بچه ها یه چیز جالب تعریف کنم
پارسال سر امتحان ادبیات بودیم، من طبق معمولا شعر هارو حفظ نکرده بودم
تقلب نوشتم بردم سر جلسه
وقتی راهرو خلوت شد تقلبو دراوردم شروع کردم نوشتن
تموم که کردم، تقلبو گذاشتم جیب سمت چپ کاپشنم
یهو مراقب از پشت سرم اومد گفت داری چیکار میکنی ؟
گفتم والا هیچی، گفت وسیله های کاپشنتو خالی کن
تقلبی که اون روز نوشته بودم چون کوچیک بود رفته بود ته، موقع دراوردن نفهمید
گفت جیب راست کاپشنتو خالی کن، خالی کردم یهو دیدم یه برگه کوچیک افتاد زمین
عرق سردو رو پیشونیم یه لحظه حس کردم
گفت این چیه ؟ گفتم به جون مادرت این برا پارساله 😂😂😂
خلاصه
اون تقلب تخمی از امتحانای پارسال تو جیبم مونده بود
از شانسمم اون روز نمایان شد
شماها حواستون باشه خلاصه
پارسال سر امتحان ادبیات بودیم، من طبق معمولا شعر هارو حفظ نکرده بودم
تقلب نوشتم بردم سر جلسه
وقتی راهرو خلوت شد تقلبو دراوردم شروع کردم نوشتن
تموم که کردم، تقلبو گذاشتم جیب سمت چپ کاپشنم
یهو مراقب از پشت سرم اومد گفت داری چیکار میکنی ؟
گفتم والا هیچی، گفت وسیله های کاپشنتو خالی کن
تقلبی که اون روز نوشته بودم چون کوچیک بود رفته بود ته، موقع دراوردن نفهمید
گفت جیب راست کاپشنتو خالی کن، خالی کردم یهو دیدم یه برگه کوچیک افتاد زمین
عرق سردو رو پیشونیم یه لحظه حس کردم
گفت این چیه ؟ گفتم به جون مادرت این برا پارساله 😂😂😂
خلاصه
اون تقلب تخمی از امتحانای پارسال تو جیبم مونده بود
از شانسمم اون روز نمایان شد
شماها حواستون باشه خلاصه
🤣57
امیرمحمد 💎⚡️
از ۱۷ تا ۱۹ یه پارت ۲ ساعته بریم ✅
*دارم از خستگی میمیرم (دیشبم نخوابیدم)
ولی خب ...
ولی خب ...
👍18❤3🤝1