@alien2016
یکی از جالب ترین کیس های فرازمینی که به سازمان موفان MUFON ارائه شده است مربوط به سال 1999 است که در طی آن دختر یک سیاستمدار معروف آمریکایی بنام ترنر همیلتون هولت،در نامه ای به موفان از ماجرای عجیبی می گوید که پدرش به او و برادرش در اواخر عمرش گفته بود . این خانم در نامه اش به موفان نوشته بود : امروز می خواهم یک راز خانوادگی را با شما در میان بگذارم که مربوط است به سال های جنگ جهانی دوم، در آن سال ها وزیر خارجه وقت آمریکا بنام کوردل هولت که پسر عموی پدرم نیز بود و در دولت فرانکلین روزولت کار می کرد،روزی پدرم را به زیرزمین ساختمان وزارت خانه مطبوعش برده و ابتدا از او قسم رازداری گرفته و سپس به او چیزی را نشان می دهد.چیزهایی که پدرم می بیند و نمی تواند باور نماید عبارت بوده اند از:
1- چهار استوانه بزرگ شیشه ای که در هرکدام یک موجود ناشناخته نگهداری می شد.
2- لاشه یک شی مدور بزرگ
پدرم در آن سال ها 34 سال بیشتر نداشته و در کمال صحت جسمی و عقلی بوده است و این راز را تا اواخر عمرش بدلیل قسمی که خورده بود به کسی نگفته بود، اما او نمی خواسته این حقایق از بین برود لذا آنرا با من و برادرم در میان گذاشت، زیرا فکر می کرد که این ها اطلاعات بسیار مهمی هستند که باید روزی مردم از آن باخبر شوند. ما تحقیقات زیادی کردیم و متوجه شدیم که بهترین مکان برای درمیان گذاشتن این ماجرای مهم سازمان شما (موفان) باشد و از شما می خواهیم این موضوع را در تحقیقات خود بگنجانید زیرا اطمینان دارم که اجساد موجودات بیگانه و لاشه آن وسیله باید در جایی در واشنگتن کماکان نگهداری می شده باشد.ارادتمند شما،لوسیل اندرو از اوهایو
@alien2016
یکی از جالب ترین کیس های فرازمینی که به سازمان موفان MUFON ارائه شده است مربوط به سال 1999 است که در طی آن دختر یک سیاستمدار معروف آمریکایی بنام ترنر همیلتون هولت،در نامه ای به موفان از ماجرای عجیبی می گوید که پدرش به او و برادرش در اواخر عمرش گفته بود . این خانم در نامه اش به موفان نوشته بود : امروز می خواهم یک راز خانوادگی را با شما در میان بگذارم که مربوط است به سال های جنگ جهانی دوم، در آن سال ها وزیر خارجه وقت آمریکا بنام کوردل هولت که پسر عموی پدرم نیز بود و در دولت فرانکلین روزولت کار می کرد،روزی پدرم را به زیرزمین ساختمان وزارت خانه مطبوعش برده و ابتدا از او قسم رازداری گرفته و سپس به او چیزی را نشان می دهد.چیزهایی که پدرم می بیند و نمی تواند باور نماید عبارت بوده اند از:
1- چهار استوانه بزرگ شیشه ای که در هرکدام یک موجود ناشناخته نگهداری می شد.
2- لاشه یک شی مدور بزرگ
پدرم در آن سال ها 34 سال بیشتر نداشته و در کمال صحت جسمی و عقلی بوده است و این راز را تا اواخر عمرش بدلیل قسمی که خورده بود به کسی نگفته بود، اما او نمی خواسته این حقایق از بین برود لذا آنرا با من و برادرم در میان گذاشت، زیرا فکر می کرد که این ها اطلاعات بسیار مهمی هستند که باید روزی مردم از آن باخبر شوند. ما تحقیقات زیادی کردیم و متوجه شدیم که بهترین مکان برای درمیان گذاشتن این ماجرای مهم سازمان شما (موفان) باشد و از شما می خواهیم این موضوع را در تحقیقات خود بگنجانید زیرا اطمینان دارم که اجساد موجودات بیگانه و لاشه آن وسیله باید در جایی در واشنگتن کماکان نگهداری می شده باشد.ارادتمند شما،لوسیل اندرو از اوهایو
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای عجیب استلا لنسینگ،زن خانه داری که در فیلم ها و عکس هایش موجودات و اشیای ماورایی و ناشناس ظاهر می شدند.
@alien2016
@alien2016
@alien2016
یکی از عجیب ترین کیس های پارانورمال مربوط است به زنی بنام استلا لنسینگ. او متولد دهه ۳۰ میلادی و یک زن خانه دار ساده در ماساچوست است.ماجرای او از سال ۱۹۶۱ شروع می شود جاییکه او یک دوربین عکاسی و فیلمبرداری می خرد و شروع به فیلمبرداری می کند اما نکته عجیب و غیرقابل توضیح در مورد او اینست که در فیلم ها و عکس هایش علاوه بر ان منظره ای که گرفته است چیزهای عجیبی نمایان می شوند چیزهایی که بنظر می رسد متعلق به دنیای دیگر یا بعد دیگری باشند .در تصاویر او یوفو،مردان سیاهپوش،موجودات انسان نما و ملاقات کننده هایی از دنیاهای دیگر دیده می شوند.این ماجراها از زمانی شروع شد که او در یک روز تابستان در بیرون خانه اش یک گوی نورانی را دید .در قطعی بزرگ و براق سال ۱۹۶۱ او در بزرگراه مشغول رانندگی بود تا برای دوستش شمع ببرد که ناگهان همان گوی در بالای سرش ظاهر شد و اندکی بعد ماشین سیاهی از ناکجا در جلویش ظاهر شد انگار ان ماشین توسط ان گوی هدایت می شد.استلا برای دفعات متعدد این گوی را می دید تا سرانجام تصمیم گرفت از ان عکس بگیرد و بالاخره موفق به انجام اینکار شد و در بازبینی تصویر متوجه حضور دو نفر در وسیله ای شد که در ان گوی نورانی بودند و در واقع گوی نورانی یک یوفو بود.از ان پس استلا هر وقت فیلم یا عکسی می گرفت با یک آنومالی در آنها مواجه می شد. در بیشتر تصاویر خطوطی مانند خطوط ساعت های دیواری بدون عدد دیده می شدند.در تصویری که او از جریان سفر ملکه الیزابت گرفته بود یک کاهن هندو دیده می شد یا اشیا ناشناس پرنده دیده می شدند.دکتر برتولد شولتز (که در این کانال قبلا در ماجرای هوارد منجر از او یاد کردیم) برای مدت ۱۵ سال بر روی کیس او کار کرد تا راز ان را پیدا کند اما به جواب قانع کننده ای نرسید.لابراتوارهای عکاسی و متخصصان فیلمبرداری عکس ها و فیلم های او را بررسی کردند و ادعا کردند که نور از منبعی خارج از فیلم وارد دوربین او شده و این اشکال را بوجود می اورد اما اصلا دلیل قانع کننده ای نبود.اما دکتر شولتز معتقد بود که او احتمالا دارای قدرتی ماورایی است که می تواند افکارش را به فیلم ها و عکس هایش تحمیل کند.ماجرای استلا لنسینگ از ان موارد پارانورمالی است که تا این تاریخ بی جواب مانده است در کلیپ بالا بخشی از فیلم ها و عکس های او را که دارای موارد عجیب هستند می بینیم.
@alien2016
یکی از عجیب ترین کیس های پارانورمال مربوط است به زنی بنام استلا لنسینگ. او متولد دهه ۳۰ میلادی و یک زن خانه دار ساده در ماساچوست است.ماجرای او از سال ۱۹۶۱ شروع می شود جاییکه او یک دوربین عکاسی و فیلمبرداری می خرد و شروع به فیلمبرداری می کند اما نکته عجیب و غیرقابل توضیح در مورد او اینست که در فیلم ها و عکس هایش علاوه بر ان منظره ای که گرفته است چیزهای عجیبی نمایان می شوند چیزهایی که بنظر می رسد متعلق به دنیای دیگر یا بعد دیگری باشند .در تصاویر او یوفو،مردان سیاهپوش،موجودات انسان نما و ملاقات کننده هایی از دنیاهای دیگر دیده می شوند.این ماجراها از زمانی شروع شد که او در یک روز تابستان در بیرون خانه اش یک گوی نورانی را دید .در قطعی بزرگ و براق سال ۱۹۶۱ او در بزرگراه مشغول رانندگی بود تا برای دوستش شمع ببرد که ناگهان همان گوی در بالای سرش ظاهر شد و اندکی بعد ماشین سیاهی از ناکجا در جلویش ظاهر شد انگار ان ماشین توسط ان گوی هدایت می شد.استلا برای دفعات متعدد این گوی را می دید تا سرانجام تصمیم گرفت از ان عکس بگیرد و بالاخره موفق به انجام اینکار شد و در بازبینی تصویر متوجه حضور دو نفر در وسیله ای شد که در ان گوی نورانی بودند و در واقع گوی نورانی یک یوفو بود.از ان پس استلا هر وقت فیلم یا عکسی می گرفت با یک آنومالی در آنها مواجه می شد. در بیشتر تصاویر خطوطی مانند خطوط ساعت های دیواری بدون عدد دیده می شدند.در تصویری که او از جریان سفر ملکه الیزابت گرفته بود یک کاهن هندو دیده می شد یا اشیا ناشناس پرنده دیده می شدند.دکتر برتولد شولتز (که در این کانال قبلا در ماجرای هوارد منجر از او یاد کردیم) برای مدت ۱۵ سال بر روی کیس او کار کرد تا راز ان را پیدا کند اما به جواب قانع کننده ای نرسید.لابراتوارهای عکاسی و متخصصان فیلمبرداری عکس ها و فیلم های او را بررسی کردند و ادعا کردند که نور از منبعی خارج از فیلم وارد دوربین او شده و این اشکال را بوجود می اورد اما اصلا دلیل قانع کننده ای نبود.اما دکتر شولتز معتقد بود که او احتمالا دارای قدرتی ماورایی است که می تواند افکارش را به فیلم ها و عکس هایش تحمیل کند.ماجرای استلا لنسینگ از ان موارد پارانورمالی است که تا این تاریخ بی جواب مانده است در کلیپ بالا بخشی از فیلم ها و عکس های او را که دارای موارد عجیب هستند می بینیم.
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آفریقای جنوبی،سال 1989 و ساقط کردن یوفو در مرز بوتسوانا و آنچه در آن یافتند...
@alien2016
@alien2016
@alien2016
در تاریخ 5 می 1989 نیروی هوایی ارتش آفریقای جنوبی بدنبال ظاهر شدن شی ناشناسی بر روی رادار در فرودگاه شهر کیپ تاون و نقض حریم هوایی، دو جنگنده را برای تعقیب آن گسیل داشت.جنگنده ها توانستند شی ناشناس را تعقیب کرده و بوسیله یک سلاح لیزری آنرا مجبور به فرود در مرز بوتسوانا می کند،بلافاصله نیروی های زمینی به محل فرود یوفو رسیده و در داخل یوفو سه موجود را که بسیار به موجودات حادثه رازول شبیه هستند می بینند. این موجودات کوتاه قد،دارای چشمان درشت و دارای سه انگشت بوده و رنگ شان آبی متمایل به سبز بود.این حادثه توسط انتونی تاد پلیس بریتانیایی که خودش چندین مرتبه یوفوها و سرنشینانی در آنها را دیده بود و اکنون یک یوفولوژیست معروف می باشد مورد بررسی قرار گرفت، او می گوید این حادثه در صحرا اتفاق افتاد و مقامات آفریقای جنوبی در داخل یوفو دو موجود بیگانه زنده را یافتند که بعدا این موجودات همراه با یوفو به پایگاه رایت پترسون در امریکا منتقل شدند،من این اطلاعات را از مقامات آفریقای جنوبی گرفتم که در صداقت شان تردید ندارم.در کلیپ بالا جزییاتی از این حادثه را که بازسازی شده می بینید.
@alien2016
در تاریخ 5 می 1989 نیروی هوایی ارتش آفریقای جنوبی بدنبال ظاهر شدن شی ناشناسی بر روی رادار در فرودگاه شهر کیپ تاون و نقض حریم هوایی، دو جنگنده را برای تعقیب آن گسیل داشت.جنگنده ها توانستند شی ناشناس را تعقیب کرده و بوسیله یک سلاح لیزری آنرا مجبور به فرود در مرز بوتسوانا می کند،بلافاصله نیروی های زمینی به محل فرود یوفو رسیده و در داخل یوفو سه موجود را که بسیار به موجودات حادثه رازول شبیه هستند می بینند. این موجودات کوتاه قد،دارای چشمان درشت و دارای سه انگشت بوده و رنگ شان آبی متمایل به سبز بود.این حادثه توسط انتونی تاد پلیس بریتانیایی که خودش چندین مرتبه یوفوها و سرنشینانی در آنها را دیده بود و اکنون یک یوفولوژیست معروف می باشد مورد بررسی قرار گرفت، او می گوید این حادثه در صحرا اتفاق افتاد و مقامات آفریقای جنوبی در داخل یوفو دو موجود بیگانه زنده را یافتند که بعدا این موجودات همراه با یوفو به پایگاه رایت پترسون در امریکا منتقل شدند،من این اطلاعات را از مقامات آفریقای جنوبی گرفتم که در صداقت شان تردید ندارم.در کلیپ بالا جزییاتی از این حادثه را که بازسازی شده می بینید.
@alien2016
@alien2016
در رابطه با این نوشتار که بمرور در چند قسمت ارائه میگردد،شما با مطالب گوناگونی از قبیل،ملاقات ایزنهاور با فرازمینیان، اسارت
بیگانه ای بنام (ebe) و غیره اشنا میشوید.
نوشته شده توسط دکتر هونیشمن
@alien2016
مقاله ای در خصوص پیش زمینه واقعی نظم نوین جهانی و تلفیقی از منابع اصلی
قسمت اول
از ژانویه سال 1947 تا دسامبر 1952 شانزده فضاپیمای بیگانه تا به حال یا فرود اضطراری داشته اند و یا سقوط کرده اند. در این بین 65 بیگانه مرده و یکی از انان زنده ماند. از سفینه فضایی دیگر، منفجر شده هیچ بقایایی کشف نشد.
از این حوادث، 13 مورد در محدوده ایالات متحده، که حادثه سفینه فضایی منفجر شده به حساب نیامد. در این بین، یکی در آریزونا، یازده مورد در نیومکزیکو و یکی در نوادا رخ داده بود. سه مورد سقوط در کشورهای دیگر رخ داد، از جمله در نروژ و دو مورد دیگر در مکزیک.
در طول سال های اولیه، نیروی هوایی ایالات متحده و سازمان سیا کنترل کامل بر محرمانه بودن حضور بیگانگان فرازمینی را در دستور کار داشتند.
در واقع، سازمان سیا با فرمان اجرایی رئيس جمهور برای مقابله با حضور بیگانگان بوجود امد.
سپس قانون امنیت ملی به تصویب رسید. شورای امنیت ملی برای نظارت بر سازمان سیا و به خصوص در مورد فعالیت های بیگانگان فرازمینی تاسیس شد. سازمان سیا به طور خاص برای این منظور یعنی در رابطه با اتخاذ سیاست داخلی تعیین نشده بود. و همچنین، می توان گفت که شورای امنیت ملی از پیشگامان MJ12 بوده است.
سوال در مورد بیگانگان
رئيس جمهور آیزنهاور از شورای امنیت ملی توسط یادداشتی تحت نام (54-10) یک جامعه مخفی از 12 مرد به نام "پژوهشگران" بعبارتی (دانشمندان) درخواست کرد. " در این گروه یک گروه داخلی بنام "پژوهشگران جیسون" در واقع (دانشمندان جیسون)" با یادداشت (54-11) شورای امنیت ملی تشکیل شود.
و با یادداشت های شورای امنیت ملی 54-12 / 1 و 54-12 / 2، این گروه وظیفه اشان جمع اوری مسائلی از قبیل کاوش کاذب، دروغ، حقایق و ریشه های واقعی از سال 1954 در مورد بیگانگان بود علاوه بر این، این مردان باید همه اقدامات در این رابطه را کتمان و برنامه ریزی میکردند، بهمین دلیل است که انها دولتمردان برجسته را ملاقات میکردند.
نقل قول،، "سال 2000 دنیا رستاخیر میشود."
مورد اول از طرف اقای الیستار کوک است که گفت،،نقل قول: "من تعجب میکنم اگر جهان هنوز مثل همیشه ادامه یابد فکر نکنم که ما سال 2000 را پشت سر بگذاریم این یک معجزه است."
پایان نقل قول.
وینستون چرچیل گفت، نقل قول:
"بنظر می رسد ما در حال حرکتیم، دست خوش پیشامدیم ، با وقار در مقابل اراده خودمان. در برابر هر اراده ای از هر نژاد و همه مردم و هر طبقه، در یک فاجعه ی بزرگ هستیم. هر کس می خواهد انرا متوقف کند. اما نمی داند چگونه." پایان نقل قول.
رونالد ریگان در 18 اکتبر سال 1983 ، در دیدار با توماس داین، که مدیر اجرایی امور عمومی آمریکا و اسرائیل بود،اعلام کرد
نقل قول: "ایا شما می دانستید، من به پیامبران قدیمیتان و عهد عتیق نظر افکندم و نشانه ها می گویند روز قیامت در پیش است. و من تعجب می کنم که آیا ما نسلی هستیم که تجربه خواهیم کرد، من نمیدانم ایا شما متوجه پیش بینی شدید. اما باور کنید، آنها دقیقا زمانش را پیش بینی کرده به این جهت داریم میرویم. "پایان نقل قول.
سقوط بشقاب پرنده ها، فوریه و مارس 1948
سال 1948 دو سقوط بشقاب پرنده بسیار مهم بودند بطوریکه دولت همه اقدامات ممکن را برای جلوگیری از مطلع شدن مردم انجام داد. و این دو سقوط در شهرستان آزتک، نیومکزیکو بود.زیرا در هر دو سایت سقوط، بقایای لاشه انسانی پیدا شده بود!.
سازمان اطلاعات برون مرز و نظامی، کتاب
1- گزارش نهایی کمیته برای بررسی عملیات دولت به احتساب فعالیت های سازمان سیا، مجلس سنای ایالات متحده و کنگره
2- جلسه و گزارش 755-94
26آوریل 1976، صفحه 49 می گوید این تصمیم، وزیر را قادر میسازد برای نظارت بر هماهنگی اطلاعات، علیه نفوذ کمونیسم.
ادامه در پست بعد
@alien2016
در رابطه با این نوشتار که بمرور در چند قسمت ارائه میگردد،شما با مطالب گوناگونی از قبیل،ملاقات ایزنهاور با فرازمینیان، اسارت
بیگانه ای بنام (ebe) و غیره اشنا میشوید.
نوشته شده توسط دکتر هونیشمن
@alien2016
مقاله ای در خصوص پیش زمینه واقعی نظم نوین جهانی و تلفیقی از منابع اصلی
قسمت اول
از ژانویه سال 1947 تا دسامبر 1952 شانزده فضاپیمای بیگانه تا به حال یا فرود اضطراری داشته اند و یا سقوط کرده اند. در این بین 65 بیگانه مرده و یکی از انان زنده ماند. از سفینه فضایی دیگر، منفجر شده هیچ بقایایی کشف نشد.
از این حوادث، 13 مورد در محدوده ایالات متحده، که حادثه سفینه فضایی منفجر شده به حساب نیامد. در این بین، یکی در آریزونا، یازده مورد در نیومکزیکو و یکی در نوادا رخ داده بود. سه مورد سقوط در کشورهای دیگر رخ داد، از جمله در نروژ و دو مورد دیگر در مکزیک.
در طول سال های اولیه، نیروی هوایی ایالات متحده و سازمان سیا کنترل کامل بر محرمانه بودن حضور بیگانگان فرازمینی را در دستور کار داشتند.
در واقع، سازمان سیا با فرمان اجرایی رئيس جمهور برای مقابله با حضور بیگانگان بوجود امد.
سپس قانون امنیت ملی به تصویب رسید. شورای امنیت ملی برای نظارت بر سازمان سیا و به خصوص در مورد فعالیت های بیگانگان فرازمینی تاسیس شد. سازمان سیا به طور خاص برای این منظور یعنی در رابطه با اتخاذ سیاست داخلی تعیین نشده بود. و همچنین، می توان گفت که شورای امنیت ملی از پیشگامان MJ12 بوده است.
سوال در مورد بیگانگان
رئيس جمهور آیزنهاور از شورای امنیت ملی توسط یادداشتی تحت نام (54-10) یک جامعه مخفی از 12 مرد به نام "پژوهشگران" بعبارتی (دانشمندان) درخواست کرد. " در این گروه یک گروه داخلی بنام "پژوهشگران جیسون" در واقع (دانشمندان جیسون)" با یادداشت (54-11) شورای امنیت ملی تشکیل شود.
و با یادداشت های شورای امنیت ملی 54-12 / 1 و 54-12 / 2، این گروه وظیفه اشان جمع اوری مسائلی از قبیل کاوش کاذب، دروغ، حقایق و ریشه های واقعی از سال 1954 در مورد بیگانگان بود علاوه بر این، این مردان باید همه اقدامات در این رابطه را کتمان و برنامه ریزی میکردند، بهمین دلیل است که انها دولتمردان برجسته را ملاقات میکردند.
نقل قول،، "سال 2000 دنیا رستاخیر میشود."
مورد اول از طرف اقای الیستار کوک است که گفت،،نقل قول: "من تعجب میکنم اگر جهان هنوز مثل همیشه ادامه یابد فکر نکنم که ما سال 2000 را پشت سر بگذاریم این یک معجزه است."
پایان نقل قول.
وینستون چرچیل گفت، نقل قول:
"بنظر می رسد ما در حال حرکتیم، دست خوش پیشامدیم ، با وقار در مقابل اراده خودمان. در برابر هر اراده ای از هر نژاد و همه مردم و هر طبقه، در یک فاجعه ی بزرگ هستیم. هر کس می خواهد انرا متوقف کند. اما نمی داند چگونه." پایان نقل قول.
رونالد ریگان در 18 اکتبر سال 1983 ، در دیدار با توماس داین، که مدیر اجرایی امور عمومی آمریکا و اسرائیل بود،اعلام کرد
نقل قول: "ایا شما می دانستید، من به پیامبران قدیمیتان و عهد عتیق نظر افکندم و نشانه ها می گویند روز قیامت در پیش است. و من تعجب می کنم که آیا ما نسلی هستیم که تجربه خواهیم کرد، من نمیدانم ایا شما متوجه پیش بینی شدید. اما باور کنید، آنها دقیقا زمانش را پیش بینی کرده به این جهت داریم میرویم. "پایان نقل قول.
سقوط بشقاب پرنده ها، فوریه و مارس 1948
سال 1948 دو سقوط بشقاب پرنده بسیار مهم بودند بطوریکه دولت همه اقدامات ممکن را برای جلوگیری از مطلع شدن مردم انجام داد. و این دو سقوط در شهرستان آزتک، نیومکزیکو بود.زیرا در هر دو سایت سقوط، بقایای لاشه انسانی پیدا شده بود!.
سازمان اطلاعات برون مرز و نظامی، کتاب
1- گزارش نهایی کمیته برای بررسی عملیات دولت به احتساب فعالیت های سازمان سیا، مجلس سنای ایالات متحده و کنگره
2- جلسه و گزارش 755-94
26آوریل 1976، صفحه 49 می گوید این تصمیم، وزیر را قادر میسازد برای نظارت بر هماهنگی اطلاعات، علیه نفوذ کمونیسم.
ادامه در پست بعد
@alien2016
تصویری که مشاهده میکنید توسط یک زن و مرد سوار بر موتور هارلی دیویدسون در سییرا،نوادا 1957 از شی ناشناس گرفته شده و توسط لابراتوار شرکت کوداک تایید شده است.
@alien2016
@alien2016
@alien2016
1950،وارسه ،ایتالیا و کارگر کارخانه ای که آنچه را می دید باور نمی کرد،موجوداتی بیگانه که مشغول جوشکاری بودند...
@alien2016
در تاریخ 24 آوریل 1950،کارگر کارخانه بنام برونو فاچینی در شیفت آخر شب مشغول کار بود، او که خسته شده بود از داخل محل کارش بیرون آمده تا کمی هوای تازه استشمام کند، خانه اش در شهر کوچک وارسه همان روز دچار طوفان شدیدی شده بود.در همین اثنا،در حالی که رعد و برق خفیفی نیز شروع شده بود،نوری را در فاصله نه چندان دور از در کارخانه مشاهده نمود، او در ابتدا فکر کرد شاید ترانسفورماتور کارخانه باشد که احتمالا اشکالی پیدا کرده، او جلوتر رفته و ناگهان با صحنه ای مواجه شد که باورش برایش سخت بود، او وسیله بزرگ مدوری را مشاهده کرد که در حدود دویست متری او فرود آمده و در روشنایی نوری که از آن بیرون می آمد دو موجود کوتاه قد خارج شده و مشغول کار هستند،مثل اینکه مشغول جوشکاری هستند و جرقه ها به رنگ سبز بر زمین می ریخت، او باز متوجه قضیه نشده و احتمال داد این یک وسیله پرنده از پایگاه هوایی همان شهر می باشد، اما ناگهان از داخل آن وسیله پلکانی باز شده و تعداد دیگری از آن موجودات پایین آمدند،دقایقی گذشت و همه آن موجودات از یک در نامرئی وارد آن وسیله شدند و وسیله حرکت کرد در این هنگام او صدایی مانند صدای زنبور اما با فرکانس بالایی شنید،در این هنگام دیگر وحشت او را فرا گرفت و بی اختیار از شدت ترس فریادی کشیده و شروع به فرار کرد،در حال دویدن بود که از داخل وسیله یک نور شبیه لیزر بطرف او شلیک شد و او را نقش بر زمین کرد و دردی سرتاسر بدن او را فرا گرفت.اما با اینحال مشاهده کرد که شی پرنده در آسمان مانوری داده و در یک صدم ثانیه در آسمان ناپدید شد.
@alien2016
فردا بلافاصله به پلیس رفته و تمام ماجرا را گزارش کرد.پلیس به محل حادثه رفته و بقایایی از آن شی را مشاهده نمود،آنها دیدند که در محل فرود یک دایره بزرگ بوجود آمده و تمام گیاهان و سنگ و خاک سیاه شده است و ماده ای سبز رنگ در آنجا ریخته شده بود،این ماده در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که یک ماده ضد اصطکاک است و از عناصر مختلفی تشکیل شده است، این ماده سبز رنگ توسط یوفولوژیست ها و فلزشناسان چندین بار تست شد و مشخص شد که 70% مس، 17% قلع و عناصر دیگر که ناشناخته بود.این شواهد بهمراه شهادت برونو فاچینی که همه او را فردی سالم به لحاظ عقلی و منطقی می دانستند باعث شد تا تردیدی در آنچه او روایت می کرد نباشد.اما برخی نیز مدعی شدند که او احتمالا بدلایل نامعلومی دچار توهم شده است.اما این موضوع نمی توانست بقایای بجا مانده را که از آن شی باقی مانده بود، توجیه نماید.
@alien2016
1950،وارسه ،ایتالیا و کارگر کارخانه ای که آنچه را می دید باور نمی کرد،موجوداتی بیگانه که مشغول جوشکاری بودند...
@alien2016
در تاریخ 24 آوریل 1950،کارگر کارخانه بنام برونو فاچینی در شیفت آخر شب مشغول کار بود، او که خسته شده بود از داخل محل کارش بیرون آمده تا کمی هوای تازه استشمام کند، خانه اش در شهر کوچک وارسه همان روز دچار طوفان شدیدی شده بود.در همین اثنا،در حالی که رعد و برق خفیفی نیز شروع شده بود،نوری را در فاصله نه چندان دور از در کارخانه مشاهده نمود، او در ابتدا فکر کرد شاید ترانسفورماتور کارخانه باشد که احتمالا اشکالی پیدا کرده، او جلوتر رفته و ناگهان با صحنه ای مواجه شد که باورش برایش سخت بود، او وسیله بزرگ مدوری را مشاهده کرد که در حدود دویست متری او فرود آمده و در روشنایی نوری که از آن بیرون می آمد دو موجود کوتاه قد خارج شده و مشغول کار هستند،مثل اینکه مشغول جوشکاری هستند و جرقه ها به رنگ سبز بر زمین می ریخت، او باز متوجه قضیه نشده و احتمال داد این یک وسیله پرنده از پایگاه هوایی همان شهر می باشد، اما ناگهان از داخل آن وسیله پلکانی باز شده و تعداد دیگری از آن موجودات پایین آمدند،دقایقی گذشت و همه آن موجودات از یک در نامرئی وارد آن وسیله شدند و وسیله حرکت کرد در این هنگام او صدایی مانند صدای زنبور اما با فرکانس بالایی شنید،در این هنگام دیگر وحشت او را فرا گرفت و بی اختیار از شدت ترس فریادی کشیده و شروع به فرار کرد،در حال دویدن بود که از داخل وسیله یک نور شبیه لیزر بطرف او شلیک شد و او را نقش بر زمین کرد و دردی سرتاسر بدن او را فرا گرفت.اما با اینحال مشاهده کرد که شی پرنده در آسمان مانوری داده و در یک صدم ثانیه در آسمان ناپدید شد.
@alien2016
فردا بلافاصله به پلیس رفته و تمام ماجرا را گزارش کرد.پلیس به محل حادثه رفته و بقایایی از آن شی را مشاهده نمود،آنها دیدند که در محل فرود یک دایره بزرگ بوجود آمده و تمام گیاهان و سنگ و خاک سیاه شده است و ماده ای سبز رنگ در آنجا ریخته شده بود،این ماده در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که یک ماده ضد اصطکاک است و از عناصر مختلفی تشکیل شده است، این ماده سبز رنگ توسط یوفولوژیست ها و فلزشناسان چندین بار تست شد و مشخص شد که 70% مس، 17% قلع و عناصر دیگر که ناشناخته بود.این شواهد بهمراه شهادت برونو فاچینی که همه او را فردی سالم به لحاظ عقلی و منطقی می دانستند باعث شد تا تردیدی در آنچه او روایت می کرد نباشد.اما برخی نیز مدعی شدند که او احتمالا بدلایل نامعلومی دچار توهم شده است.اما این موضوع نمی توانست بقایای بجا مانده را که از آن شی باقی مانده بود، توجیه نماید.
@alien2016
@alien2016
ماجرای بسیار عجیب کارگر درخت بری در جنگل آریزونا که پنج روز ناپدید شد و با داستان عجیبی برگشت....
@alien2016
در سال 1975، تراویس والتون،کارگر الوار و برش درختان جنگلی،در جنگل های ملی آریزونا مشغول کار با سایر کارگران بود . پس از برش چند الوار او به همراه شش کارگر،سوار بر یک تراک شده و در جاده ای جنگلی بطرف مکانی دیگر در حرکت بودند که ناگهان در بالای سرشان بشقاب پرنده ای را دیدند،آنها مبهوت و متحیر به آن وسیله عجیب نگاه می کردند که والتون تصمیم می گیرد تا برای مشاهده بهتر از تراک خارج شده و بطرف بشقاب پرنده حرکت کند،او به نزدیکترین نقطه ای می رسد که می تواند آن وسیله را ببیند،
@alien2016
در این هنگام یک طیف از نور بطرف او تابیده شد و او را بر زمین می کوبد،شش کارگر دیگر با دیدن چنین صحنه ای کامیون را حرکت داده و از آن مکان فرار می کنند،اما اتفاق بعد زمانی رخ میدهد که والتون بخاطر می آورد در بیمارستانی چشمانش را باز کرده و سه موجود کوتاه قد، بی مو را می بیند، آن سه نفر دقایقی بعد آن اتاق را ترک کرده و شخص دیگری با یک هلمت (کلاه کار) آمده و او را به اتاق دیگری می برد،در آن اتاق سه موجود دیگر بر بالینش حاضر شده و یک پلاستیک را بر چهره اش می کشند بطوریکه نمی تواند نفس بکشد.دیگر بعد از آن چیزی بخاطر نمی آورد و خودش را در یک بزرگراه در حال قدم زدن می یابد،در این هنگام صدایی شنیده به بالا که نگاه می کند، بشقاب پرنده را دیده که دارد دور می شود.
برای مدت 5 روز هیچ خبری از او نیست و پلیس هرچه بدنبالش می گردد او را نمی یابد و کار به جایی می کشد که به همکارانش مظنون می شوند که او را به قتل رسانده اند.اما همکارانش قسم می خورند که چنین حادثهای اتفاق افتاده، اما کسی باور نمی کند تا اینکه خودش برگشته و ماجرا را تعریف و حرف همکارانش را تصدیق می کند.
@alien2016
ماجرای بسیار عجیب کارگر درخت بری در جنگل آریزونا که پنج روز ناپدید شد و با داستان عجیبی برگشت....
@alien2016
در سال 1975، تراویس والتون،کارگر الوار و برش درختان جنگلی،در جنگل های ملی آریزونا مشغول کار با سایر کارگران بود . پس از برش چند الوار او به همراه شش کارگر،سوار بر یک تراک شده و در جاده ای جنگلی بطرف مکانی دیگر در حرکت بودند که ناگهان در بالای سرشان بشقاب پرنده ای را دیدند،آنها مبهوت و متحیر به آن وسیله عجیب نگاه می کردند که والتون تصمیم می گیرد تا برای مشاهده بهتر از تراک خارج شده و بطرف بشقاب پرنده حرکت کند،او به نزدیکترین نقطه ای می رسد که می تواند آن وسیله را ببیند،
@alien2016
در این هنگام یک طیف از نور بطرف او تابیده شد و او را بر زمین می کوبد،شش کارگر دیگر با دیدن چنین صحنه ای کامیون را حرکت داده و از آن مکان فرار می کنند،اما اتفاق بعد زمانی رخ میدهد که والتون بخاطر می آورد در بیمارستانی چشمانش را باز کرده و سه موجود کوتاه قد، بی مو را می بیند، آن سه نفر دقایقی بعد آن اتاق را ترک کرده و شخص دیگری با یک هلمت (کلاه کار) آمده و او را به اتاق دیگری می برد،در آن اتاق سه موجود دیگر بر بالینش حاضر شده و یک پلاستیک را بر چهره اش می کشند بطوریکه نمی تواند نفس بکشد.دیگر بعد از آن چیزی بخاطر نمی آورد و خودش را در یک بزرگراه در حال قدم زدن می یابد،در این هنگام صدایی شنیده به بالا که نگاه می کند، بشقاب پرنده را دیده که دارد دور می شود.
برای مدت 5 روز هیچ خبری از او نیست و پلیس هرچه بدنبالش می گردد او را نمی یابد و کار به جایی می کشد که به همکارانش مظنون می شوند که او را به قتل رسانده اند.اما همکارانش قسم می خورند که چنین حادثهای اتفاق افتاده، اما کسی باور نمی کند تا اینکه خودش برگشته و ماجرا را تعریف و حرف همکارانش را تصدیق می کند.
@alien2016
آرتیفکتی که مشاهده میکنید در موزه مردم شناسی مکزیکو سیتی قرار دارد و مربوط به تمدن مایا می باشد،اما تفاوت زیادی با بقیه آرتیفکت های بجا مانده از مایاها دارد
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشف قبرستان منسوب به فرازمینی ها در مکزیک
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مجاورت خورشید چه خبر است؟ تصاویر ناسا از مجاورت خورشید و رویت اشیاء ناشناس
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رؤیت بشقاب پرنده در آمریکا
@alien2016
@alien2016
احتمال قتل مرلین مونرو به دلیل تهدید برای فاش کردن موجودات فرازمینی
@alien2016
@alien2016
@alien2016
مورد عجیب ملاقات یک مرد اسپانیایی با موجودی فرازمینی
@alien2016
الیکانته ،اسپانیا، 1978،یک تاجر بنام پاپلو، از یک جلسه کاری در آخر شب از یک مکان دور افتاده از شهر بر می گشت.در حال رانندگی بود که از روبرو نور بسیار شدیدی را می بیند و فکر می کند یک ماشین دیگر از روبرو در حال آمدن است.اما آن از آن نقطه به بالای یک تپه رفته و ناپدید می شود و دقایقی بعد دوباره بر می گردد و بهمان صورت بشدت در حال درخشیدن است . او از رنگ نور متعجب می شود زیرا نه سفید بلکه نارنجی است.در این اثنا دوباره ناپدید و باز نمایان شده، اما این بار با شدت بیشتر و از فاصله نزدیک تری.در این هنگام، پابلو ماشین را متوقف کرده تا بتواند آنرا بهتر ببیند و با دقت که نگاه می کند،شی ای بزرگ دیسک شکل نارنجی را می بیند که در سمت چپ جاده در حال پرواز ثابت است.در این لحظه کمی ترس بر او مستولی شده و پا روی گاز گذاشته و بسرعت حرکت می کند. اما بقول انگلیسی ها " اوردیل" یا بدبختی اش تازه شروع می شود، به این صورت که شی نورانی چشمکی زده و پس از آن،لامپ های ماشین خاموش شده و ثانیه هایی بعد خود ماشین نیز بی دلیل خاموش می شود.در این هنگام ترس کاملا بر او غالب می شود.اکنون تاریکی مطلق در جاده دورافتاده و او در داخل ماشین،ناگهان شی نورانی غیب می شود و دقیقه ای بعد صدایی می شنود، "پابلو، پابلو" ،او مبهوت و متحیر که چه اتفاقی در شرف وقوع است. فکر می کند او گرفتار راهزنان شده است، اما از کجا نامش را می دانند.صدا بلند تر شده و اکنون از داخل ماشین مردی بلند قامت را می بیند که در ده متری ماشین ایستاده است،این مرد لباس چسبان و براق شفاف پوشیده است، قیافه مرد عادی است فقط کمی چشمانش درشت است.ناگهان ترس شدید او تبدیل به آرامشی وصف ناپذیر می شود،علت این امر شروع تله پاتی است که فرد بیگانه شروع کرده است،او به پابلو می گوید که یک فرازمینی است و بهیچوجه قصد ضرری و زیانی به او ندارد و سفر او به زمین کاملا دوستانه است.او می گوید که دانشمندان زمین هیچ اطلاعی از سیاره او ندارند زیرا در منطقه تاریک قرار دارد جاییکه با تلسکوپ امکان دیدن آن وجود ندارد و با استفاده از فضاپیماهای زمین، صدها سال طول می کشد تا به آن سیاره برسند،اما او چگونه به زمین آمده، را انسان نمی تواند درک کند چون ربطی به سرعت و فضا و بطور کلی فیزیک ندارد. در اینجا پابلو با دست اشاره به او می کند و می گوید او انسان است و فرازمینی لبخند زده و می گوید بله ما هم دقیقا مانند شما انسان هستیم و مخلوق یک پروردگار و خالق هستیم.البته تفاوت های بیولوژیکی کوچکی با شما داریم که آنهم بخاطر تکامل زودتر ما نسبت با شما زمینی هاست.شما انسان ها فعلا در حال تکامل فیزیکی هستید که بعدا به تکامل ذهنی و سپس تکامل روحانی خواهید رسید که بطور کلی شما را عوض خواهد نمود. اما راهی طولانی در پیش دارید.پابلو می پرسد آیا بغیر از شما نژادهای دیگر فرازمینی هستند؟ که جواب می شنود بله خیلی زیاد،بسیاری که ماهیت خوب و خیری دارند و برخی هم نه، دشمن ما هستند زیرا در کیهان نیروهای خیر و شر هستند.او سپس از پابلو می خواهد هر سوال دیگری دارد بپرسد و اگر سوالاتش منطقی باشد به آن جواب خواهد داد.
پایان بخش اول
@alien2016
مورد عجیب ملاقات یک مرد اسپانیایی با موجودی فرازمینی
@alien2016
الیکانته ،اسپانیا، 1978،یک تاجر بنام پاپلو، از یک جلسه کاری در آخر شب از یک مکان دور افتاده از شهر بر می گشت.در حال رانندگی بود که از روبرو نور بسیار شدیدی را می بیند و فکر می کند یک ماشین دیگر از روبرو در حال آمدن است.اما آن از آن نقطه به بالای یک تپه رفته و ناپدید می شود و دقایقی بعد دوباره بر می گردد و بهمان صورت بشدت در حال درخشیدن است . او از رنگ نور متعجب می شود زیرا نه سفید بلکه نارنجی است.در این اثنا دوباره ناپدید و باز نمایان شده، اما این بار با شدت بیشتر و از فاصله نزدیک تری.در این هنگام، پابلو ماشین را متوقف کرده تا بتواند آنرا بهتر ببیند و با دقت که نگاه می کند،شی ای بزرگ دیسک شکل نارنجی را می بیند که در سمت چپ جاده در حال پرواز ثابت است.در این لحظه کمی ترس بر او مستولی شده و پا روی گاز گذاشته و بسرعت حرکت می کند. اما بقول انگلیسی ها " اوردیل" یا بدبختی اش تازه شروع می شود، به این صورت که شی نورانی چشمکی زده و پس از آن،لامپ های ماشین خاموش شده و ثانیه هایی بعد خود ماشین نیز بی دلیل خاموش می شود.در این هنگام ترس کاملا بر او غالب می شود.اکنون تاریکی مطلق در جاده دورافتاده و او در داخل ماشین،ناگهان شی نورانی غیب می شود و دقیقه ای بعد صدایی می شنود، "پابلو، پابلو" ،او مبهوت و متحیر که چه اتفاقی در شرف وقوع است. فکر می کند او گرفتار راهزنان شده است، اما از کجا نامش را می دانند.صدا بلند تر شده و اکنون از داخل ماشین مردی بلند قامت را می بیند که در ده متری ماشین ایستاده است،این مرد لباس چسبان و براق شفاف پوشیده است، قیافه مرد عادی است فقط کمی چشمانش درشت است.ناگهان ترس شدید او تبدیل به آرامشی وصف ناپذیر می شود،علت این امر شروع تله پاتی است که فرد بیگانه شروع کرده است،او به پابلو می گوید که یک فرازمینی است و بهیچوجه قصد ضرری و زیانی به او ندارد و سفر او به زمین کاملا دوستانه است.او می گوید که دانشمندان زمین هیچ اطلاعی از سیاره او ندارند زیرا در منطقه تاریک قرار دارد جاییکه با تلسکوپ امکان دیدن آن وجود ندارد و با استفاده از فضاپیماهای زمین، صدها سال طول می کشد تا به آن سیاره برسند،اما او چگونه به زمین آمده، را انسان نمی تواند درک کند چون ربطی به سرعت و فضا و بطور کلی فیزیک ندارد. در اینجا پابلو با دست اشاره به او می کند و می گوید او انسان است و فرازمینی لبخند زده و می گوید بله ما هم دقیقا مانند شما انسان هستیم و مخلوق یک پروردگار و خالق هستیم.البته تفاوت های بیولوژیکی کوچکی با شما داریم که آنهم بخاطر تکامل زودتر ما نسبت با شما زمینی هاست.شما انسان ها فعلا در حال تکامل فیزیکی هستید که بعدا به تکامل ذهنی و سپس تکامل روحانی خواهید رسید که بطور کلی شما را عوض خواهد نمود. اما راهی طولانی در پیش دارید.پابلو می پرسد آیا بغیر از شما نژادهای دیگر فرازمینی هستند؟ که جواب می شنود بله خیلی زیاد،بسیاری که ماهیت خوب و خیری دارند و برخی هم نه، دشمن ما هستند زیرا در کیهان نیروهای خیر و شر هستند.او سپس از پابلو می خواهد هر سوال دیگری دارد بپرسد و اگر سوالاتش منطقی باشد به آن جواب خواهد داد.
پایان بخش اول
@alien2016
@alien2016
قسمت دوم
پابلو سپس با خیالی راحت تند تند سوالات متنوعی را از او می پرسد مثلا اینکه چرا شما بجای من نوعی با یک سیاستمدار بزرگ ارتباط برقرار نمی کنید یا کرده اید و من نمی دانم که فرازمینی می گوید،نه سیاستمدارن شما فعلا در دستور کار ما نیستند چون نمی خواهیم حضورمان جنبه رسمی پیدا کند.او در جواب سوال دیگری می گوید که سیاره شان توسط یک شورا متشکل از نخبه ترین ها اداره می شود.پابلو می پرسد آیا به خدا اعتقاد دارید که او می گوید بله کاملا،ما هم مانند شما خدایی داریم و چون به درجه تکامل روحانی رسیده ایم،بیشتر به اهمیت و نقش او در زندگی مان آگاه هستیم.فرازمینی به سوالات دیگر پابلو در این زمینه ها پاسخ نداد و فقط به او گفت باید با عشق خدا را بپرستید.پابلو سپس پرسید در کدام سیارات منظومه شمسی حیات وجود دارد که شنید فعلا در هیچکدام اما در زمانهای خیلی دور در ونوس، مریخ و حتی ماه حیات وجود داشته است. البته در این سیارات پایگاههایی مخفی وجود دارد که ما از آن آگاه هستیم. ضمنا در یکی از اقمار ژوپیتر بنام گانیمد زمانی نه چندان دور حیات مثل زمین وجود داشته و آنها تلاش زیادی کرده اند تا با انسان ها در زمین ارتباط برقرار کنند اما نتوانستند . علاوه بر این در نپتون نیز تمدنی وجود دارد که برای شما غیر ممکن است که بتوانید آنرا ببینید ما با تکنولوژی که داریم تا بحال 120000 سیاره دارای حیات را کشف کرده ایم برخی پیشرفته و برخی نه چندان پیشرفته و برخی در مراحل اولیه هستند.پابلو در مورد سیاره اش سوال می کند،چطور است؟ او می گوید سیاره ما پوشیده از یخ است و بسیار سرد و با شرایط سختی بوده اما اجداد ما توانسته اند در زیر یخ شهرهایمان را بسازند بطوریکه ما در زیر سطح سیاره مان زندگی می کنیم و در آنجا سردی و گرمی وجود ندارد.ما باغ های بسیار بزرگی بر روی یخ ساخته ایم و منبع انرژی ما یک شکل سفید از انرژی کیهانی آزاد و فنا ناپذیر است که ما آنرا ابوچال می نامیم.در این هنگام فرازمینی به او گفت باید برود زیرا همکارش در فضاپیما که فرمانده اوست از او خواسته برگردد.در این هنگام از نظر ناپدید شده و دقایقی بعد شی نارنجی نمایان و بسرعت ناپدید گردید.
پایان
@alien2016
قسمت دوم
پابلو سپس با خیالی راحت تند تند سوالات متنوعی را از او می پرسد مثلا اینکه چرا شما بجای من نوعی با یک سیاستمدار بزرگ ارتباط برقرار نمی کنید یا کرده اید و من نمی دانم که فرازمینی می گوید،نه سیاستمدارن شما فعلا در دستور کار ما نیستند چون نمی خواهیم حضورمان جنبه رسمی پیدا کند.او در جواب سوال دیگری می گوید که سیاره شان توسط یک شورا متشکل از نخبه ترین ها اداره می شود.پابلو می پرسد آیا به خدا اعتقاد دارید که او می گوید بله کاملا،ما هم مانند شما خدایی داریم و چون به درجه تکامل روحانی رسیده ایم،بیشتر به اهمیت و نقش او در زندگی مان آگاه هستیم.فرازمینی به سوالات دیگر پابلو در این زمینه ها پاسخ نداد و فقط به او گفت باید با عشق خدا را بپرستید.پابلو سپس پرسید در کدام سیارات منظومه شمسی حیات وجود دارد که شنید فعلا در هیچکدام اما در زمانهای خیلی دور در ونوس، مریخ و حتی ماه حیات وجود داشته است. البته در این سیارات پایگاههایی مخفی وجود دارد که ما از آن آگاه هستیم. ضمنا در یکی از اقمار ژوپیتر بنام گانیمد زمانی نه چندان دور حیات مثل زمین وجود داشته و آنها تلاش زیادی کرده اند تا با انسان ها در زمین ارتباط برقرار کنند اما نتوانستند . علاوه بر این در نپتون نیز تمدنی وجود دارد که برای شما غیر ممکن است که بتوانید آنرا ببینید ما با تکنولوژی که داریم تا بحال 120000 سیاره دارای حیات را کشف کرده ایم برخی پیشرفته و برخی نه چندان پیشرفته و برخی در مراحل اولیه هستند.پابلو در مورد سیاره اش سوال می کند،چطور است؟ او می گوید سیاره ما پوشیده از یخ است و بسیار سرد و با شرایط سختی بوده اما اجداد ما توانسته اند در زیر یخ شهرهایمان را بسازند بطوریکه ما در زیر سطح سیاره مان زندگی می کنیم و در آنجا سردی و گرمی وجود ندارد.ما باغ های بسیار بزرگی بر روی یخ ساخته ایم و منبع انرژی ما یک شکل سفید از انرژی کیهانی آزاد و فنا ناپذیر است که ما آنرا ابوچال می نامیم.در این هنگام فرازمینی به او گفت باید برود زیرا همکارش در فضاپیما که فرمانده اوست از او خواسته برگردد.در این هنگام از نظر ناپدید شده و دقایقی بعد شی نارنجی نمایان و بسرعت ناپدید گردید.
پایان
@alien2016
یک پتروگلیف از مصر باستان که شی پرنده ای را نشان می دهد که از میدان مغناطیسی زمین برای حرکت و خنثی کردن جاذبه کمک می گیرد.
@alien2016
@alien2016
@alien2016
مطابق با گزارش رسانه ها ، یک مزرعه دار استرالیایی در مزرعه اش یک سوراخ عمیق بسیار گرد ،که انگار با مته سوراخ شده باشد ،می یابد که شب قبلش ایجاد شده است.کشاورزی بنام فرانتز کونلینگر این سوراخ را در هنگامی که بدنبال گربه خانگی شان می گشت در مزرعه اش یافت.او می گوید: بدنبال گربه می گشتم که این سوراخ را یافتم ،دیروز چنین سوراخی در انجا نبود،احتمال زیاد دیشب ایجاد شده ،نمی دانستم چقدر عمق دارد ،بنابراین یک سنگ به داخل ان انداختم و پس از مدتی صدایی فلزی شنیدم ،انکار سنگ با جنسی فلزی برخورد کرد و مدت رسیدن سنگ به ته سوراخ طول کشید که نشون میده خیلی باید عمیق باشه.او هم چنین طنابی را با یک آهن ربا به داخل چاه فرستاد و مشخص شد که هرچه در ته سوراخ هست فلزی است.این امر موضوع را پیچیده ساخت و کم کم قضیه به روزنامه های محلی سپس ملی و بعد جهانی شد.یوفولوژیست ها با علاقه موضوع را پیگیری نمودند و برای دیدن این پدیده عجیب به انجا رفتند.یکی از جالب ترین توجیهات این بود که احتمالا در کف سوراخ باید یک یوفو پنهان باشد.در این بین برخی می گویند این کشاورز اشتباه نموده و سوراخ از مدت ها پیش در انجا بوده و شاید یک شرکت نفتی در انجا سوراخی با دریل حفر کرده و یکی از تیغه های دریل در انجا جا گیر کرده است.اما کشاورز با قاطعیت می گوید که این سوراخ را هرگز در انجا ندیده است.تا این لحظه کسی علاقه ای به کندن این سوراخ و مشخص نمودن شی ای که در کف سوراخ قرار دارد نشان نداده است زیرا عمق سوراخ بسیار زیاد است و احتیاج به حفاری توسط ماشین های دریل سنگین دارد.
@alien2016
مطابق با گزارش رسانه ها ، یک مزرعه دار استرالیایی در مزرعه اش یک سوراخ عمیق بسیار گرد ،که انگار با مته سوراخ شده باشد ،می یابد که شب قبلش ایجاد شده است.کشاورزی بنام فرانتز کونلینگر این سوراخ را در هنگامی که بدنبال گربه خانگی شان می گشت در مزرعه اش یافت.او می گوید: بدنبال گربه می گشتم که این سوراخ را یافتم ،دیروز چنین سوراخی در انجا نبود،احتمال زیاد دیشب ایجاد شده ،نمی دانستم چقدر عمق دارد ،بنابراین یک سنگ به داخل ان انداختم و پس از مدتی صدایی فلزی شنیدم ،انکار سنگ با جنسی فلزی برخورد کرد و مدت رسیدن سنگ به ته سوراخ طول کشید که نشون میده خیلی باید عمیق باشه.او هم چنین طنابی را با یک آهن ربا به داخل چاه فرستاد و مشخص شد که هرچه در ته سوراخ هست فلزی است.این امر موضوع را پیچیده ساخت و کم کم قضیه به روزنامه های محلی سپس ملی و بعد جهانی شد.یوفولوژیست ها با علاقه موضوع را پیگیری نمودند و برای دیدن این پدیده عجیب به انجا رفتند.یکی از جالب ترین توجیهات این بود که احتمالا در کف سوراخ باید یک یوفو پنهان باشد.در این بین برخی می گویند این کشاورز اشتباه نموده و سوراخ از مدت ها پیش در انجا بوده و شاید یک شرکت نفتی در انجا سوراخی با دریل حفر کرده و یکی از تیغه های دریل در انجا جا گیر کرده است.اما کشاورز با قاطعیت می گوید که این سوراخ را هرگز در انجا ندیده است.تا این لحظه کسی علاقه ای به کندن این سوراخ و مشخص نمودن شی ای که در کف سوراخ قرار دارد نشان نداده است زیرا عمق سوراخ بسیار زیاد است و احتیاج به حفاری توسط ماشین های دریل سنگین دارد.
@alien2016
ساکسی هاوامان در پرو،این سنگ های غول پیکر با مهارتی عجیب روی همدیگر فیکس شده اند.برخی نظریه پردازان معتقدند آنها به تکنولوژی ذوب سنگ دسترسی داشته اند
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی که مشاهده میکنید،مربوط به یک پدیده عجیب شامل چند یوفو است که در فرانسه رویت شده و فعالیت های عجیبی در جریان است.
@alien2016
@alien2016