تو دقیقا همون قسمتِ قشنگِ زندگیِ منی که همیشه به وجودش میبالم. تو همون یه نفری هستی که دلم میخواد پا به پاش پیر بشم. تو آغاز و انتهایِ منی؛ یه جوری که بند بندِ وجودم دیوونه وار تو رو میپرسته.
رابطه خیلی عجیبی هست بین بخشیدن و علاقه. از سر علاقه آدمی رو چند بار میبخشی بعد همون علاقه با هر بار بخشش کمتر میشه. انگار که هر بخشش میشه جراحتی که نادیده میگیری، تلنگری به منطقت، یهجا بهت دیگه بر میخوره.
من قلبم به تو عادت کرده انقد که اگه یه روز باهات حرف نزنم حس میکنم قلبی ندارم، ببین من پیش تو همهی وجودم قلبه. برا همینه که نبودنت باعث میشه، تنهایی درد نبودِ قلبمو با اعماق وجودم حس کنم. همیشه بمون؛ من به قلبم احتیاج دارم.
لازم نیست برای کسی که نمیفهمه توضیح بدی چه کارایی براش کردی و چقدر باهاش ساختی و چقدر به فکرش بودی. خودتو ازش بگیر؛ گذر زمان خودش همه چیز رو بهش میفهمونه.
میگفت : فک کنم گریه کردن در واقع همون خونیه که از روحمون جاری میشه ، و خب چون متعلق به روحه رنگ نداره.
یادتون باشه؛ شما جایی رو امضا نکردین که همهی آدمای دور و اطرافتون از عقایدتون و سبک زندگیتون راضی باشن؟ شما یک بار زندگی میکنید و حق شماست که نسبت به نظر دیگران بیاهمیت باشید، بزارید هر چی دوست دارن بگن.
وقتی کسی رو میبوسید DNA اون شخص تا پنج ماه روی بدنتون میمونه. امیدوارم الان رو بدنتون پر از DNA اونی باشه که دوستش دارید.
اون موقعی که بهت پیام میده و تو چند بار میخونی، یه ویس کوتاه میده و تو بارها بهش گوش میدی، و با یه زنگ زدنش کل روز حالت خوبه و شبا به جایِ خواب ترجیح میدی به اون فکر کنی؛ دقیقا همونجا، بدون که کار از وابستگی گذشته.
نوشته بود : « اونی که نباید میرفت ، رفت ، دیگه فرقی نداره کی هست کی نیست » و چقد غم داره این جمله هممون حسش کردیم
بیا مبنا رو بر این بذاریم که بیای بشینی توو بغلم و برات کتاب بخونم ولی خب به هر حال نفسات میخوره به گردنم و پلن عوض میشه.
چشمات بوسیدنیه، گردنت بوسیدنیه، دستات بوسیدنیه، عطر تنت بوسیدنیه، نفسات بوسیدنیه، مهربونیِ تهِ قلبت بوسیدنیه، موهات بوسیدنیه. کلا تو بوسیدنیترین موجودِ این کره خاکیای.
اون موقعی که بهت پیام میده و تو چند بار میخونی، یه ویس کوتاه میده و تو بار ها بهش گوش میدی، و با یه زنگ زدنش کل روز حالت خوبه و شبا بجای خواب ترجیح میدی به اون فکر کنی، دقیقا همونجا بدون کار از وابستگی گذشته.
من دوست دارم ، واست از همه چی میزنم ، دلم میخواد ببینمت ، نمیتونم ترکت کنم ، درسته تا الان کم ناراحتم نکردی و کم قلبمو نشکستی ، اما من هنوزم دوست دارم ، نمیدونم چرا ولی تحمل اینکه نباشی و اینکه ترکت کنم یا ترکم کنی رو ندارم، با وجود اینکه همه میگن آدم خوبی برام نیستی.
کلمهی "عشق" از گیاه "عَشَقِه" گرفته شده.این گیاه دور جفت خودش میپیچه و تقریبا تمام ذخیرهی انرژی خودشو در اختیار اون قرار میده. درست مثل عاشقی که تمام جونشو برای معشوقش میذاره.
به قول صائب تبریزی:
«آرامش است؛ عاقبت اضطرابها...»
خلاصه که اینقدر غصه نخورید بالاخره خوب میشه، قشنگ میشه، میرسیم، میبینیم، میخندیم :)
«آرامش است؛ عاقبت اضطرابها...»
خلاصه که اینقدر غصه نخورید بالاخره خوب میشه، قشنگ میشه، میرسیم، میبینیم، میخندیم :)