“دارالمـجـــانـــیـــن”
108 subscribers
948 photos
99 videos
1 file
14 links
📭
Download Telegram
Forwarded from CHEMIDONAM (Pouya)
سلام عزیز من
احوالت چطور است؟
بنظر در حال درستی هستی که خب؛ چند صد عامل خرسندی من است. هنوز هم شب‌ها با مرتب کردن کاشانه‌ات سعی میکنی که از سیاه‌ترین روزها فاصله بگیری؟ یا با تمیز کردن شیشه‌ی آکواریومی که باهم برای آن ماهی تهیه کرده بودیم کمی افکار پلشت و نخواسته را شفاف کنی؟ میدانی؛ هنوز به این فکر میکنم که چگونه نتوانستم هنوز به اندازه‌ی تو فرد دیگری را عزیز بدانم. به این فکر میکنم که چطور آدمی که چنان ساکت و گاهی با شیطنت همه را همراهی میکند در بَر تو چنان سر در گریبان فرو برده بود که از جهان اطراف تو ذره‌ای نتوانست برای خود کنار بگذارد. نمیدانم کم‌اندازگی از من بود یا شرایط نگذاشت آنطور که باید در کنارت همه‌چیز رنگ و بوی سبز بخود بگیرد. غیر ممکن است بتو فکر نکنم و ناگهان همه‌چیز مانند یک خواب در نظر نیاید. دروغ نمیگویم؛ از اتفاقی که پیش آمده غم‌زده و سرخورده هستم. از این بابت که گفته بودم حالا شرایط دیگر فرق میکند اما در نهایت همان اتفاقی افتاد که در ابتدا از آن وحشت داشتم. بله؛ همچنان از آغاز میدانستم اتفاقی که نباید خواهد افتاد و اکنون؛ باری را بر دوش میکشم که از ابتدا میدانستم نباید آنرا دریافت کنم. نگفتی، حالت چطور است؟ هنوز هم در میانه شلوغی و فرسودگی آدم‌ها بیشتر از تمامشان مشخص و نمایان هستی؟ مایل هستی بدانی چگونه از ابتدا آگاه بودم؟ خب، همچنان معتقد هستم که در تمام روزمرگی تو جایی برای من وجود نخواهد داشت عزیز من. زمانی که سعی میداشتم حباب غبار گرفته‌ات را بشکافم، آنچه نصیبم میشد تو بودی در فواصل دورتر که پشت کرده ایستاده، در سکوت بدون حتی ذره‌ای اشاره بمن. ببخش عزیز من که نشد آنطور که باید برای تو گوش باشم، بشنوم دردهای پنهان‌مانده جانت‌را. ببخش اگر نشد حتی نشانه‌ای خُرد از من در زندگی‌ات پیدا بشود. ببخش اگر راه‌ها را اشتباه رفتیم؛ بدون آنکه بدانیم به کجا ختم میشوند. از ببخش‌ها خسته هستم عزیز من. از آن‌کدامشان که بی‌دلیل گفته میشوند و راه به جایی ندارند. من هم راه به‌جایی ندارم. به‌مانند زمانهایی که به جمله‌هایت فکر میکنم. گاهی گمان میکنم که میتوانم التیامی بیابم؛ همانگونه که دوستانم سعی دارند بهبودی باشند بر هردوی ما. تمام مدت سعی دارند بر این واقعه صحه بگذارند که ما انسانهای درست یکدیگر نبودیم. که شاید ما در زندگیمان جایی برای یکدیگر پیدا نکردیم. تمامشان را دوست میدارم و به داشتنشان مفتخرم و خب؛ عزیز من، کافیست ارتباطی بگیرم تا بتوانند هرآنچه که هست را بهبود ببخشند اما، از آنچه نمیتوانم بگریزم تنهایی من است. اینکه میدانم در انتها این من هستم که باید سنگینی این غُرب را بدوش بکشم. از تنهایی گریزان گشته‌ام عزیزکم. کاش تو بودی که هرچند کم بتوانم از این اتفاق ناگوار عبور کنم.
باری به هر جهت، امیدوارم این نامه به دست تو نرسد. هرچند که این ممکن است آخرین نامه‌ی من به‌تو باشد(شاید هم نه، نمیدانم).
قول بده که مراقب خودت خواهی بود. دست آخر این نهایت چیزی‌ست که من از تو دارم.
امیدوارم که شب‌هایت همواره روشن باشند عزیز من.
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از سخت ترین پروژه ها بود🙏
وای
عن شدم رو زمین🤭
خنده مون موجارو تا ابرا میبرد
وقتی دلگیر بودم اون غصه میخورد
تورای ماهی گیرا وا نمیشد
عشقی تو دریا تنها نمیشد
خوابمون مثل صدف
پر مروارید نور
پر شد این قصه ی ما
توی دریاهای دور
خوابمون مثل صدف
پر مروارید نور
پر شد این قصه ی ما
توی دریاهای دور
همیشه توک میزدیم
به حبابای درشت
تا که مرغ ماهی خوار
اومد و جفتمو کشت
دلش اتیش بگیره
دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه
سایه ش افتاده رو آب
دلش آتیش بگیره
دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه
سایه ش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتای دیگه ست
روز مرگ زشت دلهای دیگه ست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمیخوام تنها باشم
ماهی دریا باشم
دوست دارم که بعد از این
توی قصه هاباشم
تو فرض کن درد تکیلاست که می‌نوشم
تو به اشک اجازه دادی
توی چشم من بشینه
تا غرورمو شکستم
گفتی عاشقی همینه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش تا میخوام بخوابم نیای رو نزدیک ترین شاخه به پنجره
خیلیم صداش جالبه
نمیدونم چیه
تا چشم کار میکنه بی‌پولم