“دارالمـجـــانـــیـــن”
تو چشام نگاه کن و دستتو بذار تو دستم.
اینم مال امروزه که از الان مشخصه.
موهامو مشکی کردم.
صحنه ریخته شدن رنگ مشکی تو حموم زیر دوش بسیار عجیب بود.
انگار که یک جن رو سلاخی میکردم.
صحنه ریخته شدن رنگ مشکی تو حموم زیر دوش بسیار عجیب بود.
انگار که یک جن رو سلاخی میکردم.
گاهی اوقات یک رویایی رو انقدر میبافم
که احساس میکنم زندگیش کردم.
که احساس میکنم زندگیش کردم.