“دارالمـجـــانـــیـــن”
اوبی، دوجنسه، همجنسباز، وسواس، ایشالا
انقدر حق گفت که گفتم باز ادامه بده.
پريشان كن سر زلف سياهت ، شــــانه اش با من سيه زنجير گيسو بـــاز كن ، ديوانـــــــــه اش با من مگــــو شــمع رخ مــــــه پیــکران ، پــــروانه ها دارد تو شـمع روی خــود بنمــــا بُتـا ، پــروانه اش با من كه ميگويـد كه مي نتوان زدن بي جـام و پيمـانه ؟! شراب از لــعل گلگونت بده ، پيمـــــــانه اش با من مگــر نشـنيده اي گنـجـينه در ، ويـــرانه جا دارد ؟! عيان كن گنج حُسنت اي پري! ، ويـرانه اش با من ز شور عشق ليلي در جهان ، مجنون شد افسانه تو مجنونم بکن از عشق خود ، افسـانه اش با من بگفتم : صيد كـــردي مرغ دل ، نيكو نگهـــــــدارش سر زلفش نشانم داد و گفتـــــــا : لانه اش با من شبی میگفت دل : جانـانـه ای بایـد مــرا ، گفتم : به زنجــیر جـنون گــردن بـِـنِـه ، جـانـانه اش با من ز تـــــــرك مي اگر رنجيد از من ، پير ميخــــــــانه ! نمودم تـــوبه ، زين پس رونق ميخــــانه اش با من پي صــــــــيد دل آن بلـبل دسـتانسرا ، (حامد) ! به گلزار از غـزل دامي بگستر ، دانــــه اش با من
✒️:حمیدنقوی
✒️:حمیدنقوی
Forwarded from unknown (نقطه)
شعور سطحی در تن لباسای گرون قیمت نگاییدم
چه خوب است پیدا کردن کسی که زورش به بی حوصلگی ما برسد
✒️:عباس کیارستمی
✒️:عباس کیارستمی