زندگی من خوبه، و من تصمیم گرفتم این خوب بودن رو معنا کنم تو کتاب خوندن، چایی خوردن، قهوه درست کردن، حتی شونه زدن موهام و خریدهای کوچیک و بامزه.
اما چیزی که هست و امشب متوجهاش شدم همین جملهست که میگه «پشت هر آدمی فقط خودشه.»
این رو شنیده بودم و بله میدونستم، اما تا به امشب به این عمق تو وجود خودم احساسش نکرده بودم.
اینکه هیچکس قرار نیست من رو نجات بده و احتمالاً که نه، قطعاً و قطعاً قهرمانی در کار نیست.
این رو شنیده بودم و بله میدونستم، اما تا به امشب به این عمق تو وجود خودم احساسش نکرده بودم.
اینکه هیچکس قرار نیست من رو نجات بده و احتمالاً که نه، قطعاً و قطعاً قهرمانی در کار نیست.
امشب به این نتیجه رسیدم که باید تا سر حد مرگ تلاش کنم تا تا سر حد مرگ غمگین نباشم، بابت چیزهای زیادی.
دوست دارم خیلی بیشتر در این مورد صحبت کنم با خودم خصوصاً، که بعداً یادم بیاد که چطوری این شخصیت تازهام شکل گرفت و رشد کرد.
دوست دارم خیلی بیشتر در این مورد صحبت کنم با خودم خصوصاً، که بعداً یادم بیاد که چطوری این شخصیت تازهام شکل گرفت و رشد کرد.
واقعاً واقعاً غمگینم، گاهی نمیتونم جلوی خودمو بگیرم و بهخاطر زندگیای که ندارم ناراحت نباشم.
راه خودت را برو.
چند سال بعد، هیچکس حسرتهای تو را گردم نمیگیرد، حتی آن کسی که تو را محدودت کرد و از تلاش بازداشت.
چند سال بعد، هیچکس حسرتهای تو را گردم نمیگیرد، حتی آن کسی که تو را محدودت کرد و از تلاش بازداشت.