Forwarded from برنامه ناشناس
که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
که می سوزد که دود از خرمن ما برنمی خیزد؟
عبث ای ابر زحمت می دهی دریای رحمت را
به صد طوفان غبار از خاطر ما برنمی خیزد
غبار خاطری دایم به چشم پرده می پوشد
که می گوید که گرد از روی دریا برنمی خیزد؟
اگر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد
کسی کز طاق دل افتاد از جا برنمی خیزد
کدامین شب خیال خال او در سینه می آید
که مانند سپند از جا سویدا برنمی خیزد
که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
که می سوزد که دود از خرمن ما برنمی خیزد؟
عبث ای ابر زحمت می دهی دریای رحمت را
به صد طوفان غبار از خاطر ما برنمی خیزد
غبار خاطری دایم به چشم پرده می پوشد
که می گوید که گرد از روی دریا برنمی خیزد؟
اگر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد
کسی کز طاق دل افتاد از جا برنمی خیزد
کدامین شب خیال خال او در سینه می آید
که مانند سپند از جا سویدا برنمی خیزد
Forwarded from 𝐒𝐚𝐪𝐚𝐫
بخدا زندگی به اندازه کافی سخت هست نمیدونم این دل بستن و دل دادن و اینا چیه دیگه
اها راستی
صدبار گفتم واسه من سیگار روشن نکنید
من فقط دوست پسرم حق داره برام سیگار روشن کنه ای بابا😒
صدبار گفتم واسه من سیگار روشن نکنید
من فقط دوست پسرم حق داره برام سیگار روشن کنه ای بابا😒
میگه که
ببار چشم من، ببین چه سیرم ازت
ببین چه روزی ازم، سیاه کردی فقط!
ببار چشم من، ببین چه سیرم ازت
ببین چه روزی ازم، سیاه کردی فقط!
این آخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونه
این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیوونه:(
این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیوونه:(
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست ، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید به گمانش قندم یا که چون اغذیهی مشهورش تا به آن حد گندم! ای دو صد نور به قبرش بارد! مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم
🖋:حسین پناهی
نه به این جرم که حیوان پلیدیست ، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید به گمانش قندم یا که چون اغذیهی مشهورش تا به آن حد گندم! ای دو صد نور به قبرش بارد! مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم
🖋:حسین پناهی
من ، بی تو چیزی نیستم جُز
پرده ی بی آفتاب جُز
رختخواب کهنه و لیوان آب و قرص خواب
من ، بی تو چیزی نیستم جُز
خونه ی بی پنجره جُز
آدمی که غربتش از مرگ طولانی تره..
پرده ی بی آفتاب جُز
رختخواب کهنه و لیوان آب و قرص خواب
من ، بی تو چیزی نیستم جُز
خونه ی بی پنجره جُز
آدمی که غربتش از مرگ طولانی تره..