وای.
خیلی رندوم تو توییتر با یکی حرف زدم
بعد متوجه شدم همون پسرهس که تو کتابفروشی دی خیلی اسلی راه میرفت و ادامس میخورد
خیلی رندوم تو توییتر با یکی حرف زدم
بعد متوجه شدم همون پسرهس که تو کتابفروشی دی خیلی اسلی راه میرفت و ادامس میخورد
Forwarded from My properties (Kiana)
غم میون دوتا چشمون قشنگت، شهرک ساخته
اون لحظه ای که در ورودی شرکت رو نگاه میکنم، میبینم یکی از دوستام داره میاد تو
واقعا خوشحال میشم.
واقعا خوشحال میشم.
“دارالمـجـــانـــیـــن”
قربون اروشا میرم=))
خیلی یهویی اومد پیشم=)
با کلی دلیمانجو دااغ😭
با کلی دلیمانجو دااغ😭
Forwarded from Idk (Diana)
تاحالا ساعت چهار صبح مشروب نخورده بودم🤡