Forwarded from خونه ساغر. (ساغر)
𝘛𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘢𝘯 𝘢𝘯𝘨𝘦𝘭 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘸𝘪𝘯𝘥𝘰𝘸
𝘖𝘯 𝘢 𝘸𝘦𝘴𝘵 𝘝𝘪𝘳𝘨𝘪𝘯𝘪𝘢 𝘤𝘩𝘶𝘳𝘤𝘩 𝘥𝘰𝘰𝘳 𝘴𝘸𝘪𝘯𝘨𝘪𝘯𝘨 𝘰𝘱𝘦𝘯
𝘈𝘯𝘥 𝘩𝘦'𝘴 𝘱𝘰𝘪𝘯𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘦 𝘦𝘹𝘪𝘵 𝘴𝘪𝘨𝘯
𝘚𝘢𝘪𝘥, 𝘺𝘰𝘶'𝘭𝘭 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘸𝘢𝘭𝘬 𝘰𝘯 𝘸𝘢𝘵𝘦𝘳
𝘐𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘸𝘢𝘪𝘵 𝘶𝘯𝘵𝘪𝘭 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘪𝘷𝘦𝘳'𝘴 𝘧𝘳𝘰𝘻𝘦𝘯 𝘰𝘷𝘦𝘳
𝘐𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘚𝘩𝘦𝘯𝘢𝘯𝘥𝘰𝘢𝘩 𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳
𝘞𝘦𝘭𝘭, 𝘪𝘵 𝘸𝘢𝘴 𝘢𝘭𝘮𝘰𝘴𝘵 𝘩𝘦𝘢𝘷𝘦𝘯
𝘊𝘩𝘰𝘪𝘳𝘴 𝘴𝘪𝘯𝘨𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘯 𝘳𝘰𝘣𝘦𝘴 𝘰𝘧 𝘸𝘩𝘪𝘵𝘦
𝘪𝘵 𝘸𝘢𝘴 𝘢𝘭𝘮𝘰𝘴𝘵 𝘩𝘦𝘢𝘷𝘦𝘯
𝘓𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴 𝘭𝘢𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘪𝘥𝘦 𝘣𝘺 𝘴𝘪𝘥𝘦 𝘣𝘶𝘵
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘸𝘦 𝘳𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘧𝘰𝘳𝘦𝘷𝘦𝘳
𝘞𝘪𝘭𝘭 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘣𝘦 𝘢 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘐 𝘮𝘢𝘺 𝘧𝘪𝘯𝘥 𝘩𝘰𝘮𝘦?
𝘖𝘯 𝘢 𝘸𝘦𝘴𝘵 𝘝𝘪𝘳𝘨𝘪𝘯𝘪𝘢 𝘤𝘩𝘶𝘳𝘤𝘩 𝘥𝘰𝘰𝘳 𝘴𝘸𝘪𝘯𝘨𝘪𝘯𝘨 𝘰𝘱𝘦𝘯
𝘈𝘯𝘥 𝘩𝘦'𝘴 𝘱𝘰𝘪𝘯𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘦 𝘦𝘹𝘪𝘵 𝘴𝘪𝘨𝘯
𝘚𝘢𝘪𝘥, 𝘺𝘰𝘶'𝘭𝘭 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘸𝘢𝘭𝘬 𝘰𝘯 𝘸𝘢𝘵𝘦𝘳
𝘐𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘸𝘢𝘪𝘵 𝘶𝘯𝘵𝘪𝘭 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘪𝘷𝘦𝘳'𝘴 𝘧𝘳𝘰𝘻𝘦𝘯 𝘰𝘷𝘦𝘳
𝘐𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘚𝘩𝘦𝘯𝘢𝘯𝘥𝘰𝘢𝘩 𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳
𝘞𝘦𝘭𝘭, 𝘪𝘵 𝘸𝘢𝘴 𝘢𝘭𝘮𝘰𝘴𝘵 𝘩𝘦𝘢𝘷𝘦𝘯
𝘊𝘩𝘰𝘪𝘳𝘴 𝘴𝘪𝘯𝘨𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘯 𝘳𝘰𝘣𝘦𝘴 𝘰𝘧 𝘸𝘩𝘪𝘵𝘦
𝘪𝘵 𝘸𝘢𝘴 𝘢𝘭𝘮𝘰𝘴𝘵 𝘩𝘦𝘢𝘷𝘦𝘯
𝘓𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴 𝘭𝘢𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘪𝘥𝘦 𝘣𝘺 𝘴𝘪𝘥𝘦 𝘣𝘶𝘵
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘸𝘦 𝘳𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘧𝘰𝘳𝘦𝘷𝘦𝘳
𝘞𝘪𝘭𝘭 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘣𝘦 𝘢 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘐 𝘮𝘢𝘺 𝘧𝘪𝘯𝘥 𝘩𝘰𝘮𝘦?
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کارِ دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمندِ مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟
گوییا باور نمیدارند روزِ داوری
کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور میکنند
یا رب این نودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر میکنند
ای گدایِ خانقه بَرْجَه که در دیرِ مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حُسنِ بیپایان او چندان که عاشق میکُشد
زمرهٔ دیگر به عشق از غیب سر بَر میکنند
بر درِ میخانهٔ عشق ای مَلَک تسبیح گوی
کَاندر آنجا طینتِ آدم مُخَمَّر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی، عقل گفت
قدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر میکنند
چون به خلوت میروند آن کارِ دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمندِ مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟
گوییا باور نمیدارند روزِ داوری
کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور میکنند
یا رب این نودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر میکنند
ای گدایِ خانقه بَرْجَه که در دیرِ مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حُسنِ بیپایان او چندان که عاشق میکُشد
زمرهٔ دیگر به عشق از غیب سر بَر میکنند
بر درِ میخانهٔ عشق ای مَلَک تسبیح گوی
کَاندر آنجا طینتِ آدم مُخَمَّر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی، عقل گفت
قدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر میکنند
Forwarded from Science in telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متنی که لوندر برام فرستاد خوندم
دوباره عطرمو بو کردم و چشام پر اشک شد...
دوباره عطرمو بو کردم و چشام پر اشک شد...