Aliens فرازمینی ها 👽
139 subscribers
1.02K photos
235 videos
21 files
18 links
Download Telegram
تصویری از یک کتاب تاریخی ژاپنی به اسم تخم شیطان
به صورت شماتیک تبدیل خزنده به صورت انسان را شرح میدهد
@alien2016
در بین هیروگلیف های مصری تصویری از یک بشقاب پرنده و دو موجود فضایی خاکستری دیده می شود
@alien2016
آرجونا خدای خزنده هند که طبق متون قابلیت تغییر چهره به انسان را داشته
۳۲۰۰ سال پیش
@alien2016
@alien2016
فراماسون ها پیرو یک خدای خزنده به شکل مار به نام آپوفیس هستند.
خدای ویرانگری
این خدا همان کسی قلمداد میشود که حوا را فریب داد تا انسان برای همیشه تبعید شود.
خدایی که تشنه به خون انسان است.
این خدا در اکثر ملت های جهان وجود دارد.
در فارسی اژیدهاک
در بابلی آبزو
آگونا در جزایر سلیمان
آگنی در هند
و هزاران اسم دیگر در جای جای دنیا
آیا ممکن است او واقعا وجود داشته باشد؟
فراماسون ها همانطور که حتما میدانید اکثر آثار و رد پا های خود را در آثار معماری به جا میگذارند.
@alien2016
آیا این تصویر برای شما آشناست؟
@alien2016
در شهر میلان
@alien2016
کلیسایی در سوئیس
@alien2016
لوگوی کمپانی بزرگ خودروسازی آلفا رومئو
@alien2016
@alien2016
اثرات باور نکردنی هرم

نتیجه مطالعات دانشمندان روسی بر اهرام می تواند دنیا را تغییر دهد
از وقتی از دیوید ویلکاک(David Wilcock ) شنید که روس ها اهرام را مورد مطالعه قرار داده اند جذب این شکل شدم و اینکه چگونه بنظر می رسد بر واقعیت تاثیر بگذارد. احتمالا یکی از شناخته شده ترین عناصر در سازه های سنگی غول آساست با وجود این، اینکه چگونه این سایت ها ساخته شده و اصولا از آنها چه استفاده ای می شده، هنوزهم یک راز باقی مانده است.

دکتر ولادیمیر کرَسنُهلوتز( Volodymyr Krasnoholovets ) دانشمند مشهوری از انیستیتو فیزیک اوکراین است که بیش از یک دهه را صرف ساخت و بررسی اهرام، با ارتفاع و نسبت های متغیر کرده است. حکومت روسیه با ساخت یک هرم 144 فوتی در حومه مسکو، به کارش صحه گذاشته است. آنچه که او کشف کرده واقعا قابل ملاحظه است و می تواندکاملا جامعه ای را که می شناسیم تغییر شکل دهد.
چکیده ای از نتایج یکی از مقالات وی در زیر آمده است:

بهبود سامانه ی ایمنی ارگانیزم (ترکیب گویچه سفید خون افزایش می یابد)
بهبود بازتولید بافت بدن
دانه هایی که بین یک تا پنج روز در هرم انبار شوند سی تا صد در صد افزایش بازدهی دارند.
خیلی زود بعد از ساخت هرم دریاچه سلیگر(Seliger)در اوزون بالای دریا بهبود حاصل شد.
شدت و اندازه فعالیت زمین لرزه نزدیک مناطق بررسی هرم کاهش یافت.
بنظر می رسد که آب و هوای سخت نیز در مجاورت اهرام کاهش می یابد.
اهرامی که در جنوب روسیه(بشکیریه Bashkiria) ساخته شد تاثیر مثبتی بر تولید نفت گذاشت: لزج بودن نفت سی درصد کاهش یافت و بازدهی چاه های نفتی، در آزمون های انجام شده توسط آکادمی نفت و گاز مسکو، افزایش یافت.
مطالعه ای بر 5000 زندانی انجام شد که مواد غذایی در معرض میدان نیروی هرم را مصرف می کردند. نرخ خشونت ورزی سوژه های این آزمون تا حد زیادی کاهش یافت و رفتار عمومی آنها بسیار بهتر شد.
آزمون استاندارد روی بافت نشان داد که بقای بافت سلولی پس از عفونت توسط ویروس و باکتری ها افزایش می یابد.
سطح تششع مواد رادیواکتیویته در درون هرم کاهش می یابد.
گزارش هایی مبنی بر شارژ خودبخودی باتری ها وجود دارد.
فیزیکدانان تغییرات قابل توجهی را در آستانه گرمایی ابرهادی ها و خواص نیمه هادی ها و مواد کربنی نانو مشاهده کردند.
آب درون هرم تا چهل درجه سیلیسیوس مایع می ماند اما اگر به هر ترتیبی تکان داده شود یا بالا پایین شود فورا منجمد می شود.
با استفاده از اهرام می توانیم این سیاره از قرنها آلودگی زیست محیطی نجات دهیم، گونه های در حال انقراض سیاره را دوباره زنده کنیم، بدن را شفا دهیم و نظایر آن. اینها فقط برخی از چیزهایی است که می توانیم صحتش را تایید کنیم، بدون شک زمانی که تحقیقات گسترده تری انجام شود، کاربردهای بیشمار دیگری نیز کشف خواهد شد.
@alien2016
@alien2016
دانشمندان می‌گویند انفجار سریع امواج رادیویی در کهکشان‌های دوردست ممکن است حاکی از وجود موجودات بسیار پیشرفته‌ای باشد که پیشرانه سفینه‌های خود را برای سفر بین ستارگان به کار می‌اندازند.

انفجارهای سریع رادیویی (FRB) پدیده‌ای است که در سال ۲۰۰۷ شناخته شد و از آن زمان تاکنون رادیوتلسکوپ‌های عظیم حدود بیست مورد از این امواج پرانرژی را ثبت کرده‌اند که هر کدام حدود چند هزارم ثانیه طول می‌کشد.

دانشمندان برای این پدیده توضیحی ندارند، تنها چیزی که می‌دانند این است که این پدیده در کهکشان‌هایی رخ می‌دهد که میلیاردها سال نوری با سیاره ما فاصله دارد.

اکنون گروهی از دانشمندان معتبر دانشگاه هاروارد توضیحی را برای این انفجارهای رادیویی ارائه کرده‌اند.

آنها می‌گویند این انفجارها می‌توانند نشانه وجود موجودات فضایی بسیار پیشرفته‌ای باشد که می‌خواهند به سفر فضایی بروند و این انفجارهای رادیویی محصول فعالیت پیشرانه بی‌اندازه قدرتمند سفینه آنها است که می‌تواند سفینه را با سرعت نور به سفر بین ستاره‌ای بفرستد.

پروفسور آوی لوب دانشمند مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین که تحقیق خود را در نشریه اخترفیزیک منتشر کرده می گوید: "این انفجارهای سریع رادیویی با توجه به فاصله‌شان از ما و با توجه به مدت کوتاهی که ظاهر می‌شوند بسیار درخشان هستند و ما نتوانسته‌‌ایم برای آنها هیچ منشا طبیعی پیدا کنیم."

"بنابراین ارزشش را دارد که به یک منشا غیر طبیعی توجه و عمیقا به آن فکر کنیم."
پروفسور لوب و همکارش پروفسور منساوی لینگام سعی کردند ببینند که آیا ساختن فرستنده‌ای اینقدر قوی که امواجش از چنین فاصله‌ای بعید قابل دریافت باشد امکان‌پذیر است یا نه.

آنها به این نتیجه رسیدند که سامانه‌ای دو برابر اندازه کره زمین که بتواند پرتوهای خورشید را دریافت کند می‌تواند انرژی لازم را برای این انفجارهای سریع رادیویی فراهم کند.

البته این سامانه‌ها به خنک‌کننده‌های آبی در اندازه‌های نجومی نیاز دارد تا مانع از ذوبشان شود.

اما این سوال باقی می‌ماند که چرا باید زحمت ساختن چنین چیزی را به خود داد؟

به گفته این دو دانشمند، محتمل‌ترین توضیح در حال حاضر یک سفینه نوری است.

سفینه نوری سفینه ای است که فشار ناچیز نور را تبدیل به شتاب مداوم می‌کند. با اینکه این فشار ناچیز است اما به مرور زمان، همین فشار ناچیر در خلا، سفینه را به سرعت بسیار زیادی می‌رساند.

به زبان ساده‌تر همانطور که باد با وزیدن به بادبان کشتی آن را به حرکت درمی‌آورد، تابش نور خورشید به آینه‌های عظیم سفینه آن را به پیش می‌راند.

انرژی این انفجارهای سریع رادیویی به قدری است که می‌تواند سفینه‌ای به وزن یک میلیون تن - بیست برابر بزرگترین کشتی های کروز- را به حرکت در آورد.
به گفته پروفسور لینگام این انرژی برای اینکه مسافران زنده را به سفر بین ستاره‌ای یا حتی بین‌کهکشانی ببرد کافی است."

اما دلیل اینکه این انفجارها از کره زمین فقط در کسری از ثانیه دیده می‌شوند این است که سیاره، ستاره و کهکشانی که سفینه در آن واقع است و خود سفینه همگی در حال حرکتند در نتیجه پرتوهای رادیویی تمام سطح آسمان را جارو می‌کنند و فقط کسری از ثانیه به زمین می‌رسند.

این محققان استدلال می‌کنند که این انفجارهای سریع رادیویی تکرار می‌شوند اما نمی‌توان آنها را با پدیده‌های عظیم طبیعی توضیح داد، بنابراین شاید کلید معما این باشد که این‌ها پدیده‌هایی طبیعی نیستند: "مسئله علم اعتقاد نیست بلکه شواهد است. بد نیست که ایده ها را مطرح کنیم و بگذاریم یافته‌ها در باره آن قضاوت کنند."

ترجمه از بخش دانش بی بی سی

@alien2016
یکی از کاربران اینترنت که تصاویر ارسالی ناسا از خورشید را توسط نرم‌افزاری بنام soho viewer با دستگاه آیپدش چک می کرد،یک مربع را در روی خورشید یافت،آیا ناسا چیزی را مخفی می کند؟
@alien2016
کسانی که مایلند مجله بیگانگان باستانی را به صورت رایگان دریافت کنند به این تلگرام پیام بدن
@mohammad_aghaei
@alien2016
‍ مزار شیطان — یک بشقاب پرندۀ عظیم که توسط جتهای جنگندۀ روسیه مورد تعقیب قرار گرفت. (قسمت اول)

در حالی که بیشتر گزارشات بشقابهای پرنده در تاریخ اخیر از آمریکا و انگلستان می آید، انکار کردنی نیست که کشورهای شرقی دیگری نیز هستند که برخوردهای توضیح داده نشدۀ خود را داشته اند. در مورد روسیه، دولت آنها، کا گ ب و ارتش به طور نزدیک و با چشمانی محدود کننده پرونده های بشقابهای پرنده را زیر نظر داشته اند.
در 28 اوت 1991 در ساعت 4 و 42 دقیقۀ بعد از ظهر، رادارهای زمینی ایستگاه نظامی شبه جزیرۀ منگیشلاک در دریای خزر، ترکمنستان امروزی، یک شی خارجی را روی صفحۀ رادار مشاهده کردند. بشقاب پرنده در ارتفاع 6600 متری با سرعت 960 کیلومتر در ساعت به سمت شرق در حال پرواز بود.
پرسنل نظامی ایستگاه سعی کرد شی را شناسایی کند، اما فایده ای نداشت. بعد از چند درخواست ناموفقِ "دوست یا دشمن" مسئول رادار با ایستگاه دیگری تماس گرفت. آنها گفتند که آنان نیز شی را روی رادار مشاهده کرده اند.
بلافاصله دو میگ 29 که توسط دو جنگندۀ دیگر تعقیب می شدند به پرواز درآمدند. در این هنگام بشقاب پرنده روی دریای آرال پرواز می کرد. جت ها سعی کردند یک فاصلۀ امن 800 متری را با بشقاب پرنده حفظ کنند. از این فاصله بشقاب پرنده کاملاً قابل رویت بود.
در اولین نگاه، خلبانان یک شیء فلزی بزرگ سیگاری شکل را که بسیار شبیه به زیپلین بود گزارش دادند. با کمک رادار آنها طول بشقاب پرنده را 600 متر و قطر آن را 110 متر تخمین زدند.
فرماندۀ پرواز از شیء درخواست کرد که خود را شناسایی کند، اما پاسخی دریافت نکرد. آنها مجدداً به بشقاب پرنده هشدار دادند که پشت سر میگ 29 قرار بگیرد و تا نزدیکترین فرودگاه اسکورت شود. اما بشقاب پرنده جت ها را نادیده گرفت و حضور تهدید کنندۀ جتها روی بشقاب پرنده تأثیری نگذاشت.
در گام بعدی، میگها به شیء نزدیک شدند. آنها دو پنجره را در جلوی شیء با علائمی سبز رنگ مشاهده کردند. علائم به زبانی نوشته شده بودند که برای خلبانان روسی ناشناخته بود.
اکنون آنها دستور دریافت کردند که به سمت بشقاب پرنده شلیک اخطارآمیز کنند. جتها در دو طرف بشقاب پرنده قرار گرفتند. فاصلۀ آنها اکنون از شیء 500 متر بود. آنها آمادۀ شلیک شدند. اما در نهایت شگفتی، وقتی که تکمۀ شلیک را فشار دادند هیچ اتفاقی نیفتاد. سیستمهای برقی و سلاحهای هر چهار هواپیما از کار افتادند. لذا آنها ناچار شدند به پایگاه خود بازگردند و بشقاب پرنده ناپدید گردید.
رادارهای زمینی به تعقیب بشقاب پرنده ادامه دادند. سرعت شیء به سرعت باور نکردنی 6800 کیلومتر در ساعت رسیده بود. شیء به شکل زیگ زاگ روی دریای آرال پرواز می کرد، تا این که از روی صفحۀ رادار محو گردید.
در ایستگاه زمینی یک مباحثۀ داخلی درگرفت. پرسشهای پاسخ داده نشدۀ بسیاری پیرامون منشأ شیء و تکنولوژی آن وجود داشتند. آیا آن ایجاد خطر می کرد؟ مأموریت دقیق آن چه بود؟
تا پایان سپتامبر، شایعاتی پیرامون یک بشقاب پرندۀ سقوط کرده در کوههای تین شان در آسیای مرکزی شروع به انتشار کردند. با شگفتی، این منطقه مزار شیطان نامیده می شود.
ساکنان محلی در رابطه با یک شیء عظیم پرنده که به شدت به رشته کوههای شرقی برخورد کرد سخن گفتند. این گزارشات موجب شدند که یک گروه تحقیقاتی بشقاب پرنده به نام SAKKUFON به آن مکان اعزام شود.
گروه شامل کوهنوردان باتجربه و پژوهشگران روسی بشقاب پرنده از SAKKUFON تحت فرماندهی آنتون بوگاتوف بودند.گروه برای دو هفته کوهها را پیمود. گزارشاتی دریافت شدند که ساکنان محلی بشقاب پرنده را کشف کرده اند.
متأسفانه بعد از هفته ها شرایط سخت، گروه اعزامی ناچار به بازگشت شد، و فضا را برای بررسی دولت روسیه پیرامون قضیه باز نمود. به گفتۀ SAKKUFON مقامات نظامی مکان سقوط شیء را از پیش شناسایی کرده بودند. آنها برای جمع آوری بقایای شیء ساقط شده یک هلی کوپتر به آنجا اعزام کردند، اما هلی کوپتر کنترل خود را از دست داد و به صخره های مجاور برخورد نمود و کلیۀ خدمۀ آن کشته شدند.
در تابستان 1992 یک هیئت دوم به مکان سقوط اعزام شد، و موفق شد بشقاب پرندۀ ساقط شده را پیدا کند. (ادامه دارد)
@alien2016
@alien2016
مواجهه یک زن انگلیسی با مردی فرازمینی
در سال 1989 بک زن که بشدت وحشت زده بود با پلیس واتیشام، سوفلوک، انگلستان تماس گرفت،تا از مواجهه اش با یک انسان عجیب سخن بگوید طوری وحشت زده بود که بطور بریده بریده سخن می گفت، او می گوید ساعت 10:30 شب با سگش در خیابانی در نزدیکی یک پارک بزرگ قدم می زد تقریبا پارک و آن خیابان خالی بود، ناگهان یک مرد در حدود ده متری او از هیچ جا در جا ظاهر شد و بطرفش آمد او که از این اتفاق شوک زده شده بود،ایستاد،سگ او حتی بدون یک واق بدون حرکت ایستاد،مردی بلند قامت در حدود دو نیم متر،سفید و موهایی بلوند،با لباس قهوه ای روشن شبیه لباس فضانوردی به او نزدیک شد و شروع به صحبت کرد، لهجه او مانند لهجه مردمان اسکاندیناوی بود،او به زن وحشت زده گفت،که از سیاره ای دیگر به زمین آمده و مافوق های او گفته اند که بهیچوجه نباید با انسان ها ارتباط برقرار کنند اما او از دستور آنها سرپیچی کرده و اینطور فکر می کند که بهتر است در بین آنها و انسان ها در زمین ارتباط بوجود آید،او گفت که آنها در سیاره ای مانند زمین زندگی می کنند و البته سیارات دیگر نیز هستند که در آنها حیات وجود دارد و همزمان با ورود فضای شان، فضاپیمای دیگری از سیاره ای دیگر به زمین آمده و حتی اشکال بزرگی که در مزارع گندم ایجاد شده توسط آن موجودات بوده، او ادامه داد آنها هیچ نیت بدی در مورد انسان ها ندارند و دیدارشان از زمین کاملا دوستانه است،او پس از گفتن این حرف ها برگشته و در جهتی که آمده بود بسرعت ناپدید شد،زن که از وحشت بخود می لرزید برگشته و با سگش بطرف خانه دوید، در حالیکه می دوید ناگهان صدای غرش شدیدی را شنید وقتی برگشت شی مدور نارنجی بزرگی را دید که دارد از داخل درختان ارتفاع می گیرد و در یک چشم برهم زدن ناپدید شد.اپراتور پلیس که تلفن این زن را جواب داده می گوید امکان ندارد که آن زن دروغ می گفته باشد...
@alien2016
@alien2016
‍ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻔﺮ ﺑﯿﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩﺍﯼ

ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﮐﺘﺎﺏ
ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺍﻭﻧِﮏ : ﺳﻔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺯﻫﺮﻩ


مقوﻟﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﻓﺮﺍﺯﻣﯿﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺤﺚ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻢ، ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺴﺖ .
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ، ﺍﯾﻦ ﻣﻘﻮﻟﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﻋﻠﻤﯽ - ﺗﺨﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ .
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺧﺮﺩﻩﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﻨﺘﻘﺪﺍﻥ ﻧﻤﯽ ­ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﻓﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﻣﺒﺤﺚ ﯾﻮﻓﻮﻟﻮﮊﯼ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺯﻣﯿﻨﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﻠﻤﯽ، ﻓﻠﺴﻔﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐَﺲ ﺭﺍ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﻨﺒﻪ‌­ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﺒﻬﻪﮔﯿﺮﯼ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﯼ پستها ﺯﻧﺪﮔﯽﻧﺎﻣﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﻫﺮﻩ ﯾﺎ ﻭﻧﻮﺱ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﭘﯿﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﯽ ﻗﯿﺪ ﻭ ﺷﺮﻁ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ.
@alien2016
@alien2016
‍ رﻭﺍﯾﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﯿﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ .
ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﯼ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﻔﯿﻨﻪﺍﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼﻫﺎ ﺑﺮﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻋﻮﺽ، ﺑﺎ ﺧﻮﺩ - ﺯﻧﺪﮔﯽﻧﺎﻣﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﯾﻮﺗﻮﭘﯿﺎﯾﯽ ‏( ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ ‏) ﺩﺭ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺯﻫﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ، ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩ، ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺁﻣﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺗﺴﻮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻫﯽﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ .
ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ ﺧﯿﺮ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﯼ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﯾﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩﺍﯼ ﺷﺪ.

دﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺍﻭﻧِﮏ ﺟﻮﺍﻥ ‏( ﻧﺎﻡ ﺯﻫﺮﻩﺍﯼ ﻭﯼ، ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺍﻭﻧِﮏ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺷﯿﻼ ﺍﺳﺖ ‏) ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﻔﯿﻨﻪﺍﯼ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1955 ﺩﺭ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﻧﻮﺍﺩﺍ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﻨﺴﯽ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺗﺎ ﺟﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ .
ﻣﺤﻘﻖ ﯾﻮﻓﻮﻟﻮﮊﯾﺴﺖ، ﮊﻧﺮﺍﻝ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ، ﻭِﻧﺪِﻝ ﺍﺳﺘﯿﻮِﻧﺰ ﺑﺎ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ، ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻗﻠﺒﯽ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﺧﻮﺩﺵ، ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﺳﻔﯿﻨﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻋﻤﻮﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﻬﯿﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺭﺷﺪ ﺩﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺷﺪ .
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺩﺭ ﺯﻫﺮﻩ، ﻣﺪﺕ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻥ ﻭﯼ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ .
ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺣﻀﺎﻧﺖ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﻪﺍﺵ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﮐﺮﺩ .
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﻮﯼ ﺍﻭ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ، ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻫﯽﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﺎﺕ ﺧﺸﻦ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺴﻮﯾﻪ ﮐﻨﺪ .
@alien2016
@alien2016
‍ با ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﺎﺕ ﺧﺸﻦ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮐﻮﺩﮎ 7 ﺳﺎﻟﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻣﺘﺠﻠﯽ ﺷﺪ .
ﻋﻤﻮﯾﺶ ﻭ ﺗﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﻭﯼ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﺩﺭ ﺗﻨﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﺷﯿﻼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺷﯿﻼ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﻭﺩ، ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﺶ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺩﻟﺨﺮﺍﺵ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ .
ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﻮﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻮﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ .
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ، ﻋﻤﻮﯼ ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺷﯿﻼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩ .
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﻧﯿﺰ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺷﯿﻼ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻨﺪ .
ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻣﻨِﮏ ﻇﺎﻫﺮ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ 7ﺳﺎﻟﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1955 ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪ، ﺍﺯ ﺧﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﯽ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ 210 ﺳﺎﻟﻪ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ .
ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺯﻣﯿﻨﻪﻫﺎ ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻮﯾﺖ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻭﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﺴﺰﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺯﻫﺮﻩ، ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻧﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻣﺪﺭﻥ ﺗﺐ ﯾﻮﻓﻮﻫﺎ، ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻋﺠﯿﺒﺶ ﮐﻪ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺯﻫﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﺳﺖ .
@alien2016