یه روز میام اینجا مینویسم:
این تماماً من بود،
که دوام آورد،
که ادامه داد؛
و رسید!
این تماماً من بود،
که دوام آورد،
که ادامه داد؛
و رسید!
Forwarded from شُلَیْل (Sahar)
نوشته بود ؛
کسی را آنچنان دوست داری که برایش بجنگی؟
گفتم ؛
از جنگ ها برگشته ام،
با زخمها و موی سپید
و یاد گرفته ام که صبور باشم و به تماشا قانع.
#حمید_سلیمی
کسی را آنچنان دوست داری که برایش بجنگی؟
گفتم ؛
از جنگ ها برگشته ام،
با زخمها و موی سپید
و یاد گرفته ام که صبور باشم و به تماشا قانع.
#حمید_سلیمی
Forwarded from خونه ساغر. (ساغر)
چای های سرد شده، پاکت کاپتان بلک پر مخصوص سیگاری های تازه! سیب زمینی هایی که حرف ها فرصت تمام کردن شان را نمیدهند....صدای تولدت مبارک خواندن در پس زمینه، فضای پر دود کافه گلدون.
اصلا چه شد که همه سیگاری شدند؟
بیرون برف می آید. هوا یکی از سردترین روزهایی که انقلاب به خود دیده را برایمان رقم زده ولی ما دل مان به بودن هم گرم است... حتی اگر قالب قالب یخ از آسمان ببارد؛
آسمان چشم او را با صدای بلند میخوانیم، تیکه هایی که حفظ نیستیم همگی سکوت میکنیم.
دنبال گل میگردیم برای روز مادر که پیدا هم نمیکنیم...تخمش را ملخ خورده
آخر کدام گلی در این هوا سالم میماند؟
روز تمام میشود و بهای شارژ شدن روحمان خستگی پاهامان است.
اگر امید قیافه داشت،
شاید شبیه آن روز میشد.
اصلا چه شد که همه سیگاری شدند؟
بیرون برف می آید. هوا یکی از سردترین روزهایی که انقلاب به خود دیده را برایمان رقم زده ولی ما دل مان به بودن هم گرم است... حتی اگر قالب قالب یخ از آسمان ببارد؛
آسمان چشم او را با صدای بلند میخوانیم، تیکه هایی که حفظ نیستیم همگی سکوت میکنیم.
دنبال گل میگردیم برای روز مادر که پیدا هم نمیکنیم...تخمش را ملخ خورده
آخر کدام گلی در این هوا سالم میماند؟
روز تمام میشود و بهای شارژ شدن روحمان خستگی پاهامان است.
اگر امید قیافه داشت،
شاید شبیه آن روز میشد.
“دارالمـجـــانـــیـــن”
بعنوان آخرین پیام امشب: خدایا فردارو بخیر بگذرون.
بخیر گذشت
و خوش گذشت.
و خوش گذشت.