@alien2016
گیبسون بر آن شد تا همۀ مساجد دویست سال نخست اسلام– در، سوریه، عراق، مصر، لبنان، تونس، پاکستان، چین، یمن، عربستان- را زیر ذرهبین ببرد. گزافه نیست اگر بگوییم که او با پیگیری بینظیری این پروژه را به فرجام رساند و به نتایج شگفتانگیزی رسید. گیبسون پس از بررسی جهات قبلۀ مساجد، دید که در سد سال نخست اسلام، قبلۀ مساجد نه رو به مکه بلکه رو به شهر پترا (Petra) بودند. جدول زیر نتیجۀ پژوهشهای گیبسون را به خوبی نشان میدهد:
* سال ۱ تا ۱۰۷ هجری / ۶۲۲ تا ۷۲۵ میلادی
۱۰۰ درصد مساجد قبلهشان رو به پترا بود
* سال ۱۰۷ تا ۲۰۷ هجری/ ۷۲۵ تا ۸۲۵ میلادی
۱۲ درصد رو به پترا، ۵۰ درصد رو به مکه و ۳۸ درصد رو به هیچکدام
* از سال ۲۰۷ هجری به بعد
۱۰۰ درصد رو به مکه
برای نمونه، مساجد کهنی مانند قبۀالصخره در اورشلیم، مسجد بعلبک در عراق، مسجد شهر واسط در عراق، مسجد صنعا در یمن، مسجد فوسطاط (مصر)، مسجد مازن در موصل، مسجد عنجر (لبنان)، مسجد دو قبلهای (مسجد القبلتین) در عربستان سعودی و ... مورد پژوهش قرار گرفتند.
@alien2016
گیبسون بر آن شد تا همۀ مساجد دویست سال نخست اسلام– در، سوریه، عراق، مصر، لبنان، تونس، پاکستان، چین، یمن، عربستان- را زیر ذرهبین ببرد. گزافه نیست اگر بگوییم که او با پیگیری بینظیری این پروژه را به فرجام رساند و به نتایج شگفتانگیزی رسید. گیبسون پس از بررسی جهات قبلۀ مساجد، دید که در سد سال نخست اسلام، قبلۀ مساجد نه رو به مکه بلکه رو به شهر پترا (Petra) بودند. جدول زیر نتیجۀ پژوهشهای گیبسون را به خوبی نشان میدهد:
* سال ۱ تا ۱۰۷ هجری / ۶۲۲ تا ۷۲۵ میلادی
۱۰۰ درصد مساجد قبلهشان رو به پترا بود
* سال ۱۰۷ تا ۲۰۷ هجری/ ۷۲۵ تا ۸۲۵ میلادی
۱۲ درصد رو به پترا، ۵۰ درصد رو به مکه و ۳۸ درصد رو به هیچکدام
* از سال ۲۰۷ هجری به بعد
۱۰۰ درصد رو به مکه
برای نمونه، مساجد کهنی مانند قبۀالصخره در اورشلیم، مسجد بعلبک در عراق، مسجد شهر واسط در عراق، مسجد صنعا در یمن، مسجد فوسطاط (مصر)، مسجد مازن در موصل، مسجد عنجر (لبنان)، مسجد دو قبلهای (مسجد القبلتین) در عربستان سعودی و ... مورد پژوهش قرار گرفتند.
@alien2016
@alien2016
زمانی که گیبسون شهر پترا را مورد بررسی قرار میداد، متوجه شد که همۀ مشخصاتی که برای مکه گفته شده مربوط به شهر پترا میباشند. پس از این کشف بود که معانی بسیاری از آیههای قرآن برای پژوهشگر معنی پیدا کرد. او توانست از این طریق تمامی آن چه را که دربارۀ «مکه» یا بهتر بگوییم «بکه» گفته شده در یک چارچوب منطقی طبقهبندی کند. رومیان این شهر را «پترا» [از پتروس یعنی صخره] نام گذاری کردند، زیرا مردم آنجا در دل کوه معابد و آشیانههایی ساختند که از نظر علم معماری جزو عجایب میباشند. ولی مردم بومی به این شهر لقبِ «بکه» یعنی « گریان / اشکها» دادند و علت آن هم زلزلههایی بود که در سالهای ۳۶۳ و ۵۵۱ میلادی در آن جا رخ داد و بخشی بزرگی از مردم آن دیار را از میان برد.
در قرآن دربارۀ قوم ثمود – که ما امروز میدانیم نبطیان بودند- آمده است:
سوره ۸۹، آیات
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿٦﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿٧﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿٨﴾ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (۹)
مگر ندانستهاى كه پروردگارت با عاد چه كرد؟(۶) با عمارات ستوندار ارم، (۷) كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ (۸) و با ثمود، همانان كه در درّه، تختهسنگها را مىبريدند؟(۹)
آیات بالا به طور روشن مشخصات پترا است. ولی ما در قرآن به آیاتی برمیخوریم که از تغییر قبلۀ نیز میگویند.
سوره ۲، آیه ۱۴۲
«سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: چه چيز آنان را از قبلهاى كه بر آن بودند رويگردان كرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر كه را خواهد به راه راست هدايت مىكند.
در آیه بالا فقط گفته میشود که قبله تغییر کرده است ولی نمیگوید قبلۀ قبلی کجا بوده است. کاوشهای گیبسون نشان میدهند که – برخلاف راویان اسلامی که از «اورشلیم» سخن میگویند- نخستین قبله، شهر پترا / بکه بوده است، بهترین سند مسجد دو قبلهای [مسجد قبلتین] در عربستان سعودی است که یک قبلهاش رو به مکه و دیگری رو به پترا – نه اورشلیم- است.
از سوی دیگر، همین رازگشایی نشان میدهد که قرآن در طی تاریخ خود بارها و بارها دستخوش تغییرات ویراستاری و مضمونی شده است. این تغییر میباید در زمان عباسیان صورت گرفته شده باشد. اسلام میگوید که قرآن کلام الله (خدا) است و نه کلام محمد. این طبعاً یک گفتۀ مؤمنانه ولی غیرواقعی است، زیرا آیه 142 از سورۀ 2 بعدها به قرآن افزوده شده است؛ موردی که پارههای قرآن صنعا آن را تأیید میکنند. زیرا، چنین آیهای در قرآن صنعا وجود ندارد.
این که چگونه و طی چه حوادث و تحولاتی قبله از پترا به مکه دگرگون شده است، گیبسون برایش یک پاسخ منطقی و استوار دارد: پترا ابتدا توسط یکی از سرداران مخالف اموی به نام عبدالله بن زُبیر اشغال شد (حدود ۶۳ هجری). زیبر قصد داشت که سنگ سیاه را از پترا به مکانی دیگر انتقال دهد. البته در سالهای ۷۳ و ۷۴ هجری پترا توسط نیروهای اموی محاصره گردید، شهر زیر سنگباران منجنیقها قرار گرفت (۳) ولی با این وجود عبدالله بن زُیبر موفق میشود که سنگ سیاه را به محل ناشناختهای که بعدها مکه نام گرفت (۴)، انتقال دهد. نخستین کسانی که خود را با بن زُبیر سازگار کردند، مردم اهل کوفه بودند.
«جغرافیای قرآن» (۵)، کتاب پژوهشی ارزشمندی است که توانسته بر بخشی از تاریخ ناروشن آغاز اسلام، پرتوافکنی کند. به هر رو، به علاقهمندان به موضوع «آغاز اسلام» خواندن این کتاب توصیه میشود.
Qur`anic Geography
Dan Gibson
⦁ Hardcover: 470 pages
⦁ Publisher: Independent Scholars Press (2011)
⦁ Language: English
⦁ ISBN-10: 0973364289
⦁ ISBN-13: 978-0973364286
⦁Shipping Weight: 2.5 pounds
@alien2016
زمانی که گیبسون شهر پترا را مورد بررسی قرار میداد، متوجه شد که همۀ مشخصاتی که برای مکه گفته شده مربوط به شهر پترا میباشند. پس از این کشف بود که معانی بسیاری از آیههای قرآن برای پژوهشگر معنی پیدا کرد. او توانست از این طریق تمامی آن چه را که دربارۀ «مکه» یا بهتر بگوییم «بکه» گفته شده در یک چارچوب منطقی طبقهبندی کند. رومیان این شهر را «پترا» [از پتروس یعنی صخره] نام گذاری کردند، زیرا مردم آنجا در دل کوه معابد و آشیانههایی ساختند که از نظر علم معماری جزو عجایب میباشند. ولی مردم بومی به این شهر لقبِ «بکه» یعنی « گریان / اشکها» دادند و علت آن هم زلزلههایی بود که در سالهای ۳۶۳ و ۵۵۱ میلادی در آن جا رخ داد و بخشی بزرگی از مردم آن دیار را از میان برد.
در قرآن دربارۀ قوم ثمود – که ما امروز میدانیم نبطیان بودند- آمده است:
سوره ۸۹، آیات
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿٦﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿٧﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿٨﴾ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (۹)
مگر ندانستهاى كه پروردگارت با عاد چه كرد؟(۶) با عمارات ستوندار ارم، (۷) كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ (۸) و با ثمود، همانان كه در درّه، تختهسنگها را مىبريدند؟(۹)
آیات بالا به طور روشن مشخصات پترا است. ولی ما در قرآن به آیاتی برمیخوریم که از تغییر قبلۀ نیز میگویند.
سوره ۲، آیه ۱۴۲
«سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: چه چيز آنان را از قبلهاى كه بر آن بودند رويگردان كرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر كه را خواهد به راه راست هدايت مىكند.
در آیه بالا فقط گفته میشود که قبله تغییر کرده است ولی نمیگوید قبلۀ قبلی کجا بوده است. کاوشهای گیبسون نشان میدهند که – برخلاف راویان اسلامی که از «اورشلیم» سخن میگویند- نخستین قبله، شهر پترا / بکه بوده است، بهترین سند مسجد دو قبلهای [مسجد قبلتین] در عربستان سعودی است که یک قبلهاش رو به مکه و دیگری رو به پترا – نه اورشلیم- است.
از سوی دیگر، همین رازگشایی نشان میدهد که قرآن در طی تاریخ خود بارها و بارها دستخوش تغییرات ویراستاری و مضمونی شده است. این تغییر میباید در زمان عباسیان صورت گرفته شده باشد. اسلام میگوید که قرآن کلام الله (خدا) است و نه کلام محمد. این طبعاً یک گفتۀ مؤمنانه ولی غیرواقعی است، زیرا آیه 142 از سورۀ 2 بعدها به قرآن افزوده شده است؛ موردی که پارههای قرآن صنعا آن را تأیید میکنند. زیرا، چنین آیهای در قرآن صنعا وجود ندارد.
این که چگونه و طی چه حوادث و تحولاتی قبله از پترا به مکه دگرگون شده است، گیبسون برایش یک پاسخ منطقی و استوار دارد: پترا ابتدا توسط یکی از سرداران مخالف اموی به نام عبدالله بن زُبیر اشغال شد (حدود ۶۳ هجری). زیبر قصد داشت که سنگ سیاه را از پترا به مکانی دیگر انتقال دهد. البته در سالهای ۷۳ و ۷۴ هجری پترا توسط نیروهای اموی محاصره گردید، شهر زیر سنگباران منجنیقها قرار گرفت (۳) ولی با این وجود عبدالله بن زُیبر موفق میشود که سنگ سیاه را به محل ناشناختهای که بعدها مکه نام گرفت (۴)، انتقال دهد. نخستین کسانی که خود را با بن زُبیر سازگار کردند، مردم اهل کوفه بودند.
«جغرافیای قرآن» (۵)، کتاب پژوهشی ارزشمندی است که توانسته بر بخشی از تاریخ ناروشن آغاز اسلام، پرتوافکنی کند. به هر رو، به علاقهمندان به موضوع «آغاز اسلام» خواندن این کتاب توصیه میشود.
Qur`anic Geography
Dan Gibson
⦁ Hardcover: 470 pages
⦁ Publisher: Independent Scholars Press (2011)
⦁ Language: English
⦁ ISBN-10: 0973364289
⦁ ISBN-13: 978-0973364286
⦁Shipping Weight: 2.5 pounds
@alien2016
«خزانه» کندهکاری شده در صخرههای کوه در پترا – سدۀ نخست میلادی
@alien2016
@alien2016
@alien2016
کشف اسکلت غولهای پنج متری در ایران
بتازگی یک کشف تاریخی انجام شده است و ان اینکه باستان شناسان از زیر خاک گنجی بهمراه تخته سنگهای بزرگ و همچنین اسکلت غول اسا کشف کرده اند.
چه داستانی در مورد انسان غول اسا و این گنج حکایت میکند؟
توضیح اینکه باستان شناسان روسی در غرب ایران شش اسکلت پنج متری یافتند که در تصویر یکی از انها را میبینید. به این غولها در داستانها و همچنین در کتاب (عهد عتیق سفر پیدایش) اشاره شده که به انها نفیلیم میگویند.
این نمونه ها جدیدا کشف شده اند ولی پوشش خبری نداده اند.
@alien2016
کشف اسکلت غولهای پنج متری در ایران
بتازگی یک کشف تاریخی انجام شده است و ان اینکه باستان شناسان از زیر خاک گنجی بهمراه تخته سنگهای بزرگ و همچنین اسکلت غول اسا کشف کرده اند.
چه داستانی در مورد انسان غول اسا و این گنج حکایت میکند؟
توضیح اینکه باستان شناسان روسی در غرب ایران شش اسکلت پنج متری یافتند که در تصویر یکی از انها را میبینید. به این غولها در داستانها و همچنین در کتاب (عهد عتیق سفر پیدایش) اشاره شده که به انها نفیلیم میگویند.
این نمونه ها جدیدا کشف شده اند ولی پوشش خبری نداده اند.
@alien2016
@alien2016
آیا تا امروز ميدانستيد نام جغد چيست؟ آیا واقعاً جغد شوم است؟
در متن های کهن باستانی جغد را "هومورو" می خواندند.
یعنی پرنده دانا.
در کتابهای قصه نیز این پرنده عینک به چشم دارد و به بقیه حیوانات پند و اندرز می دهد.
اما شومی جغد، بعد از ورود اعراب به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ غذای این پرنده، سوسمار، بزمجه، مار، مارمولک و موش بود، یعنی غذای اعراب را می خورد؛ پس اعراب، آن را پرنده ای شوم می دانستند و میدانند.
در کتاب اوستا از جغد با نام "اَشوزُشت" یاد شده یعنی:
فراری دهنده دیوها و پلیدی ها
@alien2016
آیا تا امروز ميدانستيد نام جغد چيست؟ آیا واقعاً جغد شوم است؟
در متن های کهن باستانی جغد را "هومورو" می خواندند.
یعنی پرنده دانا.
در کتابهای قصه نیز این پرنده عینک به چشم دارد و به بقیه حیوانات پند و اندرز می دهد.
اما شومی جغد، بعد از ورود اعراب به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ غذای این پرنده، سوسمار، بزمجه، مار، مارمولک و موش بود، یعنی غذای اعراب را می خورد؛ پس اعراب، آن را پرنده ای شوم می دانستند و میدانند.
در کتاب اوستا از جغد با نام "اَشوزُشت" یاد شده یعنی:
فراری دهنده دیوها و پلیدی ها
@alien2016
@alien2016
ابراهیم فرعون مصر
رالف الیس محقق و نویسنده ای است که با بررسی و تفسیر متون دینی نظریات بحث برانگیزی درباره شخصیتهای دینی ارائه داده است. از جمله قابل تامل ترین و بحث برانگیزترین نظریات او میتوان به آنچه درباره عیسی مسیح مطرح کرده اشاره کرد. از نظر الیس, عیسی چوپانی ناشناس و فقیر نبوده, بلکه شاهزاده ای از نژاد مصری و ایرانی بوده که ادعای تاج و تخت کرده. تجرد مادام العمر او نیز افسانه ای بیش نبوده و با دو خواهر ثروتمند و نژاده ازدواج کرده است. الیس معتقد است شخصیتهایی چون ابراهیم و سلیمان نیز وجودی فراتر از اقلیم اساطیر و افسانه ها داشته اند. در نوشته زیر فشرده ای از روش تحقیق و نتیجه گیری رالف الیس درباره شخصیت تاریخی ابراهیم با استناد به مقالات برای شما قرار میدهیم
@alien2016
ابراهیم فرعون مصر
رالف الیس محقق و نویسنده ای است که با بررسی و تفسیر متون دینی نظریات بحث برانگیزی درباره شخصیتهای دینی ارائه داده است. از جمله قابل تامل ترین و بحث برانگیزترین نظریات او میتوان به آنچه درباره عیسی مسیح مطرح کرده اشاره کرد. از نظر الیس, عیسی چوپانی ناشناس و فقیر نبوده, بلکه شاهزاده ای از نژاد مصری و ایرانی بوده که ادعای تاج و تخت کرده. تجرد مادام العمر او نیز افسانه ای بیش نبوده و با دو خواهر ثروتمند و نژاده ازدواج کرده است. الیس معتقد است شخصیتهایی چون ابراهیم و سلیمان نیز وجودی فراتر از اقلیم اساطیر و افسانه ها داشته اند. در نوشته زیر فشرده ای از روش تحقیق و نتیجه گیری رالف الیس درباره شخصیت تاریخی ابراهیم با استناد به مقالات برای شما قرار میدهیم
@alien2016
@alien2016
قسمت اول
متونی همچون نوشته زیر از جوزیفوس, مورخ یهودی قرن اول میلادی, جرقه ایده اولیه رالف الیس برای جستجو در پی ابراهیم در میان فراعنه مصر بوده است: «فرعون نِکو, شاه مصر در آن زمان, با ارتشی عظیم به سرزمینش وارد شد و پرنسس سارا, مادر ملت ما را دستگیر کرد. و جد بزرگ ما ابراهیم چه کرد؟ آیا با نیروی ارتش به این توهین پاسخ انتقام آمیز داد؟ و این در حالی بود که او سیصدو هجده افسر زیر سلطه خود داشت, و نیروی انسانی بی پایان در اختیار خود.»
نویسنده برخلاف نظر کسانی که برخی داستانهای تورات, انجیل و قران را عاری از واقعیت های تاریخی میدانند, معتقد است اگر این نوشته ها به درستی تفسیر شوند با اسناد تاریخی مطابقت نشان خواهند داد. اولین قدم برای انطباق این متون با اسناد تاریخی, تعیین دقیق دورانی است که وقایع مربوط به ابراهیم رخ داده است. الیس کلید این معما را در بخشی از انجیل که در آن فرعون درباره خاندان یوسف پرس و جو میکند می جوید: «شغل شما چیست؟ و آنها پاسخ دادند… ما خادمین شما چوپان هستیم, هم ما و هم پدرانمان.» یکی از سلسله های فراعنه مصر با نام چوپانان شناخته می شدند, همان فراعنه ای که بر اساس اسناد تاریخی در طول سلسله های چهاردهم تا شانزدهم به «تسخیر» مصر شمالی پرداخته بودند, کسانی که با نام هیکسوس, عبارتی که ترجمه آن شاه چوپان است شناخته میشدند. اما چرا یک خاندان از فراعنه مصر چوپان نامیده میشدند؟ الیس پاسخ را در علاقه شدید مصری های به ستاره شناسی می یابد. از نظر او این خاندان از این جهت صاحب عنوان فوق بودند که با خوشه اجرام آسمانی که قوچ نامیده میشود مرتبط بودند, و چنین نتیجه میگیرد که واژه های گوسفند و گله که به کرّات در کتاب مقدس تکرار شده اند با نگاه از این زاویه به کل معنایی متفاوت پیدا میکنند: گوسفند اشاره دارد به خوشه قوچ یا پرستندگان آن, و گلّه اشاره دارد به خوشه گاو و پیروانش.
@alien2016
قسمت اول
متونی همچون نوشته زیر از جوزیفوس, مورخ یهودی قرن اول میلادی, جرقه ایده اولیه رالف الیس برای جستجو در پی ابراهیم در میان فراعنه مصر بوده است: «فرعون نِکو, شاه مصر در آن زمان, با ارتشی عظیم به سرزمینش وارد شد و پرنسس سارا, مادر ملت ما را دستگیر کرد. و جد بزرگ ما ابراهیم چه کرد؟ آیا با نیروی ارتش به این توهین پاسخ انتقام آمیز داد؟ و این در حالی بود که او سیصدو هجده افسر زیر سلطه خود داشت, و نیروی انسانی بی پایان در اختیار خود.»
نویسنده برخلاف نظر کسانی که برخی داستانهای تورات, انجیل و قران را عاری از واقعیت های تاریخی میدانند, معتقد است اگر این نوشته ها به درستی تفسیر شوند با اسناد تاریخی مطابقت نشان خواهند داد. اولین قدم برای انطباق این متون با اسناد تاریخی, تعیین دقیق دورانی است که وقایع مربوط به ابراهیم رخ داده است. الیس کلید این معما را در بخشی از انجیل که در آن فرعون درباره خاندان یوسف پرس و جو میکند می جوید: «شغل شما چیست؟ و آنها پاسخ دادند… ما خادمین شما چوپان هستیم, هم ما و هم پدرانمان.» یکی از سلسله های فراعنه مصر با نام چوپانان شناخته می شدند, همان فراعنه ای که بر اساس اسناد تاریخی در طول سلسله های چهاردهم تا شانزدهم به «تسخیر» مصر شمالی پرداخته بودند, کسانی که با نام هیکسوس, عبارتی که ترجمه آن شاه چوپان است شناخته میشدند. اما چرا یک خاندان از فراعنه مصر چوپان نامیده میشدند؟ الیس پاسخ را در علاقه شدید مصری های به ستاره شناسی می یابد. از نظر او این خاندان از این جهت صاحب عنوان فوق بودند که با خوشه اجرام آسمانی که قوچ نامیده میشود مرتبط بودند, و چنین نتیجه میگیرد که واژه های گوسفند و گله که به کرّات در کتاب مقدس تکرار شده اند با نگاه از این زاویه به کل معنایی متفاوت پیدا میکنند: گوسفند اشاره دارد به خوشه قوچ یا پرستندگان آن, و گلّه اشاره دارد به خوشه گاو و پیروانش.
@alien2016
@alien2016
قسمت دوم
از دید زمین, خوشه ها به کندی در طول هزاره ها در آسمان جابجا میشوند و هر در دوران نشان خاصی حاکم است. برای مثال دوران ما دوران حاکمیت نشان ماهی است, اما دوران سلسله های سیزدهم و چهاردهم فراعنه مصادف بود با تغییر حاکمیت از نشان گاو به نشان قوچ. دوران گاو تا حدود سال 1800 پیش از میلاد ادامه یافت, که از لحاظ زمانی هم با به قدرت رسیدن اولین فراعنه هیکسوس و هم با ظهور ابراهیم در کتاب مقدس بسیار نزدیک است. بنا بر نظریه الیس, این تغییر نشان حاکم بر دوران باعث ایجاد شکاف اجتماعی بین پرستندگان نشان گاو در شهر تبس و فراعنه چوپان هیکسوس در مصر شمالی, یا همان آریایی ها شد. چنان که اسناد تاریخی نشان میدهند در آن زمان کشور دچار جنگ داخلی شد. هم نوشته های مورخ مصری قرن سوم پیش از میلاد, مَنِتو, و هم متن انجیل نشان میدهد که در واقع دو سفر خروج روی داده و نه یک سفر خروج. اولین سفر یک مهاجرت بزرگ بوده و دومین سفر مهاجرت کشیشان در مقیاسی کوچکتر. پس از اولین سفر, یوسف به مصر بازمیگردد و در جایگاه دوم قدرت و پس از فرعون, قدرتمند ترین مرد مصر میشود. سپس از خانواده اش می خواهد که در مصر به او بپیوندند, اما چنان که در متن انجیل آمده به آنها هشدار میدهد: چنانکه خود نیز میدانید شما چوپان هستید و وظیفه تان خوراک دادن به گله است… فرعون شما را فراخواهد خواند از شما خواهد پرسید پیشه تان چیست. باید پاسخ دهید حرفه مان از جوانی تجارت گلّه بوده است, و حرفه پدرانمان نیز. اگر چنین نگویید مجاز به اقامت در سرزمین مصر نخواهید شد. چوپان بودن ما از نظر مصریان زشت و کریه است.
@alien2016
قسمت دوم
از دید زمین, خوشه ها به کندی در طول هزاره ها در آسمان جابجا میشوند و هر در دوران نشان خاصی حاکم است. برای مثال دوران ما دوران حاکمیت نشان ماهی است, اما دوران سلسله های سیزدهم و چهاردهم فراعنه مصادف بود با تغییر حاکمیت از نشان گاو به نشان قوچ. دوران گاو تا حدود سال 1800 پیش از میلاد ادامه یافت, که از لحاظ زمانی هم با به قدرت رسیدن اولین فراعنه هیکسوس و هم با ظهور ابراهیم در کتاب مقدس بسیار نزدیک است. بنا بر نظریه الیس, این تغییر نشان حاکم بر دوران باعث ایجاد شکاف اجتماعی بین پرستندگان نشان گاو در شهر تبس و فراعنه چوپان هیکسوس در مصر شمالی, یا همان آریایی ها شد. چنان که اسناد تاریخی نشان میدهند در آن زمان کشور دچار جنگ داخلی شد. هم نوشته های مورخ مصری قرن سوم پیش از میلاد, مَنِتو, و هم متن انجیل نشان میدهد که در واقع دو سفر خروج روی داده و نه یک سفر خروج. اولین سفر یک مهاجرت بزرگ بوده و دومین سفر مهاجرت کشیشان در مقیاسی کوچکتر. پس از اولین سفر, یوسف به مصر بازمیگردد و در جایگاه دوم قدرت و پس از فرعون, قدرتمند ترین مرد مصر میشود. سپس از خانواده اش می خواهد که در مصر به او بپیوندند, اما چنان که در متن انجیل آمده به آنها هشدار میدهد: چنانکه خود نیز میدانید شما چوپان هستید و وظیفه تان خوراک دادن به گله است… فرعون شما را فراخواهد خواند از شما خواهد پرسید پیشه تان چیست. باید پاسخ دهید حرفه مان از جوانی تجارت گلّه بوده است, و حرفه پدرانمان نیز. اگر چنین نگویید مجاز به اقامت در سرزمین مصر نخواهید شد. چوپان بودن ما از نظر مصریان زشت و کریه است.
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشاهده سازه جدید در ماه، تصویر از مدارگرد شناسایی ماه منتشر شده و سه سازه را در کنار هم نشان می دهد.گفته شده اینها پایگاه فرازمینی هستند.دربین دو سازه سازه کوچکی دیده می شود
@alien2016
@alien2016
@alien2016
«کوروش کبیر و مردوک»
درک ایرانیان از استوانه ی گِلی که موسوم به «منشور کوروش» است از بنیان اشتباه است.
نخستین نکته اینکه متن این لوح استوانه ای (که بخش هایی هم آسیب دیده است) به هیچ عنوان ربطی به «حقوق بشر» ندارد؛ کوروش در این استوانه فتح بابل را در حدود قرن پنجم پیش از میلاد شرح می دهد و بارها تاکید می کند که این فتح به خواسته، با یاری و برای «مردوک» ایزد بزرگ بابل انجام پذیرفته است؛
و اگر (تنها در بند 26) می گوید که مردمان را از یوغ و بند رهانیده است، در ادامه ی جمله تاکید می کند که این کار را برای خرسندی مردوک کرده است.
عوام در حالی مدام به منشور کوروش به عنوان نشانی از حقوق بشر ارجاع می دهند ، که حتی یک بار متن این لوح استوانه ای را (دست کم با ترجمه ی واقعی) نخوانده اند، و به همین سبب مهم ترین نکته ی استوانه ی کوروش همواره نادیده گرفته شده است ، و آن محوریت بی چون و چرای «مردوک» است .
در متن استوانه دوازده بار نام مردوک آورده شده، چهار بار از متعلقات مردوک (شهرش،مردمان اش و..) سخن گفته شده و هفت بار برایش ضمیر به کار برده شده است؛ در مجموع بیست و سه بار به مردوک اشاره شده است و این اشارات همواره با صفاتی ستایش آمیز همراه است :
شاه خدایان (king of the gods)
سرور بزرگ (the great lord)
بعل (به معنای خدا در زبان های اکدی و کنعانی)
پادشاه تمامی زمین و آسمان (king of the whole heaven and earth)
این همه ارجاع و ستایش در لوحه ای که تنها چهل و پنج بند دارد نشانه ی چیست؟
و فراموش نکنیم که بند آخر استوانه به صورتی کاملا آشکار این لوح را به مردوک پیشکش کرده است. بر پایه ی باور اشتباه عوام، کوروش شاه شهر انشان (Anshan) مزدیسنا یا همان مزدا پرست و بر آئین زرتشت بوده است؛ این در حالی است که هیچ سند مکتوبی دال بر این امر موجود نیست و در متن استوانه هم جز مردوک و پسرش « نَبو» (که دو بار نام اش ذکر شده) و «انلیل» (از ایزدان سومری) نام هیچ ایزد دیگری آورده نشده است .
مردوک( Marduk) پسر «ئه آ» یا همان «انکی» (Ea/ Enki) (انکی در متون سومری فرزند آنوناکی معرفی شده در پست های قبل میتوانید راجع به آن مطالعه کنید) از ایزدان بلند مرتبه ی سومریان است که بنا به استناد متون الواح یافت شده ، بر تمامی سرزمین های سومر ، آکد، آشور و بابل استیلا داشته است . بنا به اعتباری می توان مردوک را از جمله کهن ترین ایزدانی دانست که بر زمین پرستیده شده اند . اهمیت اصلی استوانه ی کوروش در این باور خیالی به حقوق بشر در عهد باستان نیست ( که در آن دوران اساس ِ باور به برده بودن انسان در خدمت خدایان بوده است) بلکه در این است که سند آشکاری بر تبار و باور های کوروش شاه شهر آنشان و نخستین فرمانروای شناخته شده ی تاریخی ایران است.
کافی است برای مطالعه ی دقیق به معتبرترین ترجمه های منشور کوروش که توسط (Henry Rawlinson) و ( Irving Finkel) انجام شده است رجوع کنید.
@alien2016
«کوروش کبیر و مردوک»
درک ایرانیان از استوانه ی گِلی که موسوم به «منشور کوروش» است از بنیان اشتباه است.
نخستین نکته اینکه متن این لوح استوانه ای (که بخش هایی هم آسیب دیده است) به هیچ عنوان ربطی به «حقوق بشر» ندارد؛ کوروش در این استوانه فتح بابل را در حدود قرن پنجم پیش از میلاد شرح می دهد و بارها تاکید می کند که این فتح به خواسته، با یاری و برای «مردوک» ایزد بزرگ بابل انجام پذیرفته است؛
و اگر (تنها در بند 26) می گوید که مردمان را از یوغ و بند رهانیده است، در ادامه ی جمله تاکید می کند که این کار را برای خرسندی مردوک کرده است.
عوام در حالی مدام به منشور کوروش به عنوان نشانی از حقوق بشر ارجاع می دهند ، که حتی یک بار متن این لوح استوانه ای را (دست کم با ترجمه ی واقعی) نخوانده اند، و به همین سبب مهم ترین نکته ی استوانه ی کوروش همواره نادیده گرفته شده است ، و آن محوریت بی چون و چرای «مردوک» است .
در متن استوانه دوازده بار نام مردوک آورده شده، چهار بار از متعلقات مردوک (شهرش،مردمان اش و..) سخن گفته شده و هفت بار برایش ضمیر به کار برده شده است؛ در مجموع بیست و سه بار به مردوک اشاره شده است و این اشارات همواره با صفاتی ستایش آمیز همراه است :
شاه خدایان (king of the gods)
سرور بزرگ (the great lord)
بعل (به معنای خدا در زبان های اکدی و کنعانی)
پادشاه تمامی زمین و آسمان (king of the whole heaven and earth)
این همه ارجاع و ستایش در لوحه ای که تنها چهل و پنج بند دارد نشانه ی چیست؟
و فراموش نکنیم که بند آخر استوانه به صورتی کاملا آشکار این لوح را به مردوک پیشکش کرده است. بر پایه ی باور اشتباه عوام، کوروش شاه شهر انشان (Anshan) مزدیسنا یا همان مزدا پرست و بر آئین زرتشت بوده است؛ این در حالی است که هیچ سند مکتوبی دال بر این امر موجود نیست و در متن استوانه هم جز مردوک و پسرش « نَبو» (که دو بار نام اش ذکر شده) و «انلیل» (از ایزدان سومری) نام هیچ ایزد دیگری آورده نشده است .
مردوک( Marduk) پسر «ئه آ» یا همان «انکی» (Ea/ Enki) (انکی در متون سومری فرزند آنوناکی معرفی شده در پست های قبل میتوانید راجع به آن مطالعه کنید) از ایزدان بلند مرتبه ی سومریان است که بنا به استناد متون الواح یافت شده ، بر تمامی سرزمین های سومر ، آکد، آشور و بابل استیلا داشته است . بنا به اعتباری می توان مردوک را از جمله کهن ترین ایزدانی دانست که بر زمین پرستیده شده اند . اهمیت اصلی استوانه ی کوروش در این باور خیالی به حقوق بشر در عهد باستان نیست ( که در آن دوران اساس ِ باور به برده بودن انسان در خدمت خدایان بوده است) بلکه در این است که سند آشکاری بر تبار و باور های کوروش شاه شهر آنشان و نخستین فرمانروای شناخته شده ی تاریخی ایران است.
کافی است برای مطالعه ی دقیق به معتبرترین ترجمه های منشور کوروش که توسط (Henry Rawlinson) و ( Irving Finkel) انجام شده است رجوع کنید.
@alien2016
مردوک خدای سومریان تصویر شده با بال که قابلیت سفر به آسمان داشته و بر مچ دست او چیزی شبیه ساعت هوشمند دیده میشود.
@alien2016
@alien2016
تصویر خدای سومر سوار بر ارابه ای به شکل سفینه های فضایی
به تشابه این تصویر و تصویر فروهر دقت کنید.
@alien2016
به تشابه این تصویر و تصویر فروهر دقت کنید.
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی از مشاهده یک شی ناشناس پرنده در شهر لاهیجان که ظاهرا امشب در آسمان دیده شده
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردی ادعا کرده در حال تصویر برداری از رخداد ابرماه اشیایی را تصویر برداری کرده که ماه را ترک میکنند. (پایین سمت چپ)
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه اختصاصی با ادگار میچل فضانورد آپولو 14 و افشا سازی وجود حیات فرازمینی
@alien2016
@alien2016
@alien2016
مصاحبه اختصاصی با دکتر ادگارمیچل و افشا سازی او در مورد وجود فرازمینی ها
او فضانورد ارشد ناسا و ششمین فردی بود که بر روی ماه پیاده روی کرد
ادگار میچل خلبان ماموریت آپولو 14 در سال 1971 بود و بیش از 9 ساعت بر روی ماه پیاده روی کرد
او میگوید:
در آن ماموریت فرازمینی ها ما را در ماه زیر نظر داشتند و هم اکنون نژادهای گوناگون متعدد فرازمینی در زمین در میان ما هستند و ما را زیر نظر دارند و آمریکا و ناسا از سال های دور وجود و حضور آنها را مخفی کرده اند.(پس از حادثه رازول سال1947)
@alien2016
مصاحبه اختصاصی با دکتر ادگارمیچل و افشا سازی او در مورد وجود فرازمینی ها
او فضانورد ارشد ناسا و ششمین فردی بود که بر روی ماه پیاده روی کرد
ادگار میچل خلبان ماموریت آپولو 14 در سال 1971 بود و بیش از 9 ساعت بر روی ماه پیاده روی کرد
او میگوید:
در آن ماموریت فرازمینی ها ما را در ماه زیر نظر داشتند و هم اکنون نژادهای گوناگون متعدد فرازمینی در زمین در میان ما هستند و ما را زیر نظر دارند و آمریکا و ناسا از سال های دور وجود و حضور آنها را مخفی کرده اند.(پس از حادثه رازول سال1947)
@alien2016
@alien2016
ناسا کشف 7 سیارۀ شبیه به زمین را اعلام کرد:
ستاره شناسان در مسیر جستجوی حیات در ماوراءِ منظومۀ شمسی به یک اکتشاف فوق العاده مهم دست یافتند: یک سامانۀ خورشیدی با هفت سیارۀ شبیه به زمین که به دور یک ستارۀ نزدیک به زمین می گردد. حداقل سه تای این سیارات در ناحیۀ گلدی لاکز (goldilocks ) یا منطقۀ قابل سکنی واقع شده اند، و طی ده سال آینده مشخص خواهد شد که آیا آنها مسکونی هستند یا خیر.
سیستم ذکر شده به دور ستارۀ TRAPPIST-1 می گردد. این ستاره یک ستارۀ بسیار سرد کوتوله است و روشنایی آن 2000 برابر کمتر از روشنایی خورشید می باشد. ستارۀ فوق الذکر 39 سال نوری با زمین فاصله دارد، برابر با 8 درصد جرم خورشید است، و شعاعی بالغ بر 11 درصد شعاع خورشید دارد، یعنی فقط اندکی از سیارۀ مشتری بزرگتر می باشد. سال گذشته اکتشاف به عمل آمد که این سامانۀ خورشیدی دارای 3 سیارۀ خاکی - سنگی می باشد، و اکنون مطالعات جدید 4 سیارۀ دیگر نیز بر تعداد سیارات این منظومۀ خورشیدی اضافه کرده است.
ناسا می گوید تا این لحظه، این سیارات بهترین شانس برای یافت حیات بیگانه می باشند. این احتمال وجود دارد که از 7 سیاره، سه تای آنها دارای حیات بیگانه باشد. این سه سیاره قادرند حاوی اقیانوس باشند. تا امروز هیچ سامانۀ خورشیدی دیگری کشف نشده است که به این تعداد سیارات شبیه به زمین داشته باشد.
اکتشاف این سیارات توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر (Spitzer) و برخی تلسکوپهای مستقر در زمین صورت گرفته است.
اندازه گیری چگالی یا غلظت این 7 سیاره نشان داده است که 6 عدد از آنها سیارات خاکی - سنگی هستند.
کوچکترین سیاره از میان 7 سیاره، اندازه ای بالغ بر 75% اندازۀ زمین دارد و بزرگترین آنها 10% از زمین بزرگتر است.
دانشمندان به زودی قادر خواهند بود که از طریق مطالعۀ ساختار مولکولی اتمسفر این سیارات تشخیص دهند که آیا آنها حاوی حیات بیگانه هستند یا خیر.
@alien2016
ناسا کشف 7 سیارۀ شبیه به زمین را اعلام کرد:
ستاره شناسان در مسیر جستجوی حیات در ماوراءِ منظومۀ شمسی به یک اکتشاف فوق العاده مهم دست یافتند: یک سامانۀ خورشیدی با هفت سیارۀ شبیه به زمین که به دور یک ستارۀ نزدیک به زمین می گردد. حداقل سه تای این سیارات در ناحیۀ گلدی لاکز (goldilocks ) یا منطقۀ قابل سکنی واقع شده اند، و طی ده سال آینده مشخص خواهد شد که آیا آنها مسکونی هستند یا خیر.
سیستم ذکر شده به دور ستارۀ TRAPPIST-1 می گردد. این ستاره یک ستارۀ بسیار سرد کوتوله است و روشنایی آن 2000 برابر کمتر از روشنایی خورشید می باشد. ستارۀ فوق الذکر 39 سال نوری با زمین فاصله دارد، برابر با 8 درصد جرم خورشید است، و شعاعی بالغ بر 11 درصد شعاع خورشید دارد، یعنی فقط اندکی از سیارۀ مشتری بزرگتر می باشد. سال گذشته اکتشاف به عمل آمد که این سامانۀ خورشیدی دارای 3 سیارۀ خاکی - سنگی می باشد، و اکنون مطالعات جدید 4 سیارۀ دیگر نیز بر تعداد سیارات این منظومۀ خورشیدی اضافه کرده است.
ناسا می گوید تا این لحظه، این سیارات بهترین شانس برای یافت حیات بیگانه می باشند. این احتمال وجود دارد که از 7 سیاره، سه تای آنها دارای حیات بیگانه باشد. این سه سیاره قادرند حاوی اقیانوس باشند. تا امروز هیچ سامانۀ خورشیدی دیگری کشف نشده است که به این تعداد سیارات شبیه به زمین داشته باشد.
اکتشاف این سیارات توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر (Spitzer) و برخی تلسکوپهای مستقر در زمین صورت گرفته است.
اندازه گیری چگالی یا غلظت این 7 سیاره نشان داده است که 6 عدد از آنها سیارات خاکی - سنگی هستند.
کوچکترین سیاره از میان 7 سیاره، اندازه ای بالغ بر 75% اندازۀ زمین دارد و بزرگترین آنها 10% از زمین بزرگتر است.
دانشمندان به زودی قادر خواهند بود که از طریق مطالعۀ ساختار مولکولی اتمسفر این سیارات تشخیص دهند که آیا آنها حاوی حیات بیگانه هستند یا خیر.
@alien2016