Aliens فرازمینی ها 👽
139 subscribers
1.02K photos
235 videos
21 files
18 links
Download Telegram
@alien2016
آنوناکی یا ٱنو خدای میانه زمین( بین النهرین) نام فرازمینیانی بود که چندین هزار سال پیش از زمین بازدید کردند. بزرگترین شواهد دیدار آنها از زمین در کتیبه های تمدن سومریان در شهر بابل و همینطور افسانه گیلگمش میباشد که در آن گیلگمش قهرمان داستان با خدای آنو دیدار میکند و همانطور که در ادامه خواهیم گفت گیلگمش را به سفری عرفانی میبرند و از زمین جدا میکنند و طبق گفته خود او در داستان او گردی و رنگ آبی زمین را از بالا میبیند چند هزار سال قبل از اینکه اثبات شود که زمین گرد است.
مردم نژاد آنوناکی متعلق به سیاره ای به نام نیبیرو NIBIRU هستند که شکل و مشخصات سیاره از لوحه های آشور و بابل به دست آمده است و نشان می دهد که این سیاره هر ۳۰۰۰ تا ۳۶۰۰ سال یک بار در چرخش خود به دور خورشید از نزدیکی زمین عبور می کند و جاذبه ی نیبیرو سبب طوفانها و تغییرات اساسی در ساختار زمین می شود که برخی دانشمندان وقوع طوفان نوح را به عبور این سیاره از نزدیکی زمین نسبت می دهند .
ادامه دارد
@alien2016
یکی از لوحه های سومریان مربوط به آنوناکی همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید نماد فروهر در زرتشت شباهت بسیار زیادی به آنوناکی دارند و کاملا مردی سوار بر بشقاب پرنده قابل مشاهده است
@alien2016
مرد داخل سفینه آنو است که مرد اولی بود که از سیاره ی نیبیرو پا به زمین گذاشت و دو پسر خود به نامهای انکی ENKI و انلیل ENLIL را مسئول ایستگاههای فضایی روی زمین کرد.( تورات سفر پیدایش . کتاب هگده و کتاب جوبیلیز ) همچنین در این کتیبه نشانه ی هلال ماه را می بینید که در واقع یکی از خدایان مردم خاور میانه بوده است و تا پیش از بعثت حضرت رسول اکرم در میان اعراب پرستیده می شده است و نام او اللات AL-LAT است.این علامت پس از فوت حضرت رسول توسط مسلمانان سنی به عنوان علامت اسلام برگزیده شد زیرا هنوز علاقه به بتها و خدایان در میان آنها زنده بود ( و هست شاید!) همچنین علامت ماه و ستاره یکی دیگر از خدایان مونث اعراب جاهلیت بوده است. در این کتیبه در سمت چپ مردی را به شکل ماهی می بینید که در واقع انلیل است ( خدای آبهای تازه)
سومر قدیم باور داشت که خالق آنها، یعنی آنوناکی ( Annunaki )، به معنی واقعی آنها را در یک آزمایشگاه طراحی کرده است. در یکی ار صفحه های سفالی، آنوناکی در حالی که در میان ظروف سفالی نشسته بود ، در حال نشان دادن نوزادان انسان است و درخت زندگی نیز که یک سمبل استفاده شده دیگر در اکثر لوحهای سومریان است نیز در اتاق (اتاق نمایش دادن مخلوقات) حاضر می باشد.
@alien2016
درخت زندگی و مارهای در هم پیچیده شده غالبا در لوحهای سومریان وجود دارد.

آنوناکی از بهشت پایین آمد و مرد و زن را خلق کرد. آنوناکی مرد را از تصویر خود (قیافه های شبیه به هم) و با استفاده از خون خود بوجود آورد. این جزئیات اسطوره های خلقت که بوسیله محققان مدرن مانند زکریا سیچن ( Zecheria sitchen ) از الواح سومریان تفسیر شده است.

تحقیقات سیچن او را به این باور رساند که آنوناکی قومی از فضا بودند که در حدود 400000 سال پیش برای پیدا کردن طلا و سایر مواد معدنی با ارزش به زمین آمدند.

در حالی که آنها از حیوانات بومی استفاده می کردند، بر روی پستانداران نخستین آزمایش هایی را بوسیله DNA خود انجام دادند. در نهایت آنها ( آنوناکی ) ، نوع انسان را در حدود 150000 سال پیش تولید کردند.

جالب است که در کتاب مقدس عبری ها که 3000 سال بعد از سومریان بودند، داستان خلقت نوشته شده است که در آن مدعی هستند، الوهیم ( Elohim ) گفت: بیاید انسان را به مانند خود بسازیم. الوهیم همان افرادی هستند که سومریان از آنها به نام آنوناکی یاد می کنند. کلمه آنوناکی به معنی (( آنهایی که از بهشت به زمین آمده اند )) است.
ادامه دارد
@alien2016
تصویری شکل DNA در کتیبه ای سفالی که در بابل کشف شد
@alien2016
@alien2016
آنوناکی ها از سیاره نیبرو که اتمسفر آن طلا بود( پودر سفید طلا) و در حال از بین رفتن بود به زمین آمدند تا از آن طلا استخراج کنند.
یکی از محکم ترین ادعا ها این است که کارگران آنوناکی از کار سخت در معدن های طلا خسته شده و شورش کردند.
آنوناکی دستور داد تا از نژاد نئاندرتال که در زمین زندگی میکرد با استفاده از ژن آنوناکی انسانی بسازد برای کار کردن در معادن
@alien2016
@alien2016
یکی از مهمترین چهره های آنوناکی داریوش اول پادشاه هخامنشی است.کتیبه هایی با چهره ی داریوش در میان کتیبه های سومر یافت شده است و ترجمه های زکریا سیچین ( یکی از ۳۲ نفری که در دنیا زبان و خط سومری را بلد هستند)نشان می دهد که داریوش و کوروش از مردان آنوناکی بودند که به زمین فرود آمدند و مسئول بخشهایی بودند که در خاک پارس قرار داشت و به همین جهت به عنوان پادشاه سلطنت کردند
@alien2016
@alien2016
برخورد نزدیک

در طی جنگ سرد آمریکا دست به احداث چندین پایگاه نظامی در اروپا زده بود.
دسامبر سال 1980 انگلستان جنگل رندلشم پایگاه نیروی هوایی آمریکا
سرهنگ چارلز هالت به همراه دو تن از نیروهای خود شی ای نورانی و بشقاب مانندی را مشاهده میکنند که با سرعت بسیار بالایی حرکت کرده و تغییر مسیرهای عجیب میدهد و میان درختان جنگل گم میشود.
به سرعت ستوان جان باروز و جیم پنیستون را راهی جنگل میکند تا شی را پیدا کنند. باروز که اکنون حدود 65 سال دارد درباره آن صحنه میگوید.
هیچ گاه آن شب را فراموش نخواهیم کرد. هنگامی که نزدیک آن بشقاب پرنده رسیدیم حسی از ترس و هیجان تمام وجودمان را فرا گرفته بود. یک شی مثلث شکل به ضلع 1.5 متر که از زیر آن نور منتشر میشد که رنگ نورها هر لحظه تغییر میکرد.
باروز نزدیک تر میشود و روی بدنه سفینه تعدادی از شکلهای هیروگلیف( شکلهای باستانی مصری موجود در اهرام) را مشاهده میکند.دستش را روی بدنه سفینه میگذارد و او میگوید که بدنه آن بسیار داغ بود و لحظه‌ای که دستش را قرار داد در ذهن او تصویرهایی نقش بست تصویری پر از صفر و یک های پشت سر هم. او میگوید هیچ وقت چنین حس عجیبی نداشته و هنوز هم آن تصویر عجیب را به یاد دارد.
سفینه به سرعت از زمین فاصله میگرد و با سرعت بسیار زیاد در آسمان محو میشود.
وقتی پیش سرهنگ چارلز هالت برمیگردند از آنها میخواهد که این داستان را کاملا فراموش کنند و طوری رفتار کننده انگار این اتفاق نیفتاده .
@alien2016
باروز از ترس اینکه دیگران فکر نکنند که او عقلش را از دست داده و فکر اینکه ترفیع درجه نگیرد با هیچکس در این باره صحبت نمیکند.او میگوید اکثر شب ها خواب آن شب را میبیند و از خواب میپرد و تصویر صفر و یک ها از ذهن او پاک نمیشود. صفر و یک ها را به ترتیب داخل دفترچه ای مینویسد و آنرا داخل صندوق شخصی خود قرار میدهد. این اتفاقات با قدری روی او فشار می آورد که باروز درخواست جابجایی به آمریکا را میدهد و سپس خود را بازنشسته میکند.
@alien
پس از سالها گروهی از شبکه محبوب هیستوری چنل با باروز و جیم پنیستون مصاحبه ای انجام میدهد و طی سفری آنها را به همان نقطه در جنگل میبرد تا شاید نکته ای را که از قلم انداخته اند یادآوری کنند. باروز پس از سالها دفترچه اش را به گروه مصاحبه کننده نشان میدهند و آنها از او میپرسند که آیا تا بحال تلاشی برای رمزگشایی این اعداد کرده ای؟ پاسخ او منفی بود.
گروه مصاحبه کننده این کد را در اختیار یک برنامه نویس حرفه ای میگذارند و او میگوید که کدهای باینری کامپیوتری( صفر و یکی) بسیار کدهای پیچیده ای هستند و اینطور نیست که کسی به طور اتفاقی صفر و یک ها را کنار هم بگذارد و معنی دار شود.
@alien2016
او بدون اینکه کوچکترین امیدی به معنی داشتن آن کدها داشته باشد آنها را در کامپیوتر خود امتحان میکند.
جواب به زبان خود برنامه نویس حیرت آور ترین چیزی بوده که در عمرش دیده.

Exploration of humanity
Continuous planetary advance
و بعد از آن یک سری عدد که با تحقیقات مشخص شد که یک موقعیت جغرافیایی میباشند.
کلمه ها به صورت کامل نبود و برخی از آنها انتها نداشت یا دیکته آنها اشتباه بود.
@alien2016
((اکتشاف بشریت همواره برای توسعه سیاره ای))
این دقیقا مفهوم جمله ای بود که در انتهای بحث دایناسورها خدمتتون عرض کردم.
آنها سیاره ای را که شرایط حیات در آن هست را پیدا میکنند. سپس آنرا محیا میکنند و نسل بشر را در آن گسترش میدهند.
کد موقعیت جغرافیایی انتهای آن چه بود؟
پس از بررسی موقعیت میبینیم که یک نقطه در جنوب شرقی اروپا و در اقیانوس اطلس واقع ‌شد. اما چرا آنجا؟ آنجا که چیزی وجود ندارد!
اما موقعیت جغرافیایی مورد نظر دقیقا یک جزیره افسانه ای به نام های برازیل hy brasil میباشد که در افسانه های باستانی یک جزیره در وسط اقیانوس اطلس بوده که مردم آن بسیار مردم خوبی بودند و بقیه مردم( اروپایی ها) را پایین تر از خود میدانستند و با آنان معاشرت و وصلت نمیکردند. آنها از لحاظ تکنولوژیکی و علم هم بسیار بسیار جلوتر از همه بوده اند و در یک روز جزیره به همراه مردمانش پرواز کرد و به آسمان ها رفت!
@alien2016
به راستی به چه دلیل موقعیت جغرافیایی های برازیل در انتهای آن ذکر شده بود؟ آیا آن بشقاب پرنده مربوط به مردم های برازیل بوده که دوباره به زمین برگشته اند؟
آیا میتوان به افسانه جزیره های برازیل اعتماد و استناد کرد و این گونه پنداشت که مردم های برازیل فرازمینی بوده و جزیره آنها سفینه بوده است؟
@alien2016
با ما همراه باشید و مطالب دلخواه را نشر دهید
@alien2016
محل فرود سفینه
@alien2016
ورودی جنگل رندل شم
@alien2016
افسر جان باروز شاهد یوفو
@alien2016
کدهای یادداشت شده در دفترچه
@alien2016
@alien2016
Mohammad Aghaei:
#ریگان_و_بشقاب_پرنده_ها
👈سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، بدین طریق رئیس جمهور پیشین آمریکا رونالد ریگان را از وجود بشقابهای پرنده مطلع ساخت
قسمت هفتم:
رئیس جمهور رونالد رگان: اجازه دهید ادامه دهیم. تاکنون چند رئیس جهمور این گزارش را دریافت کرده اند؟
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، من به پرزیدنت نیکسون، فورد و شما گزارش داده ام. پرزیدنت کارتر هرگز تمامی گزارش را دریافت نکرد. نمی دانم چرا.
رئیس جمهور: خوب من این آدم را می شناسم، چون از جورجیا بود احتمالاً آن را نمی فهمید. شوخی کردم. (خندۀ حضار)
رئیس جهمور: مشاور شمارۀ یک ادامه بده. ما حرف شما را قطع کردیم.
مشاور شمارۀ یک: داشتم می گفتم که حدود یک هفتۀ قبل یک سری رخدادها در شوروی اتفاق افتاد. پایگاههای اطلاعاتی ما در داخل و خارج شوروی گفت و شنودهایی صوتی بین خلبانان دفاع هوایی شوروی و ایستگاهای زمینی در رابطه با بشقابهای پرنده ای که توسط خلبانان روسی تعقیب می شدند دریافت کردند. این رخداد در مرکز سیبری آغاز شد و در دریای سیاه خاتمه یافت.
عملاً هزاران نفر از مردم شوروی بشقابهای پرنده را مشاهده کردند و حداقل 20 جنگندۀ مختلف آنها را تعقیب کردند. در دو مورد روسها تلاش کردند بشقابهای پرنده را سرنگون سازند، اما هیچ فایده ای نداشت. این احتمالاً بهترین دلیل است که این رخدادها در سرتاسر دنیا به وقوع می پیوندند. ما تصور می کنیم که این بشقابهای پرنده از نوع مخاصم بودند. ما آنها را مخاصم می نامیم زیرا آنها مایلند فرود آیند، انسانها را ببرند، روی آنها آزمایشاتی انجام دهند و سپس آنها را آزاد سازند. طراحی سفینۀ فضایی آنها از ایبن ها (که از سرپو می آیند) متفاوت است. آقای رئیس جمهور ما تصاویری از سفاین فضایی آنها داریم. ما تفاوت بین سفینۀ فضایی ایبن ها و سفینۀ فضایی بیگانگان مخاصم را می دانیم.
رئیس جمهور: آیا ما برای آنها، یعنی موجودات بد، نامی هم داریم؟
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، ما بیگانگان مخاصم را HAV که مخفف Hostile Alien Visitors (دیدارگران مخاصم بیگانه) می باشد می نامیم. این نام را گروه MJ-12 در دهۀ 1950 به آنها داد.
رئیس جمهور: آیا منظور تو این است که این موجودات HAV از دهۀ 50 از ما دیدار کرده و مردم ما را ربوده اند؟
گزارشگر: آری آقای رئیس جمهور، اینها از آن هنگام اینجا بوده اند.
ویلیام کیسی، رئیس سی آی اِ: آقای رئیس جمهور ما شواهدی داریم که اینها مدتی است که این کارها را انجام می دهند. اما ما مطمئن هستیم که ایبن ها (بیگانگان سیارۀ سرپو) هرگز دست به این کار نزده اند. آنها فوق العاده صلح جو هستند و به هیچ انسانی، حتی حیوانات، آسیب نرسانده اند.
مشاور شمارۀ یک: من پیشنهاد می کنم که ما اطلاعات مربوط به آنها را به رئیس جهمور بدهیم.
مشاور شمارۀ چهار: موافقم.
ویلیام کیسی: اوکی، گزارشگر، اسامی را به رئیس جمهور بده، ولی ما باید واقعاً مطمئن باشیم که این اطلاعات در همین جا می ماند. ما نمی توانیم اجازه دهیم که این اطلاعات پخش شود.
گزارشگر: اوکی، سپاسگزارم. آقای رئیس جمهور، 5 نوع موجودات بیگانه به این نامها خوانده می شوند: ایبن ها (Ebens)، آرچ کولویدها (Archquloids)، کوادلویدها (Quadloids)، هپلالویدها (Heplaloids)، و ترن تَلویدها (Trantaloids). این نامها توسط گروه اطلاعات، مشخصاً MJ-5 داده شدند. ایبن ها دوستانه هستند. ترن تلویدها خطرناک هستند.
رئیس جمهور: خدای من، فقط دانستن این که ما برای این چیزها اسم هم داریم، حیرت انگیزه. کدامیک از اینها را ما اسیر کردیم؟
ویلیام کیسی: آقای رئیس جمهور، ما یک ترن تلوید داریم، اما او مرده است. ما در سال 1961 او را در کانادا اسیر کردیم، اما تا سال 1962 او را در اسارت داشتیم، تا این که مرد. ما به شما عکس او را نشان می دهیم. (ادامه دارد)

@alien2016
@alien2016
در سال 1992 پروفسور تاریخ دانشگاه تمپل فیلادلفیا کتابی را منتشر کرد به نام " رازحیات " . بعد از بیش از سی سال جمع آوری اطلاعات و مصاحبه با صدها نفر که ادعا می کردند توسط فرازمینی ها ربوده شده اند ، جیکوب متقاعد شده که بیگانه ها از زمین به شکل یک آزمایشگاه ژنتیکی استفاده می کنند تا یک گونه جدید از نژاد انسان – بیگانه را خلق کنند .
جیکوب :
" من حدود 1150 تا 1175 واقعه مختلف ربوده شدن را بررسی کردم و متقاعد شدم که قضیه جدی است . اینکه کسانی واقعاً ربوده شده اند و همه آنها در سراسر جهان یک چیز را می گویند . اینکه روی تختی آنها را خوابانده اند و با روشهای مشابهی کارهایی روی آنها صورت گرفته .
به مردی اسپرم داده اند و به زنی تخمک . در اغلب موارد آنها را به اتاق دیگری برده اند و آنها بچه های عجیبی را دیده اند که چیزی شبیه به نوزاد انسان و بیگانه به نظر می رسیدند " .
سوال اینجا است که آیا انسان خودش را برای تبدیل شدن به یک گونه دورگه دستکاری می کند ؟
اگرچه منتقدان تصدیق می کنند که تحقیقات دکتر جیکوب روشمند و موشکافانه است اما بازهم کل پدیده آدم ربایی توسط بیگانه ها را رد می کنند . آیا احتمال دارد که فرازمینی ها واقعاً از دی ان ای انسان برای اضافه کردن شاخه جدیدی به درخت فرگشت استفاده کرده باشند ؟
دکتر جیکوب در این کتاب با استفاده از موارد ربوده شده گام به گام جزئیات شگفت انگیز فیزیکی ، روانی و روشهای بازفرآوری که ربوده شده ها مدعی هستند توسط موجودات بیگانه کوچک اندامی مدیریت می شوند را تشریح
می کنند .
دکتر جیکوب از دل این مصاحبه ها ، دلیل اصلی این اعمال گیج کننده را تشریح می کند :
اینکه بیگانه ها در حال انجام یک آزمایش بازفرآوری پیچیده ای هستند که شامل آبستنی ، حاملگی یا نهفتگی موجودات دورگه انسان و بیگانه می شود .
@alien2016
دکتر جیکوب نویسنده کتاب
@alien2016
@alien2016
Mohammad Aghaei:
#ریگان_و_بشقاب_پرنده_ها
👈سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، بدین طریق رئیس جمهور پیشین آمریکا رونالد ریگان را از وجود بشقابهای پرنده مطلع ساخت
قسمت هشتم:

گزارشگر: آقای رئیس جمهور، اجازه دهید به ارائه مطالبم بازگردم. تمامی اطلاعات جمع آوری شدۀ ما به گونه ای امن در چندین مکان حفظ می شوند، از جمله، ابزارها و بشقابهای پرنده ای که ما داریم.
رئیس جمهور رونالد رگان: آیا می توانم چنین پندارم که یکی از این مکانها در کالیفرنیا است؟
گزارشگر: برخی از اقلام در لیورمور آزمایش می شوند و در اطراف پایگاه ادواردز (در کالیفرنیا) پرواز داده می شوند، اما در نوادا نگاهداری می شوند.
رئیس جمهور: بله، فکر کنم در رابطه با پایگاههای حساس نظامی در فوریه به من گزارش داده شد، حدس می زنم در غرب لاس وگاس است.
گزارشگر: بله آقای رئیس جمهور، ما آن را مجتمع گروم لیک Groom Lake می نامیم.
رئیس جمهور: بله به من گفته شده. اینجا همان مکانی است که ما جتهای جنگندۀ شوروی را داریم؟
گزارشگر: بله آقای رئیس جمهور، همان مکان است. می توانم ادامه بدم؟
رئیس جمهور: بله با کمال میل. ادامه بده.
گزارشگر: به منظور حفاظت از تمامی این اطلاعات و این واقعیت که ایالات متحدۀ آمریکا از شواهد دیدار سیارۀ ما توسط موجودات فرازمینی برخوردار است، ما طی سالها یک برنامۀ بسیار مؤثر را برای حفاظت از این اطلاعات به وجود آورده ایم. ما آن را «پروژۀ کبوتر» می نامیم. این یک سری پیچیده از اطلاع رسانی دروغین به مردم است که بخش اطلاعات ارتش به آن دست می زند. همانطور که می دانید ما برخی هواپیماهای بسیار محرمانه داریم.
اولین کسی که در برنامۀ گول زدن مردم به ما کمک کرد جرج آدامسکی در دهۀ 1950 بود. این برنامه به ما کمک کرد که اذهان مردم را از وجود هواپیماهای سری مان دور نگه داریم، و همچنین این شامل اشیاء پرنده ای بود که توسط ایبن ها Ebens به ما قرض داده شده بود.
توضیح مترجم: در قسمت بعد گزارشگر توضیح می دهد که تولید برخی بمبهای اتمی به منظور مقابلۀ احتمالی با بیگانگان مخاصم در فضا بود و این که پرزیدنت ترومن این پروژه را راه انداخته بود. من برای صرف جویی در وقت از ترجمۀ این قسمت صرف نظر می کنم. و اکنون دنبالۀ داستان:
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، در سال 1964 ما توانستیم اولین برخورد کنترل شده را با ایبن ها Ebens انجام دهیم. EBE یک مکانیک بود نه یک دانشمند. با این وجود او توانست قدری از زبان ایبن ها را به ما یاد دهد. یادگیری زبان آنها برای دانشمندان ما بسیار دشوار بود، زیرا شامل صداها بود نه کلمات.
با این حال ما توانستیم برخی عبارات ساده را ترجمه کنیم. EBE ابزار ارتباطاتشان را به ما نشان داد. این یک دستگاه عجیب و غریب بود که سه قسمت داشت. این دستگاه بعد از سوار شدن، شروع به فرستادن سیگنال ها نمود، که چیزی شبیه به سیستم کد مورس بود. ولی مشکلی وجود داشت. در طول سقوط در سال 1947 بخشی از سیستم ارتباطی شکست. EBE نتوانست آن را تعمیر کند، تا این که دانشمندان ما ابزاری پیدا کردند که توانستند آنها را به جای قطعات شکسته جایگزین کنند. به محض این که دستگاه ارتباطی تعمیر شد، EBE پیامهای ما را فرستاد. ما باید در رابطه با محتوای آن پیامها به EBE اعتماد می کردیم.
شما می توانید تصور کنید که برخی از فرماندهان نظامی ما پیرامون این امر چه فکر می کردند. EBE می توانست علامت خطر بفرستد که می توانست به تهاجم بیگانگان به ما بیانجامد. البته این هرگز اتفاق نیافتاد. EBE تا لحظۀ مرگش به فرستادن پیامها ادامه داد. اما وقتی که مرد ما دیگر متکی به خودمان بودیم. ما می توانستیم به طور ابتدایی با دستگاه کار کنیم. ما طی یک دورۀ شش ماهه تا سال 1953 چندین پیام فرستادیم.اما هیچ پاسخی به پیامها دریافت نکردیم.
رئیس جمهور: ببخشید، آیا EBE هیچ پیامی در پاسخ دریافت کرد؟
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، EBE شش پیام فرستاد. یکی این که به سیارۀ منزلگاه خود پیام دهد که زنده است و همراهانش همگی مرده اند. دیگری این که دو سقوط را توضیح دهد. سومی این که درخواست نجات کند. چهارمی پیامی بود که یک دیدار میان رهبران او و رهبران ما را درخواست می کرد. آخرین پیام یک برنامۀ معاوضه را پیشنهاد می کرد. (ادامه دارد)

@alien2016
@alien2016
Mohammad Aghaei:
#ریگان_و_بشقاب_پرنده_ها
👈سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، بدین طریق رئیس جمهور پیشین آمریکا رونالد ریگان را از وجود بشقابهای پرنده مطلع ساخت
قسمت نهم:

گزارشگر: آقای رئیس جمهور، دانشمندان ما طی 18 ماه بعد تلاشهای خود را متمرکز نمودند و در سال 1955 سرانجام دو پیام فرستادند که توسط بیگانگان دریافت شد. ما یک پاسخ دریافت نمودیم. ما توانستیم در حدود 30 درصد پیام را ترجمه کنیم. ما به چندین متخصص زبان شناس از چندین دانشگاه مختلف مراجعه کردیم، و سرانجام توانستیم بخش عمدۀ پیامها را ترجمه کنیم. ما تصمیم گرفتیم که پیام آنها را به زبان انگلیسی پاسخ دهیم و ببینیم که آیا ایبن ها Ebens می توانند زبان ما را آسانتر از آن که ما زبان آنها را ترجمه کردیم ترجمه کنند.
رئیس جمهور رونالد رگان: پیامها چه گفتند؟ یعنی پیامی که ما از ایبن ها دریافت کردیم. حدس می زنم که آنها پیامهایی را که EBE پیش از مرگ فرستاده بود دریافت نکردند. اینطور است؟ یا این که مدت زمان زیادی طول کشید که پاسخ دهند؟ یادم افتاد، EBE پیش از این که ما این پیامها را دریافت کنیم مرد، فراموش کن.
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، اولین پیامی که ما دریافت کردیم دریافت پیامهای ما را تصدیق کرد، و دربارۀ سرنشینان دو بشقاب پرندۀ مفقود شده پرسشهایی مطرح کرد. همچنین یک سری شماره داد که ما فکر می کنیم نوعی مختصات بود.
رئیس جمهور: اوکی، پس آنها می خواستند مختصات مکانهای سقوط بشقاب پرنده ها در زمین را بدانند؟ مطمئنم آنها می خواستند دربارۀ سرنشینانشان بدانند. آیا به آنها گفتیم که همگی به جز یک نفر مرده اند؟ نه صبر کن. مطمئنم که وقتی EBE پیامهایش را فرستاد، احتمالاً این اولین چیزی بود که فرستاد. آیا EBE یک شخص نظامی بود؟ یا این که چیز دیگری بود؟
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، ما باور داریم که EBE عضوی از نیروی هوایی آنها یا شاید چیزی مثل ناسا بود.
رئیس جمهور: اوکی، لطفاً ادامه بده.
گزارشگر: ممنونم آقای رئیس جمهور. سرانجام ما توانستیم بخش عمدۀ پیامها را ترجمه کنیم. همانطور که گفتم ما تصمیم گرفتیم به زبان انگلیسی پاسخ دهیم. تقریباً 4 ماه بعد ما پاسخی به زبان انگلیسی دست و پا شکسته دریافت کردیم. جملات شامل اسم و صفت بودند اما فعل نداشتند. چندین ماه طول کشید که ما پیامها را ترجمه کنیم. ما سپس برای ایبن ها دروس تایپ شدۀ زبان انگلیسی به شکل برگه های یک صفحه ای فرستادیم. (جالبه به اونها انگلیسی هم یاد دادند — مترجم). بدون پرداختن به توصیف دستگاه ارتباطی ایبن ها، این دستگاه مثل یک صفحۀ تلویزیون و یک صفحۀ نگارش بود، اما صفحۀ نگارش شامل چندین حرف متفاوت ایبن ها بود، بسته به این که چند بار شما یک تکمه را فشار می دادید. ما توانستیم حروف تایپ شدۀ انگلیسی را در بخش دوم دستگاه وارد کنیم، که چیزی شبیه به سیستم فکس بود. مدتی طول کشید که دانشمندان ما این را کامل کنند، اما کار کرد. شش ماه بعد ما یک پیام دیگر به زبان انگلیسی دریافت کردیم. این بار پیام واضح تر بود ولی به قدر کافی نبود. ایبن ها چندین حرف مختلف انگلیسی را قاطی می کردند و هنوز نمی توانستند یک جملۀ صحیح بسازند.
رئیس جمهور: عجب، من این کار را همیشه انجام می دم (خندۀ حضار). من فقط نمی توانم تصور کنم که یک نژاد بیگانه چگونه می تواند زبان ما را مرور کند. ما هزاران زبان گوناگون در زمین داریم، و احتمالاً آنها فقط یکی در سیارۀ سرپوی خودشان دارند. این به راستی شگفت آور است.
گزارشگر: آری آقای رئیس جمهور من نمی توانم زندگی کردن در سیاره ای با فقط یک زبان را تصور کنم. اما ما توانستیم یک سطح مهارت ابتدایی برای ارتباط به زبان انگلیسی را برای آنها فراهم کنیم. مدتی طول کشید، اما آنها تلاشهای ما را درک کردند. در یک پیام، آنها شکلی از حروف الفبای ایبن ها را با حروف برابر انگلیسی برای ما فراهم کردند. زبان شناسان ما اوقات دشواری برای فهم این را داشتند. زبان نوشته شدۀ ایبن ها حروف و سمبل های ساده بودند، اما زبان شناسان ما در مقایسۀ دو زبان نوشته شده مشکل داشتند.
طی 5 سال بعد ما تا اندازه ای توانستیم فهم خود را از زبان ایبن ها Ebens کامل کنیم، با این وجود ما یک مشکل عمده داشتیم: تلاش در هماهنگی تاریخ، زمان و مکان برای فرود ایبن ها در زمین. (ادامه دارد)
@alien2016
@alien2016
Mohammad Aghaei:
#ریگان_و_بشقاب_پرنده_ها
👈سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، بدین طریق رئیس جمهور پیشین آمریکا رونالد ریگان را از وجود بشقابهای پرنده مطلع ساخت
قسمت دهم:

مترجم: در بخش قبل گزارشگر گفت که آمریکاییها به دنبال حل مسئلۀ هماهنگی و تعیین تاریخ، زمان و مکان فرود سفاین فضایی ایبن ها در کرۀ زمین بودند، و اکنون دنبالۀ ماجرا:
گزارشگر: اگر چه ما قدری زبان ایبن ها را می فهمیدیم و ایبن ها نیز قدری زبان انگلیسی را می فهمیدند، ما نمی توانستیم زمان و سیستم تاریخ آنها را بفهمیم و آنها نیز نمی توانستند مال ما را بفهمند. ما زمان بندی چرخش محوری کرۀ زمین و گردش آن به دور خورشید و سیستم تاریخی و غیرۀ خود را برای آنها فرستادیم.
به دلیلی ایبن ها هرگز این را نفهمیدند. در پاسخ، ایبن ها سیستم زمابندی خود را فرستادند، که فهم آن برای دانشمندان ما دشوار بود، زیرا ما هیچ سیستم مراجعه کننده برای سیارۀ آنها نداشتیم. ایبن ها هیچگونه تاریخ نجومی برای سرپو ارائه ندادند. سپس ما تصمیم گرفتیم فقط تصاویر کرۀ زمین، نشانه های طبیعی آن و یک سیستم شمارش ساده برای دوره های زمانی را برای آنها بفرستیم. ما در فرستادن تصاویر که از سیستمی شبیه به فکس استفاده می کرد مشکلات بسیاری داشتیم و مطمئن نبودیم که آنچه را می فرستیم آنها دریافت می کنند یا خیر. ما چندین بار دست به آزمایش زدیم. در پاسخ ما برخی پیامهای بسیار عجیب را از ایبن ها دریافت کردیم، که اساساً علامت سئوال در رابطه با تصاویر بود. سپس ما سعی کردیم مکان فرود آیندۀ آنها را که همان مکان سقوط سفاین آنها بود تعیین کنیم. ما به این نتیجه رسیدم که آنها باید این مکان را بدانند. ما مطمئن بودیم که EBE آن را پیش از مرگش برای سیارۀ منزلگاهش فرستاده بود. ما در هر دو مکان سقوط سفاینشان نوعی نقشۀ ستارگان را پیدا کرده بودیم. فهم این نقشه ها مشکل بود. در داخل سفینه یک مانیتور سیستمهای ستاره ای گوناگون را نشان می داد. سپس ما ستاره شناسانمان را به کار گرفتیم تا این سیستمهای ستاره ای را رمزگشایی کنند. برای آنها وقت زیادی نبرد که سیستمهای ستاره ای متعددی را مشخص کنند. ما همچنین چندین نقطۀ عجیب در نقشه های ستارگان پیدا کردیم. ما به این نتیجه رسیدیم که این نقاط، مکان تونلهای سفر فضایی بودند که EBE تشریح کرده بود. برخی از برجسته ترین ستاره شناسان ما درگیر این ماجرا شدند ولی فقط اطلاعات محدودی در آن حد که نیاز به دانستن داشتند به آنها داده شد.
رئیس جمهور: فهم این اطلاعات دشوار است و من پرسشهای بسیاری دارم. حالا من می فهمم که بوروکراسی دولتی چگونه کار می کند. شاید به عنوان رئیس جمهور من بتوانم برای تغییر آن کاری انجام دهم. اجازه دهید ادامه دهیم.
گزارشگر: ممنونم. هنگامی که EBE زنده بود دو دستگاه به ما نشان داد. یکی یک دستگاه ارتباطی بود و دیگری یک دستگاه انرژی. دستگاه ارتباطی بدون دستگاه انرژی کار نمی کرد. سرانجام یک دانشمند از لوس آلاموس مکانیسم کار دو دستگاه را فهمید و آنها را به هم وصل کرد. همانطور که گفتم بعد از مردن EBE ما توانستیم پیامهایی بفرستیم. EBE یک رابطۀ قوی دوستانه با یک سرگرد ارتش آمریکا ایجاد کرد. این فرد محافظ او بود. آن دو تصمیم گرفتند که یکی از اولین پیامهای EBE، از میان 5 پیام، درخواست برای یک برنامۀ معاوضه میان ایبن ها و پرسنل نظامی ما باشد. به یاد دارید که من صحبت از 6 پیام کردم. ششمین پیام شامل مختصات فرود ایبن ها در کرۀ زمین بود.
طی چندین سال ما توانستیم اطلاعات بفرستیم و دریافت کنیم. ما سرانجام یک پیام شوکه کننده از ایبن ها دریافت کردیم. آنها می خواستند از کرۀ زمین دیدن کنند، بدنهای افراد مردۀ خود را پس بگیرند و با مردم کرۀ زمین دیدار کنند. آنها زمان، تاریخ و مکان دیدار را تعیین کردند. ما تصور کردیم که ایبن ها مداوماً از زمین دیدار می کنند و احتمالاً از آن نقشه برداری کرده اند. با این وجود تاریخ دیدار 8 سال در آینده بود. ارتش ما فکر کرد که خطایی رخ داده و ممکن است ایبن ها وقت زمین را با زمان ایبن ها قاطی کرده اند. بعد از یک سری طولانی از رد و بدل کردن پیامها تاریخ فرود ایبن ها در زمین مشخص شد. این تاریخ جمعه، 24 آوریل 1964 بود. (ادامه دارد)
@alien2016
@alien2016
فصل هشتم
حلقه های کشتزار
از گذشته تا امروز گزارش های بسیار زیادی از کشاورزانی بوده که تمامی آنها یک چیز را تعریف میکنند!
آنها شب از مزرعه گندم یا ذرت خود که مثل همیشه معمولی بوده به خانه برمیگردند.
صبح که بیدار میشوند با این صحنه مواجه میشوند. قسمتی از محصولات کشاورزیشان نیست شده و یا با زاویه ای کاملا یکسان به سمتی خم شده است. این اتفاق وقتی ترسناک تر میشود که از بالا به این زمین کشاورزی نگاه کنیم....
یک طرحی عجیب که انگار آنرا با دقیق ترین دستگاه ها ایجاد کرده اند.
@alien2016