میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش بخدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم، تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زینهمه خواهش بیجا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم ز تو، ای جلوه امید محال میبرم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد، میرقصد اشک آه، بگذار که بگریزم من از تو، ای چشمه جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله آه شدم، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست میروم، خنده بلب، خونین دل میروم، از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل
✒️:فروغ فرخزاد
میبرم، تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زینهمه خواهش بیجا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم ز تو، ای جلوه امید محال میبرم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد، میرقصد اشک آه، بگذار که بگریزم من از تو، ای چشمه جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله آه شدم، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست میروم، خنده بلب، خونین دل میروم، از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل
✒️:فروغ فرخزاد
Forwarded from :minou
تو یه چیز از طرف تو ذهنت ساختی که وجود نداره انتظار داری طبق اون پیشبره؟ متاسفم نمیره
Forwarded from «سپیز» (هَز)
-من اسم خودم را با صدای تو بیشتر دوست دارم.
Forwarded from خونه ساغر. (𝐒𝐚𝐪𝐚𝐫)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from PolMood (Lionheart)
چقدر از او نمیدانستی و امیدوار بودی
این موضوع که بعضی وقتا یه سری چیزا یهویی میاد تو ذهنم
و بعد میبینم که اتفاق میفته داره ترسناک میشه برام..
و بعد میبینم که اتفاق میفته داره ترسناک میشه برام..