بی تو باخت و بردنم هیچ
بی تو تنها ماندنم هیچ
گریه و خندیدنم هیچ
با تو دیگر ترس جان هیچ
با تو خشم آسمان هیچ
با بودن غیر از آن هیچ
بی تو تنها ماندنم هیچ
گریه و خندیدنم هیچ
با تو دیگر ترس جان هیچ
با تو خشم آسمان هیچ
با بودن غیر از آن هیچ
گفتي كه: مي بوسم تو را، گفتم تمنا مي كنم
گفتي كه: گر بيند كسي؟ گفتم كه: حاشا مي كنم
گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟ گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم
گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟ گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم
گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟ گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم
گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم
گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم
گفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟ گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنم
گفتي: اگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنم گفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنم
🖊️:سیمین بهبهانی
گفتي كه: گر بيند كسي؟ گفتم كه: حاشا مي كنم
گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟ گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم
گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟ گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم
گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟ گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم
گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم
گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم
گفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟ گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنم
گفتي: اگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنم گفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنم
🖊️:سیمین بهبهانی
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
کی بود؟کجا رفت؟چرا بود و چرا نیست!
🖋️:شهریار
کی بود؟کجا رفت؟چرا بود و چرا نیست!
🖋️:شهریار
Forwarded from شُلَیْل
عاشق شدن را داشتم از یاد میبردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان
Forwarded from نِگآر
دست من و موی تو، عزیز من، چه رازیست؟
بگیر بخواب پسر جان، الان چه وقت بازیست؟
بگیر بخواب پسر جان، الان چه وقت بازیست؟
Forwarded from نِگآر
توپ دو لایه بودم
آفتاب و سایه بودم
دوست و همسایه بودم
حیف که بی خایه بودم
آفتاب و سایه بودم
دوست و همسایه بودم
حیف که بی خایه بودم