ای دلبر من الهی صد ساله شوی
در پهلوی ما نشسته همسایه شوی
همسایه شوی که دست به ما سایه کنی
شاید که نصیب من بیچاره شوی
در پهلوی ما نشسته همسایه شوی
همسایه شوی که دست به ما سایه کنی
شاید که نصیب من بیچاره شوی
بیا که برویم از این ولایت من و تو
تو دست منو بگیر و من دامن تو
جایی برسیم که هر دو بیمار شویم
تو از غم بی کسی و من از غم تو
تو دست منو بگیر و من دامن تو
جایی برسیم که هر دو بیمار شویم
تو از غم بی کسی و من از غم تو
خیلی ناراحتم که تولد ساغر اونقدر که بایسته و شایسته حضور نداشتم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من درحال میزبان وحشی بودن:
امروز احساس میکنم یک لباس مهمونیم
که شاید فقط سالی یک بار پوشیده میشه
اونم فقط برای سه چهاربار
که شاید فقط سالی یک بار پوشیده میشه
اونم فقط برای سه چهاربار
کاش هدیه هایی که میخرمو خودم انقدر دوست نداشته باشم پارت5282737732827926282ام
نبینم این دم رفتن تو چشمهات غصه میشینه
همه اشکهات رو میبوسم، میدونم قسمتم اینه
همه اشکهات رو میبوسم، میدونم قسمتم اینه