“دارالمـجـــانـــیـــن”
108 subscribers
948 photos
99 videos
1 file
14 links
📭
Download Telegram
تنها که میشدی مثل یک شمع سراغ پروانه ات را میگرفتی، به دیدنم می‌آمدی تا دردهایت را تسکین دهم، در آغوشت بگیرم و دورت بگردم
من هم تلاش میکردم برای آرام کردنت!
تقلا میکردم برای بودن کنارت!
دست و پا می‌زدم برای از آن خود کردن قلبت!
زجه می‌زدم برای تمام لحظاتی که دوست داشتم کنارت باشم اما نمیشد!
نمیشد چون من، آخرین کسی بودم همیشه به او فکر میکردی
ولی بازهم خرده ای به دل نمیگرفتم
نمیشد که بگیرم!
دوستت داشتم،
هرکاری هم برایت میکردم از سر دوست داشتنت بود.
منتی هم سرت نداشتم
بگذریم...
نشد آنچه که میخواستم
همه دلسوزی هایم را تبدیل کردی به یک تشت آب یخ، و همه را بر سرم ریختی
باز هم کینه ای به دل نمیگریم

مراقب خودت باش جان من.
-ازم ناراحت شدی؟
+نه ازت توقع نداشتم
انگشتت یه جوری نگیر که انگار تازه عقد کردی
Forwarded from بچه‌گربه‌ی سفید (صدف)
میگن ادمایی که یه ارتیست دوستشون داره هیچوقت پیر نمیشن
چه حسی داره جوون بودن
با من مثل بقیه رفتار نکن آشغال
خوش باوری‌هایم مرا تا مرز ناکامی کشیدند
دلبستگی هایم مرا تا بی سر انجامی کشیدند
دیگر ندارد ناله سازی اثر
در من نمانده شوق پروازی دیگر
آتش زده برآشیانم روزی‌که‌بودم همچون کبوتر رام تو
بار دیگرمشکل نشیند این‌مرغ‌وحشی دلم بر بام‌تو
نفرین به تو گر بار دیگر از عاشقی گویی سخن
نفرین به من گر بار دیگر از دل به تو گویم سخن
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی بهم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم
نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم
چو در دستست رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری هارا به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
از پای خمت روزی بحوض کوثر اندازیم
سخن‌دانیّ و خوش‌خوانی نمی‌ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را بملکی دیگر اندازیم
نزدیکی
چون لب هایم به هم
دوری
چون بوسه ای که هرگز نمیرسد
جدیدا یه سری فکر اتفاقی به سرم میزنه
بعد یه مدت کوتاه اتفاق میفته...
که خب داره ترسناک میشه
How beautiful was it when william shakespeare wrote this:
If I were to kiss you then go to hell,
I would.
So then I can brag with the devils
I saw heaven without ever entering it.
Forwarded from unknown (نقطه) (Zi)
چرا؟!تو که لالایی بلدی چرا نمیای بریم شنا کنیم؟!
آره
داره میگذره عام
تیک تیکش