علی اون روز وقتی منو دید اولین چیزی که گفت این بود که:چقدر با عکسات فرق داریی
گفتم چرا چطور
گفت خیلی خوشگل تر از عکساتی😭
گفتم چرا چطور
گفت خیلی خوشگل تر از عکساتی😭
Forwarded from sweven
میرم پیجهای مختلف عکاسی و یه سری عکس میبینم. بعد اینطوریم که اوکی عکسای من خیلی سادهان و دوسشون ندارم. دو دیقه بعد میگم چی؟ خودت این عکسا رو گرفتی و اون لحظه حسهای متفاوتی رو تجربه کردی پس به خودت افتخار کن.
و پنج دیقه بعد دوباره گیج میزنم.
چیه این هنر؟ ولم کنید.
و پنج دیقه بعد دوباره گیج میزنم.
چیه این هنر؟ ولم کنید.
Forwarded from “دارالمـجـــانـــیـــن” (S●he!/)
آدم است ديگر،
گاهى عاشق مى شود
لِه مى شود
از بين مى رود
اما باز هم،
ادامه مى دهد...
آدم است ديگر،
گاهى عاشق مى شود
لِه مى شود
از بين مى رود
اما باز هم،
ادامه مى دهد...
Forwarded from 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 (사라)
توی یه روز نمیشه فراموشش کرد
ولی طولانی مدت..
بازم نمیشه.
ولی طولانی مدت..
بازم نمیشه.
𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆
توی یه روز نمیشه فراموشش کرد ولی طولانی مدت.. بازم نمیشه.
میشه بابا
الکی شلوغش نکن
الکی شلوغش نکن
یه روز میام اینجا مینویسم:
این تماماً من بود،
که دوام آورد،
که ادامه داد؛
و رسید!
این تماماً من بود،
که دوام آورد،
که ادامه داد؛
و رسید!
Forwarded from شُلَیْل (Sahar)
نوشته بود ؛
کسی را آنچنان دوست داری که برایش بجنگی؟
گفتم ؛
از جنگ ها برگشته ام،
با زخمها و موی سپید
و یاد گرفته ام که صبور باشم و به تماشا قانع.
#حمید_سلیمی
کسی را آنچنان دوست داری که برایش بجنگی؟
گفتم ؛
از جنگ ها برگشته ام،
با زخمها و موی سپید
و یاد گرفته ام که صبور باشم و به تماشا قانع.
#حمید_سلیمی
Forwarded from خونه ساغر. (ساغر)
چای های سرد شده، پاکت کاپتان بلک پر مخصوص سیگاری های تازه! سیب زمینی هایی که حرف ها فرصت تمام کردن شان را نمیدهند....صدای تولدت مبارک خواندن در پس زمینه، فضای پر دود کافه گلدون.
اصلا چه شد که همه سیگاری شدند؟
بیرون برف می آید. هوا یکی از سردترین روزهایی که انقلاب به خود دیده را برایمان رقم زده ولی ما دل مان به بودن هم گرم است... حتی اگر قالب قالب یخ از آسمان ببارد؛
آسمان چشم او را با صدای بلند میخوانیم، تیکه هایی که حفظ نیستیم همگی سکوت میکنیم.
دنبال گل میگردیم برای روز مادر که پیدا هم نمیکنیم...تخمش را ملخ خورده
آخر کدام گلی در این هوا سالم میماند؟
روز تمام میشود و بهای شارژ شدن روحمان خستگی پاهامان است.
اگر امید قیافه داشت،
شاید شبیه آن روز میشد.
اصلا چه شد که همه سیگاری شدند؟
بیرون برف می آید. هوا یکی از سردترین روزهایی که انقلاب به خود دیده را برایمان رقم زده ولی ما دل مان به بودن هم گرم است... حتی اگر قالب قالب یخ از آسمان ببارد؛
آسمان چشم او را با صدای بلند میخوانیم، تیکه هایی که حفظ نیستیم همگی سکوت میکنیم.
دنبال گل میگردیم برای روز مادر که پیدا هم نمیکنیم...تخمش را ملخ خورده
آخر کدام گلی در این هوا سالم میماند؟
روز تمام میشود و بهای شارژ شدن روحمان خستگی پاهامان است.
اگر امید قیافه داشت،
شاید شبیه آن روز میشد.