یک مشتری بهم گفت مدلی؟
گفتم نه چرا
گفت کت واک میکنی
بعد من خندم گرفته بود گفتم الان مسخره کردی؟!
گفتم نه چرا
گفت کت واک میکنی
بعد من خندم گرفته بود گفتم الان مسخره کردی؟!
“دارالمـجـــانـــیـــن”
یک مشتری بهم گفت مدلی؟ گفتم نه چرا گفت کت واک میکنی بعد من خندم گرفته بود گفتم الان مسخره کردی؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همان شبِ تنها.
یک پسری داره تو خیابون راه میره که موهاش فره، گی وایب داره، هندزفری تو گوششه و بنظر نمیاد حالش خوب باشه و آهنگ شادی گوش بده، یه دوربین کامپکت صورتی رو گردنشه و یه شاخه گل آفتابگردون تو دستش
هر سی ثانیه گوشیش رو چک میکنه و آدمارو بد نگاه میکنه
و البته رنگ لباس هاییم که پوشیده خیلی شادن!
هیچکس نمیتونه حدس بزنه روزی که داشته خیلی خوب بوده یا خیلی بد؛ گرچه شاید خودش هم ندونه.
هر سی ثانیه گوشیش رو چک میکنه و آدمارو بد نگاه میکنه
و البته رنگ لباس هاییم که پوشیده خیلی شادن!
هیچکس نمیتونه حدس بزنه روزی که داشته خیلی خوب بوده یا خیلی بد؛ گرچه شاید خودش هم ندونه.