“دارالمـجـــانـــیـــن”
108 subscribers
948 photos
99 videos
1 file
14 links
📭
Download Telegram
خیلی؟
+اره خیلی.
دنیای من! تمام جهانم از آن توست
جان مرا بگیر، که این نیز جان توست
اندوه داستان مرا کاش حس کنی
دشمن‌ترین رقیب من از دوستان توست...
تنها نه از ملامت مردم در آتشم
آتش‌بیار معرکه زخم زبان توست
مشکن دل مرا که به خود ظلم می کنی
این شیشه‌ای که می‌شکنی آشیان توست
تاثیر اشک‌های مرا روی او ببین!
این فرق سنگ با دل نامهربان توست
گفتم به گریه از تو شبی دست می‌کشم
گفتی به نیشخند اگر در توان توست!

✒️:سجاد سامانی.
بله عزیزان
ترس از وابستگی!
چیزی که این روز ها مخل آسایشم شده🥰
خب حالا مهم نیست
کی میاد امروز بریم دید
بیداد با منه؟!
مینو میشه برام آب بیاری؟
+تو یخچال آب نیست
-از شیر بیار
+لیوان نیست
-تو دهنت پر کن
Forwarded from Asal
تو ماهی و نانازی و خوشگل و گوگولی هستی
Forwarded from Asal
منم دوستت دارم خیلی زیااااد
عسل لوسم میکنه😭😭
از همه چیز با ارزش‌تر و مهم‌‌تر این است که کسی را در زندگی داشته باشی که از جنسِ خودت باشد...
کسی که تو را بفهمد و احساساتت برایش عجیب و مسخره نباشد...!
مثلا همین که در سردترین شب‌های سال هوسِ قدم زدن می‌کنم و دلم بستنی های شکلاتی می‌خواهد...
مثلا همین که شبهای بارانی را در خانه تاب نمی‌آورم و دلم می‌خواهد برم زیر بارانُ خیس خیس به خانه برگردم...مثلا همین که گاهی دلم می‌خواهد کودک لوسُ و لجبازی باشم و مدام ناز کنم و نازم را بکشند...مثلا همین که احساساتم را زیاد از حد بروز میدهم و دلم میخواهد کسی باشد که مرا جورِ خاصی درست مثلِ دوست داشتن‌های خودم دوست بدارد...
مثلا همین که دلم برای عزیزانم زود به زود تنگ می‌شود مثلا همین انتظاری که از معشوقه‌ی نداشته‌ام دارم! که دلم می‌خواهد او برایم لاک بزند و موهایم را ببافد و لباسی که قرار است بپوشم به سلیقه‌ی او باشد و می‌خواهم همه چیز را به سلیقه‌ی او خرید کنم...شاید وقتی این‌ها را با ذوقی که دارم برای کسی که از جنس خودم نیست تعریف کنم به نظر او مسخره بیاید و فقط سرش را برایم تکان بدهد...
هر کسی نمیتواند آدم را بفهمد و او را همینطور که هست دوست داشته باشد باید کسی را داشته باشی که از جنسِ خودت باشد، کسی که علایقت برایش مسخره وخنده‌دار نباشد.


✒️:المیرا دهنوی
امروز احساس کردم یک نفر از پشت تلفن تا میخوردم منو زد.
شاید، در این راه
اگر باهم بمانیم
وقت رسیدن
شعر خوشبختی بخوانیم..
دلم که برایت تنگ می‌شود حس می‌کنم خیلی کوچکم. هی می‌خواهم جلب توجه کنم.
از بچگی این‌جوری بوده‌ام، مثلن پیرهن مادرم را پای گاز می‌کشیدم که ببین امروز خانم معلم حرف س را یاد داد. س مثل سبد.
وقتی چند ساعتی داری برای خودت زندگی می‌کنی، من نمی‌توانم برای خودم زندگی کنم. مسخره‌ هست‌ها... نه اینکه نکنم! نمی‌دانم انگار دل و دماغش را ندارم. البته ادوارد هست همیشه... ولی چه‌می‌دانم خسته‌ می‌شود.
خلاصه اینکه دامنت را می‌کشم، امروز س بود، س مثل سوغاتی از هایده.
تو بیا، بهانه‌های ماندنت با من...!

✒️:بهزاد مهرورز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
But
Nobody’s gonna know