قرصها را روی زبانم گذاشتم و با آب نسبتا گرم، گلولهها را دانه دانه از گلویم پایین دادم.
- میبینمت!
دهانم شل ماند. بدنم سر. سرم..
چشمانم را باز کردم. نور و سفیدی بیش از حد اطراف در حال خوردن چشمانم بود. خلاء اطرافم وارد سرم میشد و از داخل به آن فشار میآورد. نالههای کوتاه و درماندهام را کسی نمیشنید. نمیتوانستم در آن نور زیاد چشمانم را خوب باز نگه دارم اما تا جایی که میشد دید کسی نبود. هیچ چیز نبود. سرمای وجودش را احساس میکردم. با سفیدی تیرهترش از چشمانم...
For you~
Con amore.
- میبینمت!
دهانم شل ماند. بدنم سر. سرم..
چشمانم را باز کردم. نور و سفیدی بیش از حد اطراف در حال خوردن چشمانم بود. خلاء اطرافم وارد سرم میشد و از داخل به آن فشار میآورد. نالههای کوتاه و درماندهام را کسی نمیشنید. نمیتوانستم در آن نور زیاد چشمانم را خوب باز نگه دارم اما تا جایی که میشد دید کسی نبود. هیچ چیز نبود. سرمای وجودش را احساس میکردم. با سفیدی تیرهترش از چشمانم...
For you~
Con amore.
Us
بعد از سه سال برگشته بود. فضا اون شکلی که فکر میکردم نبود. دلتنگی زیاد نمیذاشت بحثهامون تموم بشه. میخواستیم همه چیز رو بشنویم. همهی کارهایی که تو این سه سال کرده بود. یه زمانی سه تایی نمیتونستیم از هم جدا بشیم. یه زمانی زندگی میکردیم. فکر کنم قیافم غمگین شد چون فضا رو عوض کردن. امشب حتی نمیخوام فکر کنم. تصور اینکه دوباره نمیتونیم ببینیمش باعث میشه احساس کنم حتی فکر کردن با خودم هم وقت تلف کردنه. فقط امشب رو داریم. برای بودنِ همه اون چیزی که قبلا بودیم. نه. امشب حتی فکر هم نخواهم کرد. امشب
بعد از سه سال برگشته بود. فضا اون شکلی که فکر میکردم نبود. دلتنگی زیاد نمیذاشت بحثهامون تموم بشه. میخواستیم همه چیز رو بشنویم. همهی کارهایی که تو این سه سال کرده بود. یه زمانی سه تایی نمیتونستیم از هم جدا بشیم. یه زمانی زندگی میکردیم. فکر کنم قیافم غمگین شد چون فضا رو عوض کردن. امشب حتی نمیخوام فکر کنم. تصور اینکه دوباره نمیتونیم ببینیمش باعث میشه احساس کنم حتی فکر کردن با خودم هم وقت تلف کردنه. فقط امشب رو داریم. برای بودنِ همه اون چیزی که قبلا بودیم. نه. امشب حتی فکر هم نخواهم کرد. امشب
فقط برای ماست. برای حرف زدن. برای در سکوت نشستن و به صدای نفس همدیگه گوش کردن. برای راه رفتن توی حیاط. برای خوردن. برای اینکه وقتی دستش دورمه فیلم ببینیم. برای شام درست کردن. برای موزیک گوش کردن. برای نوشیدن. برای دیدنش. برای یه دل سیر نگاهش کردن. برای اینکه با هم ساز بزنیم. بخندیم. و نتونیم گریه کنیم. برای اینکه از ته قلبمون بخوایم امشب صبح نشه. برای اینکه جا بندازیم رو زمین. رو لحافهای خنک، زیر کولر. از قدیما حرف بزنیم. از تک تک اون خاطرات که زندگیمون رو ساختن. از تک تک اون سوتیها. از تک تک لحظههای مهم. اینبار.. توی فرودگاه.. بغلش میکنم.
For you~
Con amore.
For you~
Con amore.
✨پیام رو فوروارد کنید دیلیتون و داستانی که از تیم برتون میخواید رو بگید، براتون عکس بگیرم.
پرایوتها
اگر داستان دیگهای خواستید لطفا دوباره فور کنین که ببینم. و اینکه طبیعتا تکراری هم میتونه باشه ولی خب فقط لینکتون عوض میشه..
پرایوتها
اگر داستان دیگهای خواستید لطفا دوباره فور کنین که ببینم. و اینکه طبیعتا تکراری هم میتونه باشه ولی خب فقط لینکتون عوض میشه..