Forwarded from شیکس پی یَر قرن بیست و یکم
دلم که برایت تنگ میشود حس میکنم خیلی کوچکم. هی میخواهم جلب توجه کنم.
از بچگی اینجوری بودهام، مثلن پیرهن مادرم را پای گاز میکشیدم که ببین امروز خانم معلم حرف س را یاد داد. س مثل سبد.
وقتی چند ساعتی داری برای خودت زندگی میکنی، من نمیتوانم برای خودم زندگی کنم. مسخره هستها... نه اینکه نکنم! نمیدانم انگار دل و دماغش را ندارم. البته ادوارد هست همیشه... ولی چهمیدانم خسته میشود.
خلاصه اینکه دامنت را میکشم، امروز س بود، س مثل سوغاتی از هایده.
از بچگی اینجوری بودهام، مثلن پیرهن مادرم را پای گاز میکشیدم که ببین امروز خانم معلم حرف س را یاد داد. س مثل سبد.
وقتی چند ساعتی داری برای خودت زندگی میکنی، من نمیتوانم برای خودم زندگی کنم. مسخره هستها... نه اینکه نکنم! نمیدانم انگار دل و دماغش را ندارم. البته ادوارد هست همیشه... ولی چهمیدانم خسته میشود.
خلاصه اینکه دامنت را میکشم، امروز س بود، س مثل سوغاتی از هایده.
تورو اگه تو بچگیام میشناختم
نوبتی که واسه تاب بازی واسش کلی تو صف وایساده بودمو به تو میدادم
نوبتی که واسه تاب بازی واسش کلی تو صف وایساده بودمو به تو میدادم
من نگفتم آستین حریر میخوام
گفتم یه کرپ ساده باشه با یه شنل
یا آستین بلند حریر که بریزه زمین
گفتم یه کرپ ساده باشه با یه شنل
یا آستین بلند حریر که بریزه زمین
…من همانم
که اگر مستم تویی
در ساغرم
من از آنی
که تو در من ساختی
ویرانترم
من به دستان تو پل بستم
به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم
با تو تنهاتر شدن…
که اگر مستم تویی
در ساغرم
من از آنی
که تو در من ساختی
ویرانترم
من به دستان تو پل بستم
به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم
با تو تنهاتر شدن…
وای داشتم عکس میگرفتم
یهو یه زنه با دوتا دست خونی اومد سمتم
ریدم به خودم
بعد با سرعت فاصله گرفتم ازش
دیدم میره دستشو میگیره جلو گردن بریده گوسفندا
بعد میاد جلو سطل آشغال میمالشون به هم🗿
یهو یه زنه با دوتا دست خونی اومد سمتم
ریدم به خودم
بعد با سرعت فاصله گرفتم ازش
دیدم میره دستشو میگیره جلو گردن بریده گوسفندا
بعد میاد جلو سطل آشغال میمالشون به هم🗿