ZAHRA
چقدرررر معلم های زن عقدهای هستن هیچ کلمه ای پیدا نمیکنم توصیفشون کنم انگار مال پدرشونو میخوریم تقلب کنیم
میفهمم😂😂
برا ما خداروشکری اوکی بود
یعنی من حتی فکر میکردم به تیشرت و لباس بچه ها گیر بدن
منتها همه چی اوکی و عادی بود
برا ما خداروشکری اوکی بود
یعنی من حتی فکر میکردم به تیشرت و لباس بچه ها گیر بدن
منتها همه چی اوکی و عادی بود
👍2❤1💔1
حالم از بچه های همسایه بهم میخوره
بیشتر از خانواده هاشون
اخه پدرسگ
دست بچه نفهمتو بگیر ببر پارک بازی کنه
نه اینکه ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۰ نفری بریزن تو حیاط برینن تو خواب من
چشمام کاسه خونه از خستگی
یعنی من بلند شم
اولین کاری که میکنم
میرم زنگ در تخمیشونو میزنم میرینم به سر تا پا خانوادشون
الان ریده شده تو خوابم
نه میتونم دوباره بخوابم
سردرد دارم
برا امتحان بعدیم باید بیدار باشم
بیشتر از خانواده هاشون
اخه پدرسگ
دست بچه نفهمتو بگیر ببر پارک بازی کنه
نه اینکه ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۰ نفری بریزن تو حیاط برینن تو خواب من
چشمام کاسه خونه از خستگی
یعنی من بلند شم
اولین کاری که میکنم
میرم زنگ در تخمیشونو میزنم میرینم به سر تا پا خانوادشون
الان ریده شده تو خوابم
نه میتونم دوباره بخوابم
سردرد دارم
برا امتحان بعدیم باید بیدار باشم
💔29
امیرمحمد 💎⚡️
حالم از بچه های همسایه بهم میخوره بیشتر از خانواده هاشون اخه پدرسگ دست بچه نفهمتو بگیر ببر پارک بازی کنه نه اینکه ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۰ نفری بریزن تو حیاط برینن تو خواب من چشمام کاسه خونه از خستگی یعنی من بلند شم اولین کاری که میکنم میرم زنگ در تخمیشونو…
یعنی منی که تفکرم این بوده:
"ولش کن بچن، بزار خوشحال باشن"
"ولش کن بچن، بزار خوشحال باشن"
امیرمحمد 💎⚡️
حالم از بچه های همسایه بهم میخوره بیشتر از خانواده هاشون اخه پدرسگ دست بچه نفهمتو بگیر ببر پارک بازی کنه نه اینکه ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۰ نفری بریزن تو حیاط برینن تو خواب من چشمام کاسه خونه از خستگی یعنی من بلند شم اولین کاری که میکنم میرم زنگ در تخمیشونو…
من ۲ شب هیچی نخوابیده بودم
گفتم بیام خونه
بگیرم بعد امتحان بکپم
که برا بعدی جون داشته باشم
این شد وضعیت
گفتم بیام خونه
بگیرم بعد امتحان بکپم
که برا بعدی جون داشته باشم
این شد وضعیت
💔27👍3