من سالهای سال ازین خانه
بیرون نرفته ام که تو برگردی
یک بار هم که آمده ای مارا
مهمان به قهوه قجری کردی...
بیرون نرفته ام که تو برگردی
یک بار هم که آمده ای مارا
مهمان به قهوه قجری کردی...
“دارالمـجـــانـــیـــن”
07 Ye Khouneye Kouchik – 07 Ye Khouneye Kouchik
بخاطر تو دلم با اینکه زود شکست
نه باز عاشق شد نه دوست پیدا کرد
نه پای درد دل ِ هرکی رسید نشست
نه سفره ی دلشو پیش ِ کسی وا کرد
به دیدنم که میای برام ستاره بیار
چراغ ِ اول این شبو تو روشن کن
بازم اگه حرفام حوصلتو سر برد
هنوز سحر نشده هوای رفتن کن
نه باز عاشق شد نه دوست پیدا کرد
نه پای درد دل ِ هرکی رسید نشست
نه سفره ی دلشو پیش ِ کسی وا کرد
به دیدنم که میای برام ستاره بیار
چراغ ِ اول این شبو تو روشن کن
بازم اگه حرفام حوصلتو سر برد
هنوز سحر نشده هوای رفتن کن
Forwarded from «سپیز» (هَز)
اگر دست ها و حالت انگشتان حرف می زدند، به تو می گفتند که آن روز دوست داشتم دستت را بگیرم.
Forwarded from Helia ;
مهربونی. ثروت .طبیعت . موسیقی . کتاب و تفکر