Forwarded from drowned
تو مهربانی میکنی و حتی به وضوح حس میکنی خیلی مواقع، ساده فرضت میکنند، دستت میاندازند و میبالند به اینکه از تو سیاستمدارترند.
به مرور عادت میکنی به این رفتارهای مسموم و به مهربان بودنت، لبخند زدنت، سخت نگرفتنت، آزار ندادنت و بخشیدنت ادامه میدهی.
فقط گاهی خیلی دلت میگیرد از بیانصافیِ آدمها و با خودت کلنجار میروی، دلت میخواهد فریاد بزنی: ببینید! من دارم شبیه به یک انسان با شما رفتار میکنم، پشیمانم نکنید! چون من هم بلدم آدمِ بدی باشم، بلدم نبخشم، بلدم انتقام بگیرم، آزار بدهم و آسیب بزنم...
بعد با خودت کنار میآیی و در خودت همه چیز را حل میکنی و دوباره دیوار شکستهی شعور و غرورت را میچینی و از نو شروع میکنی به مهربان بودن و بخشیدن و ساده فرض شدن!
حکایت زندگی آدمهای مهربان، یک چنین چیزیست...
- نرگس صرافیان طوفان
@insane_number22
به مرور عادت میکنی به این رفتارهای مسموم و به مهربان بودنت، لبخند زدنت، سخت نگرفتنت، آزار ندادنت و بخشیدنت ادامه میدهی.
فقط گاهی خیلی دلت میگیرد از بیانصافیِ آدمها و با خودت کلنجار میروی، دلت میخواهد فریاد بزنی: ببینید! من دارم شبیه به یک انسان با شما رفتار میکنم، پشیمانم نکنید! چون من هم بلدم آدمِ بدی باشم، بلدم نبخشم، بلدم انتقام بگیرم، آزار بدهم و آسیب بزنم...
بعد با خودت کنار میآیی و در خودت همه چیز را حل میکنی و دوباره دیوار شکستهی شعور و غرورت را میچینی و از نو شروع میکنی به مهربان بودن و بخشیدن و ساده فرض شدن!
حکایت زندگی آدمهای مهربان، یک چنین چیزیست...
- نرگس صرافیان طوفان
@insane_number22
Forwarded from شُلَیْل (Sahar)
نمیدانم کجا خوانده بودم که"عشق یعنی غمی عمیق اما بسیار عزیز" راستش را بخواهید من هیچ وقت غم عزیز کسی نبودم
چطور بگویم انگار نبودنم دردی را به گرده کسی تحمیل نمیکند و غم نبودنم مرد افکن نبود زورش...
از طرفی شادی هم نبودم که حضورم قند آب کند در دل کسی،که دلخوشی بشوم میان سختی های روزگار
من نه غم بودم و نه شادی
برای صرف وجود من فعل بود کافی است
حتی نبودم هم آنقدر به چشم نمی آید که بخواهد صرف شود.
اما شما غم عزیز کسی بوده اید؟
-بداهه!
چطور بگویم انگار نبودنم دردی را به گرده کسی تحمیل نمیکند و غم نبودنم مرد افکن نبود زورش...
از طرفی شادی هم نبودم که حضورم قند آب کند در دل کسی،که دلخوشی بشوم میان سختی های روزگار
من نه غم بودم و نه شادی
برای صرف وجود من فعل بود کافی است
حتی نبودم هم آنقدر به چشم نمی آید که بخواهد صرف شود.
اما شما غم عزیز کسی بوده اید؟
-بداهه!
کسی که دلم را
کشیده خدایا به آتش غم
نگفته که با او بهغیر محبت چه کرده دلم..
کشیده خدایا به آتش غم
نگفته که با او بهغیر محبت چه کرده دلم..
نشد یک لحظه از یادت جدا دل…
زهی دل... آفرین دل… مرحبا دل…
ز دستش یک دم آسایش ندارم
نمی دانم چه باید کرد با دل…
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل...
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل... مصیبت دل... بلا دل...
از این دل؛ دادِ من بستان خدایا
ز دستش تا به کی گویم؛ خدا دل؟
زهی دل... آفرین دل… مرحبا دل…
ز دستش یک دم آسایش ندارم
نمی دانم چه باید کرد با دل…
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل...
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل... مصیبت دل... بلا دل...
از این دل؛ دادِ من بستان خدایا
ز دستش تا به کی گویم؛ خدا دل؟