Idk
هروقت زنگ میزنم به سهیل میخوام یچیز کوتاه بگم ولی بعدش از همصحبتی باهاش لذت میبرم
از دختره تو ایرانشهر
تا رنگ کابینتای خونه جدید
تا رنگ کابینتای خونه جدید
Forwarded from خونه ساغر. (𝐒𝐚𝐪𝐚𝐫)
من دو روزه فهمیدم آیس آمریکانو چقدررر خوشمزست.
Forwarded from Laminoodeen. (:minou)
خونه ساغر.
من دو روزه فهمیدم آیس آمریکانو چقدررر خوشمزست.
همه اینارو از چشم سهیل میبینم
Forwarded from :minou
شب را ناچار بودم روی قله صبح کنم. برف همه جا را پوشانده بود در آن سرما و تاریکی به هر زحمتی بود مقداری شاخه جمع کردم. وسط شکاف دو تخته سنگ آتشی بر پا کردم. شعله بالا که گرفت، دیدم ماری چنبره زده است مقابلم. نمیخواستم بمیرم بیآنکه تو را ببینم. گفتم نه کم از نیام. خواندم. نیشش را درکشید، خواندم. پلک هایش سنگین شد.
دَمِ من در مار گرفت در تو نمیگیرد!
دَمِ من در مار گرفت در تو نمیگیرد!
“دارالمـجـــانـــیـــن”
It's fuckin 8 in the mornin koskesh!!!!!
من درحال بیان کردن اورثیک هام به مینو