“دارالمـجـــانـــیـــن”
مَنو دیگه نمیخوای خوب میدونم تو کتاب دلت اینو میخونم
آخ…
همش اینو باخودم میخونم و بغضی میشم.
همش اینو باخودم میخونم و بغضی میشم.
Forwarded from WITHPEGZI
وقتی میگم بعدا بهت زنگ میزنم، منظورم در ادامهی زندگیه. نه که امروز.
خوشا ای دل بال و پر زدنت
شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم دیدگان تری
جان پر شرری شعله ی آهی
شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم دیدگان تری
جان پر شرری شعله ی آهی
تو رفتی دیگری آمد
که او هم میرود فردا
دلم دیگر به تنگ آمد
ازین بدرود جانفرسا
به دنبال تو بی پروا
هزاران ره که پوییدم
نسیم و ساق هر گلشن
هزاران غنچه بوییدم
به دلم امید دادم
غزل و ترانه خواندم
به میان دشت سینه
گل آرزو نشوندم
که او هم میرود فردا
دلم دیگر به تنگ آمد
ازین بدرود جانفرسا
به دنبال تو بی پروا
هزاران ره که پوییدم
نسیم و ساق هر گلشن
هزاران غنچه بوییدم
به دلم امید دادم
غزل و ترانه خواندم
به میان دشت سینه
گل آرزو نشوندم
دیروز داداشم یک نکته ناجالب بهم گفت
شاعر “هجرت” گوگوش شهریار قنبریه
نه اردلان سرفراز
شاعر “هجرت” گوگوش شهریار قنبریه
نه اردلان سرفراز
“دارالمـجـــانـــیـــن”
Googoosh – Talaagh
ای تو تک چراغ این شب تار