Forwarded from «سپیز» (هَز)
روی "بودنتان" برای دیگران اصرار نورزید!
باشید، اما خودتان را مدام تکرار نکنید.
آسیب می بینید. خُرد می شوید.
|هز |
باشید، اما خودتان را مدام تکرار نکنید.
آسیب می بینید. خُرد می شوید.
|هز |
Forwarded from My properties (Kiana✨)
I’m too pretty to cry
My properties
I’m too pretty to cry
We are all on the same page
سینه از آتش دل، در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه، که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهٔ دوری دلبر بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم، دل شمع
دوش بر من ز سر مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است، که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم، دل بیگانه بسوخت
خرقهٔ زهدِ مرا، آب خرابات ببرد
خانهٔ عقلِ مرا، آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
✒️:حافظ
آتشی بود در این خانه، که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهٔ دوری دلبر بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم، دل شمع
دوش بر من ز سر مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است، که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم، دل بیگانه بسوخت
خرقهٔ زهدِ مرا، آب خرابات ببرد
خانهٔ عقلِ مرا، آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
✒️:حافظ
خمر من و خمار من
باغ من بهار من
خواب من و قرار من
بی تو به سر نمیشود
باغ من بهار من
خواب من و قرار من
بی تو به سر نمیشود
اینکه ما را پس میزنند و باز هم دوستشان داریم؛
اینکه جوابِ پیاممان را یکی در میان میدهند
و ما هر لحظه به بهانهء دلتنگی پیام میدهیم؛
اینکه سرد بودنشان را با گرمی جواب میدهیم؛
اینکه خیلی وقت است که رفته اند
و ما باز خودمان را به در و دیوار میزنیم که بمانند
یعنی برای دوست داشته شدنمان "باج" میدهیم...!
از ما که گذشت
اما بیایید به نسل بعدمان یاد دهیم
برای یک دوست داشته شدنِ موقت باج ندهند
حتی اگر به قیمت جان کندشان باشد...
✒️:مریم علیزاده.
اینکه جوابِ پیاممان را یکی در میان میدهند
و ما هر لحظه به بهانهء دلتنگی پیام میدهیم؛
اینکه سرد بودنشان را با گرمی جواب میدهیم؛
اینکه خیلی وقت است که رفته اند
و ما باز خودمان را به در و دیوار میزنیم که بمانند
یعنی برای دوست داشته شدنمان "باج" میدهیم...!
از ما که گذشت
اما بیایید به نسل بعدمان یاد دهیم
برای یک دوست داشته شدنِ موقت باج ندهند
حتی اگر به قیمت جان کندشان باشد...
✒️:مریم علیزاده.
وقتی که تو رفتی خورشید نمرده دریا و بیابان خدا دست نخورده
وقتی که تو رفتی قلبی نشکسته اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده
وقتی که تو رفتی وقتی که تو رفتی
انگار که هرگز تو را دیده ندیده انگار که تشنه به دریا نرسیده
انگار که شمعی در جمع نبوده پروانه پرش را به آتش نکشیده
وقتی که تو رفتی وقتی که تو رفتی
انگار که عشقی به دل نطفه نبسته انگار که مستیم و سبوحی نشکسته
انگار که عمری بر باد نرفته بیمار به امید طبیبی ننشسته
وقتی که تو رفتی چشم من خسته بیخواب نمانده بیخواب نمانده
وقتی که تو رفتی در سینه دل من بی تاب نمانده بیتاب نمانده
وقتی که تو رفتی خورشید نمرده دریا و بیابان خدا دست نخورده
✒️:بیژن ترقی.
وقتی که تو رفتی قلبی نشکسته اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده
وقتی که تو رفتی وقتی که تو رفتی
انگار که هرگز تو را دیده ندیده انگار که تشنه به دریا نرسیده
انگار که شمعی در جمع نبوده پروانه پرش را به آتش نکشیده
وقتی که تو رفتی وقتی که تو رفتی
انگار که عشقی به دل نطفه نبسته انگار که مستیم و سبوحی نشکسته
انگار که عمری بر باد نرفته بیمار به امید طبیبی ننشسته
وقتی که تو رفتی چشم من خسته بیخواب نمانده بیخواب نمانده
وقتی که تو رفتی در سینه دل من بی تاب نمانده بیتاب نمانده
وقتی که تو رفتی خورشید نمرده دریا و بیابان خدا دست نخورده
✒️:بیژن ترقی.
از کجا معلوم که سرت
از این شلوغ تر نشه
از کجا معلوم دل تو
یه روز برام تنگ شه و
یجور بخوای بیای پیشم
که هیشکی با خبر نشه
از این شلوغ تر نشه
از کجا معلوم دل تو
یه روز برام تنگ شه و
یجور بخوای بیای پیشم
که هیشکی با خبر نشه
Forwarded from 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 (사라)
ناگهان دلم هوای تو را کرده
راستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم تو کنار منی
چقدر تو را دوست میدارم،
خدای من
چقدر...
_احمد شاملو
راستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم تو کنار منی
چقدر تو را دوست میدارم،
خدای من
چقدر...
_احمد شاملو
Forwarded from My properties (Kiana✨)
ولی من ناراحت میشم وقتی میبینم بقیه چقدر تو زندگیشون فعالن.
منتالی سالمن، ورزش میکنن و رو فرمن، کار میکنن و برای خودشون سرمایه دارن، پادکست دارن یا بلاگرن یا چنل یوتوب دارن (به صورت کلی، توی سوشال مدیا فعالن)، روزانه کتاب میخونن، توی کارگاههای مختلف شرکت میکنن، روابط احساسی سالمی دارن، با دوستاشون به اندازه کافی وقت میگذرونن، درسشونو میخونن و روز به روز در حال پیشرفتان.
در مقایسه زندگی خودم با زندگی این افراد، واقعا مردن رو ترجیح میدم؛ چون حتی اگر تلاشم رو برای زندگیِ اینطوری بکنم هم، به هزار و یک دلیل، نمیتونم ادامش بدم.
منتالی سالمن، ورزش میکنن و رو فرمن، کار میکنن و برای خودشون سرمایه دارن، پادکست دارن یا بلاگرن یا چنل یوتوب دارن (به صورت کلی، توی سوشال مدیا فعالن)، روزانه کتاب میخونن، توی کارگاههای مختلف شرکت میکنن، روابط احساسی سالمی دارن، با دوستاشون به اندازه کافی وقت میگذرونن، درسشونو میخونن و روز به روز در حال پیشرفتان.
در مقایسه زندگی خودم با زندگی این افراد، واقعا مردن رو ترجیح میدم؛ چون حتی اگر تلاشم رو برای زندگیِ اینطوری بکنم هم، به هزار و یک دلیل، نمیتونم ادامش بدم.