میگفت : فک کنم گریه کردن در واقع همون خونیه که از روحمون جاری میشه ، و خب چون متعلق به روحه رنگ نداره.
یادتون باشه؛ شما جایی رو امضا نکردین که همهی آدمای دور و اطرافتون از عقایدتون و سبک زندگیتون راضی باشن؟ شما یک بار زندگی میکنید و حق شماست که نسبت به نظر دیگران بیاهمیت باشید، بزارید هر چی دوست دارن بگن.
وقتی کسی رو میبوسید DNA اون شخص تا پنج ماه روی بدنتون میمونه. امیدوارم الان رو بدنتون پر از DNA اونی باشه که دوستش دارید.
اون موقعی که بهت پیام میده و تو چند بار میخونی، یه ویس کوتاه میده و تو بارها بهش گوش میدی، و با یه زنگ زدنش کل روز حالت خوبه و شبا به جایِ خواب ترجیح میدی به اون فکر کنی؛ دقیقا همونجا، بدون که کار از وابستگی گذشته.
نوشته بود : « اونی که نباید میرفت ، رفت ، دیگه فرقی نداره کی هست کی نیست » و چقد غم داره این جمله هممون حسش کردیم
بیا مبنا رو بر این بذاریم که بیای بشینی توو بغلم و برات کتاب بخونم ولی خب به هر حال نفسات میخوره به گردنم و پلن عوض میشه.
چشمات بوسیدنیه، گردنت بوسیدنیه، دستات بوسیدنیه، عطر تنت بوسیدنیه، نفسات بوسیدنیه، مهربونیِ تهِ قلبت بوسیدنیه، موهات بوسیدنیه. کلا تو بوسیدنیترین موجودِ این کره خاکیای.
اون موقعی که بهت پیام میده و تو چند بار میخونی، یه ویس کوتاه میده و تو بار ها بهش گوش میدی، و با یه زنگ زدنش کل روز حالت خوبه و شبا بجای خواب ترجیح میدی به اون فکر کنی، دقیقا همونجا بدون کار از وابستگی گذشته.
من دوست دارم ، واست از همه چی میزنم ، دلم میخواد ببینمت ، نمیتونم ترکت کنم ، درسته تا الان کم ناراحتم نکردی و کم قلبمو نشکستی ، اما من هنوزم دوست دارم ، نمیدونم چرا ولی تحمل اینکه نباشی و اینکه ترکت کنم یا ترکم کنی رو ندارم، با وجود اینکه همه میگن آدم خوبی برام نیستی.
کلمهی "عشق" از گیاه "عَشَقِه" گرفته شده.این گیاه دور جفت خودش میپیچه و تقریبا تمام ذخیرهی انرژی خودشو در اختیار اون قرار میده. درست مثل عاشقی که تمام جونشو برای معشوقش میذاره.
به قول صائب تبریزی:
«آرامش است؛ عاقبت اضطرابها...»
خلاصه که اینقدر غصه نخورید بالاخره خوب میشه، قشنگ میشه، میرسیم، میبینیم، میخندیم :)
«آرامش است؛ عاقبت اضطرابها...»
خلاصه که اینقدر غصه نخورید بالاخره خوب میشه، قشنگ میشه، میرسیم، میبینیم، میخندیم :)
من تحمل اینو ندارم ناراحتیتو ببینم؛ اخم کردنتو ببینم؛ تحمل اینو ندارم که مدت طولانی قهر باشیمو حرف نزنیم؛ چند روز بیخبر باشم؛ من فقط دوستت دارم حالا هر اتفاقی میخواد بیفته، ولی تو باید کنار من باشی من نمیتونم ازت دور باشیم.
وقتیبهت میگم دوست دارم در واقع یعنی هر وقت کنارمیخوشحالترینم. فکر کردن بهت حالمو خوب میکنه. یعنی هر اتفاقی هم برام بیوفته، بازم دلم به بودنِ تو خوشه. حتی با صداتم میتونی تو اوجِ عصبانیت آرومم کنی و بغلت یه پناهگاهه واسه من و دردام.
وقتی عکس جدید میفرسته به جای تعریفای تکراری مثل شهریار بهش بگید:
«در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم همه چشمان جهان گو به سرم بشتابند.»ذوقش تضمینیه.
«در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم همه چشمان جهان گو به سرم بشتابند.»ذوقش تضمینیه.
“گاهی یک نگاه ساده، قصهای را آغاز میکند که هیچ پایانی برایش متصور نیستی… و چه لذتی دارد گم شدن در داستانی که قهرمانش تویی!”