اولویتهای راهبردی آمریکا بازگشته است؟
🌿 باید از نقطه آغاز شروع کنیم؛ از این واقعیت که ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفت اثباتشده جهان را در اختیار دارد و موقعیت جغرافیایی آن درست در آستانه جنوبی ایالات متحده قرار گرفته است. نفت برای آمریکا بهعنوان کالای فیزیکی دیگر اهمیت حیاتی ندارد؛ واشنگتن خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز دنیاست. اما نظم انرژی و سازوکار بازار جهانی برای این کشور یک ستون حیاتی قدرت است. حضور دولتی که با روسیه و چین همپیمان است، بازی انرژی را از مدار دلار و از چارچوب نظم آمریکایی خارج میکند. از نگاه واشنگتن، مادورو نه بهخاطر چپگرا بودن، بلکه بهخاطر بر هم زدن این «معماری قدرت» مسئله است.
🌿 در کنار این، ونزوئلا طی دو دهه گذشته سکوی ورود چین و روسیه به آمریکای لاتین شده است؛ منطقهای که از زمان دکترین مونرو، حیاط خلوت سنتی آمریکا محسوب میشود. سرمایهگذاریهای کلان پکن، روابط امنیتی کاراکاس با مسکو و حضور اطلاعاتی این دو قدرت در نزدیکی مرزهای جنوبی آمریکا، برای واشنگتن بهمعنای خط قرمز ژئوپلیتیکی است. مادورو در واقع دروازهای است که نفوذ دو رقیب اصلی آمریکا را به نیمکره غربی باز میکند. همین عامل کافی است تا واشنگتن بهدنبال تغییر هندسه قدرت در کاراکاس باشد.
🌿 اما چرا همین حالا؟ تغییر در شرایط بینالمللی پاسخ روشن این پرسش است. روسیه درگیر جنگ اوکراین است و توان مالی و امنیتی لازم برای حمایت از کاراکاس را ندارد. چین با رکود داخلی و بحران بدهی مواجه است و حاضر نیست مثل گذشته در ونزوئلا هزینه کند. این ضعف همپیمانان مادورو، برای آمریکا یک «پنجره استراتژیک» ایجاد کرده است؛ فرصتی که شاید چند سال بعد وجود نداشته باشد. در داخل ونزوئلا نیز بحران اجتماعی و اقتصادی بیسابقه، ساختار حمایتی مادورو را فرسوده کرده است. مهاجرت میلیونی، تورم افسارگسیخته و شکاف در میان نخبگان، کشور را در وضعیتی قرار داده که فشار خارجی میتواند بیش از گذشته تاثیرگذار باشد.
🌿 عامل دیگری که در این زمانبندی نقش دارد، تحول در نظم انرژی جهانی است. جنگ اوکراین و کاهش عرضه روسیه، بازار نفت را وارد دورهای از بیثباتی کرده است؛ دورهای که آمریکا تلاش میکند با مدیریت منابع جایگزین، از قدرت گرفتن کشورهای خارج از نفوذ خود جلوگیری کند. ونزوئلا با ذخایر عظیم و ظرفیت تولید بالا، در بازآرایی این نظم نقش کلیدی دارد. یک ونزوئلای همسو میتواند در کنترل قیمتها، کاهش نفوذ روسیه، و حتی مدیریت بازار به نفع اروپا نقشآفرینی کند.
🌿 انتخابات اخیر ونزوئلا نیز بهعنوان یک فرصت سیاسی عمل کرده است. آمریکا ترجیح میدهد تغییر در کاراکاس از طریق سازوکارهای انتخاباتی و انتقال قدرت مدیریتشده صورت گیرد تا هزینههای بینالمللی مداخله کاهش یابد. شکلگیری فضای انتخاباتی، شکافهای داخلی و مطالبه جامعه برای تغییر، واشنگتن را به این نتیجه رسانده که اکنون بهترین زمان برای فشار هماهنگ سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک است.
🌿 اما آمریکا چه تصویری از آینده ونزوئلا دارد؟ هدف واشنگتن، ایجاد یک «ونزوئلای بازسازیشده و ادغامشده در نظم منطقهای» است؛ کشوری باثبات که صنعت نفت آن با همکاری شرکتهای غربی نوسازی شود، در نظام مالی جهانی فعالیت کند، از دادن امتیازات امنیتی به پکن و مسکو خودداری نماید، و بتواند موج مهاجرت و بیثباتی را کنترل کند. این مدل تاحدی شبیه تجربه کلمبیاست: دولتی نه لزوماً راستگرا، بلکه میانهرو و قابل تعامل با غرب که همزمان مشروعیت داخلی داشته باشد. اجرای چنین سناریویی به معنای دورهای از دولت انتقالی، اصلاحات سریع اقتصادی، بازسازی شرکت ملی نفت ونزوئلا و بازگشت سرمایه خارجی خواهد بود.
🌿 اقدام امروز آمریکا تنها درباره ونزوئلا نیست؛ پیام آن برای کل آمریکای لاتین است. واشنگتن تلاش دارد روشن کند که مخالفت با آمریکا هزینه دارد، اما چپگراییِ غیرضدآمریکایی قابل تحمل است. این پیام نهفقط به ونزوئلا، بلکه به مکزیک، برزیل، بولیوی و دیگر دولتهای منطقه نیز ارسال میشود.
🌿 پرونده ونزوئلا در نقطهای قرار گرفته که تغییرات داخلی، ضعف همپیمانان جهانی مادورو، تحولات بازار انرژی و تغییر راهبردی آمریکا همگی در یک نقطه تلاقی کردهاند. از نگاه واشنگتن، اکنون «لحظه سرنوشت» است؛ لحظهای که باید نظم نیمکره غربی بازتعریف شود.
t.me/EsfandiarKhodaee
Telegram
چکیده ماندگار | خلاصه کتاب در ۱۰ دقیقه
خلاصه تحلیلی کتابهای بزرگ تاریخی و سیاسی در چند دقیقه، توسط دکتر اسفندیار خدایی در قالب چکیدههای صوتی و تصویری کوتاه چند دقیقهای چکیده ماندگار
ارتباط با ما: @Esfandiar_Khodaee
پذیرش حامی و اسپانسر با تبلیغ کالاها و خدمات شما در چکیدههای صوتی و تصویری
ارتباط با ما: @Esfandiar_Khodaee
پذیرش حامی و اسپانسر با تبلیغ کالاها و خدمات شما در چکیدههای صوتی و تصویری
👍22❤15👎6
Forwarded from تلویزیون دیدارنیوز
مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی
این صد و سی و هفتمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که در پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴، با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحبنظران تقدیم مخاطبان گرامی میشود.
دیدارنیوز _ اتاق خبر: درود بر شما بینندگان و همراهان عزیز دیدارنیوز. اینجا استودیوی تلویزیونی دیدارنیوز و من محمدرضا حیاتی با یک مجله خبری تحلیلی دیگر در خدمت شما هستم.
در این برنامه می بینید و میشنوید:
وزارت امور خارجه: به کدام میز مذاکره برگردیم؟
تاکید آمریکا بر نابود شدن تأسیسات هستهای ایران
عبور خط فقر از قله ی ۳۰ میلیون تومانی
افغانستان هم اجازه استفاده از گازوئیل ایران را نمی دهد!
با حضور #اسفندیار_خدایی ، #علی_سعدوندی و #محمود_خاقانی
✅ برای مشاهده روی لینک زیر کلیک کنید
youtube.com/watch?v=r4UjENccCtU
🔵 این برنامه در سایت دیدارنیوز
🔵 @didarnews1
🔵 @didarnewsir
این صد و سی و هفتمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که در پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴، با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحبنظران تقدیم مخاطبان گرامی میشود.
دیدارنیوز _ اتاق خبر: درود بر شما بینندگان و همراهان عزیز دیدارنیوز. اینجا استودیوی تلویزیونی دیدارنیوز و من محمدرضا حیاتی با یک مجله خبری تحلیلی دیگر در خدمت شما هستم.
در این برنامه می بینید و میشنوید:
وزارت امور خارجه: به کدام میز مذاکره برگردیم؟
تاکید آمریکا بر نابود شدن تأسیسات هستهای ایران
عبور خط فقر از قله ی ۳۰ میلیون تومانی
افغانستان هم اجازه استفاده از گازوئیل ایران را نمی دهد!
با حضور #اسفندیار_خدایی ، #علی_سعدوندی و #محمود_خاقانی
✅ برای مشاهده روی لینک زیر کلیک کنید
youtube.com/watch?v=r4UjENccCtU
🔵 این برنامه در سایت دیدارنیوز
🔵 @didarnews1
🔵 @didarnewsir
👍3❤1
🌎 معرفی سه اپلیکیشن برای نجات از اعتیاد به گوشی
✍ اسفندیار خدایی
🌿 گوشیهای هوشمند بیش از هر اختراع دیگری زندگی بشر را دگرگون کردهاند. این ابزار جادویی نه تنها بسیاری از وسایل و فناوریهای پیشین را به حاشیه برده، بلکه آنها را عملاً جایگزین کرده است؛ از رادیو، تلویزیون، روزنامه و کتاب گرفته تا کامپیوتر، دوربین عکاسی، ضبطصوت، ساعت مچی، تلفن عمومی، عابربانک و ماشینحساب، و دهها نمونهٔ دیگر. اما تحول ناشی از گوشیهای هوشمند تنها محدود به ابزارها نیست؛ مدارس و معلمان سنتی، بانکها، واسطهها، دلالها، بازارها و بسیاری از مشاغل نیز با چالشهای جدی مواجه شدهاند. افزون بر این، با ظهور هوش مصنوعی، طیف جدیدی از مشاغل—مانند پزشکان عمومی، مترجمان، کارگران، نگهبانان، دامپزشکان، مشاوران حقوقی و رانندگان—در معرض دگرگونی یا حذف تدریجی قرار گرفتهاند.
تأثیر گوشیهای هوشمند اما فراتر از جایگزینی ابزارها و مشاغل است. این وسیله امروز به «مرکز فرماندهی» زندگی انسان تبدیل شده و نقشی تعیینکننده در تفکر، تصمیمگیری، ارتباطات و سبک زندگی ما ایفا میکند. با وجود تمام مزایای شگفتانگیز آن، یکی از بزرگترین چالشهای عصر حاضر، وابستگی افراطی به گوشی و فضای دیجیتال است. اثرات این اعتیاد میتواند به همان اندازه خطرناک باشد که اعتیاد به مواد مخدر، ابتلا به سرطان یا تصادفات رانندگی؛ سلامت جسمی و روانی، کارایی شغلی، اقتصاد خانواده و حتی روابط اجتماعی و خانوادگی را تهدید میکند. بنابراین، اگرچه گوشیهای هوشمند خدمات شگفتانگیزی ارائه میدهند، نمیتوان به سادگی ادعا کرد که انسان امروز خوشبختتر از قبل از اختراع آنهاست.
اعتیاد به گوشی و شبکههای اجتماعی پدیدهای نسبتاً جدید است که پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی آن هنوز بهطور کامل در پژوهشهای علمی بررسی نشده است. تقریباً همهٔ متخصصان و مشاوران بر این نکته اتفاق نظر دارند که استفاده از گوشی باید کنترل و محدود به ساعات مشخصی شود، اما این تنها یک توصیهٔ کلی است. واقعیت این است که در مواجهه با وسوسههای این ابزار جادویی، نمیتوان تنها با نصیحت و اتکاء به ارادهٔ فردی به نتیجه رسید.
شاید شما هم بارها تصمیم گرفتهاید استفاده از گوشی را محدود کنید تا به زندگی، کار، خانواده یا سلامت خود بیشتر برسید، اما همان روز نخست شکست خوردهاید و حتی تصمیم خود را فراموش کردهاید. جذابیتهای بیپایان گوشی و شبکههای اجتماعی بهراحتی ما را درگیر میکنند و ارادهٔ لحظهای دوام چندانی ندارد.
استفاده از اپلیکیشنها برای کنترل گوشی
استفاده از اپلیکیشن برای کنترل گوشی ممکن است در نگاه اول متناقض به نظر برسد. چگونه ممکن است از خود گوشی برای رهایی از اعتیاد به گوشی کمک گرفت؟ تجربهٔ عملی نشان میدهد این روش بسیار مفید است. این اپها با ایجاد یک «مانع خارجی» و «وقفهٔ هوشمند»، چرخهٔ رفتارهای ناخودآگاه ما را قطع میکنند. مواجهه با صفحهٔ قفل یا تایمر هنگام باز کردن برنامه، مغز را از حالت خودکار خارج کرده و فرصتی برای تصمیمگیری آگاهانه فراهم میکند. این وقفهٔ کوتاه همان لحظهای است که به شما اجازه میدهد بپرسید: آیا واقعاً نیاز به این استفاده دارم یا صرفاً تحت تأثیر یک عادت وسوسهانگیز هستم؟
این اپلیکیشنها برخلاف تصمیمات ما انسانها که تحت تأثیر خستگی، استرس یا ضعف لحظهای شکسته میشوند، قوانین مکانیکی ثابت و غیرقابل چانهزنی ایجاد میکنند. آنها میتوانند مدت استفاده را دقیق ثبت کنند، پس از رسیدن به حد تعیینشده دسترسی را مسدود کنند و حتی مسیرهای دور زدن را ببندند. این اپها نقش یک «نگهبان همیشگی» را ایفا میکنند و باعث شکلگیری یک «مرز رفتاری» میشوند که بهتدریج به آن عادت میکنیم. مزیت مهم آنها این است که دقیقاً در همان نقطهای عمل میکنند که وسوسه شکل میگیرد.
سه نوع اپلیکیشن مؤثر
۱. محدودسازی مدت زمان استفادهٔ روزانه
اپهایی مانند «سلامت دیجیتال» (Digital Wellbeing) در گوشیهای سامسونگ امکان تعیین سقف روزانه برای استفاده از هرکدام از برنامهها را بهطور جداگانه فراهم میکنند. مثلاً میتوانید سقف استفاده از تلگرام را یک ساعت، اینستاگرام را هشتاد دقیقه، و یوتیوب را سیوپنج دقیقه در روز تنظیم کنید. پس از رسیدن به سقف تعیینشده، برنامه بسته و آیکون آن خاکستری میشود و تا روز بعد قابل استفاده نیست مگر اینکه تنظیمات را تغییر دهید. این روش برای افرادی مناسب است که میخواهند یک «حد روزانه» مشخص داشته باشند، اما قابلیت دور زدن محدودیتها و تغییر تنظیمات همیشه وجود دارد.
۲. مسدودسازی دسترسی در بازههای زمانی مشخص
اپهایی مانند «اِستِی فاکسِد» (Stay Focused) اجازه میدهند دسترسی به مجموعهای از برنامههای پرمصرف و اعتیادآور مثل شبکههای اجتماعی را در ساعات مشخص محدود...👇
👈 لینک متن کامل
✍ اسفندیار خدایی
🌿 گوشیهای هوشمند بیش از هر اختراع دیگری زندگی بشر را دگرگون کردهاند. این ابزار جادویی نه تنها بسیاری از وسایل و فناوریهای پیشین را به حاشیه برده، بلکه آنها را عملاً جایگزین کرده است؛ از رادیو، تلویزیون، روزنامه و کتاب گرفته تا کامپیوتر، دوربین عکاسی، ضبطصوت، ساعت مچی، تلفن عمومی، عابربانک و ماشینحساب، و دهها نمونهٔ دیگر. اما تحول ناشی از گوشیهای هوشمند تنها محدود به ابزارها نیست؛ مدارس و معلمان سنتی، بانکها، واسطهها، دلالها، بازارها و بسیاری از مشاغل نیز با چالشهای جدی مواجه شدهاند. افزون بر این، با ظهور هوش مصنوعی، طیف جدیدی از مشاغل—مانند پزشکان عمومی، مترجمان، کارگران، نگهبانان، دامپزشکان، مشاوران حقوقی و رانندگان—در معرض دگرگونی یا حذف تدریجی قرار گرفتهاند.
تأثیر گوشیهای هوشمند اما فراتر از جایگزینی ابزارها و مشاغل است. این وسیله امروز به «مرکز فرماندهی» زندگی انسان تبدیل شده و نقشی تعیینکننده در تفکر، تصمیمگیری، ارتباطات و سبک زندگی ما ایفا میکند. با وجود تمام مزایای شگفتانگیز آن، یکی از بزرگترین چالشهای عصر حاضر، وابستگی افراطی به گوشی و فضای دیجیتال است. اثرات این اعتیاد میتواند به همان اندازه خطرناک باشد که اعتیاد به مواد مخدر، ابتلا به سرطان یا تصادفات رانندگی؛ سلامت جسمی و روانی، کارایی شغلی، اقتصاد خانواده و حتی روابط اجتماعی و خانوادگی را تهدید میکند. بنابراین، اگرچه گوشیهای هوشمند خدمات شگفتانگیزی ارائه میدهند، نمیتوان به سادگی ادعا کرد که انسان امروز خوشبختتر از قبل از اختراع آنهاست.
اعتیاد به گوشی و شبکههای اجتماعی پدیدهای نسبتاً جدید است که پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی آن هنوز بهطور کامل در پژوهشهای علمی بررسی نشده است. تقریباً همهٔ متخصصان و مشاوران بر این نکته اتفاق نظر دارند که استفاده از گوشی باید کنترل و محدود به ساعات مشخصی شود، اما این تنها یک توصیهٔ کلی است. واقعیت این است که در مواجهه با وسوسههای این ابزار جادویی، نمیتوان تنها با نصیحت و اتکاء به ارادهٔ فردی به نتیجه رسید.
شاید شما هم بارها تصمیم گرفتهاید استفاده از گوشی را محدود کنید تا به زندگی، کار، خانواده یا سلامت خود بیشتر برسید، اما همان روز نخست شکست خوردهاید و حتی تصمیم خود را فراموش کردهاید. جذابیتهای بیپایان گوشی و شبکههای اجتماعی بهراحتی ما را درگیر میکنند و ارادهٔ لحظهای دوام چندانی ندارد.
استفاده از اپلیکیشنها برای کنترل گوشی
استفاده از اپلیکیشن برای کنترل گوشی ممکن است در نگاه اول متناقض به نظر برسد. چگونه ممکن است از خود گوشی برای رهایی از اعتیاد به گوشی کمک گرفت؟ تجربهٔ عملی نشان میدهد این روش بسیار مفید است. این اپها با ایجاد یک «مانع خارجی» و «وقفهٔ هوشمند»، چرخهٔ رفتارهای ناخودآگاه ما را قطع میکنند. مواجهه با صفحهٔ قفل یا تایمر هنگام باز کردن برنامه، مغز را از حالت خودکار خارج کرده و فرصتی برای تصمیمگیری آگاهانه فراهم میکند. این وقفهٔ کوتاه همان لحظهای است که به شما اجازه میدهد بپرسید: آیا واقعاً نیاز به این استفاده دارم یا صرفاً تحت تأثیر یک عادت وسوسهانگیز هستم؟
این اپلیکیشنها برخلاف تصمیمات ما انسانها که تحت تأثیر خستگی، استرس یا ضعف لحظهای شکسته میشوند، قوانین مکانیکی ثابت و غیرقابل چانهزنی ایجاد میکنند. آنها میتوانند مدت استفاده را دقیق ثبت کنند، پس از رسیدن به حد تعیینشده دسترسی را مسدود کنند و حتی مسیرهای دور زدن را ببندند. این اپها نقش یک «نگهبان همیشگی» را ایفا میکنند و باعث شکلگیری یک «مرز رفتاری» میشوند که بهتدریج به آن عادت میکنیم. مزیت مهم آنها این است که دقیقاً در همان نقطهای عمل میکنند که وسوسه شکل میگیرد.
سه نوع اپلیکیشن مؤثر
۱. محدودسازی مدت زمان استفادهٔ روزانه
اپهایی مانند «سلامت دیجیتال» (Digital Wellbeing) در گوشیهای سامسونگ امکان تعیین سقف روزانه برای استفاده از هرکدام از برنامهها را بهطور جداگانه فراهم میکنند. مثلاً میتوانید سقف استفاده از تلگرام را یک ساعت، اینستاگرام را هشتاد دقیقه، و یوتیوب را سیوپنج دقیقه در روز تنظیم کنید. پس از رسیدن به سقف تعیینشده، برنامه بسته و آیکون آن خاکستری میشود و تا روز بعد قابل استفاده نیست مگر اینکه تنظیمات را تغییر دهید. این روش برای افرادی مناسب است که میخواهند یک «حد روزانه» مشخص داشته باشند، اما قابلیت دور زدن محدودیتها و تغییر تنظیمات همیشه وجود دارد.
۲. مسدودسازی دسترسی در بازههای زمانی مشخص
اپهایی مانند «اِستِی فاکسِد» (Stay Focused) اجازه میدهند دسترسی به مجموعهای از برنامههای پرمصرف و اعتیادآور مثل شبکههای اجتماعی را در ساعات مشخص محدود...👇
👈 لینک متن کامل
khodaee.blog.ir
معرفی سه اپلیکیشن برای نجات از اعتیاد به گوشی
✍ اسفندیار خدایی گوشیهای هوشمند بیش از هر اختراع دیگری زندگی بشر را دگرگون کردهاند. این ابزار جادویی نه تنها بسیاری از وسایل و فناوریهای پیشین را به حاشیه برده، بلکه آنها را عملاً جایگزین کرده است؛ از رادیو، تلویزیون، روزنامه و کتاب گرفته تا کامپیوتر،…
❤20👍1👎1
Forwarded from صنعت و اقتصاد
🔴 کشورهایی که از فقیرترین ایالت آمریکا ثروتمندتر یا فقیرتر هستند
👈 نقشه فوق نشان میدهد که کدام کشورها و استانهای کانادا، سرانه تولید ناخالص داخلی اسمی کمتر یا بالاتری نسبت به ایالت میسیسیپی، فقیرترین ایالت آمریکا دارند.
ایالت میسیسیپی با سرانه تولید ناخالص داخلی 53.061 دلار در سال 2024، پایینترین میزان این شاخص را در ایالاتمتحده داشته و جالب است که میزان آن از بسیاری از کشورهای جهان بالاتر میباشد.
قابلتوجه است که سرانه تولید ناخالص داخلی میسیسیپی از کشورهای ثروتمند و کم جمعیتی چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی بالاتر میباشد.
#اقتصادجهان
#اقتصادمنطقه
@industromy
👈 نقشه فوق نشان میدهد که کدام کشورها و استانهای کانادا، سرانه تولید ناخالص داخلی اسمی کمتر یا بالاتری نسبت به ایالت میسیسیپی، فقیرترین ایالت آمریکا دارند.
ایالت میسیسیپی با سرانه تولید ناخالص داخلی 53.061 دلار در سال 2024، پایینترین میزان این شاخص را در ایالاتمتحده داشته و جالب است که میزان آن از بسیاری از کشورهای جهان بالاتر میباشد.
قابلتوجه است که سرانه تولید ناخالص داخلی میسیسیپی از کشورهای ثروتمند و کم جمعیتی چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی بالاتر میباشد.
#اقتصادجهان
#اقتصادمنطقه
@industromy
👍11❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برندگان و بازندگان جنگ اوکراین
گفتگوی اسفندیار خدایی با دیدارنیوز
سوال اول:
با تمرکز دولت ترامپ بر پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین؛ همچنین با بالا رفتن احتمال حمله به ونزوئلا؛ به نظر میرسد موضوع ایران در اولویت سیاست خارجی ترامپ قرار ندارد. آیا این تعلیق به نفع کشورمان است؟
سؤال دوم:
جنگ روسیه و اوکراین یک جدال بینالمللی بزرگ بود که این روزها با توافق ۲۸ مادهای ترامپ به نظر میرسد به پایان خود نزدیک میشود. بسیاری کشورها در این جنگ در میان برندگان و بازندگان قرار میگیرند. بجز اوکراین و روسیه، کدام کشورها بیشترین سود را بردند و کدام در جمع بازندگان قرار میگیرند؟
@EsfandiarKhodaee
گفتگوی اسفندیار خدایی با دیدارنیوز
سوال اول:
با تمرکز دولت ترامپ بر پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین؛ همچنین با بالا رفتن احتمال حمله به ونزوئلا؛ به نظر میرسد موضوع ایران در اولویت سیاست خارجی ترامپ قرار ندارد. آیا این تعلیق به نفع کشورمان است؟
سؤال دوم:
جنگ روسیه و اوکراین یک جدال بینالمللی بزرگ بود که این روزها با توافق ۲۸ مادهای ترامپ به نظر میرسد به پایان خود نزدیک میشود. بسیاری کشورها در این جنگ در میان برندگان و بازندگان قرار میگیرند. بجز اوکراین و روسیه، کدام کشورها بیشترین سود را بردند و کدام در جمع بازندگان قرار میگیرند؟
@EsfandiarKhodaee
❤10👍3👎3🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه کتاب «دیپلماسی» هنری کسینجر در ده دقیقه
🎞 اسفندیار خدایی
«دیپلماسی» روایت تحول نظم جهانی از ۱۶۴۸ تا پایان جنگ سرد است. کسینجر نشان میدهد که روابط بینالملل بر دو سنت بنا شده است: واقعگرایی اروپایی که ثبات را از طریق موازنه قوا حفظ میکند، و ایدئالیسم آمریکایی که میکوشد نظم جهانی را بر ارزشهای جهانشمول بنا کند. او از وستفالی و بیسمارک تا ویلسون و جنگهای جهانی توضیح میدهد که چگونه شکاف میان این دو نگاه سرنوشت سیاست جهانی را شکل داد. بخش محوری کتاب تحلیل او از جنگ سرد است: رقابت آمریکا و شوروی، بحرانهایی مانند کوبا، و سپس سیاست تنشزدایی و «دیپلماسی مثلثی» با چین که بهزعم او ساختار قدرت جهانی را بازآرایی کرد. درباره خاورمیانه نیز تأکید میکند که ثبات تنها با رویکردی واقعگرایانه و مدیریت دقیق قدرتها امکانپذیر است.
پیام اصلی کتاب این است که دوام نظم جهانی وابسته به ایجاد توازن میان آرمانها و واقعیتهای قدرت است؛ هرگاه این تعادل از میان برود، بیثباتی و رقابت دوباره بازمیگردد و امریکا باید بین آرمانها و واقعیات تعادل ایجاد کند.
ویدئو ده دقیقهای خلاصه کتاب را ببینید
@EsfandiarKhodaee
🎞 اسفندیار خدایی
«دیپلماسی» روایت تحول نظم جهانی از ۱۶۴۸ تا پایان جنگ سرد است. کسینجر نشان میدهد که روابط بینالملل بر دو سنت بنا شده است: واقعگرایی اروپایی که ثبات را از طریق موازنه قوا حفظ میکند، و ایدئالیسم آمریکایی که میکوشد نظم جهانی را بر ارزشهای جهانشمول بنا کند. او از وستفالی و بیسمارک تا ویلسون و جنگهای جهانی توضیح میدهد که چگونه شکاف میان این دو نگاه سرنوشت سیاست جهانی را شکل داد. بخش محوری کتاب تحلیل او از جنگ سرد است: رقابت آمریکا و شوروی، بحرانهایی مانند کوبا، و سپس سیاست تنشزدایی و «دیپلماسی مثلثی» با چین که بهزعم او ساختار قدرت جهانی را بازآرایی کرد. درباره خاورمیانه نیز تأکید میکند که ثبات تنها با رویکردی واقعگرایانه و مدیریت دقیق قدرتها امکانپذیر است.
پیام اصلی کتاب این است که دوام نظم جهانی وابسته به ایجاد توازن میان آرمانها و واقعیتهای قدرت است؛ هرگاه این تعادل از میان برود، بیثباتی و رقابت دوباره بازمیگردد و امریکا باید بین آرمانها و واقعیات تعادل ایجاد کند.
ویدئو ده دقیقهای خلاصه کتاب را ببینید
@EsfandiarKhodaee
👍11❤4
🌎 خلاصه کتاب «راه باریک آزادی»
The Narrow Corridor
✍ نویسندگان: دارون عجماوغلو
و جیمز رابینسون
🔹 ترجمه و تلخیص: اسفندیار خدایی
🌿 عجماوغلو استاد اقتصاد در MIT و یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان سیاسی جهان است که پژوهشهای او درباره نهادهای سیاسی، توسعه اقتصادی و اقتصاد سیاسی شهرت جهانی دارد. جیمز رابینسون استاد دانشگاه شیکاگو است و در حوزه توسعه سیاسی، دولتسازی و اقتصاد سیاسی تطبیقی آثار مهمی منتشر کرده است. این دو با کتابهای مشترک خود—از جمله «چرا ملتها شکست میخورند»—به عنوان یکی از معتبرترین زوجهای پژوهشی درباره رابطه نهادها، آزادی و توسعه شناخته میشوند.
• فرید زکریا این کتاب را اثری «عمیق، نظاممند و ضروری» میداند که «برای فهم سرنوشت آزادی در جهان معاصر راهنمایی کمنظیر ارائه میکند».
• استیون پینکر، استاد دانشگاه هاروارد، این کتاب را «اثری بزرگ در امتداد سنت فکری هابز، لاک و مدیسون» توصیف میکند که «نشان میدهد آزادی چگونه نه بهعنوان یک حالت، بلکه بهعنوان یک فرآیند شکل میگیرد».
«راه باریک آزادی» توضیح میدهد چرا رسیدن به آزادی سیاسی و حفظ آن بسیار دشوار است. نویسندگان استدلال میکنند که آزادی تنها زمانی پایدار میشود که دولت و جامعه در تعادلی پویا قرار گیرند؛ تعادلی که آن را «راه باریک» مینامند. اگر دولت بیش از حد قوی شود، به استبداد میرسد؛ اگر جامعه بر دولت غلبه کند، بینظمی و هرجومرج شکل میگیرد. کتاب با نمونههایی از تاریخ باستان تا عصر جدید نشان میدهد آزادی یک نقطه ثابت نیست، بلکه یک فرآیند پرتنش و مستمر است که مستلزم «قفس نرم»—محدودیتهای قانونی و نهادی مبتنی بر همکاری—میباشد. این کتاب نهتنها تبیینی نظری از آزادی ارائه میدهد، بلکه به پرسشهای ضروری درباره آینده سیاسی جوامع پاسخ میدهد.
فصل اول: مفهوم راه باریک و قفس نرم آزادی
این فصل چارچوب نظری کتاب را معرفی میکند: آزادی حاصل تعادل فعال میان دولت قدرتمند و جامعه توانمند است. دولت باید به اندازه کافی قوی باشد تا امنیت و خدمات عمومی را فراهم کند، اما در عین حال جامعه باید به قدری نیرومند باشد که دولت را مهار کند. مثالهای یونان باستان و لوکوموتیو نهادهای مدرن برای توضیح این تعادل به کار میروند.
این فصل نتیجه میگیرد که آزادی محصول رقابت سازنده میان دولت و جامعه است، نه ضعف یا قدرت یکطرفه.
فصل دوم: لویاتان مستبد
در کشورهایی مانند چین امپراتوری و روسیه تزاری، دولت آنقدر قوی بوده که جامعه را زیر سلطه کامل خود قرار داده است. ظرفیت بوروکراتیک بالا بدون سازوکارهای مهارکننده منجر به استبداد پایدار میشود. مثال چین مدرن نیز گواه این الگوست.
این فصل نتیجه میگیرد که قدرت بدون کنترل نهادی آزادی را نابود میکند، حتی اگر کارآمدی اولیه بهنظر برسد.
فصل سوم: لویاتان غایب
این فصل به کشورهایی میپردازد که دولت ضعیف است؛ مانند سومالی، افغانستان و بخشی از خاورمیانه تاریخی. در این جوامع، خلا قدرت دولتی باعث ظهور گروههای مسلح، جنگ داخلی و ناتوانی در ارائه خدمات عمومی میشود.
این فصل نتیجه میگیرد که ضعف دولت به اندازه قدرت افراطی دولت برای آزادی تهدیدآمیز است.
فصل چهارم: جوامع قبیلهای و سلطه اجتماعی
در برخی کشورها، نه دولت بلکه جامعه بیش از حد قوی است. نظم اجتماعی بر اساس هنجارهای گروهی و قبیلهای شکل میگیرد و آزادی فردی محدود میشود. مثالهایی مانند هند کاستی یا ساختارهای قبیلهای عرب نشان داده میشوند.
این فصل نتیجه میگیرد که سلطه جامعه میتواند به اندازه سلطه دولت آزادیستیز باشد.
فصل پنجم: ساختن دولت و قدرت مزدوج
این بخش توضیح میدهد که گذار به راه باریک نیازمند ایجاد «قدرت مزدوج» است—یعنی دولتی مقتدر که همزمان زیر نظارت نهادی جامعه قرار دارد. نمونههای موفق: انگلستان پس از انقلاب شکوهمند، آمریکا پس از تدوین قانون اساسی، بخشهایی از اروپای شمالی.
این فصل نتیجه میگیرد که نهادهای نمایندگی، تفکیک قوا و مشارکت اجتماعی ابزارهای کلیدی ورود به راه باریکاند.
فصل ششم: مسیرهای کشورها
نویسندگان نشان میدهند که برخی کشورها وارد راه باریک شدهاند (سوئیس، نیوزلند)، برخی در آستانهاند، و برخی مدام از آن خارج میشوند (ترکیه، ونزوئلا، مصر). مسیرها تاریخیاند و به تعامل دولت–جامعه بستگی دارند.
این فصل نتیجه میگیرد که ورود به راه باریک برگشتپذیر است و نیازمند مراقبت دائمی است.
فصل هفتم: آینده آزادی
این فصل با بررسی چالشهای امروز—فناوری، نظارت دیجیتال، تمرکز ثروت، پوپولیسم—نشان میدهد که حتی دموکراسیهای تثبیتشده نیز ممکن است از راه باریک خارج شوند.
این فصل نتیجه میگیرد که حفظ آزادی به مبارزه دائمی جامعه برای مهار قدرت و حفظ مشارکت گسترده وابسته...👇
👈 لینک متن کامل خلاصهکتاب
The Narrow Corridor
✍ نویسندگان: دارون عجماوغلو
و جیمز رابینسون
🔹 ترجمه و تلخیص: اسفندیار خدایی
🌿 عجماوغلو استاد اقتصاد در MIT و یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان سیاسی جهان است که پژوهشهای او درباره نهادهای سیاسی، توسعه اقتصادی و اقتصاد سیاسی شهرت جهانی دارد. جیمز رابینسون استاد دانشگاه شیکاگو است و در حوزه توسعه سیاسی، دولتسازی و اقتصاد سیاسی تطبیقی آثار مهمی منتشر کرده است. این دو با کتابهای مشترک خود—از جمله «چرا ملتها شکست میخورند»—به عنوان یکی از معتبرترین زوجهای پژوهشی درباره رابطه نهادها، آزادی و توسعه شناخته میشوند.
• فرید زکریا این کتاب را اثری «عمیق، نظاممند و ضروری» میداند که «برای فهم سرنوشت آزادی در جهان معاصر راهنمایی کمنظیر ارائه میکند».
• استیون پینکر، استاد دانشگاه هاروارد، این کتاب را «اثری بزرگ در امتداد سنت فکری هابز، لاک و مدیسون» توصیف میکند که «نشان میدهد آزادی چگونه نه بهعنوان یک حالت، بلکه بهعنوان یک فرآیند شکل میگیرد».
«راه باریک آزادی» توضیح میدهد چرا رسیدن به آزادی سیاسی و حفظ آن بسیار دشوار است. نویسندگان استدلال میکنند که آزادی تنها زمانی پایدار میشود که دولت و جامعه در تعادلی پویا قرار گیرند؛ تعادلی که آن را «راه باریک» مینامند. اگر دولت بیش از حد قوی شود، به استبداد میرسد؛ اگر جامعه بر دولت غلبه کند، بینظمی و هرجومرج شکل میگیرد. کتاب با نمونههایی از تاریخ باستان تا عصر جدید نشان میدهد آزادی یک نقطه ثابت نیست، بلکه یک فرآیند پرتنش و مستمر است که مستلزم «قفس نرم»—محدودیتهای قانونی و نهادی مبتنی بر همکاری—میباشد. این کتاب نهتنها تبیینی نظری از آزادی ارائه میدهد، بلکه به پرسشهای ضروری درباره آینده سیاسی جوامع پاسخ میدهد.
فصل اول: مفهوم راه باریک و قفس نرم آزادی
این فصل چارچوب نظری کتاب را معرفی میکند: آزادی حاصل تعادل فعال میان دولت قدرتمند و جامعه توانمند است. دولت باید به اندازه کافی قوی باشد تا امنیت و خدمات عمومی را فراهم کند، اما در عین حال جامعه باید به قدری نیرومند باشد که دولت را مهار کند. مثالهای یونان باستان و لوکوموتیو نهادهای مدرن برای توضیح این تعادل به کار میروند.
این فصل نتیجه میگیرد که آزادی محصول رقابت سازنده میان دولت و جامعه است، نه ضعف یا قدرت یکطرفه.
فصل دوم: لویاتان مستبد
در کشورهایی مانند چین امپراتوری و روسیه تزاری، دولت آنقدر قوی بوده که جامعه را زیر سلطه کامل خود قرار داده است. ظرفیت بوروکراتیک بالا بدون سازوکارهای مهارکننده منجر به استبداد پایدار میشود. مثال چین مدرن نیز گواه این الگوست.
این فصل نتیجه میگیرد که قدرت بدون کنترل نهادی آزادی را نابود میکند، حتی اگر کارآمدی اولیه بهنظر برسد.
فصل سوم: لویاتان غایب
این فصل به کشورهایی میپردازد که دولت ضعیف است؛ مانند سومالی، افغانستان و بخشی از خاورمیانه تاریخی. در این جوامع، خلا قدرت دولتی باعث ظهور گروههای مسلح، جنگ داخلی و ناتوانی در ارائه خدمات عمومی میشود.
این فصل نتیجه میگیرد که ضعف دولت به اندازه قدرت افراطی دولت برای آزادی تهدیدآمیز است.
فصل چهارم: جوامع قبیلهای و سلطه اجتماعی
در برخی کشورها، نه دولت بلکه جامعه بیش از حد قوی است. نظم اجتماعی بر اساس هنجارهای گروهی و قبیلهای شکل میگیرد و آزادی فردی محدود میشود. مثالهایی مانند هند کاستی یا ساختارهای قبیلهای عرب نشان داده میشوند.
این فصل نتیجه میگیرد که سلطه جامعه میتواند به اندازه سلطه دولت آزادیستیز باشد.
فصل پنجم: ساختن دولت و قدرت مزدوج
این بخش توضیح میدهد که گذار به راه باریک نیازمند ایجاد «قدرت مزدوج» است—یعنی دولتی مقتدر که همزمان زیر نظارت نهادی جامعه قرار دارد. نمونههای موفق: انگلستان پس از انقلاب شکوهمند، آمریکا پس از تدوین قانون اساسی، بخشهایی از اروپای شمالی.
این فصل نتیجه میگیرد که نهادهای نمایندگی، تفکیک قوا و مشارکت اجتماعی ابزارهای کلیدی ورود به راه باریکاند.
فصل ششم: مسیرهای کشورها
نویسندگان نشان میدهند که برخی کشورها وارد راه باریک شدهاند (سوئیس، نیوزلند)، برخی در آستانهاند، و برخی مدام از آن خارج میشوند (ترکیه، ونزوئلا، مصر). مسیرها تاریخیاند و به تعامل دولت–جامعه بستگی دارند.
این فصل نتیجه میگیرد که ورود به راه باریک برگشتپذیر است و نیازمند مراقبت دائمی است.
فصل هفتم: آینده آزادی
این فصل با بررسی چالشهای امروز—فناوری، نظارت دیجیتال، تمرکز ثروت، پوپولیسم—نشان میدهد که حتی دموکراسیهای تثبیتشده نیز ممکن است از راه باریک خارج شوند.
این فصل نتیجه میگیرد که حفظ آزادی به مبارزه دائمی جامعه برای مهار قدرت و حفظ مشارکت گسترده وابسته...👇
👈 لینک متن کامل خلاصهکتاب
ویرگول
خلاصه کتاب راه باریک آزادی - ویرگول
آزادی تنها زمانی پایدار میشود که دولت و جامعه در تعادلی پویا قرار گیرند؛ تعادلی که آن را «راه باریک» مینامند. اگر دولت بیش از حد قوی شود.…
👍20❤15👎1
🌎 مقاله فارن افرز: ترامپ مشکل ایران را برای جانشینان خود باقی میگذارد
🌿 خاورمیانه جایی است که بیشتر رؤسایجمهور آمریکا میخواهند از آن دوری کنند. اما ناگزیر خود را درگیر منازعات آن مییابند. با وجود فراخوانهای دورهای برای چرخش به سوی چالشهای ژئوپلیتیکی دیگر، این تصور که منافع حیاتی آمریکا در منطقه در خطر است باعث شده ایالات متحده نتواند آن را ترک کند. ذخایر نفتی خلیج فارس همچنان برای اقتصاد جهانی اهمیت دارد. ایران در آستانهٔ هستهای شدن قرار دارد. و نابهسامانی سیاسی جهان عرب نسلهایی از شبهنظامیان را پدید آورده است؛ کسانی که در سال ۲۰۰۱ به ایالات متحده حمله کردند و بدترین حملهٔ تلفاتجمعی بر خاک آمریکا از زمان پرل هاربر را رقم زدند.
🌿 از ابتدای قرن بیستویکم، رؤسایجمهور آمریکا تلاش کردهاند معماهای خاورمیانه را با تهاجم نظامی، دیپلماسی یا مداخلات محدود بشردوستانه حل کنند. همهٔ این تلاشها ناکام مانده است. برخی از این اقدامات حتی پدیدههای زیانبارتری ایجاد کردند. حملهٔ ۲۰۰۳ به عراق لشگری تازه از تروریستها را پدید آورد. مداخلهٔ محدود نظامی ۲۰۱۱ در لیبی به هرج و مرج در گسترهای وسیع از شمال آفریقا انجامید. اما دولتهای پیدرپی همچنان شیفتهٔ فکر تحمیل یک «چشمانداز منطقهای» بودهاند.
🌿 تا زمانی که دونالد ترامپ آمد. این رئیسجمهور، مانند پیشینیان خود، آمریکا را از خاورمیانه بیرون نکشیده است. اما برخلاف آنان، ترامپ بدون ذرهای آرمانگرایی به منطقه نگاه میکند. مواضع او کاملاً بر پایهٔ عملگرایی و ترجیح سیاست قدرت بنا شدهاند. ترامپ، مانند مردان قدرتمند خود منطقه، جهان را به «برنده» و «بازنده» تقسیم میکند و بیدرنگ با برندگان همراه میشود. اسرائیل نیرومند است، پس اجازه دارد هر کاری میخواهد انجام دهد. شیخنشینهای عرب خلیج فارس نفت دارند و معامله میکنند، پس با آنها تعامل میکند. اما فلسطینیها بازندگان منطقهاند و بنابراین اهمیتی ندارند.
🌿 این رویکرد بیشک خشن است. اما نتایج آن آشکارا مثبت بوده است. ترامپ در پنج سال ریاستجمهوری خود روابط اسرائیل را با چندین کشور عربی عادی کرده است. او در اکتبر، جنگ میان اسرائیل و حماس ــ که از حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس آغاز شد ــ را متوقف کرد. او تضمین کرده که شرکتهای آمریکایی دسترسی ترجیحی به نفت و بازارهای خلیج فارس داشته باشند. و گروهها و دولتهایی را که منافع آمریکا را تهدید میکنند، از جمله جمهوری اسلامی ایران، هدف قرار داده است.
🌿 تصمیمهای ترامپ خاورمیانه را دموکراتیکتر نکردهاند. شکایتهای تاریخی منطقه را نیز کم نکردهاند. اما منطقه را نسبتاً باثبات نگه داشتهاند و در عین حال موقعیت آمریکا را پیش بردهاند. به عبارت دیگر، او به مراتب بیش از پیشینیان پیچیده و خوشنیت خود موفق بوده است.
🔹 رؤیاهای بربادرفته
برای فهم اینکه چرا ترامپ در جایی موفق شده که دیگر رؤسایجمهور شکست خوردند، باید به شیوهٔ ایالات متحده در قبال کشورهای عرب ــ که بخش عمدهٔ خاورمیانه را تشکیل میدهند ــ نگریست. دهههاست رؤسایجمهور آمریکا تلاش کردهاند تنشهای درونی این کشورها را با حمله یا فشار حل کنند. جورج بوش پسر جاهطلبترین و شکستخوردهترین رئیسجمهور در این زمینه بود. واکنش اولیهٔ او به حملهٔ ۱۱ سپتامبر ــ حمله به افغانستان برای سرنگونی طالبان و آغاز «جنگ علیه ترور» ــ منطقی بود. اما سپس بوش و مشاوران باسابقهاش به این باور رسیدند که بهترین راه برای ثبات خاورمیانه، حمله به عراق است؛ اقدامی که قرار بود منطقهٔ مملو از رژیمهای اقتدارگرا را به دولتهای دموکراتیک و حامی غرب بدل کند. اما این کار شکافهای فرقهای را تشدید کرد و ایران را قدرتمندتر ساخت. زمانی که بوش از قدرت کنار رفت، منطقه بیثباتتر از آغاز ریاستجمهوریاش بود.
🌿 جانشینان دموکرات او، باراک اوباما و جو بایدن، مصمم بودند در سیاستهای آشفتهٔ جهان عرب گرفتار نشوند. آنان خستگی مردم آمریکا از جنگهای بیپایان را درک میکردند و اعلام کردند زمان تکیه بر دیپلماتها بهجای ارتشیان فرارسیده است. اما هر یک بهنوعی به آرمانگرایی گرفتار بودند. در جریان بهار عربی، اوباما جانب مردم معترض را گرفت، حسنی مبارکِ متحد آمریکا را کنار زد و در لیبی مداخلهٔ نظامی بشردوستانهای انجام داد که به سرنگونی معمر قذافی انجامید.
هیچیک موفق نبودند. مبارک جای خود را به اسلامگرایی داد که پس از تلاش برای قبضهٔ قدرت، توسط یک دیکتاتور نظامی دیگر سرنگون شد. لیبی تکهتکه شد و اکنون دو دولت اقتدارگرا دارد. بایدن هرگز به دنبال تغییر رژیم نبود، اما دشمنیاش با مهمترین پادشاهی منطقه یعنی سعودی، منافع آمریکا را تضعیف کرد. خاندانهای سلطنتی مثلاً تلاشهای بایدن برای افزایش تولید نفت یا فشار بر حماس برای پذیرش آتشبس را نادیده...👇
لینک متن کامل مقاله
🌿 خاورمیانه جایی است که بیشتر رؤسایجمهور آمریکا میخواهند از آن دوری کنند. اما ناگزیر خود را درگیر منازعات آن مییابند. با وجود فراخوانهای دورهای برای چرخش به سوی چالشهای ژئوپلیتیکی دیگر، این تصور که منافع حیاتی آمریکا در منطقه در خطر است باعث شده ایالات متحده نتواند آن را ترک کند. ذخایر نفتی خلیج فارس همچنان برای اقتصاد جهانی اهمیت دارد. ایران در آستانهٔ هستهای شدن قرار دارد. و نابهسامانی سیاسی جهان عرب نسلهایی از شبهنظامیان را پدید آورده است؛ کسانی که در سال ۲۰۰۱ به ایالات متحده حمله کردند و بدترین حملهٔ تلفاتجمعی بر خاک آمریکا از زمان پرل هاربر را رقم زدند.
🌿 از ابتدای قرن بیستویکم، رؤسایجمهور آمریکا تلاش کردهاند معماهای خاورمیانه را با تهاجم نظامی، دیپلماسی یا مداخلات محدود بشردوستانه حل کنند. همهٔ این تلاشها ناکام مانده است. برخی از این اقدامات حتی پدیدههای زیانبارتری ایجاد کردند. حملهٔ ۲۰۰۳ به عراق لشگری تازه از تروریستها را پدید آورد. مداخلهٔ محدود نظامی ۲۰۱۱ در لیبی به هرج و مرج در گسترهای وسیع از شمال آفریقا انجامید. اما دولتهای پیدرپی همچنان شیفتهٔ فکر تحمیل یک «چشمانداز منطقهای» بودهاند.
🌿 تا زمانی که دونالد ترامپ آمد. این رئیسجمهور، مانند پیشینیان خود، آمریکا را از خاورمیانه بیرون نکشیده است. اما برخلاف آنان، ترامپ بدون ذرهای آرمانگرایی به منطقه نگاه میکند. مواضع او کاملاً بر پایهٔ عملگرایی و ترجیح سیاست قدرت بنا شدهاند. ترامپ، مانند مردان قدرتمند خود منطقه، جهان را به «برنده» و «بازنده» تقسیم میکند و بیدرنگ با برندگان همراه میشود. اسرائیل نیرومند است، پس اجازه دارد هر کاری میخواهد انجام دهد. شیخنشینهای عرب خلیج فارس نفت دارند و معامله میکنند، پس با آنها تعامل میکند. اما فلسطینیها بازندگان منطقهاند و بنابراین اهمیتی ندارند.
🌿 این رویکرد بیشک خشن است. اما نتایج آن آشکارا مثبت بوده است. ترامپ در پنج سال ریاستجمهوری خود روابط اسرائیل را با چندین کشور عربی عادی کرده است. او در اکتبر، جنگ میان اسرائیل و حماس ــ که از حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس آغاز شد ــ را متوقف کرد. او تضمین کرده که شرکتهای آمریکایی دسترسی ترجیحی به نفت و بازارهای خلیج فارس داشته باشند. و گروهها و دولتهایی را که منافع آمریکا را تهدید میکنند، از جمله جمهوری اسلامی ایران، هدف قرار داده است.
🌿 تصمیمهای ترامپ خاورمیانه را دموکراتیکتر نکردهاند. شکایتهای تاریخی منطقه را نیز کم نکردهاند. اما منطقه را نسبتاً باثبات نگه داشتهاند و در عین حال موقعیت آمریکا را پیش بردهاند. به عبارت دیگر، او به مراتب بیش از پیشینیان پیچیده و خوشنیت خود موفق بوده است.
🔹 رؤیاهای بربادرفته
برای فهم اینکه چرا ترامپ در جایی موفق شده که دیگر رؤسایجمهور شکست خوردند، باید به شیوهٔ ایالات متحده در قبال کشورهای عرب ــ که بخش عمدهٔ خاورمیانه را تشکیل میدهند ــ نگریست. دهههاست رؤسایجمهور آمریکا تلاش کردهاند تنشهای درونی این کشورها را با حمله یا فشار حل کنند. جورج بوش پسر جاهطلبترین و شکستخوردهترین رئیسجمهور در این زمینه بود. واکنش اولیهٔ او به حملهٔ ۱۱ سپتامبر ــ حمله به افغانستان برای سرنگونی طالبان و آغاز «جنگ علیه ترور» ــ منطقی بود. اما سپس بوش و مشاوران باسابقهاش به این باور رسیدند که بهترین راه برای ثبات خاورمیانه، حمله به عراق است؛ اقدامی که قرار بود منطقهٔ مملو از رژیمهای اقتدارگرا را به دولتهای دموکراتیک و حامی غرب بدل کند. اما این کار شکافهای فرقهای را تشدید کرد و ایران را قدرتمندتر ساخت. زمانی که بوش از قدرت کنار رفت، منطقه بیثباتتر از آغاز ریاستجمهوریاش بود.
🌿 جانشینان دموکرات او، باراک اوباما و جو بایدن، مصمم بودند در سیاستهای آشفتهٔ جهان عرب گرفتار نشوند. آنان خستگی مردم آمریکا از جنگهای بیپایان را درک میکردند و اعلام کردند زمان تکیه بر دیپلماتها بهجای ارتشیان فرارسیده است. اما هر یک بهنوعی به آرمانگرایی گرفتار بودند. در جریان بهار عربی، اوباما جانب مردم معترض را گرفت، حسنی مبارکِ متحد آمریکا را کنار زد و در لیبی مداخلهٔ نظامی بشردوستانهای انجام داد که به سرنگونی معمر قذافی انجامید.
هیچیک موفق نبودند. مبارک جای خود را به اسلامگرایی داد که پس از تلاش برای قبضهٔ قدرت، توسط یک دیکتاتور نظامی دیگر سرنگون شد. لیبی تکهتکه شد و اکنون دو دولت اقتدارگرا دارد. بایدن هرگز به دنبال تغییر رژیم نبود، اما دشمنیاش با مهمترین پادشاهی منطقه یعنی سعودی، منافع آمریکا را تضعیف کرد. خاندانهای سلطنتی مثلاً تلاشهای بایدن برای افزایش تولید نفت یا فشار بر حماس برای پذیرش آتشبس را نادیده...👇
لینک متن کامل مقاله
انتخاب
نظم جدید خاورمیانه به سبک ترامپ / امیدوار نباشید که چالش ایران ناپدید شود / ترامپ این مشکل را برای جانشینان خود باقی میگذارد
خاورمیانه جایی است که بیشتر رؤسایجمهور آمریکا میخواهند از آن دوری کنند. اما ناگزیر خود را درگیر منازعات آن مییابند. با وجود فراخوانهای دورهای برای چرخش به سوی چالشهای ژئوپلیتیکی دیگر، این تصور که منافع حیاتی آمریکا در منطقه در خطر است باعث شده ایالات…
❤20👍5👎3
🌎 سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا:
تغییرات راهبردی و پیامدهای آن برای نظم جهانی
✍ دکتر اسفندیار خدایی
🌿 سند ۲۹ صفحهای که دولت ترامپ در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر کرد، نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود. این سند اجماع لیبرال پس از جنگ سرد را برهم میزند و دکترین «آمریکا اول» را جایگزین میکند. تمرکز از ترویج دموکراسی به سمت «واقعگرایی تمدنی» و «حاکمیت سخت» تغییر کرده است.
نیمکره غربی: اولویت شماره یک
احیای دکترین مونرو
ترامپ با «اصل ترامپ» اعلام کرده که نیمکره غربی حیاط خلوت آمریکا است و «رقبای غیر-نیمکرهای» نمیتوانند در این منطقه حضور نظامی یا استراتژیک داشته باشند.
جنگ با مهاجرت
سند اعلام میکند «امنیت مرزی عنصر اصلی امنیت ملی است» و «دوران مهاجرت انبوه باید پایان یابد». طرحهایی برای حضور بزرگتر نیروهای نظامی در مرز و حتی «استفاده از نیروی کشنده» علیه کارتلها ترسیم شده است.
چین: رقیب اقتصادی نه دشمن ایدئولوژیک
از تقابل تمدنی به معامله
برخلاف دولت بایدن که چین را چالش سیستمی میدید، سند ۲۰۲۵ روشن میکند که اقتصاد اولویت است. هدف «رابطه اقتصادی واقعاً سودمند متقابل با پکن» تعریف شده و ترامپ در آوریل به دعوت شی جینپینگ به چین سفر خواهد کرد.
تایوان: بازدارندگی بدون تنش
خطر تسخیر تایوان جدی گرفته شده (به دلیل تراشههای کامپیوتری) اما انتخاب دقیق کلمات نشان میدهد ترامپ میخواهد وضعیت موجود را بدون درگیری حفظ کند.
اروپا: از متحد به معضل تمدنی
نگرانی از "محو تمدنی
سند از «محو تمدنی» در اروپا به دلیل مهاجرت، نرخ تولد پایین و سیاستهای چپگرا ابراز نگرانی میکند. نتیجه ادعایی: رکود اقتصادی، ضعف نظامی و از دست دادن هویت.
پایان گسترش ناتو
ترامپ خواستار پایان گسترش ناتو و افزایش هزینههای دفاعی اروپاییان به ۵٪ تولید ناخالص داخلی تا ۲۰۳۵ است. این یعنی فاصلهگیری از اتحادیه اروپا و احتمالاً نزدیکی به روسیه.
روسیه: رویکرد مبهم
سند از توصیف تهدید روسیه خودداری میکند و هدف «بازگرداندن ثبات استراتژیک با روسیه، روزی» را مطرح میکند - نشانهای از تمایل به نرمش در روابط.
خاورمیانه: پراگماتیسم بیارزش
کاهش اهمیت منطقه
سند میگوید واشنگتن دیگر نیازی به اولویتدادن به خاورمیانه ندارد. ایران تنها سه بار ذکر شده (در ۲۰۱۷ هفدهبار بود).
پذیرش رژیمها "آنطور که هستند"
آمریکا منطقه و رهبران را «آنطور که هستند» میپذیرد - یعنی تقویت روابط با رژیمهای اقتدارگرا مانند عربستان و امارات بدون فشار برای اصلاحات دموکراتیک. حتی با سوریه پس از اسد نیز رویکرد معاملهگرا اتخاذ شده است.
آفریقا: قاره فراموششده
تنها سه پاراگراف
فقط سه پاراگراف به آفریقا اختصاص یافته، در حالی که آسیا ۲۵ پاراگراف دریافت کرده! رویکرد کاملاً استخراجی است: مواد معدنی بحرانی در ازای سرمایهگذاری خصوصی.
فضای آزاد برای چین و روسیه
با تعطیلی آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و حذف کمکها، فضا برای رقبایی که رویکردهای جامعتری دارند باز میشود.
اتحادها: ابزاری نه ذاتی
معاملهگرایی در روابط
استراتژی اتحادها را ابزاری میداند نه ارزشی ذاتی. سند منعکسکننده بیاعتمادی ترامپ به چندجانبهگرایی و سازمانهای بینالمللی است.
دستاوردهای صلح (ادعایی)
سند ادعا میکند ترامپ در طی فقط هشت ماه، صلح را در هشت درگیری تضمین کرده:
• کامبوج و تایلند
• کوزوو و صربستان
• کنگو و رواندا
• پاکستان و هند
• اسرائیل و ایران
• مصر و اتیوپی
• ارمنستان و آذربایجان
• پایان جنگ غزه
انتقادات و چالشها
سند بحثبرانگیز
منتقدان میگویند این یک سند غیرجدی است که تصور ایجاد میکند ترامپ استراتژی منسجمی دارد - در مقابل مجموعهای از منافع مالی و تکانههای پراکنده.
تکیه بر قدرت اجرایی
اجرای این استراتژی به شدت به اعلام «اضطرارهای ملی» برای دور زدن کنگره متکی است - چالشی برای نظم قانون اساسی آمریکا. این سند بازتاب شخصیت و تفکرات شخص ترامپ است
پارادوکس قدرت
سند میخواهد رهبری آمریکا را تقویت کند اما با کاهش تعهدات چندجانبه و فشار بر متحدان، ممکن است اعتماد آنها را تضعیف کند و رقبا را تشویق کند خلأ قدرت را پر کنند.
سند امنیت ملی ۲۰۲۵ نشاندهنده شکست بنیادین در سیاست خارجی آمریکا است:
ترویج دموکراسی کنار گذاشته شده
پراگماتیسم معاملهمحور جایگزین شده
اروپا از متحد به معضل تبدیل شده
نیمکره غربی اولویت اول است
چین دشمن ایدئولوژیک نیست
رقیب اقتصادی است
آفریقا نادیده گرفته شده
فضا برای رقبا باز است
این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت ثبات ایجاد کند، اما در بلندمدت به تضعیف جایگاه آمریکا و تسریع ظهور نظم چندقطبی غیرلیبرال کمک میکند.
t.me/EsfandiarKhodaee
تغییرات راهبردی و پیامدهای آن برای نظم جهانی
✍ دکتر اسفندیار خدایی
🌿 سند ۲۹ صفحهای که دولت ترامپ در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر کرد، نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود. این سند اجماع لیبرال پس از جنگ سرد را برهم میزند و دکترین «آمریکا اول» را جایگزین میکند. تمرکز از ترویج دموکراسی به سمت «واقعگرایی تمدنی» و «حاکمیت سخت» تغییر کرده است.
نیمکره غربی: اولویت شماره یک
احیای دکترین مونرو
ترامپ با «اصل ترامپ» اعلام کرده که نیمکره غربی حیاط خلوت آمریکا است و «رقبای غیر-نیمکرهای» نمیتوانند در این منطقه حضور نظامی یا استراتژیک داشته باشند.
جنگ با مهاجرت
سند اعلام میکند «امنیت مرزی عنصر اصلی امنیت ملی است» و «دوران مهاجرت انبوه باید پایان یابد». طرحهایی برای حضور بزرگتر نیروهای نظامی در مرز و حتی «استفاده از نیروی کشنده» علیه کارتلها ترسیم شده است.
چین: رقیب اقتصادی نه دشمن ایدئولوژیک
از تقابل تمدنی به معامله
برخلاف دولت بایدن که چین را چالش سیستمی میدید، سند ۲۰۲۵ روشن میکند که اقتصاد اولویت است. هدف «رابطه اقتصادی واقعاً سودمند متقابل با پکن» تعریف شده و ترامپ در آوریل به دعوت شی جینپینگ به چین سفر خواهد کرد.
تایوان: بازدارندگی بدون تنش
خطر تسخیر تایوان جدی گرفته شده (به دلیل تراشههای کامپیوتری) اما انتخاب دقیق کلمات نشان میدهد ترامپ میخواهد وضعیت موجود را بدون درگیری حفظ کند.
اروپا: از متحد به معضل تمدنی
نگرانی از "محو تمدنی
سند از «محو تمدنی» در اروپا به دلیل مهاجرت، نرخ تولد پایین و سیاستهای چپگرا ابراز نگرانی میکند. نتیجه ادعایی: رکود اقتصادی، ضعف نظامی و از دست دادن هویت.
پایان گسترش ناتو
ترامپ خواستار پایان گسترش ناتو و افزایش هزینههای دفاعی اروپاییان به ۵٪ تولید ناخالص داخلی تا ۲۰۳۵ است. این یعنی فاصلهگیری از اتحادیه اروپا و احتمالاً نزدیکی به روسیه.
روسیه: رویکرد مبهم
سند از توصیف تهدید روسیه خودداری میکند و هدف «بازگرداندن ثبات استراتژیک با روسیه، روزی» را مطرح میکند - نشانهای از تمایل به نرمش در روابط.
خاورمیانه: پراگماتیسم بیارزش
کاهش اهمیت منطقه
سند میگوید واشنگتن دیگر نیازی به اولویتدادن به خاورمیانه ندارد. ایران تنها سه بار ذکر شده (در ۲۰۱۷ هفدهبار بود).
پذیرش رژیمها "آنطور که هستند"
آمریکا منطقه و رهبران را «آنطور که هستند» میپذیرد - یعنی تقویت روابط با رژیمهای اقتدارگرا مانند عربستان و امارات بدون فشار برای اصلاحات دموکراتیک. حتی با سوریه پس از اسد نیز رویکرد معاملهگرا اتخاذ شده است.
آفریقا: قاره فراموششده
تنها سه پاراگراف
فقط سه پاراگراف به آفریقا اختصاص یافته، در حالی که آسیا ۲۵ پاراگراف دریافت کرده! رویکرد کاملاً استخراجی است: مواد معدنی بحرانی در ازای سرمایهگذاری خصوصی.
فضای آزاد برای چین و روسیه
با تعطیلی آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و حذف کمکها، فضا برای رقبایی که رویکردهای جامعتری دارند باز میشود.
اتحادها: ابزاری نه ذاتی
معاملهگرایی در روابط
استراتژی اتحادها را ابزاری میداند نه ارزشی ذاتی. سند منعکسکننده بیاعتمادی ترامپ به چندجانبهگرایی و سازمانهای بینالمللی است.
دستاوردهای صلح (ادعایی)
سند ادعا میکند ترامپ در طی فقط هشت ماه، صلح را در هشت درگیری تضمین کرده:
• کامبوج و تایلند
• کوزوو و صربستان
• کنگو و رواندا
• پاکستان و هند
• اسرائیل و ایران
• مصر و اتیوپی
• ارمنستان و آذربایجان
• پایان جنگ غزه
انتقادات و چالشها
سند بحثبرانگیز
منتقدان میگویند این یک سند غیرجدی است که تصور ایجاد میکند ترامپ استراتژی منسجمی دارد - در مقابل مجموعهای از منافع مالی و تکانههای پراکنده.
تکیه بر قدرت اجرایی
اجرای این استراتژی به شدت به اعلام «اضطرارهای ملی» برای دور زدن کنگره متکی است - چالشی برای نظم قانون اساسی آمریکا. این سند بازتاب شخصیت و تفکرات شخص ترامپ است
پارادوکس قدرت
سند میخواهد رهبری آمریکا را تقویت کند اما با کاهش تعهدات چندجانبه و فشار بر متحدان، ممکن است اعتماد آنها را تضعیف کند و رقبا را تشویق کند خلأ قدرت را پر کنند.
سند امنیت ملی ۲۰۲۵ نشاندهنده شکست بنیادین در سیاست خارجی آمریکا است:
ترویج دموکراسی کنار گذاشته شده
پراگماتیسم معاملهمحور جایگزین شده
اروپا از متحد به معضل تبدیل شده
نیمکره غربی اولویت اول است
چین دشمن ایدئولوژیک نیست
رقیب اقتصادی است
آفریقا نادیده گرفته شده
فضا برای رقبا باز است
این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت ثبات ایجاد کند، اما در بلندمدت به تضعیف جایگاه آمریکا و تسریع ظهور نظم چندقطبی غیرلیبرال کمک میکند.
t.me/EsfandiarKhodaee
Telegram
چکیده ماندگار | خلاصه کتاب در ۱۰ دقیقه
خلاصه تحلیلی کتابهای بزرگ تاریخی و سیاسی در چند دقیقه، توسط دکتر اسفندیار خدایی در قالب چکیدههای صوتی و تصویری کوتاه چند دقیقهای چکیده ماندگار
ارتباط با ما: @Esfandiar_Khodaee
پذیرش حامی و اسپانسر با تبلیغ کالاها و خدمات شما در چکیدههای صوتی و تصویری
ارتباط با ما: @Esfandiar_Khodaee
پذیرش حامی و اسپانسر با تبلیغ کالاها و خدمات شما در چکیدههای صوتی و تصویری
❤21👍14👎2
Forwarded from صنعت و اقتصاد
🔴 اقتصادهای 1 تریلیون دلاری در جهان
👈 19 کشور با تولید ناخالص داخلی اسمی بیش از 1 تریلیون دلار و 13 ایالت و استان که تولید ناخالص داخلی آنها نیز بیش از این مقدار است در دنیا وجود دارند.
ایالاتمتحده و ایالتهای کالیفرنیا، تگزاس، نیویورک، فلوریدا، ایلینوی و پنسیلوانیا، در صدر این فهرست قرار دارند و چین و استانهای گوانگدونگ، جیانگ سو، شاندونگ و ژجیانگ، در رده بعدی هستند.
آلمان، هند، ژاپن، بریتانیا و فرانسه نیز در رتبههای بعدی میباشند و از منطقه خاورمیانه کشورهای ترکیه با 1.4 تریلیون دلار و عربستان سعودی با 1.1 تریلیون دلار در این فهرست جای گرفتهاند.
نوردراین وستفالن در آلمان نیز به تولید ناخالص داخلی یک تریلیون دلاری رسیده و توکیو در ژاپن نیز وارد این لیست شده است.
لهستان فعلا با تنها 20 میلیارد دلار اختلاف، از باشگاه 1 تریلیون دلاریها کنار گذاشته شده و سوئیس نیز 50 میلیارد دلار با عضویت در این باشگاه فاصله دارد.
#اقتصادجهان
#اقتصادمنطقه
@industromy
👈 19 کشور با تولید ناخالص داخلی اسمی بیش از 1 تریلیون دلار و 13 ایالت و استان که تولید ناخالص داخلی آنها نیز بیش از این مقدار است در دنیا وجود دارند.
ایالاتمتحده و ایالتهای کالیفرنیا، تگزاس، نیویورک، فلوریدا، ایلینوی و پنسیلوانیا، در صدر این فهرست قرار دارند و چین و استانهای گوانگدونگ، جیانگ سو، شاندونگ و ژجیانگ، در رده بعدی هستند.
آلمان، هند، ژاپن، بریتانیا و فرانسه نیز در رتبههای بعدی میباشند و از منطقه خاورمیانه کشورهای ترکیه با 1.4 تریلیون دلار و عربستان سعودی با 1.1 تریلیون دلار در این فهرست جای گرفتهاند.
نوردراین وستفالن در آلمان نیز به تولید ناخالص داخلی یک تریلیون دلاری رسیده و توکیو در ژاپن نیز وارد این لیست شده است.
لهستان فعلا با تنها 20 میلیارد دلار اختلاف، از باشگاه 1 تریلیون دلاریها کنار گذاشته شده و سوئیس نیز 50 میلیارد دلار با عضویت در این باشگاه فاصله دارد.
#اقتصادجهان
#اقتصادمنطقه
@industromy
❤12👍4
یهودیان ترامپ
Karaneh_mag
یهودیان ترامپ
«قسمت اول: پشت پردۀ حیرتانگیز ماگا و دنیای مخفی کاخ سفید»
▫️«قسمت اول: پشت پردۀ حیرتانگیز ماگا و دنیای مخفی کاخ سفید»
ــــ
● یهودیانِ ترامپ، یهودیانِ جمهوریخواه هستند. آنها یهودیان سکولار، لیبرال، منتقد اسرائیل یا حتی همدل با فلسطین که مشتاق سیاستهای چپگرایانه (از جمله سوسیالیسم) باشند، نیستند. یهودیانِ ترامپ، یهودیان راستگرا، ارتدوکس، صهیونیست، نومحافظهکار و دارای پیوندهای عمیق با جامعۀ یهودی و دستور کار اسرائیل و گروههای لابیگر هستند یا بهتر بگوییم، آنها خودِ لابی اسرائیل هستند.
● رأیدهندگان در ابتدا جمهوریخواهان ماگا را انتخاب کردند تا تنها نفوذ یهودیان چپگرا را -که سوسیالیسم و مارکسیسم فرهنگی DEI را ترویج میکردند- پاکسازی کنند، اما فکرش را نمیکردند که وقتی کار به دست ترامپ بیفتد، کنترل اوضاع به دست یهودیان واقعاً راستگرا و واقعاً طرفدار اسرائیل بیفتد.
📍@karaneh_mag
https://karanehmag.ir/p/977
«قسمت اول: پشت پردۀ حیرتانگیز ماگا و دنیای مخفی کاخ سفید»
▫️«قسمت اول: پشت پردۀ حیرتانگیز ماگا و دنیای مخفی کاخ سفید»
ــــ
● یهودیانِ ترامپ، یهودیانِ جمهوریخواه هستند. آنها یهودیان سکولار، لیبرال، منتقد اسرائیل یا حتی همدل با فلسطین که مشتاق سیاستهای چپگرایانه (از جمله سوسیالیسم) باشند، نیستند. یهودیانِ ترامپ، یهودیان راستگرا، ارتدوکس، صهیونیست، نومحافظهکار و دارای پیوندهای عمیق با جامعۀ یهودی و دستور کار اسرائیل و گروههای لابیگر هستند یا بهتر بگوییم، آنها خودِ لابی اسرائیل هستند.
● رأیدهندگان در ابتدا جمهوریخواهان ماگا را انتخاب کردند تا تنها نفوذ یهودیان چپگرا را -که سوسیالیسم و مارکسیسم فرهنگی DEI را ترویج میکردند- پاکسازی کنند، اما فکرش را نمیکردند که وقتی کار به دست ترامپ بیفتد، کنترل اوضاع به دست یهودیان واقعاً راستگرا و واقعاً طرفدار اسرائیل بیفتد.
📍@karaneh_mag
https://karanehmag.ir/p/977
❤8💔4