-دیانا اونور وایسا مامانت نبینه با سوتین جلو منی-
دیانا الان سه ساعته که با شورت و سوتین جلو من و مامانش داره راه میره
دیانا الان سه ساعته که با شورت و سوتین جلو من و مامانش داره راه میره
“دارالمـجـــانـــیـــن”
سلام خوبی؟ -نه خوب نیستم +منم عصبانیم بیا باهم حرف نزنیم خدافظ
بهترین مکالمه ای که شنیدم
و تو…
محکومی به منتظر ماندن!
برای تکرار تماشای آن برفی، که با سرمای بسیارش زندگی کردی و هرچند کوتاه، خاطره ساختی!
محکومی به منتظر ماندن!
برای تکرار تماشای آن برفی، که با سرمای بسیارش زندگی کردی و هرچند کوتاه، خاطره ساختی!
“دارالمـجـــانـــیـــن”
Photo
بیا!
دو دیقه نگذشت
آقااا میخواد یه هفته بره شمال با علیی!!
که اصن معلوم نیست کیه چیه باباش چه کارهس!!!
دو دیقه نگذشت
آقااا میخواد یه هفته بره شمال با علیی!!
که اصن معلوم نیست کیه چیه باباش چه کارهس!!!
چه بی چراغ و به ناروا، راه بر عبور علاقه میبندند
بگو، بگو به باد که ما با آفتاب زاده شدیم
و با آفتاب طلوع خواهیم کرد!
بگو، بگو به باد که ما با آفتاب زاده شدیم
و با آفتاب طلوع خواهیم کرد!