من فقط دارم سعی میکنم در دور ترین نقطه از تو قرار بگیرم چون میدونم که نمیتونم داشته باشمت
و این به حدی به من آسیب میزنه که نمیتونم به کلمات تبدیلش کنم
هرلحظه از زندگیم که در سکوت میگذره
برای من یک مبارزهست
هر فکری راجع به تو به من یادآوری میکنه که چه چیزی رو میتونستم داشته باشم.
نه اینکه نخوام بهت نزدیک شم،
بیشتر از هرچیزی این رو میخوام
ولی شنیدن صدای تو
دیدن اسمت روی گوشیم
به من احساس خوشبختی میده
و من ازین خوشبختی کوتاه فرار میکنم
که حس تلخ جای خالی بعدت رو حس نکنم
پس من خودم رو کنار میکشم
ولی نه بخاطر اینکه بهت اهمیت نمیدم
چون من بلد نیستم معمولی اهمیت بدم
زیاد اهمیت میدم
و همین منو میشکنه
شاید یه روزی این فاصله دیگه اونقدر سنگین نباشه
شاید یه روزی بتونم بهت نگاه کنم و درد نکشم
ولی الان مجبورم که از قلبم محافظت کنم
حتی اگه به این معنی باشه که فاصله بگیرم از کسی که مدت ها آرزو داشتم نزدیک ترینم باشه…
و این به حدی به من آسیب میزنه که نمیتونم به کلمات تبدیلش کنم
هرلحظه از زندگیم که در سکوت میگذره
برای من یک مبارزهست
هر فکری راجع به تو به من یادآوری میکنه که چه چیزی رو میتونستم داشته باشم.
نه اینکه نخوام بهت نزدیک شم،
بیشتر از هرچیزی این رو میخوام
ولی شنیدن صدای تو
دیدن اسمت روی گوشیم
به من احساس خوشبختی میده
و من ازین خوشبختی کوتاه فرار میکنم
که حس تلخ جای خالی بعدت رو حس نکنم
پس من خودم رو کنار میکشم
ولی نه بخاطر اینکه بهت اهمیت نمیدم
چون من بلد نیستم معمولی اهمیت بدم
زیاد اهمیت میدم
و همین منو میشکنه
شاید یه روزی این فاصله دیگه اونقدر سنگین نباشه
شاید یه روزی بتونم بهت نگاه کنم و درد نکشم
ولی الان مجبورم که از قلبم محافظت کنم
حتی اگه به این معنی باشه که فاصله بگیرم از کسی که مدت ها آرزو داشتم نزدیک ترینم باشه…
برعکس همیشه
این بار من بودم که ساکت روی مبل نشسته بودم و تو بالای سرم راه میرفتی، غر میزدی و دعوا میکردی
این بار من بودم که ساکت روی مبل نشسته بودم و تو بالای سرم راه میرفتی، غر میزدی و دعوا میکردی
آیفون کثافت!
من خودم میدونم کِی، باکی، کجا، تو کدوم کافه و کدوم مهمونی بودم
لازم نیست بهم یادآوری کنی.
روانیم کردی!!!!
من خودم میدونم کِی، باکی، کجا، تو کدوم کافه و کدوم مهمونی بودم
لازم نیست بهم یادآوری کنی.
روانیم کردی!!!!
Forwarded from Pouya
“دارالمـجـــانـــیـــن”
Midnight Drips, Golsa – زیبای من
از پیش من رفته، سرد و غمگین رفته
با ابر بهاری اردیبهشت رفته
با ابر بهاری اردیبهشت رفته
دلم گرفته از دلم که از تو دوره
خاطره هات همیشه در حال عبوره
چیزی ازم نمونده و هنوز می سوزم
یاد تو مثل آتیشه مثل تنوره
دردی که از تو با منه مرد می خواد و
مردی که بی تو باشه از اهل قبوره
غباری که از تو نشسته روی قلبم
بارون چیه سیل نمی تونه بشوره
زخم که نه جدایی از تو دلخراشه
یاد تو مثل خوره مثل بوف کوره
خاطره هات همیشه در حال عبوره
چیزی ازم نمونده و هنوز می سوزم
یاد تو مثل آتیشه مثل تنوره
دردی که از تو با منه مرد می خواد و
مردی که بی تو باشه از اهل قبوره
غباری که از تو نشسته روی قلبم
بارون چیه سیل نمی تونه بشوره
زخم که نه جدایی از تو دلخراشه
یاد تو مثل خوره مثل بوف کوره
Forwarded from My properties
خب دیگه خوش گذشت. لطفا برگردیم به زمستون.