پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
اگه هنوز تو خلوتت
یادی ازم نمیکنی
یعنی که کم گذاشتم
مرور کن مرور کن منو به خاطرت بیار
با خنده ای داشتم
یادی ازم نمیکنی
یعنی که کم گذاشتم
مرور کن مرور کن منو به خاطرت بیار
با خنده ای داشتم
به لطف و حرمت خاطره هامون
نگو همیشه یاد من میمونی
که نه من مثل اون روزای دورم
نه تو دیگه برای من همونی
نگو همیشه یاد من میمونی
که نه من مثل اون روزای دورم
نه تو دیگه برای من همونی
چشم مرا از گریه دریا میکنی
با آشنا بیگانگیها میکنی
با من چرا امروز و فردا میکنی؟
از زندگی سیرم مکن ای بیوفا
آتش مزن قلب پر از عشق مرا
با آشنا بیگانگیها میکنی
با من چرا امروز و فردا میکنی؟
از زندگی سیرم مکن ای بیوفا
آتش مزن قلب پر از عشق مرا
الان یادم افتاد چندروز پیش سرسفره اومدم به مامانم بگم نمکدون میدی
گفتم فندک میدی:))
گفتم فندک میدی:))