“دارالمـجـــانـــیـــن”
108 subscribers
948 photos
99 videos
1 file
14 links
📭
Download Telegram
Forwarded from :minou
دنیا نه قانون داره نه سر و ته
Forwarded from کالیایف
بچه‌ها جون من همون‌ دوستی هستم که از همه عکس‌های خیلی قشنگ می‌گیره، مخصوصا وقتی حواسشون نیست اما هیچ عکس خوبی از خودش وجود نداره. متشکرم.
Forwarded from Poor
.
"بند کفش"

یک زن،
یک چرخ پنچر،
یک بیماری،
یک خواسته،
ترس‌های پیشِ رو،
ترس‌هایی که چنان پابرجایند
که می‌شود آنها را مثل مهره‌های شطرنج بررسی کرد...
یک مرد برای مرگ، قتل، زِنا، دزدی، آتش‌سوزی و سیل آماده است.
این چیزهای بزرگ نیستند که او را به تیمارستان می‌فرستند،
بلکه تکرار پیوسته فجایع کوچک، مردی را به تیمارستان می‌فرستند.
مرگِ عشقش نه
بلکه بندکفشی که فورا پاره می‌شود.
قسمت وحشت‌ناک زندگی،
همین انبوه چیزهای پیش‌پاافتاده است که همیشه وجود دارد
و سریع‌تر از سرطان کسی را می‌کشد:
پلاک ماشین،
مالیات،
گواهینامه تاریخ‌گذشته،
استخدام‌شدن و اخراج‌شدن،
هرچه بکنید یا هرچه در حق شما بکنند،
یبوست،
جریمه رانندگی،

جیرجیرک‌ها،
موش‌ها،
موریانه‌ها،
سوسک‌ها،
مگس‌ها،
گیره شکسته درِ توری،
باکِ بنزین خالی،
باکِ لبریز،
گرفتگی ظرف‌شویی،
مستی صاحب‌خانه،
رییس‌جمهوری که به چیزی اهمیتی نمی‌دهد،
و فرمانداری که دیوانه است.
کلید چراغی که شکسته،
تخت‌خوابی مثل جوجه‌تیغی،
۱۰۵دلار هزینه تنظیم موتور، کاربراتور و پمپ سوخت در فروشگاه سیرز.
قبض تلفن بالا می‌رود،
بازار سقوط می‌کند،
زنجیر سیفون توالت پاره می‌شود،
لامپ می‌سوزد،
لامپ راهرو، لامپ جلوی در، لامپ پشتی،
لامپ داخلی،
از جهنم تاریک‌تر،
و دوبرابر گران‌تر.
همیشه شپش، ناخن داخل پوست و آدم‌هایی که اصرار دارند دوستتان هستند وجود دارند،
همیشه این‌ها و چیزهای بدتری وجود دارند،
شیری که آب از آن چکه می‌کند،
عیسی‌مسیح و کریسمس،
سالامی آبی،
۹روز بارندگی مداوم،
آووکادوی ۵۰سنتی،
و سوسیس جگرِ بنفش.
سر کردن به عنوان خدمت‌کار در رستوران نورمز در شیفت‌های متعدد روزانه،
یا به عنوان خالی‌کننده ظرف توالت کنار تخت،
یا به عنوان ماشین‌شور،
یا پادو،
یا قاپیدن کیف پیرزن‌ها
و رهاکردن‌شان با دستی شکسته در ۸۰سالگی در حال جیغ‌زدن کنار خیابان.
ناگهانی دیدنِ دو چراغ قرمز در آینه جلوی ماشین،
و خون در شورتت.
دندان‌درد،
۹۷۹دلار برای پلِ دندان،
۳۰۰دلار برای دندان طلا.
چین، روسیه و آمریکا،
موی بلند، موی کوتاه و بی‌مو،
ریشی که صورت را پوشانده،
کاغذ سیگار فراوان،
بدون ماری‌جوانا.
با هر بند کفش از صدها بندی که پاره می‌شوند،
یک مرد
یک زن
یک موجود
به تیمارستان می‌رود.
پس وقتی خم می‌شوید
مراقب باشید.
#چارلز_بوکفسکی
برگردان #مهیار_مظلومی
از کتاب #لذتهای_نفرین_شده
گفت محرم تر ز من داری مگر؟
گفتم از رازم، شنید و دور شد
موضوعی که هست اینه که
اون سهیل قوی
که هر اتفاق بدی براش می‌افتاد اهمیت نمیداد و یه جوری رفتار میکرد که انگار هیچی نشده و همش به فکر این بود که حال دوستاش خوب باشه تموم شد.

الان چند وقتی میشه که شدم یه سهیلی که با کوچکترین حرفی ناراحت میشه
حرفای مردمو به دل میگیره -بس که هرکی رسید یه چیزی بهش گفت- و دیگه تظاهر کردن به خوشحالی براش آسون نیست.
لوس شده
و شکننده.
احساس میکنم عوض شدم.
خیلی تغییر بدیه
ولی دست خودم نیست.
ته این راه روشن نیست
منم مثل تو می دونم
نگو باید بُرید از عشق
نه می تونی، نه می تونم
نه می تونیم برگردیم
نه رد شیم از تو این بن بست
منم می دونم این احساس
نباید باشه، امّا هست...
Forwarded from «سپیز» (sarin)
گا روی گا
Forwarded from Èntomon (negin)
why are you in my head
Forwarded from Diana
Why are you gay
I wish I knew.
میون این همه سرگردونی
اومدم تو قلب تو مهمونی...
Forwarded from S●he!/
روزگاری آنچه بامن کرد استغنای تو
Forwarded from S●he!/
گر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی
Forwarded from S●he!/
گر نمی‌آیم به سوی بزمت از شرمندگیست
Forwarded from S●he!/
زانکه هردم پیش جمعی شرمسارم میکنی
Forwarded from S●he!/
گر بدانی حال من گریان شوی بی اختیار
Forwarded from S●he!/
ای که منع گریه بی اختیارم میکنی
Forwarded from S●he!/
گفته ای تدبیر کارت میکنم وحشی منال